ريشه ها و پيامدهاي حسد

ريشه هاي حسد

خودبيني و خودخواهي، چه فتنه ها که بر نمي انگيزد.زشتي ها را مي پوشاند و گاه آن ها را زيبا هم نشان مي دهد و انسان اسير خود، نمي تواند واقعيت خود را ببيند. 

از سوي ديگر همين صفت نسبت به ديگران برعکس کار مي کند؛ يعني انسان خودخواه خوبي هاي ديگران را نمي بيند و عيب هايشان را دو چندان مي بيند و اين گونه خود را برتر از ديگران مي يابد. گمان مي کند که او بايد بيش تر مورد احترام باشد، افزون تر از ديگران برخوردار باشد، ديگران به او سلام کنند، ديگران به احترامش از جا بلند شوند، ديگران به حضور او بروند يا به او تلفن بزنند؛چرا که شايستگي هاي او و شرف و مقام او بالاتر است!(1)

غافل از اين که بالاترين انسان ها، متواضع ترين آن ها نيز بوده اند. ببينيد. 

پيامبراسلام (ص) را که بر بالاترين سکوي قهرماني انسانيت ايستاده است و درعين حال،درسلام کردن برهمه پيشي مي گيرد و در مجلس ها جايگاه خاصي برخود بر نمي گزيند.

خلاصه اين که خودبيني سراز تکبر در مي آورد و تکبر صفتي خانمان براندازاست. ابليس با آن مقام بالايي که در پيشگاه خدا داشت، به خاطرتکبرش نسبت به آدم،از درگاه الهي رانده شده است. (2) او خود را برتر از آدم ديد و حسادتش نسبت به آدم گل کرد. 

ور حسد گيرد تو را در ره گلو

در حسد ابليس را باشد غلو

کو زآدم ننگ دارد از حسد

با سعادت جنگ دارد از حسد

عقبه اي زين صعب تر در راه نيست

اي خنک آن کش حسد همراه نيست (3)

ادامه نوشته

دام های شیطان

زينت دادن اعمال ناپسند از دام هاي شيطان
 
دخالت شيطان در قضايا، مَثل کساني است که از تيم تماشاچي ها هستند، در اين طرف و آن طرف بازيکنان خودشان را تشويق مي کنند، ولي به توپ دست نمي زنند. هيچ کدامشان وارد نمي شوند که به قضايا کمک بکنند ملائکه هم همين طور انسانهاي مؤمن را تشويق مي کنند.
شياطين هم انسانهاي کافر را تحريک مي کنند. اما حق مداخله کردن در امور را ندارند. و اين گونه است که اگر در درون انسان زمينه هايي وجود دارد، اين زمينه ها مکتوم نماند و بروز پيدا کند. چون قرار شد که عالم، عالمِ امتحان و انتخاب باشد، براي اينکه انتخاب سطحي نباشد و عميق تر باشد و عواملي مثل شيطان و ملايکه کاربردشان در بهتر برگزار شدن انتخابات و جوابها متناسب با وضعيت انسان باشد، چون مي دانيد سؤالات امتحاني هميشه صد در صد کاشف از استعدادها و قدرتها نيست. بايد عوامل ديگري هم زمينه بشود تا کاشف به عمل بيايد که اين لياقت مثلاً ورود به دانشگاه دارد يا ندارد. شيطان، کارايي را در امتحانات خيلي بالا مي برد. از اين جهت مي گويد: «و زيِّنَ لهم الشيطان اعمالهم» کارش تزيين و جوسازي است. چون اينها کاهند، سبکند، بايد از داخل گندم جدا بشوند تا گندم ارزش خودش را پيدا کند. «و عليهم بخيلک و رجلک» با سواره و پياده خودت بر اينها بتاز. «و شارکهم في الاموال و الاولاد» در مال و اولاد با آنها شريک باش و به اينها وعده بده. اين کارهايي است که شيطان مي کند. اينها نتايج انتخابات را مطمئن تر مي کند. کسي که مي خواهد به راه بيايد، با عبور از موانع، صلاحيت خودش را ثابت بکند؛ تصادفي نيايد که برود مثلاً بالاي بالا. اين خدمت به انسان است که اگر کسي مي خواهد سقوط کند، از بالا سقوط نکند؛ افتادن از همان اوايل صورت بگيرد، که استخوانهاي کمتري از او خُرد بشود.
ادامه نوشته

نام ها و صفات شيطان

1- ابليس؛ به معناي يأس و نااميدي از رحمت خداوند است. لفظ ابليس، 11 بار در قرآن آمده است.
2- وسواس؛ به معناي وسوسه گر و وسوسه کننده است.
3- خناس؛ به معناي پنهان و ناپيداست که شيطان در سينه انسانها کمين مي کند و مرتب وسوسه مي کند.
4- رجيم؛ به معناي سنگسار کردن و سنگسار شده است؛ چون هم از درگاه الهي رانده شده و هم توسط فرشتگان با شهاب ثاقب رانده شد و هم توسط حضرت ابراهيم و اسماعيل و هاجر رانده شده است.
5- حارث؛ که قبلاً اسم او در بهشت و در بين فرشتگان حارث بوده اما بعد از مخالفت با دستور خداوند و رانده شدنش از درگاه ربوبي، ابليس ناميده شد.
6- عزرايل؛ از ماده عزيز و به معناي عزيز شده است؛ چون شيطان در بهشت، در ميان ملائکه خيلي محترم و عزيز بود.
7- صاغر؛ به معناي پست و ذليل، ذليل بودن به واسطه رفتن عزت و حکومت و استقلال و از بين رفتن حيثيت و مقام و حقير و زبون بودن و... بعد از آن که شيطان آدم را سجده نکرد و در مقابل خدا تکبر نمود، خداوند خطاب به او کرد و فرمود: (فاخرج انّک من الصّاغرين) (1) يعني از بهشت خارج شو؛ زيرا تو از افراد ذليل و زبون و درمانده و پستي.
ادامه نوشته

نصایح شیطان

نصيحت شيطان به حضرت نوح(ع)

حضرت نوح(ع) هنگامي که حيوانات را سوار کشتي مي کرد، همه سوار شدند ولي در ميان آنها الاغ سوار نشد. نوح(ع) ترسيد آن حيوان غرق گردد و نسل الاغ از ميان برچيده شود، چند بار او را براي سوار شدن تحريک کرد، ولي او سوار نشد. نوح(ع) خشمگين شد و در حال خشم خطاب به الاغ گفت: اي شيطان سوار شو.

