شباهت‌های حضرت مهدی(عج) و ادریس پیامبر

ادریس علیه السلام جدّ پدر نوح علیه السلام است که نامش اخنوخ بوده است. جـهـت نـام گـذارى آن حـضـرت بـه ادریـس نـیـز در روایـات، كـثـرت اشـتـغال وى به درس و كتاب ذكر شده است. طبق روایات و تواریخ، ادریس نخستین كسى اسـت كـه خـط نـوشـت، جـامـه بـدوخـت و عـلم خـیـاطـى را تـعـلیـم داد، زیـرا قبل از وى مردم با پوست حیوانات خود را مى پوشاندند. هم چنین آن حضرت را آموزگار و مـعـلّم بـسیارى از علوم مانند نجوم ، حساب ، هندسه ، هیئت و... دانسته اند.

عروج به آسمان

خداوند او را به جایگاه بلندی بالا برد؛ گفته می شود : به آسمان چهارم بالا رفت ، و گفته می شود که به آسمان ششم برده شد . در مجمع البیان از مجاهد نقل کرده که گفت: ادریس به آسمان بالا برده شد ، همانگونه که عیسی به آسمان برده شد ، و او زنده است و نمرده . و دیگران گفته اند: بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح شده است. این معنی از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است 1. قائم علیه السلام را نیز خداوند به جایگاه والایی به آسمان برد. ادریس علیه السلام را خداوند بر بال فرشته‌ای نشانید که در فضای آسمان او را به پرواز درآورد، چنانکه علی بن ابراهیم قمی از پدرش از محمد بن ابی عمیر از کسی که برای او حدیث گفته بود ، نقل کرده که گفت: امام ابوعبداللَه صادق علیه السلام فرمود : خداوند تبارك و تعالی بر فرشته ای از فرشتگان غضب کرد و بالهایش را بُرید، و او را دریکی از جزیره های دریا افکند؛ پس زمانی طولانی که خدا می داند در آن دریا ماند، و چون خداوند ادریس را به رسالت برانگیخت ، آن فرشته نزد وی آمد و گفت : ای پیغمبر خدا دعا کن خداوند از من راضی شود و بالهایم را برگرداند. ادریس فرمود: آری، (چنین خواهم کرد).آنگاه از پروردگار درخواست نمود، و خداوند بالهای آن فرشته را باز گرداند و از او راضی شد، سپس آن فرشته به ادریس گفت: آیا حاجتی داری ؟ فرمود : آری؛ دوست دارم مرا به آسمان بالا ببری تا به ملک الموت نگاه کنم چون با یاد او زندگی ندارم . پس فرشته او را برگرفت و بر بالهای خود به آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسید که ناگهان دید ملک الموت سر خود را از روی تعجب حرکت می دهد. ادریس بر ملک الموت سلام کرد و به او گفت: چرا سرت را تکان می دهی؟ گفت: چون خداوند به من امر فرمود که تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح کنم؛ گفتم : پروردگارا چگونه این کار را انجام دهم و حال آنکه غلظت آسمان چهارم به مقدار پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار پانصد سال راه است و غلظت آسمان سوم نیز پانصد سال است، و هر آسمان و مابین آن به همین ترتیب است، این چگونه شدنی است! ؟ سپس او را بین آسمان چهارم و آسمان پنجم قبض روح نمود.  و همین است که خداوند می فرماید:  "وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیّاً"؛ و ما او را به جایگاه بلندی رساندیم . و بدین جهت او را ادریس نامیدند که کتابهای بسیار درس می گفت2 .  و گفته می شود که او در بهشت زنده است، و این قول مروی از ابن عباس است . قائم علیه السلام را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمانها برد.

وقتی غیبت ادریس علیه السلام به طول انجامید مردم بر توبه اتفاق کردند و به سوی خدا بازگشتند؛ خداوند متعال هم او را ظاهر ساخت و شدّت و بدی را از آنان دور کرد، قائم عجّل اللَه فرجه نیز همین طور است ، که اگر مردم بر توبه اتفاق کنند و تصمیم قطعی بر یاریش داشته باشند ، خدای تعالی او را ظاهر خواهد ساخت

در حدیثی که در کتاب کمال الدین از حکیمه نقل شده ، در باب میلاد حضرت قائم آمده است :پس امام حسن عسکری علیه‌السلام فرزندش را گرفت ، در حالی که کبوترها بالای سرش پرواز می کردند ، آنگاه امام به یکی از کبوترها بانگ زد که : او را بردار و حفظ کن و هر چهل روز به ما برگردان . آن کبوتر او را برگرفت و به سوی آسمان پرواز کرد؛ بقیه کبوترها نیز پیروی کردند . آنگاه شنیدم که حضرت ابومحمد (امام عسکری علیه السلام ) می فرمود:  تو را به کسی می سپارم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد . نرجس گریه کرد . آن حضرت به او فرمود : آرام باش که رضاع جز از پستانهای تو بر او حرام است و به زودی به تو باز خواهد گشت، چنانکه موسی به مادرش بازگردانده شد، خدای عزّ و جل می فرماید:

"فَرَدَدْناهُ اِلی اُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُها وَ لا تَحْزَنَ"3؛سرانجام ما او را به مادرش بازگرداندیم تا دیده اش روشنی یابد ، و غمگین نشود . حکیمه گوید : عرض کردم : این پرنده چیست ؟ فرمود : این روح القدس است که موکّل به امامان است . آنها را تسدید و توفیق می دهد و به علم تربیت می کند4.

 

ادامه نوشته

انس با قرآن ؛ وظیفه ی هر منتظر

 

از امور اصلی و هر روزه ای که حتماً باید منتظران مهدی (عج) به آن اهمیت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است.


حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) می فرماید: خدا را، خدا را در مورد قرآن مواظب باشید مبادا دیگران از شما پیشی گیرند. [1]

در مورد شناختن مفاهیم قرآن و اجرای آن، مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است، اگر آیات عذاب، آیات رحمت، آیات عبرت، آیات سیاسی، آیات عبادی، آیات تذکّر و ... را با کمال دقت توجه کنند و هر روز بخوانند و معانی آن را در ذهن خود ترسیم نمایند، خواهند فهمید که با این کار چقدر سریع و آگاه به سوی فرج امام (عج) گام برداشته اند.

در اینجا برای اینکه هم از قرآن استفاده کرده باشیم و هم طرز استفاده را دریابیم و هم از دستورات محکم قرآن در جهت زمینه سازی برای حکومت صالحان مطلبی بدانیم به دو فراز زیر از قرآن توجه کنید.

در آیه 75 سوره نساء می خوانیم:

« وَ مَالَکُمْ لاَ تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَآءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ نَصِیراً؛

چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفین از مردان و زنان و کودکان، پیکار و مبارزه (با مستکبران) نمی کنید و در راه نجات مستضعفین که می گویند خدایا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگر است بیرون ببر و برای ما از طرف خودت سرپرست و یاور قرار بده، اقدام نمی نمایید؟ »

این آیه به ما می گوید : نباید بی تفاوت باشیم باید برای خدا و نجات مستضعفین پیکار کنیم، مستضعفانی که خدا پرستند و دنبال رهبر شایسته اند و از ستم و ستمگران ناخشنودند، چنین افراد را باید کمک کرد و نجات داد.

تعبیر به «ما لَکُم» (چرا) یک نوع استفهام انکاری است، حاکی است که حتماً باید مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخیزند بلکه باید پیکار کنند.

مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیانات جذّاب و پرمحتوای خود شاگردان مکتب اسلام را به گونه ای ساخته بود که در مبارزه با دشمن کارشان چنان اوج گرفت، که طبق روایات، هفت نفر از فقرای انصار به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرض کردند بر اثر تهیدستی وسیله ای برای شرکت در جهاد نداریم، شما وسیله ای از شمشیر و نیزه و مرکب در اختیار ما بگذارید تا در جهاد شرکت کنیم، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون وسیله در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد، آنها به قدری ناراحت شدند که اشک در چشم هایشان حلقه زده بود، و کم کم به گریه تبدیل شد و سخت گریستند و بعدها به نام « بَکّائون » ) گریه کنندگان ) معروف شدند. آیه 92 سوره توبه در وصف این افراد مخلص نازل شد. [2]

 

ادامه نوشته

ویژگی های یک منتظر!

 

در جامعه امروزی كه زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است و ما به عنوان انسان هایی قلمداد می شویم كه به اصطلاح منتظر ظهور آقا و ولی نعمتمان هستیم؛ متاسفانه همه چیز است غیر از انتظار.....


همه وقتی نام امام زمان را می شنوند در ظاهر آهی كشیده، و می گویند كاش می آمد و همین و بس!

اما آیا تا بحال هیچكداممان به این اندیشیده ایم كه واقعا منتظر واقعی كیست و آیا ما صلاحیت نام منتظر صاحب الزمان را داریم؟!

جند لحظه ای جدا از فكر به امور و مشغله های مادی مان بیایید با هم  بنشینیم و شرایط یك منتظر را بخوانیم و در عین صداقت قلبی تاملی كنیم كه آیا اینگونه ایم... و بعد خودمان پاسخ این پرسش را بدهیم كه آیا ما هم منتظریم!!

و اما... .

منتظر باید در زمینه ى روحى  آمادگى بالایى داشته باشد تا در برابر حوادث و مصیبت ها از كوره در نرود و بتواند بار سنگین رسالت و آگاهى هاى عظیم را به دوش بگیرد. در واقع ، ظرفیت وجودى انسان را در كنار گرفتارى ها مقاوم مى سازد و همین است كه مى بینیم وقتى منتظر دعا مى كند،

 معرفت و شناخت را مى خواهد:

اللهم عرفنى نفسك .... .

خدایا! خودت را به من بشناسان .

و ثبات قدم را مى خواهد: ثبتنى على دینك .

كم توقعى و صبر را مى خواهد: صبّر نى على ذلك .(1)

منتظر باید از آن چنان روحیه اى برخودار شود كه همراه رنج ها و سختى ها، راحتى ها را داشته باشد؛ زیرا كه در زمان غیبت ، مردم مورد سخت ترین امتحانات قرار مى گیرند و زیر و رو مى شوند. چنان چه امام باقر علیه السّلام در پاسخ یكى از یاران كه پرسید: فرج شما چه وقت است ؟ فرمودند:

هیهات، هیهات لا تكون فرجنا حتى تغربلوا ثم تغربلوا - یقولها ثلاثا - حتى یذهب الكدر و یبقى الصفور(2)

هیهات، فرج ما نرسد تا غربال شوید، باز هم غربال شوید و باز هم غربال شوید تا این كه كدورت ها برود و صافى و صفا بماند.

ایجاد روحیه ، امر مهمى است كه در دوره ى انتظار باید حاصل شود.

 

ادامه نوشته

می خواهید بدانید با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) چقدر فاصله داریم؟

آیا نوع زندگیمان امام زمانی است یا به عبارتی دیگر امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا برعکس؟

امام زمان

وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عجل الله تعالی فرجه) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عجل الله تعالی فرجه) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما شادى کنیم؟!

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند."

یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند

 

ادامه نوشته

امام زمان با چه کسانی رابطه دارد ؟

هر عاشق و دلباخته، طالب دیدار یار سفر كرده خویش است. منتظران یوسف زهرا چشم به راه یك نگاه به جمال دلربای او نشسته‌اند و هر روز صبح در دعای عهد آرزوی دیدن او را دارند: بارالها آن چهره نورانی را به من بنما«اللهم ارنی الطلعة الرشیده». هر دوست، مشتاق ملاقات و دیدن دوست خویش است.


امام زمان

همان‌گونه كه می‌دانید دوره غیبت به دو دوره كوتاه مدت(غیبت صغرا) و بلند مدت(غیبت كبرا) تقسیم می‌شود. دوره اول (حدود 70 سال) از سال 260 شروع شد و تا سال 329 ادامه یافت. در این دوره چهار نفر از بزرگان شیعه، مقام نیابت خاص امام را به عهده داشته و دارای رابطه‌ای ویژه با آن حضرت بودند. اما با پایان این دوره چنین ارتباطی نیز قطع شده و رابطه خاص دیگر برقرار نمی‌شود. البته حضرت به دوستان و شیعیان(و حتی به سایر انسان‌ها) توجه دارد.

حال اگر كسی فرد پاك و وارسته‌ای بود، مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد و چه بسا توفیق دیدار حضرت را نیز می‌یابد. پس هر كس پاك تر و از گناه دورتر باشد، رابطه روحی بهتری با امام زمان(علیه السلام) پیدا می‌كند و عنایات بیشتر شامل حال او می‌شود، البته باید توجه داشت دیدار و ملاقات از طرف حضرت انجام می‌پذیرد، یعنی هر كس را او صلاح بداند و هر زمان كه او مناسب تشخیص دهد، دیدار صورت می‌گیرد، نه این كه فردی باشد كه هر وقت بخواهد خدمت امام برسد.

 
آیا دیدار حضرت مهدی(علیه السلام) امکان دارد؟

هر عاشق و دلباخته، طالب دیدار یار سفر كرده خویش است. منتظران یوسف زهرا چشم به راه یك نگاه به جمال دلربای او نشسته‌اند و هر روز صبح در دعای عهد آرزوی دیدن او را دارند: بارالها آن چهره نورانی را به من بنما«اللهم ارنی الطلعة الرشیده». هر دوست، مشتاق ملاقات و دیدن دوست خویش است.

سفارش امامان معصوم(علیهم السلام) به دعا برای ظهور آن حضرت ما را برای این دیدار آماده ساخته و شوق دیدار را افزون می‌كند. دعا برای دیدن آن حضرت از عبادت‌های مستحب است و اختصاص به زمان ظهور ندارد، بلكه شامل زمان غیبت آن حضرت هم می‌شود. البته معمولا كسانی كه در زمان غیبت آن حضرت را دیده‌اند، ایشان را نشناخته‌اند.

در كتاب شریف «مكیال المكارم» دیدن امام زمان(علیه السلام) به چند صورت تقسیم شده است:

1.دیدن و درك حضور امام زمان(علیه السلام) در زمان حیات؛

2.دیدن و درك حضور ایشان پس از مرگ (یعنی در زمان ظهور زنده شده و به دیدار نائل می‌آید).

دیدار حضرت، لطفی است كه شامل حال فرد می‌گردد و لذا باید با طهارت نفس بیشتر این حال با صفا و این لطف را حفظ كند. آدمی باید بداند حضرت او را دوست دارد، و انسانیت، عبودیت و سعادت او را می‌خواهد

 

ادامه نوشته

مرا فراق و غمت می کشد


دلم گرفته از این جمعه های تکراری

دلم گرفته از این انتظار اجباری

چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟

چه دیده ایی که از این دل شکسته بیزاری!؟

نیا! به درد خودم گریه می کنم، باشد

شما که از بدی حال من خبر داری

«صلاح مملکت خویش خسروان دانند»

از این به بعد غزل، من ندارم اصراری

نیا! که وُسع خرید کلافِ نخ هم نیست

شما که با خبر از نرخ هایِ  بازاری

امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم

به سینه مانده چه ناگفته هایِ  بسیاری

به جان مادرت آقا به کار می آیم

مرا اگر تو در این روضه ها  نگه داری

به درد می خورم آقا، مرا تحمل کن

به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»

تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد

گمان کنم که به من اندکی بدهکاری

ببخش، حرف زیادی زدم، غلط کردم

شما امامی و من هم غلام، مختاری

مرا فراق و غمت می کشد، تو خواهی دید

که خورده برگه ترحیم من به دیواری

 

چرا نشانه‌های ظهور همه خشن هستند؟

توصیفاتی که در روایات و اخبار متعدد از اوضاع جهان در آخرالزمان شده است همه حاکی از آن است که دنیا را شومی و تیرگی فرا خواهد گرفت ، ظهور که اتفاق مبارکی است چرا باید نشانه هایش همه تیرگی و خون و مرگ و نفاق باشد؟
چند نکته:

1. آخرالزمان دوره خوبی نیست تا از آن به خوبی صحبت شود. دوره ای است که زمین از فساد و ظلم و تباهی مملو شده و مردم به خاطر دوری از معصوم و عدم ظهور معصوم، به خود اکتفا کرده و از معصوم دور مانده اند.

2. دوران آخرالزمان نیاز به اصلاح دارد، و علی القاعده سران فساد و ظلم در برابر این اصلاح خواهند ایستاد؛ و لذا این اصلاح و درمان انحرافات نیاز به مبارزه و جنگ دارد.

3. علائم ظهوری اگر مربوط به قبل از ظهور است ناظر به اوضاع بد آن زمان دارد؛ و اگر مربوط به بعد از ظهور است ناظر به جنگ و مبارزه با سران و حکومت های ظالم و فاسد است و ناظر به مردم عادی نیست.

بنابر این با توجه به لسان روایات که از آخرالزمان حکایت می کنند، آخرالزمان را دوره خوبی معرفی نمی کنند زیرا دوره ای است که مردم از معصوم دورمانده اند و به همان میزان از معیارها و ارزشهای اصیل دینی فاصله گرفته اند.

خوب نبودن و بد بودن دوران آخرالزمان، نیاز انسان ها به معصوم را ثابت می کند.

اگر هم روایات بیشتر راجع به جنگ و نبرد و مبارزه صحبت می کنند ناظر به مردم عادی نیست بلکه ناظر به حکومت ها و سران ظلم و فساد است که در برابر حق می ایستند و از پذیرش آن سر باز می زنند.

 
بیان احوال آخرالزمان

روایت مفصلی از امام صادق(علیه السلام) كه گرچه هر یك از این علائم حتمی الوقوع نیست، ولی به طور كلی احوال آخرالزمان را به ما معرفی می كند.

چه بسا کسی به صلاح و مصلحتش بوده که در این موقع از دنیا برود، چرا که اگر می ماند او هم به همین انحراف دچار شده و بیراهه می رفت. لذا خداوند با علم به این مطلب، به صلاح او دیده که او این موقع و در این سن از دنیا برود

در این روایت به ذكر گوشه‌ای از مفاسد جهان در آستانه قیام و انقلاب بزرگ حضرت مهدی(عج) اشاره شده است. (1)

ادامه نوشته

چه کسانی در برابر امام زمان(علیه‌السلام) می‌ایستند؟

بیشترین مخالفت ‌ها با امام زمان(علیه السلام)، از سوی دنیاطلبان و دنیاخواهانی است که در هراس از دست دادن آن یا به شوق و عشق زیاده خواهی آن هستند.

آخرالزمان

دنیاخواهی و اسیر دنیا بودن یکی از عوامل جداکننده حقیقت طلبان از باطل جویان است. از آنجا که حکومت حضرت مهدی(عج) عالم ‌گیر است و منفعت طلبان به عدالت سوق داده می شوند و بر آمال دنیا خواهی شان تازیانه عدالت و حقیقت نواخته خواهد شد؛ بنابراین بیشترین مخالفت ‌ها از سوی دنیاطلبان و دنیاخواهانی است که در هراس از دست دادن آن یا به شوق و عشق زیاده خواهی آنند. پس مبارزه شان جدی ‌تر و کراهت و ناپسندی شان از آن حادثه و از آن واقعه، بیشتر و جدی ‌تر است.

 
دنیاخواهان در مقابل امام مهدی(عج)

عدم فهم جایگاه امام و ولایت

این افراد که دلبسته دنیایند و برای رسیدن به آن همواره در تلاش و کوشش، نسبت به جایگاه امام و ولایت نه تنها هیچ شناختی ندارند؛ بلکه از درک و فهم آن نیز عاجزند. در زیارت حضرت امیر(علیه السلام) می خوانیم: "خدایا شکرت که مرا بر این زیارت موفق ساختی ... در حالی که اهل دنیا و آنانی که آیات خدا را به تمسخر گرفته و فریفته دنیا شدند، از زیارت او سر باز زدند. شکر تو را که مرا معرفتی دادی که اهل دنیا جاهل آنند و به دیگران روی آوردند."(1)

ترجیح دنیا به آخرت

خداوند از این ویژگی آنان چنین سخن می گوید: "ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ"؛ این به خاطر آن است که زندگی دنیا(و پست را) بر آخرت ترجیح دادند و خداوند افراد بی ‏ایمان (لجوج) را هدایت نمی‏ کند."(2)

کفر به آیات الهی

در آیه دیگری درباره این ویژگی آنان می خوانیم: "(در آن روز به آن ها می‏ گوید:) ای گروه جن و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می ‏کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟ آن ها می ‏گویند: "بر ضد خودمان گواهی می ‏دهیم، (آری) ما بد کردیم" و زندگی (پر زرق و برق) دنیا آن ها را فریب داد و به زیان خود گواهی می‌دهند که کافر بودند."(3)

فریفته دنیا شدن

از دیگر ویژگی های آنان این است که دنیا آن ها را فریفته و اسیر خود کرده است: "همان ها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت. امروز ما آن ها را فراموش می‏ کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند."(4)

این افراد که خود را برتر از دیگران و به خصوص مۆمنان می پندارند، همواره به تمسخر آنان می پردازند. قرآن در این باره می فرماید: "زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است) مسخره می ‏کنند، درحالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند (چرا که ارزش های حقیقی در آنجا آشکار می‏ شود و صورت عینی به خود می‏ گیرد) و خداوند هرکس را بخواهد، بدون حساب روزی می‏ دهد

دل بسته دنیا و ماندن در آن

آیه دیگری از این صفت آنان چنین نام برده است: "و آن ها را حریص‏ ترین مردم ـ حتی حریص تر از مشرکان ـ بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آنجا) که هر یک از آن ها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود؛ درحالی که این عمر طولانی او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آن ها بیناست."(5)

 

ادامه نوشته

خوشا به حال منتظران!!

امام صادق علیه السلام فرمود: نزدیک ترین حالت بندگان به خدا و خشنودى او از آنها هنگامى است كه حجّت خدا در میان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عین حال معتقد باشند كه حجّت خدا هست، در این زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.

انتظار

ابوحمزه ثمالی آورده است که در یکی از روزها در محضر درس امام محمدباقر(علیه السلام) بودم، هنگامی که حاضران رفتند، امام باقر(علیه السلام) فرمود: اباحمزه! از رخدادهایی که خداوند آن را قطعی ساخته است، قیام قائم ماست. هرکس در آنچه می گویم تردید کند، با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آن گاه فرمود: پدرم و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام و هم کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فدای کسی باد که زمین را لبریز از عدل و دادمی کند، همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.

یا اباحمزه! هرکس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه السلام) سلام و درودمی گوید، بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او شد، بهشت بر او واجب می شود و هرکس به آن وجودگرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جای خواهد داد و چه بدجایی است، جایگاه ستمکاران!(1)

همچنین بانوی دانش پژوهی که به (ام هانی) شهرت داشت، آورده است که بامدادی بر حضرت باقر(علیه السلام) وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه ای از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است.

حضرت فرمود: کدام آیه ام هانی؟ بپرس!

گفتم: این آیه شریفه که می فرماید: فلا اقسم بالخنس لجوار الکنس(2)

حضرت فرمود: به! به! چه مسئله خوبی پرسیدی، این مولود گرانمایه ای است در آخرالزمان. او مهدی(عج) این عترت پاک است. مهدی خاندان وحی و رسالت، برای او غیبت و حیرتی است که گروهی در آن گمراه می شوند و گروه هایی راه حق و هدایت را می یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنی ... و خوشا به حال آنان که او را درک خواهند کرد).(3) 

همیشه در كنار تنگناها، گشایشى وجود دارد و پس از شدّتها دوران رهائى و نجات فرا مى رسد و بر اثر صبر، نوبت ظفر آید. سخن زیباى قرآن: اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا، براستى همراه با دشوارى، آسانى است. این سنّت الهى تنها در زندگى فردى جریان ندارد و مخصوص یك بُعد از ابعاد زندگى فرهنگى، اقتصادى، درمانى و خانوادگى انسان نیست، بلكه در نظام جامعه و در سطح جهانى هم این سنّت و الهى نمود دارد و وعده خدا بر این است كه مستضعف مۆمن و نیكوكار، مورد لطف و محبت الهى قرار گیرند و رهبران زمان و وارثان زمین شوند.

ادامه نوشته

چگونه اعمالمان ارزشمند می شود؟

یکی از مقامات وجودی حضرت مهدی این است که او جلوه ی رحمت الهی است. در زیارت آل یاسین داریم که سلام بر تو ای رحمت فراگیر الهی یعنی رحمتی که تمام عالم را گرفته است. ما برای جهت گیری به سمت خدا اول می گوییم: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بعد می گوییم : بسم الله الرحمن الرحیم. حتی در نماز که معراج روح ما است، مستحب است که اول بگوییم : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بعد بگوییم : بسم الله الرحمن الرحیم. در قرآن داریم که برای دریافت کلمات الهی (قرآن) اول اعوذبالله من الشیطان الرجیم بگویید. ما تا از زندگی شیطانی عبور نکنیم وارد زندگی رحمانی نمی شویم.

امام زمان (عج)

شرط ورود به آستان رحمت

شرط ورود به آستان بسم الله الرحمن الرحیم، کلمه ی اعوذبالله من الشیطان الرجیم است. وقتی ما از زندگی شیطانی وارستگی پیدا کردیم و از ولایت شیطان خارج شدیم به ولایت خداوند رحمان وارد می شویم. شعار اسلام بسم الله الرحمن الرحیم است. توصیه شده است که هیچ کاری را بدون بسم الله ... شروع نکنیم. حتی سر سفره هم، با گفتن بسم الله برکت به سفره اضافه می شود.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: یک شیطان چاق به یک شیطان لاغر رسید. شیطان لاغر به شیطان چاق شد که به تو خیلی خوش می گذرد که این قدر چاق شده ای؟ شیطان لاغر گفت که من بر انسانی موکل شده ام که در هیچ کارش نام خداوند را جاری نمی کند و بسم الله ... نمی گوید. بنابراین دست ولایت من بر او باز است. شیطان لاغر گفت که من بر انسانی موکل شده ام که مومن است و همه ی کارهایش را با بسم الله ... شروع می کند و من بهره ای از لذت های زندگی او ندارم و بخاطر همین لاغر هستم. این واقعیت زندگی ماست.

وقتی ما از زندگی شیطانی عبور کردیم و وارد زندگی رحمانی شدیم، می بینیم که خداوند این مسیر را بدون رهبر و راهنما قرار نداده است و فرموده که باید دست تان را به رهبر راه برسانید. زیرا این مرحله خیلی خطرناک است و شیطان هم ما را رها نمی کند.

تا ما جان در بدن داریم شیطان برای ما نقشه می کشد تا ما را از مسیر خدا دور کند. خداوند برای این راه رهبرانی گذاشته است که همان پیامبران هستند. خداوند برای مردم هر عصری حجت و معصومی قرار داده است. خداوند هر حجت را معصوم قرار داده است تا وجود او از شائبه های شیطانی پاک باشد یعنی از منیت ها پاک باشد و سراسر عشق و محبت شده باشد.

تجلی بسم الله ... وجودی است که سرتاسر رحمانی شده است و حجت زمان می شود. اگر ما همگام با پیامبران معصوم حرکت کنیم سهم شیطان از ما کم خواهد شد. فلسفه ی وجودی پیامبران و امامان هم همین است. امامان و معصومین در بیراه ها می گردند تا انسانها را به راه بیاورند.

در قرآن داریم: ما تو را نفرستادیم مگر اینکه رحمتی برای همه جهانیان باشی. وقتی پیامبر در جنگی پیروز شدند، تعدادی از کافران را در زنجیر کشیدند و آوردند. وقتی آنها رد می شدند پیامبر به آنها لبخند زد و یکی از کافران فریاد زد که چرا می خندی؟ امروز روز پیروزی توست که می خندی. پیامبر فرمود: لبخند من برای این نیست که تو مقهور شد و ما پیروز شدیم. لبخند من برای این است که ما شما را به زنجیر کشیده ایم که با اجبار به بهشت ببریم ،شما را به سعادت برسانیم و از دست شیطان نجات بدهیم. وجود حجت الهی وجودی خالص است و هیچ خودیتی ندارد و سرشار از عشق و محبت رحمانی است. حتی آنها برای هدایت بشر حرص می زنند.

خداوند تمام اعمال امت را جمع می کند و بواسطه ی ارتباطش با اعمال امام، آنها را قبول می کند، در این صورت اعمال ما ارزش پیدا می کند زیرا ما هم می گوییم که در این راه هستیم. اگر ما به این برسیم که اعمال ما به خودی خود ارزش ندارد این یک فضیلت انسانی است

چگونه در مسیر رحمانی ثابت قدم باشیم؟

اگر ما بخواهیم در مسیر رحمانی حرکت بکنیم، باید ارتباط وجود و زندگی مان را با امام زمان(علیه السلام) برقرار کنیم. در این مسیر بدون رهبر، آخرش گمراهی است. چون دنیاگرایی ها و خودیت ها وجود دارد، شیطان چنین کسی را از راه بیرون می کند. ما باید با ولی الله الاعظم ارتباط داشته باشیم .

در اخلاص، امام زمان(عج) الگوی ماست و ما به برکت وجود ایشان نفس می کشیم .اصل وجود ما به طفیلی وجود اوست. اعمال ما شائبه ی غیر الهی زیادی دارد و ممکن است که از آسمان اول هم رد نشود .کسی که غیبت می کند اعمالش از آسمان اول رد نمی شود.

روایت داریم: کسی که غیبت می کند از ولایت حضرت رحمان خارج می شود و به ولایت شیطان می رود. این در مقام عدل الهی است یعنی اگر خداوند بخواهد در مقام عدل الهی با ما رفتار کند بیشتر اعمال ما از آسمان اول بالاتر نمی رود.

ما باید نسبت به بندگی مان مراقبت های جدی داشته باشیم و دقت های مان را بالا ببریم. ما چه چیزی را پرستش می کنیم ؟ خدا یا خود یا شیطان ؟ به کدامین سو می رویم ؟ البته ظرفیت ها متفاوت است.
امام زمان (عج)

در مقام فضل، خداوند وجودی را که خودش خالص کرده است بعنوان رهبر راه می گذارد و می فرماید که ارتباط قلبتان را با او برقرار کنید و دستتان را به او بدهید. بواسطه ی خالص بودن او ،خداوند ناخالصی های اعمال شما را می بخشد.

ادامه نوشته

10 سفارش امام زمان(عج) به آیة‌ الله مرعشی(ره)

حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(قدس سره) چنین می گوید:

در ایّام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت«علیهم‌السلام» در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدار جمال مولایمان بقیّه الله الأعظم«علیه السلام» داشتم. با خود عهد كردم كه چهل شب چهارشنبه پیاده به «مسجد سهله» بروم، به این نیّت كه جمال آقا صاحب الأمر «علیه السلام» را زیارت كنم و به این فوز بزرگ نائل شوم.
آیت الله مرعشی نجفی

تا سی و پنج یا سی و شش شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیك مسجه سهله خندقی بود. هنگامی كه به آنجا رسیدم، بر اثر تاریكی شب،‌ وحشت و ترس مرا فرا گرفت؛ مخصوصاً از زیادی قطّاع الطّریق و دزدها می‌ترسیدم، ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم كه بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. به عقب برگشتم، سیّد عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیك من آمد و با زبان فصیح گفت: « ای سیّد! سلامٌ علیكم»

ترس و وحشت به كلّی از وجودم رفت و اطمینان و سكون نفس پیدا كردم و تعجّب آور بود كه چگونه این شخص در تاریكی شدید، متوجه سیادت من شد؟ و در آن حال، من از این مطلب غافل بودم!

به هر حال؛ سخن می‌گفتیم و می‌رفتیم، از من سۆال كرد: « كجا قصد داری؟»

گفتم: «مسجد سهله.»

فرمود: « به چه جهت؟»

گفتم: «به قصد تشرّف زیارت ولیّ عصر«علیه السلام»

مقداری كه رفتیم به مسجد «زید بن صوحان» كه مسجد كوچكی نزدیك مسجد سهله است،‌ رسیدیم؛ داخل مسجد شدیم و نماز خواندیم و بعد از دعایی كه سیّد خواند – كه گویا دیوار و سنگ‌ها آن دعا را با او می خواندند – احساس انقلابی عجیب در خود نمودم كه از وصف آن عاجزم . بعد از دعا، سیّد فرمود :‌« سیّد! تو گرسنه‌ای، چه خوبست شام بخوری.»

پس سفره‌ای را كه زیر عبا داشت بیرون آورد و در آن مثل اینكه سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز بود، كه گویا تازه از باغ چیده‌اند و آن وقت چلّه زمستان و سرمای شدیدی بود و من به این معنا منتقل نشدم كه این آقا این خیار تازة سبز را در این فصل زمستان از كجا آورده است؟ طبق دستور آقا شام خوردم. سپس فرمود: «بلند شو تا به مسجد سهله برویم.» داخل مسجد شدیم. آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می‌كردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتدا كردم و متوجّه نبودم كه این آقا كیست.

بعد از آنكه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: «ای سیّد ! آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد كوفه می‌روی یا در همین جا می‌مانی؟»

پرسیدم:« نمی‌دانم آیا عاقبت كارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟! » فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشكور است و رو سفید هستی . گفتم: نمی‌دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یانه؟ فرمود: «تمام آنها از تو راضی‌اند و درباره‌ات دعا می‌كنند». استدعای دعا كردم برای خودم كه موفق باشم برای تألیف و تصنیف ، و آن بزرگوار دعا فرمودند. در اینجا مطالب دیگری است كه مجال تفصیل و بیان آن نیست

گفتم: «می‌مانم». در وسط مسجد در مقام صادق«علیه السلام» نشستم و به سیّد گفتم: «چای یا قهوه یا دخانیات میل دارید تا آماده كنم؟»

در جواب، كلام جامعی را فرمود: « این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم!» این كلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به گونه‌ای كه هرگاه یادم می‌آید،‌ اركان وجودم می‌لرزد.

به هر حال؛ مجلس نزدیك به دو ساعت طول كشید و در این مدّت ، مطالبی ردّ و بدل شد كه به بعضی آنها اشاره می‌كنم.

1 – درباره «استخاره » سخن به میان آمد ، سیّد عرب فرمود: «ای سیّد با تسبیح به چه نحو استخاره می كنی؟»

گفتم: سه مرتبه صلوات می‌فرستم و سه مرتبه می‌گویم: « اَسْتَخیرُ اللهَ بِرَحْمَتِهِ خِیَرةً فی عافِیةٍ » پس قبضه‌ای از تسبیح را می‌گیرم و دو تا، دو تا می‌شمارم، اگر دو تا ماند، بد است. اگر یكی ماند، خوب است .
استخاره

فرمود: «برای این استخاره، باقی مانده‌ای است كه به شما نرسیده و آن این است كه هرگاه یكی باقی ماند فوراً حكم به خوبی استخاره نكنید؛ بلكه توقف كنید و دوباره برای ترک عمل استخاره كنید، اگر زوج آمد، كشف می‌شود كه استخاره اوّل خوب است امّا  اگر یكی آمد، كشف می شود كه استخاره اوّل میانه است.»

به حسب قواعد علمیه می‌بایست دلیل بخواهم و آقا جواب دهد، به جای دقیق و باریكی رسیده بودیم، اما به مجرّد این قول، تسلیم و منقاد شدم؛ با آنكه متوجه نیستم كه این آقا كیست.

ادامه نوشته

بهترین راه ارتباط با امام زمان علیه السلام

حضرت دو توقیع برای شیخ مفید صادر فرموده اند. در توقیع اول حضرت به شیعیان خود این بشارت را می‌دهند كه:

« ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم. كه اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها به شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه كن می‌نمودند؛ انا غیر مهملین لمراعاتكم و لا ناسین لذكركم. ولولا ذلك لنزل بكم اللاواء و اصطلمكم ادعداء» (بحارالانوار، 53، ص175)

امام زمان

انواع ارتباط با حضرت مهدی(علیه السلام)

ارتباط با حضرت به دو صورت مطرح می شود:

الف. ارتباط روحی: انسان از لحاظ روحی احساس می‌کند به حضرت نزدیک شده است. این به دو رکن اساسی نیاز دارد:

1. معرفت هر چه بیشتر و عمیق تر به حضرت؛

2. عمل به وظایف دینی به ویژه انجام واجبات(به خصوص نماز اول وقت) و ترک محرمات(به ویژه در اموال و رعایت حلال و حرام). در کنار این دو رکن، یاد کردن حضرت در زمان‌های مختلف و دعا به وجود مقدس او و زمینه سازی نیز دارای اهمیت است.

ب. ملاقات و دیدار: در زمان غیبت به صورت عادی دیدار آن بزرگوار (که همراه با شناخت باشد) امکان ندارد؛ مگر در مواردی که به صلاح و مصلحت باشد. برای این نوع ارتباط هر چند رفتن چهل شب به مسجد جمکران در میان مردم معروف است؛ ولی به نظر می‌رسد رعایت حدود دینی همراه با توسل و استغاثه به آن حضرت راه صحیح‌تری باشد. البته باید دانست که اگر صلاح نباشد، دیدار نیز اتفاق نمی افتد.

گفتنی است اگر فردی در جاده درستی و صلاح گام برداشت و از آلودگی ها فاصله گرفت و قلب خود را برای خداوند متعال و امام مهدی(علیه السلام) قرار داد احتمال دیدار آن وجود پاک و نورانی بسیار است:

 

آیینه شو جمال پر طلعتان طلب

تو جاروب کن خانه را سپس میهمان طلب

طهارت نفس و تزکیه درون اکسیر عظیمی است که آثار و نتایج بلند و بی شماری دارد و از جمله آنان وصل به یاد و پذیرش از جانب او را ممکن می کند آنچه اصل و فرض است حرکت در مسیر عبودیت و پاکی و جدا شدن از شیطان و رذایل است.

در این صورت آنچه شایسته و به صلاح انسان است برای او میسر و فراهم می آید. هم چنین باید بدانیم که امام پدری مهربان و برادری دلسوز است، امام همه شیعیان را دوست دارد و برای هدایت و سعادت آنها دعا و تلاش می‌کند. البته در این میان شیعیانی را بیشتر دوست دارد که می‌کوشند افرادی صالح و با معنویت باشند. با رعایت موارد زیر، می‌توان به دوستی آن حضرت امید داشت:

شیعیان در زمان غیبت حضرت همواره تحت اشراف و توجه حضرت هستند، و همین توجه آن بزرگوار باعث حفظ شیعه شده است، گرچه ما شیعیان از این نعمت عظمی كه سبب بقاء ماست غافلیم

1. در مقام علم و عقیده هر روز بر معرفت دینی خود بیفزاییم و در جلسات سخنرانی و علمی شرکت کنیم و در شناخت مقام امامت و شخص امام زمان(علیه السلام) (با مطالعات فراوان) کوشا باشیم.

2. در مقام عمل اولین چیز انجام دادن واجبات و ترک گناه و معصیت است. ارتکاب معصیت در محضر امام زمان(علیه السلام) باعث آزرده شدن دل ایشان می‌شود و وقتی پرونده اعمال به محضر ایشان برده می‌شود، از ما دلگیر می‌گردد.

قدم دوم انجام وظیفه است، بهترین راه نزدیکی به آن حضرت و جلب رضایت ایشان، این است که هر کس هر شغل و وظیفه‌ای که دارد، آن را به دقت و سلامت انجام دهد. کسی که وظیفه خود را ترک کند یا ناقص انجام دهد و در عوض آن بخواهد کار نیک دیگری انجام دهد، راهی کج رفته است.