شيطان اين سخن را از نوح شنيد، دُم الاغ را گرفت و همراه الاغ وارد کشتي شد. در اينجا بود که نوح(ع) تصور کرد به شيطان اجازه نداده و او در کشتي نيست. هنگامي که کشتي بر فراز آب قرار گرفت و حرکت کرد، نوح(ع) ناگاه ديد شيطان در صدر کشتي نشسته است؛ با خشم به او گفت: چه کسي به تو اجازه ورود به کشتي را داد؟!

شيطان گفت: تو اجازه دادي، آنجا که گفتي؛ اي شيطان سوار شو! و بعد گفت: «اي نوح! تو به گردن من حق و نعمتي داري، مي خواهم آن را جبران کنم!

نوح(ع) فرمود: آن حق و نعمت چيست؟

- تو بر قوم خود نفرين کردي، همه آنها در يک ساعت غرق و هلاک شدند، اگر آنها اکنون زنده بودند مايه زحمت براي من مي شدند، زيرا حيران بودم که چگونه آنها را گمراه کنم، ولي اکنون راحت شدم.

- هنگامي که نوح(ع) اين شماتت و نيش تلخ شيطان را شنيد، بسيار ناراحت شد و گريه کرد و گريه اش در اين مورد ادامه يافت...

در اين موقع خداوند به نوح وحي کرد: سخن شيطان را گوش کن و بپذير.

نوح گفت: اي شيطان! اينک بگو سخنت چيست؟

شيطان: اي نوح! تو را از سه خصلت نهي مي کنم:

ادامه نوشته

غيبت‌هاي مجاز!

سه كس را شنيدم كه غيبت رواست
وزين درگذشتي، چهارم خطاست:
يكي پادشاهي ملامت‌پسند
كز او بر دل خلق بيني گزند
حلال است از او نقل كردن خبر
مگر خلق باشند از او برحذَر
دوم پرده بر بي‌حياتي متن
كه خود مي‌دَرَد پرده بر خويشتن
ز حوضش مدار اي برادر، نگاه
كه او مي‌درافتد به گردن به چاه
سوم كژ ترازويِ ناراست خوي
ز فعلِ بدش هرچه داني بگوي(1).
با اينكه «غيبت» (پشت سركسي از او بدگويي كردن»ازگناهان بزرگِ اخلاقي و اجتماعي بوده و مفاسد و بي‌ساماني‌هاي مُهيبي بر آن مترتّب است و اساساً سرشت‌ها و طبع‌هاي سالم و بي‌عيب از آن گريزانند،درموارد ويژه‌اي كه پاي مصلحت و خير انسان‌ها درميان است و هدفي مشروع و عقلايي دارد كه مفاسد آن را جبران مي‌كند، يا اينكه مفسده‌اي ندارد،به لحاظ شرعي، جايز و روا شمرده شده است-البته با رعايت اصول و حدودي كه در شريعت آمده است- كه در پايان اين بخش بدان‌ها اشاره خواهد شد. 
ادامه نوشته

مواضع امام حسين (ع) در مقابل معاويه

پيش گفتار

امامان شيعه، جانشينان به، حق انبياء و وارث رسالت رسولان اند که ازسوي حق تعالي براي هدايت بشر و نجات انسانها برگزيده شده اند. سيرقهقرايي جامعه به سمت آداب وسنن جاهليت، درعصرامام حسين (ع) با روي کارآمدن بني اميه شروع شد. آن حضرت دوبرخورد متفاوت را با سران بني اميه را آغاز کرد: 

ده سال سکوت اعتراض آميزهمراه با روشنگري در زمان معاويه، و اقدام دوم، قيام کربلاي 61 هجري درمقابل يزيد که باعث شهادت ايشان گرديد. 

دراين تحقيق برآنيم که ببينيم که آيا ابا عبدالله (ع) در ده سالي که امامتشان مصادف با حکمراني معاويه بود، براي هدايت مردم حرکتي از خود نشان داد يا نه؟ آيا ازاسلام در مقابل توطئه هاي بني اميه محافظت کرد؟ ودربرابراقدامات انحراف آميز معاويه مثل بسياري از صحابه بزرگ آن روز، موضع منفعلانه و سکوتي همراه با بي توجهي به مسائل روز اتخاذ کرد؟ اگر اعتراض کرده بود، شيوه ي اعتراض چگونه بود؟ آيا مواضع او درمقابل معاويه، همان استمرار شيوه ي صلح آميزامام حسن (ع) بود يا موضع متفاوتي داشت؟

قبل از ورود به بحث، بايد متذکر شوم ذکر مبارزات آن حضرت با معاويه، براساس اهميت بعضي از موضع گيري هاست، نه طبق نظم تاريخي. 

ادامه نوشته

صبر و بلا

وقتی که ما زندگی شخصی را می بینیم که با انواع و اقسام سختی ها و گرفتاری ها دست به گریبان است با خود فکر می کنیم که خدایا فلانی چقدر تحمل دارد؟! چطور این همه مشکل را حل می کند؟.

یا ممکن است در گذشته خود که دقت می کنیم روزهایی را به یاد بیاوریم که در هجمه شداید و بلایا گرفتا بودیم اما بر رفتار خود کنترل داشتیم تا اینکه از شدت آن ها کاسته شد و الآن که چند صباحی از آن روزگاران گذشته در بهت و حیرت مانده ایم که آیا این من بوده ام که با صلابت ایستادم و مبارزه کردم ؟؟؟و حاضریم سوگند بخوریم که اگر هم اکنون در آن شرایط قرار بگیریم بی شک خود را خواهیم باخت .

همه این ها به خاطر این است که ما از یک راز بزرگ بی خبریم و نمی دانیم که خداوند متعال پتانسیل های متفاوتی در وجود ما برای برخورد با شرایط خاص قرار داده که به نوبه خود وارد عمل می شوند و به مهندسی امور می پردازند.

همان گونه که حوادث و پدیده‏هاى زندگى ، تحت اختیار و تقدیر الهى است، هم او توان بردبارى را نیز مى‏دهد. خداوند متعال ، هم حوادث را مقدّر مى‏کند و هم قدرت مقاومت در برابر آنها را به فرد مى‏دهد؛ ولى ما معمولاً از این اقتدار خدادادى ، بى‏خبریم و به همین جهت ، از آن ، بهره‏بردارى نیز نمى‏کنیم. انسان قدرتمندى که از قدرت خودْ بى‏خبر است ، ناتوان است . احساس توانمندى ، بسته به وجود قدرت نیست ؛ بلکه به آگاهى ما از قدرت و باور ما به قدرتمندى ، بستگى دارد . بردبارى کردن ، یک توانمندى است . این توانمندى هنگامى کارآیى دارد که درک شود و به کار گرفته شود .

ادامه نوشته

کسانی که کور محشور می شوند

خیلی ها با بی حوصلگی می گویند بابا اینقدر ما گرفتاریم که همان نماز را هم به زور می خوانیم!
ما چرا اینقدر گرفتاریم و هیچ وقت آرامش نداریم اگر تمام دنیا را هم داشته باشیم باز سختی ها و مشکلات دست از سر ما بر نمیدارند ؟می دانید دلیلش چیست ؟
1. زندگانی دشوار و سخت: خداوند متعال در قرآن می فرماید: « وَمَن أعرَضَ عَن ذِكری فَإنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْكاً»؛ (1) « و هر كس از یاد من روی گرداند، زندگی دشواری خواهد داشت.»
عده ای از ما هم نه تنها همان نماز زورکی را هم نمی خوانیم که هیچ و تا اسمی از خدا و پیغمبر می آورند کفرمان در می آید و هر چی از دهنمان در بیاید می گوییم که چرا چنین است و چنان است ؟ می دانید چرا تحمل این حرف ها برای ما سخت و نامأنوس ؟ چون روح و جان آدمی با چیزهایی خو می گیرد که با آن ها دمخور باشد. مثلا اگر ما با یک انسان فحاش و بد دهن رفیق باشیم فحش و ناسزاگویی برای ما راحت می شود و بر عکس اگر با انسانی با فرهنگ و متدین همنشین باشیم ادب در وجود ما به بار خواهد نشست
ادامه نوشته

توکل صحیح چگونه است؟

توکل یعنی اینکه ما دیگری را وکیل کارهای خود کنیم کسی که ما را یاری کند تا به آنچه مطلوبمان است برسیم و از خوف و خطر در امر مورد نظر در امان بمانیم .
اما این وکیل کاردان کیست؟ و ما امور خود را چگونه باید به او بسپاریم و تا چه حد از کار را خود باید انجام دهیم ؟
در قرآن کریم بر توکل بر خداوند متعال بسیار تأکید شده و آن را یک الزام می دانند چرا که امور بدون پشتوانه وحیانی محکوم به شکستند کسی که در امورش خود را مؤثر مطلق می داند بزودی به خاک کذلت می افتد در این جهان بزرگ حتی یک برگ خشک درختی بدون اجازه قادر متعال بر زمین نمی افتد و ما باید در هر لحظه متوجه این نکته باشیم و سپردن امور خود به خداوند متعال آن ها را بیمه کنیم .
- «وَعَلَی اللهِ فَلْیتَوَکلِ المُؤمِنُونَ»؛ (1) « و مؤمنین باید بر خدا توکل کنند.»
- «فَإذا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَی اللهِ إنَّ اللهَ یحِبُّ المُتَوَکلِینَ»؛ (2) « پس هر گاه عزم انجام کاری کردی برخدا توکل کن که خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.»
3. عن الصادق علیه السلام عن ابیه عن آبائه عن النبی صلی الله علیه و آله أنَّهُ قالَ: « شُعَارُ المُسلِمینَ عَلَی الصِّراطِ یوْمَ القِیامَةِ لا إِلهَ إِلاَّ اللهُ وَعَلی اللهِ فَلْیتَوَکلِ المُتَوَکلونَ؛ شعار مسلمانان در روز قیامت روی پل صراط « لا اله الا الله» و « علی الله فلیتوکل المتوکلون» می باشد.» (3)

ادامه نوشته

روزانه چقدر قرآن بخوانیم؟

«وَ عَلَیک بِتِلاوَه القُرآنِ عَلی کلِّ حالٍ» .[2] از وصایای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السّلام ـ (و تلاوت قرآن را در هر شرایطی ملتزم باش) 1. اصل تدریج و پیوستگی در جریانِ رشد با توجه به اینکه قرآن کریم، رزقِ روحی مؤمن می‎باشد ناچار باید این تغذیه، مستمر و دائمی باشد و در هر شبانه روز، سهمی برای روحِ خویش در نظر بگیریم، همانگونه که خداوندِ عالم، نماز را در پنج وقتِ شبانه روز واجب فرموده است که به هیچ وجهی و در هیچ شرایطی قابل فسخ نمی‎باشد: «إِنَّ الصَّلاه کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کتاباً مَوْقُوتاً» .[3] روزانه چقدر قرآن بخوانیم؟ جریان تحول و رشدِ روحِ انسانی، امری پیوسته و تدریجی است که دو عاملِ اساسی در تداوم و پیوستگی قرائت قرآن می‎باشد: «أحّبُّ الأعْمالِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما داوَمَ العَبْدُ عَلَیهِ وَ انْ قَلَّ» .[4] امام باقر ـ علیه السّلام ـ ؛ محبوبترین اعمال بسوی خدای عزیز و جلیل عملی است که بنده بر آن استمرار داشته باشد اگر چه اندک باشد). او می‎داند که از شما بعضی بیمار خواهد شد و عده‎ای دیگر در زمین راه می‎سپرند چرا که از فضل و نعمِ خدا (روزی خویش را) می‎جویند و عده‎ای دیگر در راه خدا می‎جنگند پس از آن هر چه میسر است بخوانید...
ادامه نوشته