قدم بعدی ایجاد ارتباط معنوی با امام است؛ یعنی، بکوشیم همیشه به یاد امام زمان(علیه السلام) باشیم صبح را با دعای عهد شروع کنیم، در نماز‌هایمان برای آن حضرت دعا کنیم، دعای فرج را در هر فرصتی بخوانیم. دعای ندبه، زیارت آل یاسین و دعاهای دیگر را با توجه به معنا و حضور قلب بخوانیم، صدقه دادن برای سلامتی ایشان، زیارت از طرف ایشان و دعا برای سلامتی و تعجیل فرج آن حضرت، شرکت در مراسم منسوب به ایشان و ... راه‌های ایجاد ارتباط معنوی با امام است و می‌توان بعد از مدتی آثار بسیار مثبت آن را دید و این خود نشان دوست داشتن امام است. اما باز تاکید می‌شود همه این کارها بعد از ترک گناه و عمل به وظیفه و نقش خویش در جامعه و خانواده اثر بخش است؛ وگرنه پوستی بی مغز و خاصیت خواهد بود.

بهترین راه نزدیکی به آن حضرت و جلب رضایت ایشان، این است که هر کس هر شغل و وظیفه‌ای که دارد، آن را به دقت و سلامت انجام دهد. کسی که وظیفه خود را ترک کند یا ناقص انجام دهد و در عوض آن بخواهد کار نیک دیگری انجام دهد، راهی کج رفته است

آیا در عصر ظهور می توانیم با حضرت روابط دوستانه و صمیمی داشته باشیم؟

در اینكه امام زمان(علیه السلام) برای شیعیان و دوستانشان پدری مهربان و دلسوز هستند و هیچ گاه آنها را فراموش نمی‌كنند و چیزی از اعمال ما از آن حضرت پوشیده نیست جای بحثی نیست.

حضرت دو توقیع برای شیخ مفید صادر فرموده اند. در توقیع اول حضرت به شیعیان خود این بشارت را می‌دهند كه:

«ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم. كه اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها به شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه كن می‌نمودند؛ انا غیر مهملین لمراعاتكم و لا ناسین لذكركم. ولولا ذلك لنزل بكم اللاواء و اصطلمكم ادعداء»(بحارالانوار، 53، ص175)

 

ادامه نوشته

دین مردم در آخرالزمان

امام سجاد علیه السلام:

«هر کس در زمان غیبت قائم ما علیه السلام بر ولایت ما استوار باشد، خداوند پاداش هزار شهید مثل شهدای بدر و احد به او عنایت خواهد کرد.»

آخرالزمان

وضعیت اسفبار مۆمنان راستین پیش از ظهور حضرت مهدی

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم :

« مۆمن ذلیل و منافق عزیز می گردد.»

« مۆمن به هر خواری و حقارتی می‌رسد.»

« ظهور مهدی علیه السلام هنگامی است که اوضاع شهرها دگرگون شود، بندگان خدا خوار و ضعیف شوند و همگان از فرج ناامید گردند.»

« به زودی پس از شما قومی خواهد آمد که پاداش یکی از آنها به اندازه پاداش 50 نفر از شماست.»

اصحاب گفتند:« ای رسول خدا، ما در جنگ‌های بدر و احد و حنین همراه تو بودیم و قرآن در میان ما نازل شد! »

پیامبر اکرم فرمود:« اگر به آنچه آنان مکلف شده‌اند، مکلف می‌‌شدید، مانند آنان پایداری نمی‌کردید.»

« مهدی علیه السلام از فرزندان من است. نامش نام من و کنیه اش کنیه ی من است. از نظر چهره و خلق و خو از همه‌ی مردم به من شبیه‌تر است. او غیبتی خواهد داشت که امت‌های زیادی در آن مدت گمراه می‌شوند. آن‌گاه همانند برقی در آسمان ظهور می‌کند و زمین را، که از ظلم و ستم پر شده است، از عدالت پر می‌کند.»

« اسلام دوباره غریب خواهد شد، همانگونه که روز نخست با غربت ظاهر شد. پس خوشا به حال غریبان!»

« زمانی خواهد رسید که از قرآن جز الفاظ و عباراتش و از اسلام جز نامش باقی نخواهد ماند. مردم، مسلمان نامیده می‌شوند، ولی از همیشه از اسلام دورترند.»

امام سجاد علیه السلام:

« هر کس در زمان غیبت قائم ما علیه السلام بر ولایت ما استوار باشد، خداوند پاداش هزار شهید مثل شهدای بدر و احد به او عنایت خواهد کرد.»

امام باقر علیه السلام:

« گویا می‌بینم دین به امت شما پشت کرده، همواره به عقب می‌رود و به خون خود آغشته است.»

ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:« زمانی خواهد رسید که سکوت و رکود بر دو مسجد* حاکم شود و همان‌گونه که مار در سوراخش فرو می‌رود، علم در آنجا ناپدید گردد؛ میان شیعیان اختلاف به وجود بیاید، گروهی گروه دیگر را دروغگو بنامند و یکدیگر را تکذیب نمایند»

امام صادق علیه السلام:

« ...و ثروتمندان عزیزتر و گرامی‌تر از مۆمنان خواهند بود.»

« کافران از مشاهده ی وضعیت نابسامان مۆمنان خوشحال می‌شوند. مۆمنان غمگین، حقیر و ذلیل می شود.»

« اصحاب الآیات (عمل کنندگان به آیات قرآن) تحقیر می شوند؛ کسانی که آنان را دوست دارند نیز همین طور.»

« روزی خواهد رسید که دین، همانند واژگون شدن ظرفی، واژگون می‌شود.»

ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:« زمانی خواهد رسید که سکوت و رکود بر دو مسجد* حاکم شود و همان‌گونه که مار در سوراخش فرو می‌رود، علم در آنجا ناپدید گردد؛ میان شیعیان اختلاف به وجود بیاید، گروهی گروه دیگر را دروغگو بنامند و یکدیگر را تکذیب نمایند.»

ادامه نوشته

چه کنیم تا امام زمان(عج) به ما نظر کند؟

در آیه چهارم سوره جمعه، به سه مقام پیامبر اشاره می شود: او تلاوت کننده ی قرآن است برای مردم (مردم را با تلاوت، ظاهر و حقیقت قرآن آشنا می کند)، آنها را پرورش می دهد (از اخلاق شیطانی عبور می دهد و به اخلاق رحمانی می رساند و پاک می کند) و کتاب و حکمت را به مردم تعلیم می دهد. (و زندگی و و جود آنها را ارتقاء می دهد).

امام زمان (عج)

حکمت، علم و دانش نافع و مفید است. بعضی از علم ها مفید نیست یعنی ضررش از منفعتش بیشتر است.

حکمت به علمی گفته می شود که در آن خیر، برکت دنیایی و آخرتی باشد زیرا خداوند می خواهد ما را در افق ابدیت تربیت کند. در دعاها بر این صفت امام زمان(عج) تاکید می شود. زیارت آل یاسین از لسان مطهر امام و به قلم خودشان نگاشته شده است و می فرماید که هر گاه خواستی به اهل بیت توجه بکنی بخوانید: سلام علی آل یاسین ... سلام بر تو ای تلاوت کننده ی کتاب خدا و تفسیر کننده ی قرآن. تفسیر کننده ی قرآن با تعلیم حکمت و کتاب رابطه ای دارد.

یکی از مقامات وجودی امامان معصوم این است که از وقتی که به امامت می رسند در این مقام قرار می گیرند. یعنی از زمان شروع امامت مهدی ، تعلیم تربیت و تزکیه ی مردم عالم تحت ولایت او قرار گرفته است. به میزانی که ما دست ولایت و هدایت او را با بندگی خداوند رحمان باز بگذاریم، این مقام در وجود ما هم جاری می شود.

یکی از فلسفه های وجودی امام یا پیامبر نعمت و منتی است از جانب خداوند برای انسان که دست انسان را بگیرند و از زندگی شیطانی به زندگی رحمانی ببرند و به حداعلی زندگی رحمانی برسانند.

در زیارت جامعه کبیره که از لسان امام هادی(علیه السلام) جاری شده است می فرماید: با ولایت شما اهل بیت خداوند معارف دینی و اسلامی را به ما یاد داد یعنی اگر شما نبودید ما بهره ای از معارف قرآنی، اسلامی و عرفان ناب نمی بردیم.

در ابتدای دعای جامعه داریم :شما جایگاه معرفت خدا هستید اگر کسی به عرفان الهی می رسد به واسطه ی شما می رسد، شما معدن رحمت های الهی و عرفانی هستید یعنی علم نافع فقط در نزد شماست . سرچشمه ی ناب حکمت و معرفت خداوند قرآن و عترت است. پیامبر این دو مهم را در میان ما به یادگار گذاشته اند.

دو نفر نزد امام باقر (علیه السلام)رسیدند و پرسیدند که راه درست کدام است، امام فرمود: به شرق یا غرب عالم بروید، علم و حکمتی که به درد شما بخورد جز نزد ما اهل بیت، در جای دیگری پیدا نمی کنید. هر کسی که در راه بندگی وارد می شود عنایت ویژه ی حضرت شامل حال او می شود و این یک پیوند دو طرفه است، هر چه بندگی بیشتر باشد عنایت بیشتر می شود. و هر چه عنایت بیشتر بشود، بندگی بیشتر می شود

چه قدر با امام زمان پیوند داریم؟

اگر ما بخواهیم جامعه ی دینی و حوزه های دینی را محک بزنیم که با آستان امام زمان(عج) چه میزان پیوند و ارتباط دارند، باید باید ببینیم ارتباط آنها با احادیث و روایات اهل بیت چقدر است. و آن معارف ناب اهل بیت چقدر زندگی آنها پیاده شده است. آیا سبک زندگی آنها همان سبک زندگی آل پیامبر شده است یا خیر. در زیارت عاشورا داریم: خدایا سبک زندگی ما را مانند زندگی پیامبر و آل پیامبر قرار بده.

 
اگر بخواهیم تعلیم و تربیت حضرت شامل حال ما بشود چگونه باید رفتار کنیم؟

در مورد عنایات ویژه حضرت باید گفت که وجودهای لایق و نفوس مستعد که لیاقت های بالاتری نشان می دهند عنایت های  ویژه ای را دریافت می کنند. یکی توقیعات و نامه های حضرت است که افرادی مثل شیخ مفیدها در این مقام قرار می گیرند که این  بهره گیری از تربیت ویژه ی امام زمان(عج) است .این مقام مربی گری است و با مقام معلمی فرق دارد. تمام حوزه های علمیه که برقرار می شود، تجلی معلم حقیقی عالم وجود امام عصر است. معلمان حقیقی عالم، پیامبر و آل پیامبر است. یعنی این کلاس ها در محضر قرآن و عترت برگزار می شود. این جلوه ای از تعلیم امام زمان(عج) است.

ادامه نوشته

هرکس از وقت ظهور سخن می‌گوید؛ دروغ است!

حقیقتی که باید بدان توجّه داشت، این است که ائمة اهل‌بیت(علیهم السلام) با وجود آنکه بسیار، از امام مهدی(علیه السلام) سخن گفته و ویژگی‌های دوران ایشان و نشانه‌های ظهورش را برشمرده‌اند، امّا از بیان زمان ظهور خودداری کرده و حتّی مردم را از مشخّص کردن زمان خاصّی برای ظهور ایشان، نیز نهی کرده‌اند.

ظهور

امامان(علیهم السلام) به ما دستور داده‌اند، هر کس را که از زمان ظهور خبر می‌دهد، تکذیب کنیم، زیرا زمان ظهور یکی از اسرار الهی است که خداوند بزرگ، با حکمتی، آن را از مردم پوشیده و پنهان نگاه داشته است و بدون تردید این مسأله به جهت حکمت هایی است که برخی از آن ها را به صورت مختصر اشاره می کنیم.

 
تداوم امید

وقتی زمان ظهور پنهان باشد نور امید در دل منتظران همه ی عصرها باقی خواهد ماند و با این امید پیوسته و مداوم است که میتوانند در برابر سختیها و فشارهای دوران غیبت مقاومت کنند. به راستی اگر به شیعیان سده های گذشته گفته میشد که ظهور در زمان شما رخ نمیدهد بلکه در آینده دور اتفاق خواهد افتاد، آنها با کدام امید در برابر فتنه های روزگار خود مقاومت میکردند و چگونه میتوانستند گذرگاه های سخت دوران غیبت را به سلامت پشت سر بگذارند؟

 
زمینه سازی

بدون تردید انتظار سازنده که از مهم ترین عوامل فعالیت و پویایی است، تنها در سایه مخفی بودن زمان ظهور شکل خواهد گرفت زیرا با مشخص بودن زمان ظهور کسانی که می دانند ظهور را درك نمیکنند انگیزهای برای تحرك و زمینه سازی نخواهند داشت و به سکون و رکود روی خواهند آورد.

حال آنکه با پنهان بودن زمان ظهور، انسان های همه عصرها و دوران ها به امید اینکه ظهور را در زمان خود ببینند تلاش میکنند تا زمینه های ظهور را فراهم کنند و جامعه خود را به جامعه ای صالح و پویا تبدیل نمایند .

به علاوه در صورت معین بودن وقت ظهور چنانچه برای مصالحی ظهور در زمان وعده داده شده رخ ندهد چه بسا افرادی در اصل اعتقاد به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دچار تردید شوند.

یک علّت اینکه کسی نمی‌تواند وقت ظهور را تعیین کند، شاید همین باشد که معلوم نیست که چه زمانی انسان فقط اهل خیر بشود و خیر را دوست داشته باشد - چون در روایات آمده، آن کسی که خیر را دوست دارد و امر به خیر می‌کند، مثل انجام دهنده آن است - معلوم است وقتی به خیر علاقه‌مند شدی، خیر مطلق و آقای خوبی‌ها می‌آید. امّا تا حال ما، حالِ شرّ باشد، از ظهور خبری نیست

امام باقر علیه السلام در پاسخ این سۆال که آیا ظهور وقت مشخّصی دارد فرموده است : کسانی که وقت تعیین میکنند دروغ میگویند، (و این سخن را تکرار فرمود) زمانی که موسی علیه السلام به دعوت پروردگار به مدت سی روز از میان قوم خود بیرون رفت و خداوند بر آن سی روز، ده روز دیگر افزود ، قوم او گفتند: موسی به وعده خود وفا نکرد و آنچه نباید میکردند، کردند. ازدین خدا برگشتند و گوساله پرست شدند. (الغیبه نعمانى، باب 16 ، ح 13 ، ص 3)

 
حال شر ، حال ظهور نیست

کار خیر را انجام بده و حقیر نشمار «افْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ» این غوغاست! این محشر است! اینکه بیان می‌کند حتّی اگر حرف خیر را نشر بدهید، شما را به جایی می‌برد که «کَتبَ اللّه ُ لَه عَشْرَ حَسناتٍ، ومَحا عَنه عَشرَ سیّئاتٍ، ورَفع لَه عَشرَ دَرَجاتٍ»

اصلاً یک علّت اینکه کسی نمی‌تواند وقت ظهور را تعیین کند، شاید همین باشد که معلوم نیست که چه زمانی انسان فقط اهل خیر بشود و خیر را دوست داشته باشد - چون در روایات آمده، آن کسی که خیر را دوست دارد و امر به خیر می‌کند، مثل انجام دهنده آن است - معلوم است وقتی به خیر علاقه‌مند شدی، خیر مطلق و آقای خوبی‌ها می‌آید. امّا تا حال ما، حالِ شرّ باشد، از ظهور خبری نیست.


ادامه نوشته

آیا امام زمان(عج) همه را گردن می‌زند؟

امام برای هدایت ،تربیت و رحمت مردم می آید. چشم انداز حکومت حضرت این طور است که با دست امام عقل ها کامل می شود ،ایمان ها شکوفا می شود ،اخلاق های انسانی به نهایت درجه می رسد وعلوم گسترده می شود.

آخرالزمان

انسان برای رسیدن به حقیقت هستی و هدف خلقت خودش، باید از زندگی شیطانی عبور کند و وارد زندگی رحمانی بشود. یعنی باید از ولایت شیاطین خارج بشود و به ولایت خدای رحمان وارد بشود. در این راه انسان نیاز به رهبر راه دارد تا این رهبر ما را از پرتگاههای شیطانی نجات بدهد. و با سلامت انسان را از همه ی پرتگاهها عبور بدهد و را به اوج زندگی رحمانی برساند. ابتدا اعوذ بالله من الشیطان الرجیم سپس بسم الله الرحمن الرحیم. درتمام راه ما نیاز به یک رهبر رحمانی داریم که خودمان را به او بسپاریم .خدا از روی رحمت وعطوفت خودش، برای انسان یک رهبر کامل قرار داده است که قلب آن رهبر پر از مهر و عطوفت است. وجود رهبر راه ،تجلی رحمت خداوند است. خداوند خواسته است که دست انسان را بگیرد و در مقابل شیطان از آن حمایت بکند.

بزرگترین حمایتی که خدا قرار داده است وجود رهبری است که قلب او مالامال از عشق به انسان است. و می خواهد انسان را به کمال و حقیقت خودش برساند. این وجود سراسر رحمانی است و هیچ خودیتی در او نیست و شائبه ی هوای نفس در او نیست.

 
جنس محبت امام زمان

جنس محبت امام زمان (عج) با جنس همه فرق می کند. این محبت کمی به محبت پدر و مادر به فرزندان شباهت دارد. امام رضا(علیه السلام) می فرماید: رفیق تر، مهربان تر و بامحبت تر از تمام پدران و مادران یعنی مهر تمام پدران و مادران عالم جلوه ای از محبت امام زمان(عج) است. این عشق امام قابل تحلیل نیست و برای رساندن ما به سعادت است. این عشق به بلندای ابدیت است .امام ما را، هم برای سعادت دنیا و هم برای سعادت آخرت می خواهد. این محبت فقط بخاطر خداست .

جلوه های محبت امام زمان(عج) به مردم از سنخ فهم و درک است. محبان امام زمان(عج) که باب محبتی بین آنها و امام باز شده است ، در ابتدا سعی کرده اند که  امام را بشناسند و شیطان سعی می کند که مردم را از این شناخت باز دارد یا این شناخت را مورد دستبرد قرار بدهد. یکی از جلوه های رحمانی حضرت این است که بساط ولایت شیطان را درعالم بهم بریزد. یعنی ریشه ی بدبختی انسان شیطان است و انسان های شیطان شده و شیطان صفت که نمی خواهند مردم به سعادت برسند همان مستکبران و کافران هستند. یکی از هدف های رحمانی امام زمان(عج) در هم ریختن این نظام شیطانی است. شیطان در عالم با نمایندگان انسانی خودش نظام شیطانی را برپا کرده است.

در زمان ابتدای ظهور حضرت، جنگ هایی با سپاهیان کفر و نفاق و نظام های طغیانگر شیطانی اتفاق می افتد که این نباید برای عموم مردم باعث ترس و وحشت بشود. این شمشیر قهر حضرت جلوه ای از مهر و محبت حضرت است . پیامبر رحمت بیکران رحمانی است اما قریب هشتاد و چهار جنگ از پیامبر در تاریخ گزارش شده است.

شمشیر قهر حضرت برای برداشتن یک درصدی است که اگر بمانند جز طغیان، چپاول و انحصار طلبی های شیطانی کار دیگری نمی کنند. یک عطش جهانی برای منجی عالم بوجود آمده است

مگر او رحمت بیکران برای مردم نیست؟

بله. اما کافرانی هستند که موانع رحمت هستند. اگر صخره ای بین مردم و دریا فاصله انداخته است باید این صخره ها برداشته بشود .این دریا رحمت است ولی صخره ها مانع رحمت مردم است و باید برداشته شود. ما جلوه ی قهر الهی را در سیمای امام زمان(عج)  می بینیم. سیره ی امام همان سیره ی پیامبر است. پس رحمت امام زمان اقتضا می کند که عده ای برداشته شوند تا این رحمت به همه برسد.