راهکارهای از بین بردن شیرینی گناه

همان گونه که اعمال صالح و نیکوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می شود، بعضی از اعمال نیک نیز سبب تکفیر و از بین رفتن گناهان می گردد. در قرآن و روایات راه‏ها و مصادیق فراوانی که موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلکه تبدیل سیئات به حسنات شده است. از مجموع آن‏ها این مطلب به دست می آید که ایمان و عمل صالح و توبه و ترک گناهان کبیره، مطمئن‏ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است. در ذیل به برخی از آن‏ها اشاره می شود راهکارهای قرآنی 1- ایمان و عمل صالح:قرآن کریم می فرماید« وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ » ؛(1) کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجامی می دهند، گناهان آنان را می بخشیم". پس باید کوشید از طریق ازدیاد معرفت و شناخت خدا و آگاهی از نعمت‏های مادی و معنوی او و انجام عمل صالح، ایمان را تقویت نمود. 2- توبه و انابه و بازگشت از گناهان سبب محو و از بین رفتن همه گناهان کبیره و صغیره می گردد.(2) آیات 68 و 69 سوره فرقان به مرتکبین برخی گناهان کبیره وعده عذاب مضاعف و خلود در جهنم داده، سپس فرموده است:"مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد که در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلکه) سیئات و بدی‏های اعمال آن‏ها را به حسنات تبدیل می کند".(3) خردمندان و مؤمنان حقیقی نه تنها گناه نمی کنند بلکه به آن نزدیک نمی شوند ؛ چرا که به عاقبت شوم آن یقین دارند و در نتیجه از گناه لذت نمی برند بلکه بالعکس . البته لازم به ذکر است که رسیدن به این رتبه و مقام با تلاش و زحمت و مجاهده فراهم می گردد
ادامه نوشته

علائم سینوزیت

با شروع فصل سرما دوباره سرماخوردگی بین مردم شایع می‌شود. دراین‌میان، یكی از بیشترین مشكلاتی كه برای خیلی از افراد، به‌وجود می‌آید مشكل سینوزیت است كه در برخی مواقع نیز با آلرژی اشتباه گرفته می‌شود، اما چطور می‌توان علایم سینوزیت را تشخیص داد و درمان مناسب برای آن چیست؟ دكتر ژانت سروش، متخصص عفونی، اطلاعات كاملی درباره نشانه‌ها، عوارض و روش‌های درمانی انواع سینوزیت را به‌طور كامل شرح می‌دهد.

‌كار سینوس‌ها در بدن چیست؟
 
سینوس‌ها در ناحیه فك و صورت قرار دارند و از بدو تولد نوزاد در بدن تشكیل می‌شوند. این اعضا، حوزه‌های توخالی هستند كه قسمتی از صورت و جمجمه را اشغال می‌كنند و عملا كار فیزیولوژیكی زیادی در بدن انجام نمی‌دهند ولی اگر دچار التهاب، عفونت و ترشح غیرعادی شوند، علایمی ایجاد می‌كنند كه به آن التهاب سینوس یا سینوزیت می‌گویند. باید بدانید كه سینوس‌ها به خودی‌خود مشكلی برای سلامت بدن ایجاد نمی‌كنند و در عین حال، كار خاصی نیز انجام نمی‌دهند اما اگر به دلایلی این حفره‌ها دچار التهاب شوند به شكل سینوزیت ظاهر می‌شوند و در این صورت مشكلاتی را برای فرد به وجود می‌آورند.
معمولا سینوزیت از یك سرماخوردگی ویروسی معمولی شروع می‌شود كه اغلب، التهابی كه بر اثر این ویروس در مخاط سینوس ایجاد می‌شود، خودبه‌خود و بعد از گذشت چندروز بهبود پیدا می‌كند و احتیاجی به آنتی‌بیوتیك یا درمان‌های دیگر نیست. ولی گاهی اوقات به دنبال سرماخوردگی ویروسی، علایم سینوزیت ادامه پیدا می‌كند و بیش از یك هفته یا 10روز هم ادامه پیدا می‌كند.
ادامه نوشته

میوه های افزایش دهنده ی هوش و حافظه

سلامت نیوز: به منظور تقویت حافظه و ارتقاء هوش باید نکاتی را رعایت کنیم که در جنبه‌های مختلف می‌تواند منجر به تقویت حافظه و هوش شود. نوع تغذیه از جمله نکات مهمی است که باید به آن توجه نمود. در زیر به نکاتی اشاره می‌کنیم که توجه به آن‌ها نقش به سزایی در تقویت حافظه دارد.
میوه‌هایی که هوش و حافظه ی مغز را افزایش می‌‌دهند، شامل موارد زیر است:

سیب:
 
سیب یکی از بهترین میوه‌های معجزه آسا است، که هم خاصیت خنثی کردن سم را دارد و هم قدرت غذایی. به علت داشتن مواد قلیایی، اسید اوریک را حل می‌کند و برای معالجه‌ی مرض چاقی بسیار مفید است. به علت داشتن فسفر ، تقویت‌کننده اعصاب و مغز است. سیب به علت دارا بودن ویتامین‌های A ، B و C و املاح سودمندی مانند کلسیم ، فسفر، منیزیم ، آهن، پتاسیم و سدیم برای همه‌ی سنین به خصوص بچه‌ها مفید می‌باشد.
سیب با خستگی ، فشار ذهنی و کمبود مواد معدنی مبارزه می‌کند. تقویت‌کننده‌ی اعصاب و عضلات و دشمن سرسخت بوی بد دهان و آرامش دهنده‌ی قلب است. بوییدن و خوردن سیب موجب نشاط، شادی، تقویت حافظه و سلسله‌ی اعصاب می‌گردد.
سیب قرمز بیشتر از سیب سفید مفید است؛ البته به شرطی که تازه باشد.

ادامه نوشته

ويژگي‌هاى بزرگ اخلاقى‏ اباعبدالله

بخشنده و بزرگوار
1 - روزى يك اعرابى نزد امام حسين آمد و عرض كرد: اى فرزند رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله من پرداخت ديه ‏اى كامل را ضمانت كرده‏ ام امّا از اداى آن ‏ناتوانم. با خود گفتم كه از بزرگوارترين مردم، آن را تقاضا می‏كنم و از خاندان رسول اللَّه كسى را بزرگوارتر و بخشنده ‏تر نيافتم.
پس امام حسين به وى فرمود: "اى برادر عرب از تو سه پرسش مى‏كنم ‏اگر يكى از آنها را پاسخ گفتى ثلث آن ديه را به تو میدهم و اگر دو پرسش ‏را جواب دادى دو ثلث آن را به تو مى‏پردازم و اگر هر سه پرسش را پاسخ‏ گفتى تمام مالى را كه مى‏خواهى به تو مى‏دهم".
اعرابى عرض كرد: آيا كسى مانند تو كه اهل علم و شرف است از چون‏ منى مى‏خواهد بپرسد؟
حضرت فرمود: "آرى. از جدّم رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله شنيدم كه مى‏فرمود.معروف به اندازه معرفت است".
اعرابى عرض كرد: آنچه مى‏خواهى بپرس اگر پاسخ دادم (كه هيچ) و گرنه جواب آنها را از تو فرا خواهم گرفت. و لا قوة الا باللَّه.
امام عليه السلام پرسيد: "برترين اعمال چيست؟"
اعرابى گفت: ايمان به خدا.
حضرت سؤال كرد: "راه رهايى از نيستى و نابودى چيست؟"
اعراى گفت: اعتماد به خداوند.
امام حسين پرسيد: "زينت دهنده انسان چيست؟"
ادامه نوشته

می خواهم گناه نکنم اما نمی توانم

نویسنده: علامه جوادی آملی
 
عارف، عالم را محضر خدا می داند و او را شاهد، حاضر و ناظر بر جمیع امور. این اعتقاد نه تنها مانع صدور گناه و خلاف از او می شود بلکه سبب آسان شدن تحمل مصائب نیز می گردد.
مردی خدمت امام حسین علیه السلام آمد و گفت: می خواهم گناه نکنم ولی نمی توانم. موعظه ای کن (تا مانع صدور گناه از من شود). امام علیه السلام فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستی گناه کن(وگرنه دست از گناه بکش). جاء رجل الی حسین علیه السلام و قال أنا رجل عاص و لا أصبر عن المعصیة- فعظنی بموعظة- فقال علیه السلام: «افعل خمسة أشیاء و أذنب ما شئت».
1.روزی خدا را نخور و هرچه خواستی گناه کن. «فأول ذلک لا تأکل رزق الله و أذنب ما شئت».
2.از ولایت خدا خارج شو و هرچه خواستی گناه کن. «والثانی اخرج من ولایة الله و اذنب ما شئت».
3.جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن. «و الثالث اطلب موضعا لا یراک الله و أذنب ما شئت».
4.آن گاه که ملک الموت برای قبض روح تو می آید، اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا کنی، هر چه می خواهی گناه کن. «والرابع إذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و أذنب ما شئت».
5.وقتی مامور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند، اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه کن. «والخامس إذا أدخلک مالک فی النار- فلا تدخل فی النار و أذنب ما شئت».بحارج 75 ص 126
ریشه قرآنی حدیث آن است که قرآن کریم نیز از همین عامل به عنوان یکی از اهرم های تربیتی استفاده کرده است: «و قل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون».سوره توبه آیه 105
ادامه نوشته

نقش کودکان در بالندگی حماسه عاشورا

نويسنده:ابوالفضل هادی منش
حماسه شکوهمند روز دهم سال 61 هجری، نگارینه‏ای از زیباترین طرح‏ها و نقش‏ها را در تاریخ حک نمود. حماسه از سرخی خون برترین رادمردان خدا، خامه گرفت و دست نقاش چیره شهادت که از آستین بزرگ آموزگار آن، حضرت حسین(علیه‏السلام) بیرون آمده بود، بر پرده کربلا، در آن ساعتی که عقربه‏های آفرینش لحظه عروج را نشان می‏دادند، چشم نوازترین تصویر را به نقش کشید.
منشور درخشنده عاشورا که تابناکی خود را از درخشش خورشید کربلا و ستارگانی که گرد منظومه آن نورافشانی می‏کردند. با عرفان و حماسه خود چراغ فرا راه بشر روشن نمودند که تا روز رستاخیز، راه آزاد زیستن و سربلند رهیدن را به بشریت نشان داد.
در این رهگذر، هر یک از آزاد مردان و شیر زنان عاشورا، به سهم خود بر اعتلا و سربلندی این حماسه افزودند اما کربلا از حماسه کودکانی که در این سفر جاودانه، هم پای ایثارگران و جانبازان عاشورا، چکامه حضور سرودند، خاطره‏ها بر لوح سینه دارد. کودکان بی گناهی که طعمه آتش افروزی پست‏ترین آفریدگان خدا شدند. کودکانی که در جنگی نابرابر قربانی زراندوزی و زور مداری حریص‏ترین شغالان بیشه طمع ورزی گشتند. کودکانی که در خون طپیدن پدران و برداران خود را پیش روی خویش دیدند، مبارزه با ستم و فریاد در برابر تفرعن را آموختند و به پدران و برادران خویش اقتدا نمودند. آنان اگر چه نجنگیدند اما حضور و شهادتشان نقش مهمی در عزت و عظمت ابعاد قیام و نیز شتاب بخشیدن در فروپاشی بنیان ظلم و استبداد در جامعه اسلامی گردید. 
عاشورا، بالنده‏ترین و پاکترین حماسه‏ای است که در خاطره تاریخ نقش بسته و تابناک‏ترین سرمشقی است که مادر فرتوت تاریخ آن را در کتاب کهن خویش نگاشته است، اما نقش زیبایی را که کودکان عاشورا، بر این کتاب افزودند: نباید از یاد برد. هر یک نمادی بالنده بر این نگار بودند که دختر خورشید کربلا، حضرت رقیه(علیهاالسلام) بهانه‏ای به دست داد تا به دیگر کودکان سربلند عاشورا نیز اشاره‏ای بکنیم و نقش برخی از آنان را در قالب نمادی از آموزه‏های بزرگ تربیتی که در دامان اهل بیت(علیهم‏السلام) فرا آموخته بودند، مورد بررسی قرار می‏دهیم.
ادامه نوشته