ادامه نوشته

توصیه امام زمان(عج) به یادگیری زبان‌های خارجی

به تحقیق یكی از بزرگترین نعمت هایی كه خداوند متعال به هر انسانی عنایت كرده است ،نعمت یادگیری یك زبان خاص و صحبت كردن توسط آن است و این فرآیند شگفت انگیز یكی از زیباترین مراحل خلقت انسان است كه چگونه نوزادی بدون گذراندن  هیچ دوره آموزشی و تنها بعد از چند ماه گوش دادن به محیط اطراف خود ، آغاز به گفتن كلمات شكسته و سپس كلمات كامل و بعد از حدود سه سال قادر به صحبت كردن مانند یك انسان بالغ خواهد بود .

دنیا

خداوند متعال یكی از آیات و نشانه های خود در عالم هستی را همین اختلاف زبان های انسان ها با یكدیگر بیان می كند و می فرماید:

(وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْعالِمینَ : و از نشانه‏هاى [قدرت‏] او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست. قطعاً در این [امر نیز] براى دانشوران نشانه‏هایى است.)( الروم :  22)

اهمیت زبان به قدری است كه خداوند متعال آن را نشان ای مهم در راستای خلقت آسمان ها و زمین بیان می كند و در نهایت اختلاف زبان  در میان انسان ها را نشانه ای محسوب می كند كه دانشوران می توانند از آن آگاه شوند و به عظمت آن پی ببرند.

مسئله اختلاف زبان ها در جامعه بشری امری است كه خداوند متعال برای تبلیغ ادیان الهی به آن توجه ویژه داشته و همواره پیام آوران خود را با زبان آن جامعه خاص مبعوث به رسالت می كرده است، چرا كه آشنایی و تسلط به لغت و زبان یك جامعه در كنار سائر عوامل  می تواند نقش بسیار مهمی در تاثیر پذیری آنان ایفا كند و به همین جهت این مسئله به عنوان یك سنت الهی در قرآن مجید به تصویر كشیده شده است كه همواره پیامبران به زبان جامعه خود به بهترین شكل تسط داشتند :

(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ :و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا [حقایق را] براى آنان بیان كند. پس خدا هر كه را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدایت مى‏كند، و اوست ارجمند حكیم.)( إبراهیم :  4)

مسئله اختلاف زبان ها در جامعه بشری امری است كه خداوند متعال برای تبلیغ ادیان الهی به آن توجه ویژه داشته و همواره پیام آوران خود را با زبان آن جامعه خاص مبعوث به رسالت می كرده است، چرا كه آشنایی و تسلط به لغت و زبان یك جامعه در كنار سائر عوامل می تواند نقش بسیار مهمی در تاثیر پذیری آنان ایفا كند و به همین جهت این مسئله به عنوان یك سنت الهی در قرآن مجید به تصویر كشیده شده است كه همواره پیامبران به زبان جامعه خود به بهترین شكل تسط داشتند

تسلط به زبان جامعه هدف و فصاحت و توانایی در گفتگو توسط آن زبان چنان از اهمیت خاصی برخودار است كه حضرت موسی علیه السلام عدم فصاحت خود را به عنوان یكی از مشكلات خود در راستای ارتباط با فرعونیان بیان می كند و از خداوند متعال درخواست می كند كه برادرش هارون كه با فصاحت تمام قادر به گفتگو است را به او همراه كند :

(وَ أَخی‏ هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعی‏ رِدْءاً یُصَدِّقُنی‏ إِنِّی أَخافُ أَنْ یُكَذِّبُونِ : و برادرم هارون از من زبان‏آورتر است، پس او را با من به دستیارى گسیل دار تا مرا تصدیق كند، زیرا مى‏ترسم مرا تكذیب كنند.( القصص :  34)

پیشرفت تكنولوژی و صنعت در قرن بیست و یكم دنیا را تبدیل به یك دهكده بسیار حقیر و كوچك كرده است كه انسان ها به راحتی و در هر ساعتی از شبانه روز می توانند با یكدیگر در ارتباط باشند و افكار و عقاید و علوم خود را با یكدیگر به اشتراك بگذراند و مسلما این فضا بستر مناسبی برای استفاده بهینه در تبلیغ معارف شیعی و قرآنی است ،چرا كه می توان با یادگیری یك زبان خاص انسان های متعددی را با حقائق و معارف ناب قرآن و اهل بیت آشنا  و آنها را از  زلال چشمه وحی سیراب كرد .

ادامه نوشته

شبی با امام(عج)

ساعتی از نیمه شب گذشته بود. پژواک صدای جغدها در حیاط مدرسه می پیچید. طلبه جوان سر از کتاب بلند کرد و با سر انگشتان چشمهایش را مالید تا کمی از خستگی اش بکاهد.

میر علام از جایش بلند شد و گیوه هایش را پوشید، در ایوان ایستاد و نگاهش را به چیزی گره زد که سالها او را در آن حجره پاگیرش کرده بود. او رو به گنبد طلایی رنگ امیر المومنین(ع) ایستاد و در حالی که دستانش را روی سینه اش گذاشته بود، سلامی عرض کرد. اما آن شب حال دیگری داشت. وضویی گرفت و راهی حرم شد.

جوان نزدیک در که شد،چشمانش را به هم نزدیک کرد. چیز عجیبی می دید. استادش در مقابل در بسته حرم ایستاده بود و قفل های در خود به خود در مقابلش باز می شد.

استاد دستانش را روی سینه اش گذاشت و تا نیمه خم شد و سلام داد، لحظه ای نگذشت که از جانب حرم صدای جواب سلام آمد.

جوان روی نوک انگشتان پایش پشت سر استاد به راه افتاد. مقدس اردبیلی ضریح را زیارت کرد و در گوشه ای نشست. طلبه جوان در حالی که پشت در گوش ایستاده بود، از تعجب خشکش زده بود. صدای صحبت استاد با کسی می آمد.

لحظاتی گذشت، استاد از حرم بیرون آمد و سمت مسجد کوفه به راه افتاد. بالاخره به محراب مسجد رسید. صدای مباحثه علمی استاد با مرد دیگری به گوش می رسید.

استاد در فکر فرو رفت و گفت: می گویم ولی باید قول بدهی که تا مرگ من به کسی نگویی. گاهی بعضی از مسائل بر من مشتبه می شود و بسا هست که در شب به نزد قبر امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) می روم و در آن مسئله با آن حضرت سخن می گویم و جواب می شنوم. در این شب، مرا حواله به حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) نمود و فرمود: «فرزندم مهدی (علیه السلام) امشب در مسجد کوفه است. برو به نزد او و این مسئله را از او بپرس». و این شخص، حضرت مهدی (علیه السلام) بود

هوا رو به روشنی بود. جوان در حال خود نبود. در راه بازگشت مقدس اردبیلی شاگردش را شناخت و از کارش آگاه شد.

جوان به استاد گفت: ای مولا جان! من از اوّل تا آخر با تو بودم. اکنون مرا آگاه کن که شخص اوّل که در حرم مطهّر با او سخن می گفتی، چه کسی بود؟ و آن شخص که در مسجد کوفه با او هم سخن بودی که بود؟

استاد در فکر فرو رفت و گفت: می گویم ولی باید قول بدهی که تا مرگ من به کسی نگویی. گاهی بعضی از مسائل بر من مشتبه می شود و بسا هست که در شب به نزد قبر امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) می روم و در آن مسئله با آن حضرت سخن می گویم و جواب می شنوم. در این شب، مرا حواله به حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) نمود و فرمود: «فرزندم مهدی (علیه السلام) امشب در مسجد کوفه است. برو به نزد او و این مسئله را از او بپرس». و این شخص، حضرت مهدی (علیه السلام) بود.

ادامه نوشته

فواید دعا برای حضرت قائم(عجل الله تعالی فرجه)

مکیال المکارم، به معنای «معیار سنجش خوبیها» است و نام کتابی است که به سفارش خود حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) نوشته شده است. در این کتاب به تفصیل راجع به فواید دعا برای فرج سخن گفته شده است.

امام زمان (عج)

نویسنده ی این کتاب گرانقدر، «سید محمد تقی موسوی اصفهانی» ماجرای نوشتن مکیال المکارم را چنین تعریف می کند:

«...تا این که کسی را در خواب دیدم که با قلم و سخن نتوان او را توصیف نمود، یعنی مولا و حبیب دل شکسته ام و امامی که در انتظارش هستیم. او را در خواب دیدم که با بیانی روح انگیز چنین فرمود: «این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام او را بگذار: مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم.» همچون تشنه ای از خواب بیدار و در پی اطاعت امرش شدم...»

او در ادامه تعریف می کند که به دلیل مشکلات زندگی تا مدتی نمی تواند کتاب را بنویسد تا اینکه در سفر حج، مبتلا به وبا می شود و با خدا عهد می بندد که اگر خوب شود، کتاب را به اتمام برساند. پس از اتمام سفر و رهایی از بند بیماری، کتاب مکیال المکارم را نوشت و به قول خودش این کتاب: «همچون بهشتی بالا بلند و عالی مرتبه است و ثمراتش در دسترس و نزدیک به فهم، هیچ سخن بیهوده ای از آن نشنوی، در آن چشمه ها (ی علم و معرفت) جاری است.»

و به راستی، هیچ کتابی همچون مکیال المکارم، شما را با وظایف و حقوق بنده نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آشنا نمی کند. از طرف دیگر، الطاف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) نسبت به بندگان در کتاب به طور مفصل بیان شده است که باعث می شود وقتی آن را می خوانید احساس کنید این کتاب زنده است و نفس می کشد. احساس می کنید برگ برگش آنقدر برایتان مهم است که می خواهید همیشه آن را دسترس داشته باشید و هر از چند گاهی نگاهی به خطوط نورانی اش بیندازید.

هیچ کتابی همچون مکیال المکارم، شما را با وظایف و حقوق بنده نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آشنا نمی کند

ترجمه ی این کتاب در دوجلد منتشر شده است و تعداد بابهای کتاب مکیال المکارم، هشت باب است که در هر کدام به موضوعی خاص پرداخته شده است:

شناختن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)،

اثبات امامت ایشان،

قسمتی از حقوق آن حضرت نسبت به ما،

لزوم دعای ما برای امام،

نتایج دعا برای فرج،

بهترین اوقات دعا،

چگونگی دعا برای فرج و

تکالیف منتظران.

این کتاب از جمله کتب مفید و ضروری برای هر شیعه محسوب می شود و خواندن این کتاب برای تمامی شیعیان منتظر توصیه می شود.


ادامه نوشته

بزرگترین نشانه ظهور

ظهور حضرت حجت چنان واقعه عظیمی است که نشانه عظمتی بس سترگ را می طلبد. از طرفی این نشان باید راه را بر ادعاهای دروغین مدعیان بربندد. 'صیحه آسمانی' . . .

ظهور

ظهور حضرت حجت چنان واقعه عظیمی است که نشانه عظمتی بس سترگ را می طلبد. از طرفی این نشان باید راه را بر ادعاهای دروغین مدعیان بربندد. واقعه "صیحه آسمانی"، "فریاد آسمانی"، "دست اشارتی از آسمان" و . . . همگی مصداق های این امر عظیم اند. سیطره تکنولوژیکی انسان عصر فضا نیز بیشک نشانه ای عظیم را می طلبد تا مرهم دردهای رنج دیدگان زمین باشد! و چنین امری در ظهور نواده پاک رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مهدی موعود(علیه السلام) رخ می نماید. به طوری که شیاطین زمینی و آسمانی به دست و پا افتاده و درصدد تخطیه ندای آسمانی برمی آیند. ولی "حقیقت ماندنی و باطل رفتنی است".

این مقاله مختصر کنکاشی در این بزرگترین نشانه ظهور پاک مهدی(عج) است که از سایت اینترنتی شبکه امام مهدی ارواحنا فداه برگرفته شده است. نگارنده کنکاشی را نیز در آینده نزدیک تقدیم خواهدکرد "قل کل متربّص فتربّصوا بگو همه منتظرند پس منتظر باشید".

حضرت امام رضا(علیه السلام) می فرماید: "هفوَ الَّذى یفنادى مفناد مفنَ السَّماءف بفافسْمفه، یَسْمَعفهف جَمیعف اَهْلف الاَْرْضف بفالدفعاءف افلَیْهف."(1) "او کسى است که منادى از آسمان نام او را فریاد مى کند، و به سوى او مى خواند که همه اهل زمین مى شنوند."

چون راه طولانى غیبت به انتها برسد و روزگار نشستن پایان پذیرد و پرده هاى حجاب، دامن از چشم خلق برچیند و هنگام ظهور و تجلى نور فرا رسد، از فراز گنبد گردون و از میان آسمان نیلگون صداى دلرباى امین وحى و سیّد اهل آسمان ها حضرت جبرئیل(علیه السلام) در مشرق و مغرب عالم طنین انداز شود و عالمیان را بر سر سفره بیعت الهى صلا زند.(2) و نام بلند آن حجت الهى و خلیفه حضرت رسالت پناهى را با نام نامى پدر مطهرشان بر عالمیان گوشزد نماید، انشاء الله.(3) و این است دعوت او: اى منتظران بپا خیزید که آن ذخیره الهى قیام کرده، به سوى او آیید که اینک وقت قیام است و پایان انتظار. اى دلسوختگان! زمان خونخواهى حسین(علیه السلام) فرارسیده.(4) و اى اهل ایمان وعده الهى تحقق یافته.(5) و هر قومى به زبان خویش ندا را متوجه شود، تا حجت بر همه تمام گردد و هیچ کس را عذر و بهانه اى نباشد. زیرا اوست که تمام ادیان را محو و نابود مى کند، و دین خدا را بر همه عالم غالب مى کند.(6) و این ندا را رمزى دیگر نیز مى باشد، که علامت حتمى ظهور باشد.

چون راه طولانى غیبت به انتها برسد و روزگار نشستن پایان پذیرد و پرده هاى حجاب، دامن از چشم خلق برچیند و هنگام ظهور و تجلى نور فرا رسد، از فراز گنبد گردون و از میان آسمان نیلگون صداى دلرباى امین وحى و سیّد اهل آسمان ها حضرت جبرئیل(علیه السلام) در مشرق و مغرب عالم طنین انداز شود و عالمیان را بر سر سفره بیعت الهى صلا زند

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: "علامت را بشناس"(7) تا به گمراهى نیفتى و در ضلالت قدم ننهى، دزدان راه و مدعیان دروغین نتوانند تو را به سوى خویش دعوت کنند، و این نشانى روشن براى حقیقت است. و این ندا نداى فجرصادق است که در صبح صادق دمیده خواهد شد، و در آخر روز، شیطان آخرین تلاش خویش را براى گمراهى خلق مى نماید، و مردم را به کفر و شرک مى خواند.(8) (افنَّ الشَّیْطانَ لفلاْفنْسانف عَدفوٌّ مفبینٌ)(9)

ادامه نوشته

صحنه همچنان باقی است!

گاهی اگر خوب نگاه کنیم، ما نیز درست همان ایراداتی را که در دیگران می‌بینیم، در خود می‌یابیم. اما متوجه نیستیم که اگر این موارد عیب و نقص است، خودمان هم دقیقاً دارای همین عیب هستیم. گاهی از دیگران توقعاتی داریم که دیگری از ما انتظار دارد، اما غافلیم و برآورده نشدن توقع خودمان توسط دیگران را بر نمی‌تابیم، در حالی که دیگران هم کوتاهی ما را نظاره گرند.

می‌گوییم خدا نیامرزد کسانی را که در روزگار معصومین علیهم السلام بودند و درباره آنان کوتاهی کردند. حق ایشان را ادا نکردند، آنها را تنها گذاشتند، سراغ دیگران رفتند، به فرامین، سفارشات و توصیه‌های آن بزرگواران اعتنا نکردند، یا اگر اعتنا کردند، عمل نکردند، یا آن را ناتمام رها کردند. به گونه‌ای سخن می‌گوییم و حس می‌گیریم و جلو می‌رویم که فراموشمان می‌شود هنوز هم روزگار، روزگار امام معصوم است. هنوز هم فردی از همان خاندان وجود دارد، هنوز هم وظیفه ما همچون گذشتگان مودت و محبّت (1) نسبت به آن وجود مبارک است.

تعجّب می‌کنیم چگونه ندای یاری طلبیدن ائمه علیهم السلام را شنیدند و به راحتی از کنارش گذشتند؟ و بر تعجّبمان افزوده می‌شود که چگونه شخصی مخاطب امام معصوم باشد و در کمال بی‌ادبی، اعتنا نکند، اما نمی‌ترسیم از این ‌که ما هم مرتکب همین جرم شویم و فکر نمی‌کنیم که ما نیز همان‌طور رفتار کرده‌ایم.(2)

از آنان که با سخنان، حضور، اموال، خانواده و اطرافیان خود، یارای امامان معصوم علیهم السلام نبودند دلگیریم و متنفریم، گویی که خودمان همه زندگی و هستی را برای اماممان خرج کرده‌ایم و در مسیر ایشان قرار داده‌ایم. اصلاً چند دقیقه‌ از زندگیمان و چند ریال از اموالمان برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و در راه ایشان بوده است؟

تعجب می‌کنیم که چگونه افرادی در زمان ائمه علیهم السلام با آن ‌که می‌دانستند امام علیه السلام آگاه به جمیع علوم است و از همه زندگیشان مطلع است، باز هم منافق گونه زندگی می‌کردند و رفتار و گفتارشان در محافل و مجالسشان متفاوت از آنچه بود که در حضور امام سر می‌زد. اما ما چه بسا از آنها هم جلو زده‌ایم. هرگز حضور امام را حس نمی‌کنیم، تا اقلاً بعضی مواقع خود را در محضر ایشان ببینیم. هر طور دلمان می‌خواهد زندگی می‌کنیم و هر چه می‌خواهیم انجام می‌دهیم، بدون آن‌ که دقت کنیم، امام ما نیز همچون امامان قبل علیهم السلام آگاه و ناظر به همه چیز می‌باشد.

از آنان که با سخنان، حضور، اموال، خانواده و اطرافیان خود، یارای امامان معصوم علیهم السلام نبودند دلگیریم و متنفریم، گویی که خودمان همه زندگی و هستی را برای اماممان خرج کرده‌ایم و در مسیر ایشان قرار داده‌ایم. اصلاً چند دقیقه‌ از زندگیمان و چند ریال از اموالمان برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و در راه ایشان بوده است؟

ادامه نوشته

امید بسته ام به بهار ...  


در ولوله ی پر رفت و آمد آرزوهای دلم،

درچینش دوباره ی رۆیاهای تازه ی سال،

هر چه می کنم آرزوی تو می آید اول صف!

مقدّم المأمول (1) هستی دیگر...

منجی جان!

برای سالی که می آید خسته ام!

برای آزمون های سختی که در راه است،

برای دامهای تازه تنیده ی دشمنان از هر سو،

برای مردودی کسانی که باورمان نمی آید، ولی می شود،

برای جنگهای تازه،

برای دجالهای بی پایان،

برای بهت های تردید،

برای ترسهای بی ایمان،

برای پیشگویی هایی که می آید،

تنها امید بسته ام به تو!

که اگر امید تو نبود و آرزوی آمدنت،

لحظه،

برای تاب آوردن،

ابدیت بود!

اگر تو نبودی و قلب صبورت،

چه کسی یادمان می داد صبوری را؟

ادامه نوشته

کدام یک از نشانه‌های ظهور واقع شده است؟

یکی از آسیب‌های جدی مباحث مهدویت، تطبیق است. تطبیق علایم ظهور بر حوادث، وقایع و ادعا کردن تحقق علایم به صورت قطعی، نه تنها قابل پذیرش و دفاع نیست، بلکه تولید آسیب‌ می‌کند.

معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست، اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(علیهم السلام) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث هم‌دلی مۆمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

ما در این مقاله به طرح و بررسی چند پرسش پیرامون مسأله مهدویت خواهیم پرداخت:

 
علایم ظهور چیست؟

علائم ظهور، نشانه‌هایی است که قبل از ظهور امام زمان(عج) به وقوع می‌پیوندد و از نزدیک شدن و حتمی بودن ظهور خبر می‌دهد و مایه امید مۆمنان و ترس و وحشت کافران می‌شود.