عواملی که فشار قبر را کاهش می دهد

از طرفی اگر امیدش به فضل و رحمت الهی بیش از اندازه باشد، امن از مکر الهی پیدا می‌کند و از جانب دیگر سقوط می‌کند و انگیزه‌ای برای انجام اعمال نیک و پسندیده پیدا نمی‌کند درحالی‌که خداوند کریم‌تر از آن است که بنده‌ی ضعیف و ذلیل را عذاب کند. در نتیجه به هر عمل ناشایستی تن داده و باز دم از فضل و کرم و لطف و رحمت خدا می‌زند.
در همین راستا حضرت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود: «اگر اندازه‌ی رحمت خدا را می‌دانستید هر آیینه بر آن تکیه می‌کردید و جز اعمال اندکی انجام نمی‌دادید و اگر میزان غضب و خشم خدا را می‌دانستید گمان می‌کردید که دیگر نجات نخواهید یافت.»(1)
ولی بنا بر فرمایش امام صادق (علیه السلام): «هیچ بنده‌ی مؤمنی نیست مگر آن که در قلبش دو نور وجود دارد نور خوف (از عذاب الهی) و نور امید (به رحمت پروردگار) که اگر هر یک را با دیگری بسنجد از آن زیادتر نخواهد بود» (2) یعنی هر دو به یک میزان خواهند بود. 
انسان تا به امروزَش عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عالم‌های دیگری را در پیش‌رو دارد، انسان با مرگ از عالم دنیا به جهان آخرت منتقل می‌شود که آخرت هم ابتدایش «عالم برزخ» و انتهایش که بعد از برپایی قیامت کبری است بهشت یا دوزخ می‌باشد. ‌حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «فشار قبر برای مؤمن کفاره تباه نمودن نعمت‌ها از ناحیه‌ی اوست»
ادامه نوشته

توبه آدم بد اخلاق

بد اخلاق ها برای توبه زحمت نکشند خداوند برای بداخلاقی توبه قرار نداده است چرا؟...
امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت كرد كه : على علیه السلام فرمود: هیچ گناهى نیست جز اینكه توبه اى دارد و هیچ توبه كننده اى نیست جز اینكه توبه اش براى او سالم و دست نخورده مى ماند مگر كسى كه بداخلاق است زیرا چنین كسى از هیچ گناهى توبه نمى كند جز اینكه در گناهى بدتر از آن وارد مى شود. 
اگر عنوان این مقاله کمی نامفهوم است باید بگویم که: خیلی ها گمان می‌کنند فقط باید از گناهانی مانند تهمت غیبت دروغ دزدی زنا ربا و ... توبه کرد. در حالی که دامنه توبه به این گناهان خلاصه نمی‌شود.
متاسفانه یکی از گناهانی که گریبانگیر خیلی هاست، گناهی است به نام بداخلاقی. بله. شاید برای شما هم عجیب باشد که مگر بداخلاقی هم گناه دارد؟ 
در جواب باید بگوییم نه تنها بد اخلاقی گناه است بلکه می‌تواند گناهان زیادی را با خود حمل کرده و به صاحبش هدیه دهد. کسی که بدخلق است خیلی زود خشمگین می‌شود و انسان خشمگین بهترین نیروی شیطان و وسوسه های اوست.
بسیاری از گناهان زبان، زاییده خلق و خو و اخلاق بد است. بدخلقی آثار فراوانی دارد که از جمله آنها عذاب قبر می‌باشد. ما در این مقاله در صدد بررسی آثار بدخلقی نیستیم. بلکه به دسته ‌ای از روایات که در باره لزوم توبه از بداخلاقی بیان شده، اشاره خواهیم کرد.
ادامه نوشته

یازده دلیل برای خوردن ۱ عدد سیب در روز

سیب به بهبود تنفس، درمان و پیشگیری از آسم، افزایش هوش، پیشگیری و درمان آلزایمر، کاهش کلسترول، کاهش خطر حملات قلبی، کاهش احتمال ابتلا به سرطان، افزایش انرژی بدن، افزایش بینایی و بهبود دیابت کمک می‌کند.
جدا از طعم و مزه‌ی بسیار عالی که سیب دارد، این میوه کوله‌باری از خواص درمانی را در خود دارا می‌باشد.
سیب نقش مهمی در سلامت بدن دارد و مزیت آن این است که علاوه بر پیشگیری از بیماری‌ها، باعث افزایش سلامتی نیز می‌شود.
در این‌جا، برای شما دلایلی آورده‌ایم که چرا باید روزی حداقل یک عدد سیب بخورید.

۱-به بهبود تنفس، درمان و پیشگیری از آسم کمک می‌کند
 
محققان انگلیسی اخیراً به این نتایج دست پیدا کرده‌اند که مادرانی که در طی زمان بارداری سیب بیشتری می‌خورند، کمتر احتمال دارد فرزندانی داشته باشند که تا سن ۵ سالگی دچار آسم شوند.

ادامه نوشته

ورزش مخصوصی برای افراد چهل سال به بالا

 این سئوال افرادی را مخاطب قرار می‌دهد که یا تا به حال تحرک نداشته اند یا چندین سال است که فعالیت ورزشی شان را رها کرده اند....

ورزش مخصوصی برای افراد چهل سال به بالا
از چهل سالگی به بعد چه ورزش هایی می‌توان انجام داد؟
در واقع، در این سن و سال، بدن شروع به تغییر می‌کند، چاقی ظاهر می‌شود و خطرات جدی سلامت فرد را تهدید می‌کند. و هیچ عجیب نیست که یک فرد چهل ساله برای شروع ورزش دچار آشفتگی و سردرگمی شود. چندین مورد ضروی وجود دارند که افراد چهل ساله ای که می‌خواهند ورزش را شروع کنند یا از سر بگیرند، باید آنها را رعایت نمایند.
ادامه نوشته

کشف حجاب از منظر مقام معظم رهبري

مقام معظم رهبري (مدظله العالي)
تهاجم فرهنگي عليه ملت ما مشخصاً از دوران رضاخان شروع شد. البته قبل از او مقدمات تهاجم فراهم شده بود. قبل از او کارهاي فراواني کرده بودند و روشنفکرهاي وابسته را در داخل کشور کاشته بودند... ملت ايران بايد تاريخچه اين 150 - 200 سال اخير، از دوران اواسط قاجار و جنگهاي ايران و روس به بعد را بخوانند و ببينند چه حوادثي در اين کشور روي داده است. يکي از اين حوادث، ايجاد جريان روشنفکري وابسته است. ما نمي توانيم بگوئيم که در طول تاريخ ايران روشنفکر نداشته ايم. هميشه در همه عصرها و دورانها روشنفکرهايي بوده اند که جلوتر از زمان مي انديشيدند و حرکت مي کردند، اما زمانيکه غرب مسلط به تکنولوژي و علم، خواست در ايران پايگاه تسلط خود را مستحکم بکند از راه روشنفکري وارد شد. از طريق عناصر خود فروخته اي مثل ميرزا ملکم خان ها و تقي زاده ها اقدام کرد. جريان روشنفکري در ايران از دوران قاجار به بعد بيمار و وابسته متولد شد. متأسفانه چند نفري هم که آدمهاي سالم و خالصي بودند، بين آنها گم شدند. اين جريان از ابتدا وابسته بود. بعضي از آنها وابسته به روسيه بودند. مثل ميرزا فتحعلي آخوندزاده و بعضي ديگر وابسته به اروپا و غرب مثل ميرزا ملکم خان و امثال او. اين کارها قبلا در داخل ايران شده بود ولي اثر چنداني نداشت. کسي که در آن روز بزرگترين قدم را به نفع فرهنگ غرب و در حقيقت به نفع سلطه غرب و استعمار انگليس بر ايران برداشت،
ادامه نوشته

کشف حجاب از منظر امام راحل

حضرت امام خميني (ره):
اگر خدا به داد اين ملت نرسيده بود خوابهايي بسيار وقيحانه براي ملت ديده بودند.
خدا مي داند که در کشف حجاب چه جنايتهايي اينها کردند، حتي به علماي بزرگ هم پيشنهاد مي کردند که شما مجلس بگيريد با خانم هايتان، با زنهايتان بياييد در مجلس... خدا مي داند که به اين ملت ايران چه گذشت. در اين کشف حجاب انسانيت را پاره کردند. آزادي زن در منطق شاه يعني به انحطاط کشيدن زن از مقام انساني او و در حد يک وسيله با او رفتار کردن... يعني پر کردن زندانها از زنان ايراني که حاضر نيستند به پستي هاي شاهانه تن بدهند. (حکايت کشف حجاب ج 1، ص 12 و 13 و 122 و 123 و 138)
نقشه اين بود که اين قشر مؤثر که از دامن آنها زنان و مردان مؤثر تربيت مي شوند طوري کنند که اطفال خودشان را از دامنهاي خودشان برانند و در جاهاي ديگر که اطفال در آنجا جمع مي شوند انباشته کنند و شما را از مهر مادري و آنها را از سرپرستي مادرانشان جدا کنند که اين افرادي که بايد در دامنهاي شما تربيت بشوند، از شما جدا بشوند و نتوانند براي کشور خودشان و براي اسلام عزيز عمل کنند. نقشه اين بود که با توطئه کشف حجاب مفتضح در زمان قلدر نافهم، رضاخان، اين قشر عزيز را که جامعه را بايد بسازند، تبديل کنند به يک قشري که فاسد کنند جامعه را و اين نقشه نه اختصاص به شما بانوان داشت بلکه جوانان مرد را هم همين طور بکشانند به مراکز فساد و آنطور که مي خواهند آنها را تربيت کنند که اگر چنانچه کشورشان بدست هر کس بيفتد بي تفاوت باشند. (حکايت کشف حجاب، ج 1، ص 139)

ادامه نوشته

آیا گمان بد گناه است؟!