 
فرق بین علایم و شرایط ظهور چیست؟

شرایط ظهور وابستگی تام و تمام به ظهور امام مهدی(عج) دارد، ولی علائم ظهور فقط نشانه و اعلام نزدیک بودن ظهور است، برای ظهور امام باید شرایط جمع باشد، اما در علایم چنین مسئله‌ای لازم نیست، برای مثال یکی از شریط تحقق نماز، دخول وقت است تا وقت نماز نشود، نمی‌شود نماز خواند، همچنین یکی از نشانه‌های وقت نماز، اذانی است که از رادیو پخش می‌شود، لذا نماز خواندن متوقف بر پخش اذان نیست، بلکه صدای اذان نشانه داخل شدن وقت است، بنابراین ممکن است اذان گفته نشود ولی وقت داخل شده باشد و می‌توان نماز خواند.

ثانیاً برای امر ظهور باید همه شرایط جمع باشد، برخلاف علایم که ظهور متوقف بر پدیدار شدن همه علائم و حضور همه نیست؛ مثلاً برای خواندن نماز باید همه شرایط از قبیل وقت، قبله، طهارت و ... با هم وجود داشته باشد.

برای امر ظهور باید همه شرایط جمع باشد، برخلاف علایم که ظهور متوقف بر پدیدار شدن همه علائم و حضور همه نیست؛ مثلاً برای خواندن نماز باید همه شرایط از قبیل وقت، قبله، طهارت و ... با هم وجود داشته باشد

ثالثاً ما نسبت به شرایط ظهور مکلف هستیم و باید زمینه‌های تحقق آن را مهیا سازیم، ولی نسبت به ظهور علایم و ایجاد آنها وظیفه نداریم.

ادامه نوشته

حکومت جهانی امام مهدی چند سال به طول می‌انجامد

حكومت جهانى حضرت مهدى (علیه السلام) چه ویژگیهایى دارد و امام زمان (علیه السلام) چند سال حكومت مى كنند؟

بعد از آنكه مصلحت الهى اقتضاء كرد امام زمان (علیه السلام) از پرده غیبت بیرون مى آیند، دشمنان و ستمگران در مقابل آنحضرت به صف آرایى مى پردازند و جنگهاى سختى پیش مى آید كه به لطف خداوند و همّت پیروان صدیق و وفادارشان آن حضرت در همه وقایع علیرغم تحمّل رنجهاى فراوان به پیروزى نائل مى شوند و حكومت عدل الهى را تأسیس مى نمایند كه در توصیف آن، ام السلمه از پیامیر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم)نقل مى كند: كه در سایه حكومت حضرت مهدى (علیه السلام) چنان عدالتى در جامعه مستقر مى شود كه زنده ها آرزو مى كنند اى كاش مرده ها زنده مى بودند و از آن عدالت بهره مند مى گشتند. و در مورد دیگر ضمن اشاره به این حقیقت كه حضرت مهدى (علیه السلام) بر دلهاى مردم حكومت خواهند كرد مى فرمایند: شما را به مهدى، مردى از قریش بشارت مى دهم كه ساكنان آسمان و زمین از حكومت و فرمانروایى او خشنودند ... در دوره حكومت آن حضرت زمین بركات خود را به روى مردم مى گشاید، امنیت بر همه جوامع حاكمیت پیدا مى كند، تعلیم و تربیت و علم و دانش پیشرفت فوق العاده اى پیدا مى كند، در روابط اجتماعى صفا و صمیمیّت رواج مى یابد و ... حضرت كوفه را پایتخت حكومت خود بر مى گزینند و حتى امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند: مسجد سهله خانه امام (علیه السلام) خواهد بود یعنى حضرت با خانواده اش در آنجا سكونت خواهند داشت. در زمینه مدّت حكومت آن حضرت اقوال متفاوتى در روایات وارد شده است.

علامه مجلسى در بحارالانوار درباره اختلاف این روایات مى نویسند: برخى روایات بر تمام مدت حكومت دلالت دارد، برخى بر مدت ثبات و استقرار حكومت، بعضى بر طبق سالها و روزهایى است كه ما با آن آشنائیم و بعضى احادیث دیگر بر طبق سالها و ماه هاى روزگار حضرت است كه طولانى خواهد بود و ... بااین همه آنچه مسلم است دوره حكومت آنحضرت كوتاه نخواهد بود

ادامه نوشته

چگونگی حضور ایرانیان در دوره ظهور

از روایات فهمیده می‌شود که تعدادی از سپاهیان حضرت مهدی(عج) ایرانی هستند و از آنان با تعبیرهای طرفداران سلمان فارسی، اهل ری، اهل مشرق زمین، اهل خراسان، گنج‌های طالقان، یاران درفش‌های سیاه، قمی‌ها، سرخ‌رویان، اهل فارس و غیره یاد شده است.

 
زمینه‌سازی ظهور/ شهری که پایگاه یاران امام زمان(عج) است

کشور ایران تا قبل از ظهور، چگونه باید باشد؟

برای آن‌که از وضع کشور در هنگام ظهور آگاه باشیم، باید شرایط ظهور امام زمان(عج) را بدانیم. برای ظهور امام زمان(عج) دو شرط اساسی لازم است:

1ـ پذیرش عمومی: یعنی مردم باید به حدی از دانایی برسند که هر چه امام زمان(عج) دستور داد، بدانند آن دستور کاملاً درست است و باید مو به ‌مو آن را اجرا کنند؛ نباید از مسئولیت شانه خالی کنند و اجرای عدالت را فقط در مورد دیگران دوست داشته باشند و وقتی اجرای عدالت به ضرر خود آنان شد، از آن فرار کنند و تن به عدالت ندهند؛ باید به حدی برسند که بفهمند دین، معنویت و ارزش‌های انسانی است که انسان را به سعادت می‌رساند، نه پیشرفت علم و صنعت و تنها امام است که نیازهای واقعی انسان را می‌داند و می‌تواند مردم را خوشبخت کند؛ فقط منتظر او باشند و از قدرت‌های مادی چشم بپوشند.

2ـ یاران فداکار: علاوه بر قبول مردم که شرط پیروزی و به ثمر رسیدن یک قیام است، یاران فداکار و سخت‌کوش نیز باید در انجام برنامه‌های امام، شبانه‌روز تلاش کنند و از هیچ اقدامی برای پیشرفت دستورهای امام کوتاهی نکنند، در خدمت به اسلام و مردم سر از پا نشناسند و کار کردن برای دیگران را با تمام جان و دل قبول کنند و به فکر مقام و رفاه خود نباشند.

در روایات به وجود یاران ایرانی توجه زیادی شده و ‌آمده است که بسیاری از شهرهای ایران محل یاران امام است که در زمان ظهور به یاری امام خواهند پرداخت، مخصوصاً در روایات، شهر مقدس قم، پایگاه یاران امام زمان(عج) معرفی شده است.

از روایات فهمیده می‌شود که تعدادی از سپاهیان حضرت مهدی(عج) ایرانی هستند و از آنان با تعبیرهای طرفداران سلمان فارسی، اهل ری، اهل مشرق زمین، اهل خراسان، گنج‌های طالقان، یاران درفش‌های سیاه، قمی‌ها، سرخ‌رویان، اهل فارس و غیره یاد شده است

با توجه به این دو شرط باید گفت، کشور ما برای ظهور امام زمان(عج) باید به گونه‌ای باشد که همه مردم یا اکثر آنها واقعاً منتظر امام زمان(عج) باشند؛ انتظار واقعی، تنها با گفتار و دعا ایجاد نمی‌شود؛ منتظر واقعی را از عمل او می‌توان شناخت که البته دعا نیز جزئی از عمل است، منتظر واقعی اولًا سعی می‌کند به امام زمان(عج) معرفت پیدا کند و ثانیاً در طریق طاعت و بندگی خدا قرار گیرد.
احادیث آسمانی(جهاد)

ادامه نوشته

یاران موعود در كلام امیر علیه السلام

امام موعود، کسی است که حکومتی را رهبری می‌کند که جد بزرگوارشان امام علی علیه السلام مدت زمانی کوتاه زمامدار آن بودند. عرف سیاسی امروز جهان، چنان است که پیش‌بینی‌های رهبران تأثیرگذار، مانند لوحی زرین، اندوخته‌ای برای تشریح و تفصیل و تفسیرهای متخصصین تلقی می‌شود تا هر چه بیشتر و بهتر بتوانند برنامه‌ریزی‌های راهبردی و کلان خود را چه در عرصه نیروی انسانی و چه در رابطه با تخصیص منابع سامان دهند.

حال اگر این پیش‌بینی‌ها، متّصل به وحی باشد، لزوم مطالعه و واکاوی آن بیش از پیش مهم می‌نماید؛ چرا که آنچه آینده‌پژوهی را دستخوش عدم اطمینان می‌کند، عدم ضمانت وقوع آن است. بنابراین شایسته است مروری داشته باشیم بر یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین موضوعات این حیطه یعنی ویژگی‌های یاران موعود، شاید مقدمه‌ای باشد برای اینکه سعی کنیم ما نیز با کسب این اوصاف، از جمله یاران حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم.

1. یارانی جوان

بیشتر یاران امام منتظر «جوان» هستند؛(1) موعود نیز، خود جوان است و هر چند كه صد‏ها سال از حیات او گذشته، لیك به اعجاز الهی، سیمایش به مانند جوانی خوش‌چهره می‏ماند، لاجرم یاران ایشان نیز باید چنین باشند؛ آنگونه كه امیرالمۆمنین علی علیه السلام بدان بشارت داده است: «إن اصحاب القائم شباب لا كهول فیهم إلا كالكحل فی العین أو كالملح فی الزاد، و اقل الزاد الملح؛ یاران قائم جوان هستند. در میان آنها پیرمرد یافت نمی‌شود به جز مانند سرمه در چشم و نمك در طعام كه كمتر از هر ماده‏ای در طعام نمك آن است(2).»

2. دلباختگی به خدا

خداجویی و پارسایی و پیوند با پروردگار، با حیات یاران موعود آمیخته است. امام مۆمنان ضمن تشبیه دل یاران خداجو و پارسای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مشعل‏های نورانی(3)، از ذكر پیوسته آنان یاد می‏كند: «... یُسبحونَ علی خُیولِهم؛ بر فراز مركب‏ها خدا را تسبیح می‏گویند.»(4)

این ویژگی برخاسته از قابلیت‏های معنوی ایشان است؛ آنگونه كه حضرت در خطبه 150 نهج‏البلاغه می‏فرمایند: «تُجْلی بِالتَنْزیلِ أبْصارُهُم وَیرْمَی بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهمْ، وَیغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ؛ دیده‏های آنها به نور قرآن جلا داده و تفسیر آن، در گوشهایشان جا گرفته شود (در آیات قرآن تأمل و تدبر می‌کنند، و تفسیر را از اهلش می‏آموزند.) در شب جام حکمت را به آنها بنوشانند بعد از اینکه در بامداد هم آشامیده باشند. (اسباب سعادت و نیکبختی و علم و عمل برای آنان در آشکار و نهان آماده گردد.)» (5)

یك‌پارچگی و هماهنگی، تدبیر و نظم، سیره عملی و پیام رفتاری یاران مهدی علیه السلام است. حركت و سكون و آرامش و پیشرفت و عمل‌كرد آنان با نظم آراسته شده است؛ شیوه پسندیده‏ای كه امیر مۆمنان علیه السلام از آن چنین یاد می‏كند: «كَأنی اُنظر اِلیهِم وَ الزِیُّ واحِدٌ وَ القدُّ واحدٌ و الجَمالُ واحد وَ اللِباسُ واحدٌ؛ گویا آنان را می‏نگرم؛ زی و هیأتی یكسان، قد و قامتی برابر، در جمال و برازندگی همانند و هم لباسند»

3. فرمان برداری و شیدایی

آنان در اطاعت و پیروی از مهدی علیه السلام زبانزد هستند، بدان حد كه: «در برابر فرمان امامشان از بنده مطیع، مطیع‌تر هستند.»(6)

ادامه نوشته

انتظارات حضرت مهدی (عج) از شیعیان

اگر امام را بشناسیم، می دانیم که غایب و ظاهر و دور و نزدیکش، هیچ تفاوتی نمی کند. آقای ما، چه دور باشند و چه نزدیک، نجوای ضعیف دلمان را می شنوند و چه غایب باشند و چه ظاهر، هر روز و هر لحظه بر اعمال و رفتار ما نظارت دارد. این روزها، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)، صاحب و مولای ما هستند؛ امّا آیا می دانیم که فرمانده ی پر قدرت جهان، از شیعیان چه می خواهد؟

1. اطاعت و تسلیم

از مهم ترین انتظارات آن حضرت از شیعیان و پیروان خویش، این است که تقوای الهی را پیشه ساخته، سرا پا تسلیم اوامر و نواهی اِمامان معصوم (علیهم السلام) باشند. ایشان  فرمودند: «از خدا بترسید و تسلیم [امر] ما شوید و کارها را به ما واگذار کنید. پس بر ماست که شما را از سرچشمه [معارف] سیراب گردانیم، همان گونه که بردن شما به سوی سرچشمه به وسیله ما بوده است، و در پی آنچه از شما پوشیده شده است، نروید.» (1)

2. جلب محبّت اهل بیت (علیهم السلام) و ترک گناهان

امام زمان (عج) می فرمایند: «پس باید هر یک از شما کارهایی را که موجب جلب محبّت ما می گردد، انجام دهد و باید از کارهایی که خشم و غضب ما را در پی دارد، اجتناب کند. پس [آگاه باشید که] مرگ آدمی ناگهان می رسد که [در آن وقت] توبه سودی نمی رساند و ندامت و پشیمانی نمی تواند او را از عذاب ما برهاند.» (2)

در جای دیگر، ایشان حرکت در مسیر محبّت اهل بیت (علیهم السلام)، را این گونه از شیعیان خواسته اند: «از راست به چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستی ما طبق سنّت [الهی و نبوی] روشن به سوی ما قرار دهید.» (3)

3. همدلی و اتّحاد در نگهداری از پیمان

از دیگر انتظارات امام زمان علیه السلام از شیعیانش این است که بر محور فرامین الهی و تعهّدهایی که در مقابل امامان خویش دارند، همدل و متّحد باشند؛ چرا که همدلی هم موفقیّت دنیوی آنها را در پی دارد، و هم زمینه تعجیل فرج و ظهور عدالت گستر جهان را فراهم می سازد.
« و امّا در حوادث پیش آمده، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنان هستم»

آن حضرت در یکی از توقیعات خود فرموده اند: «اگر شیعیان ما ـ که خدای آنان را بر انجام طاعت خویش موفّق بدارد ـ در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می شدند، میمنت دیدار ما از ایشان به تأخیر نمی افتاد.» (4)

4. دعا برای فرج

قوم حضرت موسی (علیه السلام)، با دعا برای فرج، ظهور حضرت موسی (علیه السلام) را 50 سال جلو انداخته اند. دعای برای فرج، از مهمترین وظایفی است که در روایات اسلامی بر دوش منتظران گذاشته شده است.

به همین جهت است که مهدی منتظر علیه السلام از شیعیانش انتظار دارد و مجدّانه می خواهد که برای فرج دعا کنند؛ ایشان فرمودند: «برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید؛ زیرا همین موجب فرَجْ و گشایش شماست.» (5)

5. مراجعه به علما

در دوران غیبت کبری، هر چند دست الطاف امام زمان (عج) از پشت ابرهای غیبت بر سر امّت و شیعیان سایه افکنده است، امّا نیاز مبرم وجود دارد که برای سرپرستی امّت و شیعیان و هدایت و گره گشایی از مشکلات آنان، فرد و یا افرادی باشند تا مردم با مراجعه به آنها تفسیر سخنان امامان خویش را به دست آورند و پاسخ پرسش های خود را دریابند. به همین جهت، امام عصر (عج) برای دوران غیبت تدبیری اندیشیده و مردم را به فقها و مراجع تقلید ارجاع داده اند؛ چنان که  فرمودند: « و امّا در حوادث پیش آمده، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنان هستم.» (6)

ادامه نوشته

مرگ جاهلیت چیست؟

به دلیل اهمیت  حیاتی و غیرقابل انکاری که شناخت امام و به خصوص امام زمان(عج) یعنی رهبر و الگوی زمان و تنها عامل پیوند ما با خداوند دارد، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.(1)

آنچه که از روایت فوق برداشت می‌شود این است که نشناختن امام زمان خود به  معنی عدم ارتباط با امام است و عدم ارتباط با امام یعنی قطع پیوند هدایت با خداوند و این همان مرگ جاهلیت و خروج از دین و گمراهی است و امام صادق(علیه السلام) در جواب سۆال از چگونگی از معنای جاهلیت فرمودند:

منظور از آن جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی است.(2)

پس چنان معرفت و شناختی از امام زمان(عج) باید حاصل شود که ما را از مرگ  جاهلیت نجات بخشد و بنابر روایات رسیده از ائمه اطهار(علیهم السلام) بدون تردید مقصود از معرفتی (شناختی) که امامان(علیهم السلام) ما را به تحصیل آن امر فرموده‌اند شناخت آن حضرت چنان‌که هست می‌باشد، به گونه‌ای که سبب سالم ماندن از شبهه‌های  ملحدان گردد و مایه نجات از گمراه ساختن گمراه‌کنندگان شود و چنین شناختی دو وجه دارد:

1. شناخت شخص امام(عج) به نام و نسب (شناخت اسمی)

2. شناخت صفات و ویژگی‌ها و مقامات امام(عج) (شناخت رسمی) و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است چنانچه امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

نشانه را بشناس… چون اگر نشانه را شناختی، دیگر پس از هدایت شدن گمراه نخواهی شد و به فریب‌کاران تمایلی نخواهی یافت.(3)

آنچه که از روایت فوق برداشت می‌شود این است که نشناختن امام زمان خود به معنی عدم ارتباط با امام است و عدم ارتباط با امام یعنی قطع پیوند هدایت با خداوند و این همان مرگ جاهلیت و خروج از دین و گمراهی است

شاهد بر این مطالب روایاتی است که ائمه اطهار(علیهم‌السلام) به ذکر علامت‌ها و صفات و ویژگی‌های حضرت حجت(عج) می‌پردازد و در آنها توصیف نشانه‌ها و علائم ظهور و ویژگی‌های عصر ظهور بیان گردیده است. البته معرفت به نعت و صفت مرتبه  بالاتری از معرفت اسم است در این معرفت ما امام را تنها از روی اسم و  خصوصیات ظاهری بیان شده نمی‌شناسیم بلکه به یک سلسله ویژگی‌ها و کمالات  باطنی شناخت پیدا می‌کنیم چنین معرفتی از طریق شنیدن اوصاف و کمالات و مقامات امام(عج) حاصل می‌شود. چنانچه آن حضرت(عج) در بیان وجوب معرفت پروردگار و فرستادگان او فرموده‌اند:

«… و بعد از آن معرفت(معرفت  پروردگار، رسول و اقرار به پیامبری او)معرفت امامی است به نعت و صفت و  نامش، که در حال سختی و راحتی به او اقتدا می‌نماییم. و کمترین درجه شناخت  امام آن است که دانسته شود او همتای پیامبر(صلی الله علیه و آله) است به جز در مقام نبوت. و  امام وارث پیامبر(صلی الله علیه وآله) است و اطاعت خداوند و اطاعت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و تسلیم بودن به او در همه امور و مراجعه کامل به او و پذیرش گفته او از مراتب شناخت می‌باشد.»(4)
میلاد حضرت محمد (ص)

پس بنابر روایت فوق، معرفت واجب شده از طرف پیامبر(صلی الله علیه و آله) درجه‌ای بالاتر از معرفت به اسم و رسم است و آن  معرفت و تصمیم قلبی است که اگر کسی آن را نداشته باشد به مرگ جاهلیت  می‌رسد. اهل بیت(علیهم السلام) تعریفی که از معرفت ارائه داده‌اند این است که معرفت  همان فهم و شناخت روایات می‌باشد.(5)

ادامه نوشته

سخنان امام مهدی(ع) در وقت ظهور

در ابتدای ظهورت، سخن چه فرمایی؟
فدای آن لب شیرین دٌر فشانت من

بیانات حضرت بقیةالله ارواحنا له الفداء در روزهای اول ظهور

اوّلین خطبه و اعلامیّه حضرت بقیةالله روحی له الفداء
قال الامام الباقر علیه السلام و القائم یومئذ بمکة قد اسند ظهره الی البیت الحرام مستجیراً به فینادی ایها الناس انا نستنفرالله، فمن اجابنا من الناس فانا اهل بیت نبیکم محمد و نحن اولی الناس بالله و بمحمد، صلی الله علیه و آله و سلم، فمن حاجنی فی آدم فانا اولی الناس بآدم و من حاجنی فی نوح فانا اولی الناس بنوح و من حاجنی فی
از امام باقر(ع) روایت شده که آن حضرت فرمودند: در روز اول ظهور، قائم ما در مکه در کنار بیت الله الحرام در حالتی که به کعبه تکیه داده است مردم جهان را مخاطب قرار داده، چنین می فرماید:
ای مردم! ما آل محمد -که درود خداوند بر او و خاندانش باد - در درجه اول از خداوند بزرگ و در مرتبه دوم از بندگان خداوند که جواب ما را می دهند یاری می طلبیم. (البته طلب یاری از مردم به جهت امتحان و اتمام حجّت بر آنها است.)
ای مردم! ما خاندان پیامبر شما هستیم و از هرکس به خداوند بزرگ و حبیبش رسول الله سزاوارتریم [و از نظر مقام، برتری داریم].
ابراهیم فانا اولی الناس بابراهیم و من حاجنی فی محمد، صلی الله علیه و آله و سلم، فانا اولی الناس بمحمد و من حاجنی فی النبیین فانا اولی الناس بالنبیین، ألیس الله یقول فی محکم کتابه «ان الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین ذریة بعضها من بعض والله سمیع علیم».(1)
فانا بقیة من آدم و ذخیرة من نوح و مصطفی من ابراهیم و صفوة من محمد، صلی الله علیهم اجمعین، الا فمن حاجنی فی کتاب الله فانا اولی الناس بکتاب الله، الا و من حاجنی فی سنة رسول الله فانا اولی بسنة رسول الله، فانشد الله من سمع کلامی الیوم لما بلغ الشاهد منکم الغائب و أسألکم بحق الله و حق رسوله صلی الله علیه و آله و بحقی فان لی علیکم حق القربی من رسول الله الا اعنتمونا و منعتمونا ممن
ای مردم! هر کس در ارتباط با حضرت آدم با من مجادله کند بداند من از او به آدم اولی ترم و آن که در رابطه با شخصیت نوح با من محاجّه کند من بر او نسبت به نوح مقدّم هستم و هر کس بخواهد در ارتباط با ابراهیم با من مجادله کند من از او نسبت به ابراهیم برتری دارم و اگر کسی بخواهد با شخصیت محمد -که درود خداوند بر او و خاندانش باد - با من محاجّه کند مسلّماً من نسبت به حضرت محمد از او احقّ و اولی [و تنها فرزند و باقیمانده او و یگانه نگهبان دین و شخصیّت او] هستم و هرکس که بخواهد در ارتباط با بقیّه انبیاء و فرستادگان خداوند به محاجّه با من برخیزد، من بر او نسبت به انبیاء تقدم دارم [و جانشین اجرا کننده تمام طرحهای آنها من هستم]. آیا خداوند در قرآن مجیدش نفرموده است: «به درستی که خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان اختیار فرموده و بعضی را بر برخی برتری داده است. و البته خداوند شنوا و دانا است.»؟
پس ای مردم! من تنها باقیمانده از آدم و یگانه ذخیره نوح پیامبر و خلاصه و برگزیده از ابراهیم و از محمد هستم که درود خداوند بر آن بزرگوار و خاندانش باد.
ای مردم! بدانید آن کس که بخواهد در قرآن با من مجادله نماید من از همه اولی تر به قرآن خداوند هستم ‍[و تمام علوم و معارف قرآن و قوانین حیات بخش آن در نزد من است].
ای مردم! آگاه باشید هر کس که درباره سنت رسول اکرم [یعنی تعلیمات آن حضرت و خاندان عزیزش] با من مجادله کند، من اولی تر از او هستم. پس شما را به خداوند سوگند می دهم هر کس که امروز سخنان مرا می شنود آن را به آنهایی که در اینجا حاضر نیستند برساند، و شما را به حق خداوند و رسول او و آن حقی که من بر شما دارم [یعنی حق ذُوالقربای پیامبر بودن] سوگند می دهم که ما را در حقوقمان یاری نمایید و جلوی ظلم و ستم را که درباره ما روا داشتند بگیرید؛ چه آنکه حقوق ما را پنهان ساختند و

یظلمنا فقد اخفنا و ظلمنا و طردنامن دیارنا و ابنائنا و بغی علینا و دفعنا عن حقنا و افتری اهل الباطل علینا فالله الله فینا لاتخذلونا و انصرونا ینصرکم الله تعالی.(2)

ادامه نوشته

برخی نامه های امام مهدی علیه السلام

 1- توثیق محمد بن عثمان عمری (توقیع مبارک حضرت ولی عصر(روحی له الفداء) در تأیید محمّد بن عثمان عمری)
عن اسحق بن یعقوب، قال سألت محمد بن عثمان العمری رحمه الله ان یوصل لی کتاباً قد سألت فیه عن مسائل اشکلت علی فوقع التوقیع بخط مولانا صاحب الدار: «و اما محمد بن عثمان العمری رضی الله عنه و عن ابیه من قبل، فانه ثقتی و کتابه کتابی».(1)
اسحق بن یعقوب می گوید: در مورد برخی از مسائل که برای من به صورت مشکل باقی مانده بود از جناب محمد بن عثمان عمری، رحمه الله علیه، خواهش کردم که نامه و عریضه ام را تقدیم پیشگاه مقدسه حضرت بقیةالله امام زمان(ع) بنماید. سپس فرمانی به خط مولای عزیزمان حضرت صاحب الزمان(ع) به دست من رسید و طی آن فرموده بودند: «محمد بن عثمان - که خداوند از او و پدرش راضی باد - مورد اعتماد من و نامه او نامه من است.» (یعنی هرچه او جواب دهد،‌ جواب من است.)

2- تکذیب مدعی امامت (توقیع مبارک اما زمان(ع) در ارتباط با «شلمغانی» مطرود)
عن ابی الحسن محمد بن احمد بن داود القمی، قال وجدت بخط احمد بن ابراهیم النوبختی املاء ابی القاسم الحسین بن روح، رضی الله عنه، علی ظهر کتاب فیه جوابات و مسائل انفذت من قم یسأل عنها، هل هی جوابات الفقیه علیه السلام او جوابات محمد بن علی الشلمغانی لانه حکی عنه انه قال هذه المسائل انا اجبت عنها فکتب الیهم علی ظهر کتابهم:

محمد بن داوود قمی می گوید: نامه ای به خط احمد بن ابراهیم و املای حسین بن روح، رضوان الله علیه، دیدم که در آن پاره ای از مسایل واصله از قم و جواب آنها نوشته شده بود. به طوری که گفته می شد شخصی به نام محمد بن شلمغانی ادعا می نمود که مسایل مزبور را وی پاسخ گفته است. در مورد اینکه جواب مسائل یاد شده از ناحیه مقدّسه ی امام عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، می باشد و یا از طرف شلمغانی، استعلام نمودند و در نتیجه این توقیع در تکذیب و ردّ گفتار شلمغانی، لعنة الله علیه، صادر شد:

ادامه نوشته

اثرات غفلت از حضور امام زمان(عج)

چرا حضور ولی‌عصر(عج) فراموش می‌شود


نخستین و مهم‌ترین وظیفه انسان، شناخت پروردگار و آفریننده خویش است و از نظر روایات راه معرفت خدا و اوصاف او شناخت اولیای خدا و امامان معصوم(علیهم السلام) است، چون آن‌ها مظهر اسما و صفات الهی و آینه جمال و جلال پروردگارند.

معصومین(علیهم السلام) انسان‌های کاملی هستند که خداوند آنان را خلیفه و نماینده خود در زمین قرار داده و اراده کرده است که با آنان شناخته شود و از مسیر اطاعت آن‌ها، اطاعت شود و ثواب و عقاب را نیز بر مدار اعتقاد و اطاعت آنان قرار داده است.

وقتی از امام حسین(علیه السلام) درباره معرفت خدا و چگونگی آن سۆال شد، حضرت فرمود: «مراد از شناخت خدا شناخت اهل هر زمانی نسبت به امام خویشتن است، آن امامی که اطاعت او بر آنان واجب است» .(1)

 
*عوامل غفلت از حضور امام زمان(عج)

بنابراین معرفت و آگاهی به امام زمان(عج) لازم است و غفلت از آن حضرت نیز موجب خروج از جاده صحیح زندگی و نرسیدن به سعادتی که خداوند برای انسان رقم زده و گمراهی و شقاوت می‌شود و این غفلت در اثر برخی عوامل ایجاد می‌شود که به قسمتی از آن عوامل می‌پردازیم:

1- هواپرستی: شیطان دشمن انسان است و کارش اغوا و گمراه سازی است، اگر شیطان همنشین و رفیق انسان یا بر او مسلط شود، او را بر گناه و نافرمانی خدا و دوری از اولیا خدا تحریک می‌کند و سرانجام او را از راه حق و طریق انبیا الهی و از صراط مستقیم که امام صادق(علیه السلام) فرمود: منظور راه و شناخت امام است(2)، منحرف ساخته و انسان را دچار غفلت از خداوند و دوری از امام زمان(عج) می‌کند.

2- گناه و معصیت: نفس انسان به حسب طبیعت اصلیش دارای صفا و جلا است که حقیقت را درک می‌کند، حق و باطل، تقوا و فجور را متمایز از هم می‌بیند، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «خدا خوبی‌ها و بدی‌های نفس را به آن الهام کرده است»، اما گناه تدریجاً این طبیعت اولی را از بین می‌برد و نفس به گونه‌ای می شود که باطل و پلیدی را زیبا می‌بیند و اولیا و ائمه(علیهم السلام) را حقیر و کم بها می‌انگارد، سرمایه‌داران و ثروتمندان و زورمداران را بزرگ می‌شمرد و در یک کلمه فسق و فجور را بر تقوا و فضیلت، چنین کسی دارای انحراف دل است و این انحراف حاصل اعمال بد و گناه و معصیت است.

انسان منتظر باور قطعی دارد که تنها نظام اجتماعی عادلانه‌ای که به تمام خواسته‌های مشروع بشری پاسخ داده و منصفانه‌ترین قوانین را برای انسان‌ها آماده کرده است، نظام حکومتی اسلام و قانون الهی قرآن است و زیباترین آن در عصر ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) تحقق خواهد یافت و این باعث نشاط زندگی می‌شود و زندگی را ارزشی کرده و انسان را از بیهودگی نجات می‌بخشد، بر خلاف افراد و گروه‌هایی که از چنین آینده‌ای درخشانی غافل هستند و نتیجه‌ای جز احساس بیهودگی و پوچی در زندگی چیزی دیگری نخواهد بود

3- دنیا طلبی: دنیا پدیده‌ای است آفریده خداوند که برای استفاده و بهره‌وری انسان‌ها خلق شده است تا انسان در سایه مواهب طبیعی آن مسیر تکامل را طی کند، اما کوشش برای توسعه زندگی و افزایش ثروت تا جایی مطلوب است که عناوینی دیگر مثل راحت طلبی و تجمل پرستی، برتری طلبی و فزون خواهی صدق نکند، اگر یکی از عناوین یاد شده بر آن منطبق شد یا انسان را از وصول به زندگی معنوی محروم ساخت، قطعاً ناپسند است و باعث غفلت انسان از خداوند و ولی خدا امام عصر(عج) خواهد شد.

ادامه نوشته

تربیت نسل مهدوی

یکی از رسالتهای تربیتی خانواده های مهدوی تربیت نسل مستعد و مهیا از نظر علمی و عملی برای یاوری و اجرای منویات امام زمان (ع) است. خانه های نورانی به نور ولایت و امامت، کانون تربیت سربازان امام زمان (ع) و عهده دار پرورش دادن یاوران جان بر کف برای حضرت هستند که تربیت دینی آنان بر اساس، قرآن و عشق پیامبر و آل پیامبر (ص) می باشد. پیامبر اکرم(ص) در روایتی می فرمایند:

(أدَّبوا أولادَکم عَلی ثلاث خِصالٍ: حُبَّ نَبِیِّکم و حُبَّ أهلِ بیتهِ و قراءَ هِ القرآن....) (1) «فرزندانتان را بر سه پایه و خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت او و قرآن.»

برای انجام این رسالت بزرگ ما از سه الگو و روش استفاده می کنیم:

* تربیت فرزند بر اساس اصول تربیتی کلی شرعی و عقلی

* تربیت فرزند بر اساس توصیه های خاص اهل بیت (ع) (با گرایش ولائی و عاشق پروری و عارف پروری نسبت به اهل بیت (ع))

* تربیت فرزندان بر اساس الگوی صفات یاوران حضرت مهدی (ع)

ادامه نوشته

آثار مهدی باوری و مهدی یاوری در خانواده

اعتقاد و باور به امام زمان (ع) و معرفت و محبت ایشان از نظر فردی، خانوادگی و اجتماعی دارای تأثیرات مثبت فراوانی است که شناخت این آثار موجب افزایش دلبستگی و تشویق بیشتر در جهت تقویت مبانی ولائی انسان در محیط خانواده و روابط خانوادگی و تربیت فرزندان خواهد شد. برخی از فوائد مهدی محوری در خانواده عبارت است از:

1. وجود حامی معنوی
از سلسله نیازهای انسان، نیاز به معنویت و نورانیّت باطن است، در این راستا یکی از نیازهای آدمی، نیاز به حامی معنوی، پدر روحانی و ارتباط ملکوتی با انسانهای عرشی است.
خانواده های مهدی باور به زیباترین شکل ممکن می توانند از وجود مقدس و نازنین امام مهدی (ع) به عنوان پدر معنوی و حامی روحانی خود بهره مند شوند. حضرت علی (ع) در توصیف شخصیت امام می فرماید:
(فالإمام...الأبُ الشفیق مَفزَعُ العِبادَ فی الدَّواهی...) (1)
«امام پدری مهربان و پناهگاه بندگان در مصائب، سختی ها و گرفتاری هاست.»
حضرت صاحب (ع) در خطاب به شیخ مفید (رحمه الله) می فرمایند:
(إنّا غَیرُ مَهمَلین لِمُراعاتِکُم و لا ناسینَ لِذِکرکُم....) (2)
«ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم.»

2. وجود ناظر اخلاقی و دینی
در یک جامعه آرمانی و اسلامی، اصل (ألم یَعلَم بأنَّ الله یَری) (3) کاربرد ویژه ای دارد. که باعث نگهداری خویشتن و مراقبتهای ویژه فردی برای هر کسی می شود.
در این میان، خانواده های مهدوی باور و مهدی یاور به یک احساس زیبای دیگری نیز می رسند و آن احساس نظارت مستقیم امام عصر(ع) بر زندگی و اعمال و رفتار و گفتار آنهاست.
بر اساس عقائد دینی، ما امام را ناظر بر اعمال خود می دانیم. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:
(وَ قُل اعمَلُوا فَسیَری اللهُ عَمَلکَُم و رسولُهُ و المُؤمنونَ.) (4)
ادامه نوشته

46 اصل در مدیریت خانواده مهدوی

خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی نیازمند نظم و نظام، مدیریت و تدبیر و اعمال اصول و قوانینی خاصّ در جهت رشد و تعالی و پرورش انسان های تعالی خواه است.
در یک خانواده مهدوی، مهمترین قوانین حاکم بر زندگی «خداگرائی» «ولی گرایی» و به دنبال آن «والا گرایی» (1) اخلاقی است.
قانون «خدا گرائی» با تفکر توحیدی و زندگی توحیدی شکل می گیرد. در همین خصوص شهید مطهری (ره) در دو گفتار ارزشمند، دو مبحث «خدا در اندیشه ی انسان» و «خدا در زندگی انسان» را ارائه می دهند.
قانون «ولی گرائی» با شناخت و معرفت امام زمان (ع) و تنظیم زندگی بر اساس سیره ی مبارک حضرت و خواسته ها و رضایت ایشان تحقق می یابد.
و قانون «والا گرائی» با اخلاق محوری و رعایت اصول مدیریت خانواده، عینیت خواهد یافت. رعایت این اصول سطح فرهنگ و معنویت خانواده را بالا برده و به تعالی می رساند.
در اینجا تعدادی از مهمترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.

1. اصل محبت ورزی (گنج زندگی)
* قال علی (ع): (أنفَعُ الکُنُوزِ مَحبَّهُ القُلُوبِ.)(2)
«پر سودترین گنج ها (به دست آوردن) محبت دلهاست.»

خانه آشیانه ی کوچک عشق و میدان بزرگ تبادل عواطف و احساسات و بانک مهرورزی است، لذا همه ی اعضاء یک خانه باید در این بانک سرمایه گذاری های بلند مدت داشته باشد تا بتوانند همواره از حساب جاری خود محبت های خالصانه را دریافت و پرداخت کنند.

ادامه نوشته

46 اصل در مدیریت خانواده مهدوی

خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی نیازمند نظم و نظام، مدیریت و تدبیر و اعمال اصول و قوانینی خاصّ در جهت رشد و تعالی و پرورش انسان های تعالی خواه است.
در یک خانواده مهدوی، مهمترین قوانین حاکم بر زندگی «خداگرائی» «ولی گرایی» و به دنبال آن «والا گرایی» (1) اخلاقی است.
قانون «خدا گرائی» با تفکر توحیدی و زندگی توحیدی شکل می گیرد. در همین خصوص شهید مطهری (ره) در دو گفتار ارزشمند، دو مبحث «خدا در اندیشه ی انسان» و «خدا در زندگی انسان» را ارائه می دهند.
قانون «ولی گرائی» با شناخت و معرفت امام زمان (ع) و تنظیم زندگی بر اساس سیره ی مبارک حضرت و خواسته ها و رضایت ایشان تحقق می یابد.
و قانون «والا گرائی» با اخلاق محوری و رعایت اصول مدیریت خانواده، عینیت خواهد یافت. رعایت این اصول سطح فرهنگ و معنویت خانواده را بالا برده و به تعالی می رساند.
در اینجا تعدادی از مهمترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.

1. اصل محبت ورزی (گنج زندگی)
* قال علی (ع): (أنفَعُ الکُنُوزِ مَحبَّهُ القُلُوبِ.)(2)
«پر سودترین گنج ها (به دست آوردن) محبت دلهاست.»

ادامه نوشته

اوضاع مردم در آخرالزمان

مام حسن عسگرى(علیه‎السلام) در بخشی از توقیع شریف خود به على بن الحسین(صدوق اول)، بعد از حمد و ثناء خداوند و صلوات و سلام بر عترت طاهرین چند مورد را به على بن الحسین وصیت و سفارش مى‎كند:

... علیك بالصبر و انتظار الفرج قال النبى صلى الله علیه و آله افضل اعمال امتى انتظار الفرج لا تزال امتى و لایزال شیعتنا فى حزن حتى یظهر ولدى الذى بشریه النبى صلى الله علیه و آله انه یملاء الارض عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا .

زیرا كه پیغمبر(صلى الله علیه و آله) فرمود بهترین كارهاى امت من در انتظار فرج او بودن است. همواره امت من و پیروان ما در اندوه هستند تا فرزندم كه پیغمبر(صلى الله علیه و آله) به ظهور او خبر و نوید داده است آشكار گردد و زمین را پر از عدل و داد كند چنانكه پر از ظلم و جور باشد.