معنای لغوی
سوء ظن به معنای بدگمانی بوده و یکی از رذائل اخلاقی است که در دین اسلام و در قرآن کریم به شدت از آن نهی شده است.
بد گمانی در قرآن
این صفت رذیله نتیجه ترس و ضعف نفس است، و اصولا افرادی که توان مقابله با دیگران را ندارند به این کار عادت می کنند. ترس از دیگران گاهی سبب می شود که انسان با تهمت زدن و با عینک بدبینی به دیگران نگاه کند. خود بزرگ بینی نیز گاهی از این روش خود را نشان می دهد.
خداوند مى‏فرماید: «یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیرا مِنَ الظَّنِّ انَّ بَعْضَ الظَّنِّ اثْمٌ» (سوره حجرات، آیه 12 ) یعنى: اى گروه مؤمنین، اجتناب کنید از بسیارى از گمان به درستى که بعضى از گمانها گناه است.
و در جای دیگر مى‏فرماید:«وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السُّوْءِ وَ کُنْتُمْ قَوْما بُورا» (سوره فتح، آیه 12) یعنى: گمان بد بردید، و شما قومى بودید به هلاکت رسیده».
حضرت امیر المؤمنین علیه السلام مى‏فرماید: «باید امر برادر مؤمن خود را به بهترین محامل حمل کنى. و باید به سخنى که از برادر تو سرزند گمان بد نبرى مادامى که محمل خوبى از براى آن بیابى».
همیشه باید به انسانها گمان خوب ببریم یعنی اگر مومنی را در معرض یک تهمت دیدیم بهترین احتمال را بدهیم.حتی اگر این احتمال بسیار ضعیف باشد
در روایت آمده است که: «خداوند متعال حرام کرده است از هر مسلمى خون او را و عرض او را و ظن بد به او بردن را». و همین مذمت از براى ظن بد کافى است که آن را قرین کشتن مسلم و دست‏اندازى به حریم و عرض او نموده. و شکى نیست که هر کس در باطن، بد به دیگرى برد و او را به شر و فساد نسبت دهد در ظاهر به نظر حقارت او را مى‏بیند، و اکرام او را آنگونه که سزاوار است بجا نمى‏آورد. و در حقوق او کوتاهى مى‏کند. بلکه مضایقه از غیبت، و اظهار آنچه گمان به او برده نمى‏کند. و همه این امور منشأ هلاکت او مى‏شود.


ادامه نوشته

شیعه شدن اهل سنت به واسطه گریه بر حسین (ع)

حجت الاسلام والمسلمین شریف زاهدی طلبه نوشیعه زاهدانی جریان شیعه شدن خود را اینگونه برای دانشجویان بیان نمود: «...کنجکاو شدم تا بدانم سخنران چه می‏گوید؛ زیرا به ما گفته بودند که هر چه روحانیون شیعه می‏گویند، دروغ است. به این نیت رفتم که ببینم چه دروغ‏هایی می‏گوید. نزدیک حسینیه شدم. می‏خواستم وارد حسینیه شوم ولی خجالت کشیدم؛ چون لباس مولوی‏ها بر تن من بود...»

طلبه اهل‏ سنت: روضه امام حسین(علیه السلام) شیعه‏ ام کرد حجت الاسلام والمسلمین "شریف زاهدی" طلبه نوشیعه زاهدانی که بیش از ده سال است به تشیع گرویده در دانشکده علوم قرآنی قم جریان شیعه شدن خود را اینگونه برای دانشجویان بیان نمود: بنده محمد شریف زاهدی اهل نیک‏شهر استان سیستان و بلوچستان هستم. بعد از 11 سال تحصیل در مدارس و حوزه‏های علمیه اهل سنت، با شنیدن روضه امام حسین (علیه السلام) بارقه هدایت در دلم پدید آمد و پس از تحقیقات مفصل در سال 1382 به مکتب نورانی اهل‏بیت علیهم السلام مشرف شدم. یکی از اساتیدم «مولوی عیسی ملازهی» امام جماعت مسجد محمد رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود. گاهی که برایشان مشکلی ایجاد می‏شد و نمی‏توانست به مسجد برود، بنده را به جای خود می‏فرستاد تا نماز جماعت را اقامه کنم. شب عاشورای سال 1375 بود و من به جای استادم به مسجد رفتم و نماز عشاء را خواندم. همه مردم از مسجد بیرون رفتند. من آخرین نفری بودم که از مسجد بیرون آمدم و درب مسجد را قفل کردم. می‏خواستم به مدرسه برگردم که صدای سخنرانی از حسینیه شیعیان مهاجر چابهار که در فاصله پنجاه متری مسجد بود، توجهم را جلب کرد.

ادامه نوشته

ای اجل یک چند روزی دور ما را خط بکش                  وعده ما عصر عاشورا کنار قتلگاه

خدا را شاکریم که اجازه داد یک محرم دیگر زنده بمانیم و برای دل خودمان هم که شده عزاداری کنیم. عزاداری برای کسی که با خونش اسلام را برای همیشه تاریخ بیمه کرد. برای حسین(ع) و یاران باوفایش که جنگیدند و نشان دادند که خون همیشه بر شمشیر پیروز است. امشب شب اول محرم است ؛ محرمی که خداوند به واسطه شهادت بهترین بندگانش برای همیشه تاریخ غم و اندوه را به دل همه جهانیان نشاند. نه فقط شیعه ها بلکه اهل سنت ، مسیحی و یهودی همه برای این ماه عزیز ارزش فراوانی قائل هستند پس ما که شیعه علی و فرزندانش هستیم می بایست با عزاداری هایمان دل بی بی دو عالم را شاد کنیم. امشب شبی است که به حضرت مسلم (ع) اختصاص دارد. مسلم فرستاده امام حسین (ع) که به دست کوفیان نامرد به شهادت رسید ؛ کوفیانی که در زمان علی (ع) او را هم با جهل و نادانی خود به شهادت رساندند تا برای همیشه تاریخ کوفه شهر نامردی و بی وفایی لقب بگیرد و حتی حالا هم پس از هزار سال هنوز هم کوفه شهر رنگ و بی خوشی به خود ندیده و نخواهد دید تا آن که مهدی صاحب الزمان (عج) ظهور کند و آن را محل حکومت خود کند.   همه عالم در سوگ حسین (ع) و 72 تن از یارانش خواهند گریست. شما هم در زمانی که دلتان به سمت بین الحرمین پر می کشد ما را از یاد نبرید.