جابر بن عبدالله انصارى از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله) روایت مى‎كند كه فرمود حجت خدا از نظر آنها غائب مى‎گردد و نام برده نمى‎شود تا آن كه خداوند او را ظاهر گرداند پس وقتی كه خداوند او را آشكار ساخت زمین را پر از عدل و داد مى‎كند، چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.

سپس فرمود: خوش بحال آنها كه در غیبت وى پایدارند، خوش بحال كسانی كه در راه روشن خود ثابت‎قدم مى‎مانند، اینانند كه خداوند درباره‎شان فرموده است: والذین یؤمنون بالغیب1 و فرموده: اولئك حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون2

ادامه نوشته

سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كم‌رنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت می‌شوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز می‌نماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران می‌پردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام می‌باشد و سفارش بسیار شده كه در حرم‌های مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بی‌سواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .

ادامه نوشته

دلایل عدم تعیین وقت ظهور

عدم بیان تاریخ ظهور از سوى خداى متعال دلایلى دارد كه ما به چند مورد آن اشاره مى‎كنیم .

 

الف) انتظار فرج

از زمانى كه امام زمان(علیه‎السلام) غیبت كرده است نور امید به ظهور او دل مؤمنین را روشن نگاه داشته است. هم اكنون این انتظار وجود دارد و روز به روز بر شدّت و قوّت آن افزوده مى‎شود و هر مؤمنى آرزو دارد عصر ظهور را درك كند. اما اگر زمانى براى پایان غیبت تعیین مى‎گردید چنین انتظار و امیدى به ظهور منجى عالم نبود و ناامیدى و افسردگى قلوب مؤمنین را فرا مى‎گرفت زیرا همه آنها جز عدّه‎اى كه در آستانه عصر ظهور قرار مى‎گرفتند ناامید مى‎شدند و دیگر نه دعایى براى ظهور منجى عالم مى‎شد و نه شوقى به آمدن او دل‎ها را فرا مى‎گرفت .

 

ادامه نوشته

انواع انتظار

فرج به معناى گشایش است؛ گشایشى كه امید امیدواران است و به یقین، تحقق‎پذیر است و ناامیدى در آن راه ندارد، و ممكن است كه طول بكشد. و طول كشیدن تحقق مطلوب، از لوازم امیدهاى بزرگ است . امیدهاى كوچك به زودى تحقق‎پذیرند و امید، هر چه بزرگتر باشد، تحقق دیرتر و دراز مدت‎ترى دارد.

به خصوص اگر بزرگترین امیدها باشد كه مقصود از فرج است .و آن گشایش براى همه خلق و سیادت عدل و داد براى همیشه، در جهان است .

انتظار فرج، مشتمل بر یقین به تحقق مقصود است كه غم را مى‎زداید و سرور مى‎زاید. مقصود از انتظار، نشستن و خوابیدن نیست، بلكه داراى وظیفه‎اى است كه در تسریع ظهور حضرت مهدى (علیه‎السلام) دخالت دارد.

چنانچه مقصود، انتظار شخصى نیست، بلكه وظیفه‎اى است اجتماعى؛ چون انجام مقاصد اجتماعى، قدم‎هاى اجتماعى لازم دارد.

ادامه نوشته

چرا به امام زمان(عج)، قائم گویند؟

حضرت مهدى(علیه‎السلام)، در زبان اجداد بزرگوارش، به صفت «قائم» موصوف شده است، در حالى كه هیچ یك از نیاكان گرامى‎اش بدین صفت موصوف نشده‎اند. جدش رسول خدا(صلى الله علیه و آله) نیز بدین صفت موصوف نشده، پدرش على مرتضى (علیه‎السلام) نیز بدین صفت موصوف نشده؛ امام حسین سیدالشهداء(علیه‎السلام) نیز چنین بوده‎اند.

آیا مقصود«قیام بالقسط » و دادگسترى جهانى است، كه هدف از ارسال انبیا از آدم تا خاتم بوده است و قیام به حق و پیاده كردن حكومت حق در «قیام بالقسط » قرار دارد؟

آنچه كه یقین است، آن است كه قیام حضرت مهدى(علیه‎السلام)، پایان مبارزه حق علیه باطل است .

ادامه نوشته

فلسفه نام‎های امام زمان(عج)

لقب مشهور امام زمان(عج)، "مهدى" و القاب دیگر ایشان؛ منتظر، حجّت، خلف صالح، قائم و صاحب‎الزمان مى‎باشد. اما نام و كنیه ایشان، نام و كنیه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) است. چه این كه آن حضرت فرمود: مردى از فرزندان من در آخر زمان قیام مى‎كند كه اسم او اسم من و كنیه او كنیه من است.1

نام پیامبر، محمد و كنیه او ابوالقاسم است و همین نام و كنیه براى حضرت مهدى(علیه‎السلام) است. اما روایاتى وارد شده است كه از ذكر نام او قبل از آن كه ظهور كند نهى كرده‎اند و حتى از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: لعنت خدا بر كسى كه در میان جمع مردم، نام مرا ببرد.2

ادامه نوشته

فرماندهان آخرالزماني شیطان

يکي از ابزار‌هاي کهن و قديمي شيطان استفاده از ابزار بدل‌سازي و نسخة بدل حقايق است. افرادي که بخشي از حقايق را مي‌فهمند نه کلّ آن را به همان اندازه حقيقت را پذيرفته و از بقيّه‌اش بي‌خبر مي‌ماند يا با توجّه به کم اطّلاعي نسبت به بقيّة موضوع موضع‌گيري مي‌کند. جريان‌هاي مدّعيان نبوّت، امامت، مهدويّت و معنويّت در طول قرن‌ها آدميان بسياري را به خود مشغول ساخته و آنها را يا از مسير حق و حقيقت خارج ساخته‌اند يا حتّي در موارد متعدّد به ورطة هلاکت انداخته‌اند.

مدّعيان معاصر
 
در سال‌هاي اخير، رواج پديدة اوهام و خرافه، رونق بازار عرفان‌هاي مجازي و معنويّت‌هاي فانتزي، گسترش طريقت‌هاي منهاي شريعت، رشد شبه‌عرفان‌هاي ژله‌اي با رنگ و بوي شهوت، شهرت و ثروت و گرمي بازار مکّارة مدّعيان دروغين به ويژه متمهّدان و مدّعيان دروغين مهدويّت رشد فزاينده و نگران کننده‌اي يافته است.
بايد اذعان نمود که اين روند، مختص به ايران يا کشور‌هاي اسلامي نيست بلکه گرايش به معنويّت‌هاي مجازي در مغرب زمين نيز، رونق گرفته است؛ زيرا معنويّت، گمشدة دنياي معاصر است. واقعيّتي به نام خلأ معنويّت، به رغم احساس شديد تشنگي انسان معاصر به حقايق ماوراي طبيعت، هم‌دست قدرت‌هاي سياست‌پيشه را براي بهره برداري از اين خلأ باز مي‌نهد و هم تشبّث به هر حشيش يا سيراب شدن با هر سرابي را براي اين انسان حيران توجيه مي‌کند.
 
نسل تشنة معنويّت، عطش خود را با سراب‌هاي عرفان‌نما فرو مي‌نشاند. در بازار گرم مدّعيان، بنجل‌هاي خرافه و عرفان‌هاي بدلي، فرصت عرضه مي‌يابند و اين سيکل عرضه و تقاضا تا همواره وجود جهل و ظلم در جهان ادامه خواهد داشت. ميلتون، يکي از محقّقان حوزة جامعه شناسي اديان نو پديد مي‌نويسد: بيش از دو هزار فرقة معنويّت گرا در آمريکا و بيش از دو هزار جريان معنويّت‌جو در اروپا هست که درصد کمي از آنها مشترکند.

زمينه هاي ادّعا
 
زمينه‌هاي مختلفي باعث ظهور و بروز جريان‌هاي مدّعيان مي‌شود که در اينجا به مهم‌ترين آنها اشاره مي‌کنيم:

ادامه نوشته

ما بچه‌های حضرتیم!

مصاحبه باحجت الاسلام حسن صدّيقين
 
حجّت ‏الاسلام والمسلمين حسن صدّيقين، ايشان عمدة تحصيلاتشان را در «اصفهان» و به ويژه نزد پدرشان گذرانده‏اند و برخي از علوم، نظير تعبير خواب و استخاره و تفسير قرآن را از معظّم له به ارث برده‏اند.
به خدمتشان رسيديم تا برخي از سؤالات شما را با ايشان مطرح کنيم و ايشان هم با رويي باز و گشاده ما را پذيرفتند. آنچه در پي مي‏آيد حاصل گفت‌وگو با ايشان است.

به عنوان اوّلين سؤال، لطفاً بفرماييد به نظر شما در حال حاضر کدام يک از ابعاد موضوع مهدويّت نياز به بحث و گفت‌‌وگوي بيشتري دارد؟
 

در حال حاضر نياز به چند موضوع را هم در خودم و هم در جامعه بيشتر احساس مي‏کنم. مهم‌ترين مسئله، نوع بهره‏برداري از وجود مقدّس امام زمان(ع) است. به اين معني که چطور مي‏شود ما از حضرتشان بهره‏برداري کنيم؟ فرض کنيد شما گنجي داشته باشيد و بهترين گنج الهي هم باشد، امّا اگر نشود از آن بهره‏برداري کرد، کنار گذاشته مي‏شود. بنابراين اگر ما بتوانيم اين مبحث را به گونه‏اي مطرح کنيم که جا بيفتد و اين تماس و ارتباط برقرار شود، خيلي مسائل حل مي‏شود. البتّه کار خيلي ظريف است.


ادامه نوشته

اي گل نرگس بيا

دور هم در مسجد نشسته بودند. پيامبر (ص) تکيه داده بود به ستوني و با نگاه مهربانش، گل هاي شادي را به همه هديه مي کرد.
ناگهان پيامبر آهي کشيد و گفت:« چه قدر دوست دارم برادرانم را ببينم!»
اصحاب تعجب کرده اند، انتظارش را نداشتند. يکي از بين جمعيت پرسيد:« يا رسول الله! مگر ما برادران شما نيستيم؟»
همه ديدند که حضرت محمد (ص) سرش را تکان داد و گفت:« چرا، چرا شما هم برادران من هستيد، اما من دوست دارم آن برادران و دوستاني را ببينم که من و فرزندان مرا نديده اند؛ اما به ما ايمان دارد آن ها منتظر فرزند من مهدي (عج) مي مانند. آن ها مانند نور روشن در شب تاريک هستند.»
اصحاب فهميدند که مردم زمانه ي حضرت مهدي (عج) چه قدر انسان هاي خوبي هستند و با آن که امام خود را نمي بينند او را دوست دارد. برايش دعا مي کنند. نگران سلامتي اش هستند و حتي در روز تولدش بهترين و زيباترين جشن تولد دنيا را مي گيرند.
پيامبر (ص) هنوز هم منتظران را دوست دارد و از ميان باغ هاي سرسبز بهشت به آن ها لبخند مي زند. منتظران کوچک حضرت مهدي (عج) هر سال نيمه شعبان خنده ي شور و شوق به مهرباني ترين پيامبر دنيا حضرت محمد (ص) هديه مي کنند.

ادامه نوشته

نقش امام هادي(ع) در انديشه مهدويت

كاركردهاي انتظار انديشه مهدويت يكي از بنيادي ترين انديشه هاي اسلامي است كه كاركردهاي چندي دارد. هرچند نمونه هايي از اين دست در شرايع آسماني و وحياني و حتي اديان غيرتوحيدي وجود دارد ولي مسأله انتظار و ايجاد جامعه جهاني عدالت محور، در انديشه اسلامي از جايگاه ويژه اي برخوردار مي باشد. مسأله انتظار دو كاركرد اساسي در حوزه زندگي فردي و اجتماعي بشريت دارد. كاركرد نفي گرايانه و اثبات گرايانه كه همانند توحيد وحياني از دو مؤلفه نفي و اثبات برخوردار مي باشد. در تفكر توحيدي همواره نفي در جايگاه مهمي قرار مي گيرد؛ زيرا نفي به معناي اين است كه وضعيت و يا موقعيت موجود، انتظارات را برآورده نمي سازد و در جست وجوي كمال با نفي موجوديت كنوني مي كوشد تا به موجوديتي برتر دست يابد. اگر نفي خدايان و هرگونه قدرتي در صحنه هستي شناسي و جهان بيني به معناي ناديده گرفتن وضعيت موجود است اثبات خداي يگانه به معناي دست يابي به كمال خواهد بود. در عرصه زندگي نيز انسان همواره از وضعيت موجود ناراضي است و اين نارضايتي امر مطلوبي است اگر به معناي جست وجوي كمالي باشد كه ظاهراً مي تواند به آن دست يابد. انتظار به معناي آن است كه شخص از وضعيت كنوني ناخشنود است و مي بايست وضعيت مطلوب تر و كمالي تر را انتظار داشت. از اين رو نفي حال به معناي تلاش براي دست يابي به وضعيتي برتر، امري سازنده و حركت زاست. هرگونه تلاش، زماني صورت مي گيرد كه شخص دريابد كه وضعيت كنوني، ناقص و يا در حكم نقص است و اميد آن دارد كه با كوششي درخور به موقعيتي دست يابد كه از آن برتر و كمالي تر است. اين گونه است كه انتظار به جاي آن كه عامل بازدارندگي و كم تحركي گردد عامل تحرك و حركت و تكامل مي شود.

ادامه نوشته

عنايت امام زمان(عج)

در عصر حکومت رضاخان قلدر يکي از دانشمندان رباني مرحوم آيت الله سيد باقر سيستاني سعي بسيار داشت تا به محضر مبارک امام زمان حضرت وليعصر(عج) شرفياب گردد. او براي رسيدن به اين سعادت بزرگ تصميم گرفت چهل جمعه در مسجدي از مساجد زيارت عاشورا را بخواند او به اين تصميم عمل کرد و هر جمعه به قرائت زيارت عاشورا به طور کامل ادامه داد او مي گويد:
در يکي از جمعه هاي آخر که در يکي از مساجد مشغول زيارت عاشورا بودم ناگاه نوري را از خانه اي نزديک مشاهده کردم. حالت معنوي عجيبي پيدا کردم و به دنبال آن نور رفتم خود را نزديک آن خانه رساندم ديدم نور عجيبي از داخل آن خانه مي درخشد. در را زدم و با اجازه وارد شدم ديدم حضرت وليعصر(عج) در يکي از اطاق هاي آن خانه تشريف دارند و در آن اطاق جنازه اي را مشاهده نمودم که پارچه سفيدي روي آن کشيده بودند. منقلب شدم در حالي که اشک از چشمانم سرازير بود به آقا امام زمان (عج) سلام کردم آقا جواب سلام مرا داد و فرمود: چرا اينگونه دنبال من مي گردي و آن همه رنج ها را تحمل مي کني؛ مثل اين باشيد( اشاره به جنازه) تا من به دنبال شما بيايم. سپس فرمود: اين جنازه، جنازه بانويي است که در عصر کشف حجاب رضاخان، هفت سال براي حفظ عفت خود از گزند حکومت رضاخان از خانه بيرون نيامد تا مبادا نامحرم او را ببيند.(1)
اينست که امام علي(ع) مي فرمايد:
« پاداش رزمنده شهيد بيشتر از کسي نيست که قدرت بر گناه دارد اما پاکدامني مي کند همانا عفيف پاکدامن، فرشته اي از فرشته هاست.»(2)
ادامه نوشته

ظهور خیلی هم نزدیک نیست!

یانات مقام معظم رهبری درباره زمان ظهور، مدعیان دیدار با امام زمان(علیه السلام) و برخی تطبیق‌های علائم ظهور

ظهور نزدیک است
 
یکی از مسائل مهم سیاسی و مذهبی روی داده در ماه‌های انتهایی سال 89 و بهار 1390 به اوج رسیدن مباحث مربوط به نزدیکی ظهور و علائم ظهور بود. اگرچه از سال‌های میانی دهه 80 در میان برخی گروه‌ها و حلقه‌ها زمزمه‌هایی مبنی بر دادن بشارت ظهور در ایام بسیار نزدیک از سوی برخی علما داده می‌شد اما با طرح این گونه آموزه‌ها در فضای رسمی و سیاسی کشور بر ابعاد این ماجرا افزوده شد . انتشار یک فیلم در قالب یک سی دی با مضمون نزدیک بودن پایان انتظار و آشکار شدن علائم ظهور امام زمان (عج) در جامعه اوج طرح این تفکر در جامعه بود. پس از مدتی کوتاه این فیلم با حجمی انبوه و رایگان در جامعه توزیع گردید و به بحث اول محافل مذهبی ،خانوادگی و سیاسی مبدل شد. در این فیلم ضمن اعلام آغاز عصر ظهور به بیان مشابهت‌های شرایط فعلی و نشانه‌های ظهور در برخی روایات اشاره شده است. در این فیلم پس از آن که عنوان شده در حال حاضر دوره آخرالزمان است، چهره‌های معاصری به عنوان افرادی که در روایات از آن‌ها یاد شده نام برده می‌شود و از قول افرادی به تشریح این موضوع می‌پردازد. بر پایه محتوای این فیلم حضرت آیت الله خامنه‌ای با سید خراسانی، نفس زکیه با شهید آیت الله محمد باقر حکیم که در نجف اشرف به شهادت رسید، شعیب ابن صالح با محمود احمدی نژاد، سید یمانی با سید حسن نصرالله ، سفیانی با ملک عبدالله پادشاه اردن و... تطبیق داده شده است. برخی بحران‌ها و مصائب طبیعی نیز به عنوان نشانه‌های عصر ظهور معرفی شده است. انتشار این فیلم با واکنش مراجع تقلید و سیاسیون به نام کشور روبرو شد. با آغاز انتقادات سازندگان این فیلم کوشیدند اعتقادات خود را با برخی فرمایش‌های رهبر معظم انقلاب و سایر علمای بزرگ توجیه کنند. اما علمایی مانند آیت الله کورانی با رد تایید این فیلم از سوی خود نشان داد این فیلم بیشتر با اهداف سیاسی و انتخاباتی طراحی و ساخته شده است. با آغاز دستگیری‌های عوامل سازنده برخی نهادهای امنیتی به برخی سرنخ‌ها از حمایت‌های برخی اشخاص درون دولت از این جریان رسیدند که به اتهام مشارکت در توزیع و تولید این فیلم و ترویج این گونه عقاید انحرافی بازداشت شدند. البته تا صدور حکم صادره از سوی دادگاه نمی‌توان این افراد را مجرم شمرد.
فرد منتظِر باید همواره خصوصیات و ویژگی‌های لازم دوران مورد انتظار را در خود حفظ و تقویت کند و این انتظار، به گونه‌ای است که از یک طرف، هیچ‌گاه نباید آن را طولانی مدت تصور کرد و از طرف دیگر هیچ‌گاه نباید آن را بسیار نزدیک دانست
اما یکی از مسائل مهمی که برای افکار عمومی و متدینین دارای اهمیت فراوان بود موضع مقام معظم رهبری به عنوان ولی فقیه و از مراجع تقلید بود که البته برخی تطبیق‌ها درباره ایشان نیز در این فیلم انجام شده بود و در برخی افواه عمومی وجود داشت. .مقام معظم رهبری طی سخنرانی بسیار مهمی در جمع پژوهشگران عرصه مهدویت سخنان بسیار مهمی ایراد فرمودند که در واقع موضع نهایی نظام و مقام ولایت درباره این گونه باورها بوده است.

ادامه نوشته

روحيات مردم در آخرالزمان

12 نکته از امامان معصوم نسبت به روحيات مردم در آخرالزمان
روايات مختلفي از امامان معصوم، روحيات مردم را در آخرالزمان توصيف مي‌کند که به بعضي از آنها اشاره مي‌شود:
•چشم و هم چشمي: امام صادق فرمود: مردم مدام به يکديگر نگاه مي‌کنند و مي‌کوشند از هم کم نياورند.
•قساوت قلب: امام صادق فرمود: دل‌هاي مردم سخت، چشمان‌شان خشک و ذکر خدا براي آنان سنگين مي‌گردد.
•ريا و عجب: علي عليه السلام فرمود: زماني خواهد آمد که مردم عبادت را سبب برتري خود بر ديگران مي‌دانند.
•غرور و خودبيني: پيامبر اکرم فرمود:کبر و غرور در قلب ها نفوذ مي کند، همان‌گونه که زهر در بدن پخش مي‌شود.
•عدم روحيه حق طلبي: امام صادق فرمود: مردم با کسي هستند که پيروز شود.
•و در روايت ديگر فرمود: راه خير خالي مي شود و کسي آن را نمي‌پيمايد.
•و نيز فرمود: مردم به اهل شرّ اقتدا مي‌کنند.
•پيش از ظهور حضرت مهدي عليه السلام تملق و چاپلوسي نيز رواج مي يابد.
•مردم در سخنان باطل و ناروا از يکديگر سبقت مي گيرند.
•شنيدن قرآن بر مردم سنگين و شنيدن سخنان باطل بر آنان سبک و خوشايند مي گردد.
•مردم آشکارا به هم تهمت مي‌زنند.
•امام صادق عليه السلام در روايتي فرمود: مردگان مسخره مي شوند و هيچ کس ناراحت نمي‌شود.
*گرسنگي و کمبود مواد غذايي: امام صادق عليه السلام فرمود: پيش از ظهور مهدي عليه السلام ناگزير سالي فرا خواهد رسيد که مردم در آن گرسنه مي‌شوند و ترس شديدي از کشته‌شدن و ضرر به اموال و جان‌ها و محصولات آنها را فرا مي گيرد؛ همه‌ي اينها در قرآن بيان شده است. آن گاه آيه 155 سوره‌ي بقره را تلاوت فرمود ولنبلونکم بشيء من الخوف والجوع نقص من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرين .
•ضعف دينداري: پيامبر اکرم درباره‌ي ضعف دينداري در مردم آخرالزمان فرموده است : مردم به دنيا مشغول و از آخرت غافل مي‌شوند. تقوا رونق ندارد. از مساجد صداي اذان به گوش مي‌رسد اما قلب‌هاي مردم از ايمان خالي است.
•امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامي که قائم عليه السلام ظهور مي‌کند، بسياري از کساني که خود را معتقد به او مي‌دانستند، به او بي‌اعتقاد مي‌شوند و به مذهب پرستندگان ماه و خورشيد در مي‌آيند.
منبع:تبيان زنجان


ادامه نوشته

انتظار صحیح حضرت حجت و آثار آن

نتظار صحیح و سازنده «بهترین عمل نزد خداوند»[1] و «با فضیلت ترین عبادت است»[2] و انسان منتظر «از اهل هر زمان فاضل ترند».[3]
انتظار صحیح و سازنده انواع فراوانى دارد كه به ذكر چند نمونه آن، بسنده مى شود:

1 - انتظار سازنده، عامل حركت
 
انتظار به معناى امید و آرزو است،[4] بدون تردید امید و آرزو در زندگى انسان از مؤثرترین عامل تحرك است. جوهره این امیدوراى، همان «خوشبینى» نسبت به آینده بشر و پشتوانه آن نوید حتمى خداوند به پیروزى مستضعفان و صالحان است. قرآن فرموده: «ما مى خواستیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم»[5] و نیز چنین آمده: «ما پس از «تورات» در كتاب «زبور» چنین نوشتیم كه در آینده، صالحان و پاكان وارثان زمین خواهند بود».[6]
امامان معصوم(علیه السلام) نیز به امیدوارى و انتظار فرج تشویق و از یأس و ناامیدى برحذر داشته است. امام على(علیه السلام) فرموده اند:
«انتظار فرج داشته باشید و مأیوس و نومید از لطف و رحمت خدا نگردید».[7]
اگر پیكارگران موحد و ظلم ستیز، عنصر توان بخش و انرژى زاى «امید» را از صحنه ى زندگى خود بردارند، انگیزه اى براى ادامه ى این جهاد مقدس نخواهند داشت، زیرا پافشارى را در مسیرى كه به شك منتهى مى شود غیرعقلانى مى یابند.[8]
قرآن فرموده است: «از رحمت خدا مأیوس نشوید، كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأیوس مى شوند».[9]
یأس و ناامیدى بزرگترین مسلخى است كه ابلیس براى ذبح نمودن همه ى حیثیت ها و فضیلت هاى انسانى، فراراه آدمى تهیه كرده است. ناامیدى یعنى وداع گفتن با سرالاسرار آفرینش آدمى كه همان پیمودن چرخه تكامل است.
انتظار سازنده، چلچراغ امیدى دهلیزهاى بى فروغ قلب هاى انسان منتظر را آذین كرده و آنرا گذرگاه احساس، جهاد، تحرك، مقاومت و ایثار و شهادت مى سازد.
بنابراین، «انتظار، پیوند و قرابت برجسته اى با حركت دارد» حركت، از برایندهاى انتظار، و انتظار از جهت دهنده هاى حركت است.[10]

ادامه نوشته

کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها

قبل از عملیات والفجر مقدماتی بود، شب جمعه برادران درخواست کردند که برای خواندن دعای پر فیض کمیل در مسجد پادگان جمع شویم. یکی از دوستان نابینا بود و جایی را نمی‌دید. قبل از اعزام...
(شهید محمد کمالیان)
برای هر انسانی پیش می‌آید که در دوران زندگی لحظاتی را تجربه کند که همراه با سختی باشد و بعضاً از دست کسی هم کاری برنیاید. در چنین شرایطی محبین اهل بیت (علیهم السلام) دست به دامان آن بزرگ‌واران می‌شوند و از آن‌ها کمک می‌خواهند.
دوران 8 ساله جنگ تحمیلی و مظلومیت ملت ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. رزمندگان ما در لحظات سخت جنگ در زیر آتش گلوله‌های دشمن بعثی از ائمه، با اخلاص استمداد می‌طلبیدند و آنان نیز از روی لطف و کرمشان دستگیری می‌کردند.
و حال به مناسبت سالروز میلاد با سعادت حجت خدا روی زمین، و تبریک ولادت منجی عالم بشریت، مهدی موعود (عج) نگاهی می‌کنیم به قطره‌ای از دریای کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها، باشد که مورد قبول حضرتش قرار گیرد.

رزمنده‌ای که شفا گرفت
 
قبل از عملیات والفجر مقدماتی بود، شب جمعه برادران درخواست کردند که برای خواندن دعای پر فیض کمیل در مسجد پادگان جمع شویم. یکی از دوستان نابینا بود و جایی را نمی‌دید. قبل از اعزام، هرچه تلاش کردند تا مانع از آمدنش به جبهه شوند موفق نشدند. می‌گفت: «می‌توانم لااقل آب برای رزمندگان بریزم».
آن شب در اواسط دعا بلند شد. مدام صدا می‌زد: «یابن‌الحسن (عج)، مهدی جان کجا می‌روی؟ من نابینا هستم. من نابینای چشم بسته را از این گرفتاری و فلاکت نجات بده». در حال گریه به راه افتاد و 20 متری جلو رفت و فریاد زد: «خدا را شکر، خدا را شکر، چشمانش باز شد، بچه‌ها دورش حلقه زدند و او را غرق بوسه کردند. آن شب همگی خدا را شکر کردیم که امام زمان (عج) به مجلس‌مان عنایت نمودند.».

توسل به آقا
 
در منطقه‌ی دربندی خان مجروح شدم. سه ماه و نیم نمی‌توانستم راه بروم. شبی خیلی گریه کردم، دیگر خسته شده بودم. امام زمان (عج) را به مادرش قسم دادم. دلم برای جبهه پر می‌زد. صبح زود همین که از خواب برخاستم، سراغ عصا رفتم و شروع کردم با اعتماد راه رفتن. پاهایم سالم بود و من از شوق تا دو روز اشک می‌ریختم و گریه می‌کردم.
مگر نمی‌بینی که ظلم سراسر گیتی را فرا گرفته و مهدی فاطمه (عج) سرباز می‌طلبد؟
(شهید محمد کمالیان)


ادامه نوشته

شرحي بر دعاي عهد با نگاه به قرآن (بازگشت در دوران ظهور)

ز حضرت صادق(ع) منقول است كه هر كه چهل صباح دعاي عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالي به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو كند. در همين دعا از خداوند تقاضا مي كنيم: «اللهُم إِنْ حَالَ بَيْنِى وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الذِى جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِك حَتْماً مَقْضِياً فَأَخْرِجْنِى مِنْ قَبْرِى مُوْتَزِراً كفَنِى شَاهِراً سَيْفِى مُجَرداً قَنَاتِى مُلَبياً دَعْوَةَ الداعِى فِـى الْحَاضِرِ وَ الْبَادِى؛ پروردگارا اگر ميان من و او موت كه بر تمام بندگانت قضاي حتمي قرار داده اي جدايي افكند. پس مرا از قبر برانگيز در حالي كه كفنم را ازار خود كرده و شمشيرم را از نيام بركشيده و لبيك گويان دعوتش را كه بر تمام مردم شهر و ديار عالم لازم الجابه است اجابت كنم.
بازگشت مومنين در هنگام ظهور و سربازي در ركاب حضرت صاحب الامر يكي از اعتقادات ناب شيعه است كه از آن به رجعت تعبير مي شود. چه آنكه امام صادق(ع) فرمود: «يعني هر كس به هفت چيز اقرار كند او مومن است.» و يكي از آن هفت امر را ايمان به رجعت عنوان كردند. البته اين نوعي از رجعت است، رجعت ائمه اطهار و نيز رجعت برخي دشمنان اهل بيت نيز در روايات آمده است. باز از حضرتش در اين باره منقول است: «نخستين كسي كه قبر به روي او شكافته مي شود و به دنيا برمي گردد حسين بن علي(ع) است. رجعت همگاني نيست بلكه خاص است و فقط كساني به دنيا باز مي گردند كه مومن خالص يا مشرك محض باشند.» (بحارالانوار53: 39) در اين روايت شريفه هر سه رجعت بيان شده است.
مسئله رجعت را علماي شيعه هم از لحاظ كتاب، هم سنت و هم عقل و اجماع به اثبات رسانده اند و چنان اين امر برايشان روشن است كه محدث بزرگ شيعه علامه مجلسي صاحب كتاب شريف بحارالانوار پس از بيان روايات رجعت بيان مي دارد: «شيعه در همه اعصار بر اين مسئله اجماع و اتفاق نظر داشته است و اين امر چنان بين آنها مشهور و واضح است كه خورشيد در ميان روز چنين است.» (همان) مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبايي روايات اين باب را بالغ بر 500 عدد عنوان مي كند رواياتي كه مبتني بر آيات قرآن مي باشد.

آيا رجعت امكان دارد؟

ادامه نوشته

فرج نزدیک است یعنی چه؟

بعضی تعبیرات در متون دینی ما هست که بعضی وقایع و پدیده ها را نزدیک دانسته است مثل یاری خدا نزدیک است {الا ان نصرالله قریب} (بقره -214) قیامت نزدیک است { ومایدریک لعل الساعه قریب} (شوری-17 و اسراء-51 واحزاب -62) عذاب نزدیک است{انا انذرناکم عذابا قریبا}(نباء -40) مرگ نزدیک است {ربنا اخّرنا الی اجل قریب} (ابراهیم-44 و نساء – 77 و منافقون -10)
درقران کریم آمده است:{ انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا}(معارج -6 و 7) آنها چنان روزی را دور می بینند وما نزدیک می بینیم. درعای عهد همین عبارت وارد شده که آنها آن روز را دور می بینند و ما نزدیک می بینیم بنابراین باید بگوییم فرج حضرت ولی عصر(عج) نزدیک است ولی سوال؟ فرج نزدیک است یعنی چه؟
نظر به قرآن و شرح و تفسیرهایی که از ایات شریفه آن شده است ، روشن خواهد کرد که معنای نزدیک بودن فرج حضرت ولی عصر عج چیست. به نظر می رسد که بنا به دلایل زیر فرج نزدیک است:

ادامه نوشته

انتظار يعني آماده باش کامل

انتظار يعني آماده باش کامل
من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممکن است در انتظار کسي باشم که طعمه شمشيرش خون ستمگران است؟
من اگر آلوده و ناپاکم چگونه مي‏توانم منتظر انقلابي باشم که شعله اولش دامان آلودگان را مي‏گيرد؟
ارتشي که در انتظار جهاد بزرگي است آمادگي رزمي نفرات خود را بالا مي‏برد و روح انقلاب در آنها مي‏دمد و هرگونه نقطه ضعفي را اصلاح مي‏کند.
زيرا چگونگي انتظار همواره متناسب با هدفي است که در انتظار آن هستيم.
انتظار آمدن يک مسافر عادي از سفر.
انتظار بازگشت يک دوست بسيار عزيز.
انتظار فرارسيدن چيدن ميوه از درخت و درو کردن محصول.
هر يک از اين انتظارها آميخته با يک نوع آمادگي است، در يکي بايد خانه را آماده کرد و وسايل پذيرايي فراهم ساخت، در ديگري ابزار لازم و داس و کمباين و....
اکنون فکر کنيد آنها که انتظار قيام يک مصلح بزرگ جهاني را مي‏کشند در واقع انتظار انقلاب و دگرگوني و تحولي را دارند که وسيعترين و اساسي‏ترين انقلابهاي انساني در طول تاريخ بسر است.
انقلابي که بر خلاف انقلابهاي پيشين جنبه منطقه‏اي نداشته بلکه هم عمومي و همگاني است و هم تمام شئون و جوانب زندگي انسانهارا شامل مي‏شود، انقلابي است سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اخلاقي.

حقيقت انتظار و آثار سازنده آن

حقيقت انتظار و آثار سازنده آن
سخن در اين بود که آيا ايمان به ظهور مهدي (ع) با آن برنامه جهانيش که عالم را پر از عدل و داد مي‏کند و ريشه‏هاي ظلم و ستم را قطع مي‏نمايد اثر سازنده تربيتي دارد يا آثار منفي؟
آيا ايمان به چنين ظهوري انسان را چنان در افکار رؤيايي فرو مي‏برد که از وضع موجود خود غافل مي‏گردد و تسليم هرگونه شرايط مي‏کند؟
و يا اين که به راستي اين عقيده يک نوع دعوت به قيام و سازندگي فرد و اجتماع است؟
آيا ايجاد تحرک مي‏کند يا رکود؟
آيا مسئوليت آفرين است يا مايه فرار از زير بار مسئوليتها؟
وبالاخره آيامخدر است يا بيدار کننده؟
ولي قبل از توضيح و بررسي اين سؤالات توجه به يک نکته کاملاً ضروري است و آن اين که سازنده‏ترين دستورات و عاليترين مفاهيم هرگاه بدست افراد نا وارد يا نالايق يا سوء استفاده چي بيفتد ممکن است چنان مسخ شود که درست نتيجه‏اي بر خلاف هدفي اصلي بدهد و در مسيري بر ضد آن حرکت کند و اين نمونه‏هاي بسيار دارد و مسئله «انتظار» بطوري که خواهيم ديد در رديف همين مسائل است.
بهر حال براي رهايي از هر گونه اشتباه در محاسبه در اين گونه مباحث بايد به اصطلاح آب را از سرجشمه گرفت تا آلودگيهاي احتمالي نهرها و کانالهاي ميان راه در آن اثر نگذارد.
يعني ما در بحث انتظار مستقيما به سراغ اصلي اسلامي رفته و لحن گوناگون رواياتي راکه روي مسئله انتظار تاکيد مي‏کند مورد بررسي قرار مي‏دهيم تا از هدف اصلي آگاه شويم.
اکنون با دقت با اين چند روايت توجه کنيد:
1- کسي از امام صادق (ع) پرسيد: چه مي‏گوئيد درباره کسي که داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حکومت حق را مي‏کشد و در اين حال از دنيا مي‏رود؟
امام (ع) درپاسخ فرمود: هو بمنزله من کان مع القائم في فسطاطه - ثم سکت هنيئه - ثم قال هو کمن کان مع رسول الله:«او همانند کسي است که با رهبر اين انقلاب در خيمه او(ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس کمي سکوت کرد - و فرمود مانند کسي است که با پيامبر اسلام (ص) در «مبارزاتش» همراه بوده است». [1] .
عين اين مضمون در روايات زيادي با تعبيرات مختلفي نقل شده است.
2- در بعضي «بمنزله الضارب بسيفه في سبيل الله»:«همانند شمشير زني در راه خدا».
3- و در بعضي ديگر «کمن قارع مع رسول الله بسيفه»: «همانند کسي است که در خدمت پيامبر با شمشير بر مغز دشمن بکوبد».
4- در بعضي ديگر «بمنزله من کان قاعدا تحت لواء القائم»: «همانند کسي است که زير پرچم قائم بوده باشد».
5- و در بعضي ديگر«بمنزله المجاهد بين يدي رسول الله (ص): «همانند کسي است که پيش روي پيامبر جهاد کند».
6- و بعضي ديگر «بمنزله من استشهد مع رسول الله: «همانند کسي است که با پيامبر شهيد شود».
اين تشبيهات هفتگانه که در موردانتظار ظهور مهدي (ع) در اين شش روايت وارد شده روشنگر اين واقعيت است که يک نوع رابطه و تشابه ميان مسئله «انتظار از يک سو، و «جهاد»، و مبارزه با دشمن در آخرين شکل خود از سوي ديگر وجود دارد.
7- در راويت متعددي نيز انتظار چنين حکومتي را داشتن، به عنوان بالاترين عبادت معرفي شده است.
اين مضمون در بعضي از احاديث از پيامبر و در بعضي از امير مؤمنان علي (ع) نقل شده است، در حديث مي‏خوانيم که پيامبر فرمود: افضل اعمال امتي انتظار الفرح من الله عزوجل»: «بالاترين اعمال امت من انتظار فرج از ناحيه خدا کشيدن است». [2] .
و در حديث ديگري از پيامبر مي‏خوانيم «افضل العباده انتظار الفرج»: [3] .
اين تعبيرات همگي حاکي از اين است که انتظار چنان انقلابي داشتن هميشه توام با يک جهاد وسيع و دامنه دار است اين را در نظر داشته باشيد تابه سراغ مفهوم انتظار رفته سپس از مجموع آنها نتيجه‏گيري کنيم.

آخرالزمان را باور کنيم

آخرالزمان را باور کنيم «آخرالزمان» اصطلاحي است که طي سالهاي اخير بارها شنيده‏ايم و هر چه پيش مي‏رويم بر کاربرد آن افزوده مي‏شود. گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفکر اسلامي دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهاي اين کلمه، در اديان ديگر کاربرد وسيع و متنوعي دارد. حتي در مکاتب و مباحث سياسي غير ديني نيز بحثهاي متعددي راجع به آن صورت گرفته است. آنچه که در بين تمامي اديان و حتي مکاتب غير ديني راجع به «آخرالزمان» مشترک است، اشاره به مقطعي از تاريخ انسان است که در آن، بشر به عالي‏ترين برنامه و اسلوب اداره زندگي اجتماعي دست يافته و به وسيله آن فصل نويني از همزيستي متعالي توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهاني را آغاز مي‏کند. تأکيد اديان و فرهنگهاي متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدينه فاضله»، «آرمان‏شهر»، «شهر سالم»، «اورشليم»، «اتوپيا» و... دقيقاً مبتني بر همين اعتقاد است.
ادامه نوشته

آثار انتظار ظهور مهدي (عج)

آثار انتظار ظهور مهدي
بعضي از ناآگاهان چنين پنداشته‏اند که انتظار ظهور مهدي (ع) بر اساس آيات فوق (که درمقاله قبل آمده است) ممکن است سبب رکود و عقب ماندگي يا فرار از زير بار مسؤوليتها و تسليم در برابر ظلم و ستم گردد، چرا که اعتقاد به اين ظهور بزرگ مفهومش قطع اميد است از اصلاح جهان قبل از او حتي کمک کردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمينه ظهور آن حضرت فراهم گردد.
اين سخني است که سالهاست بر سرزبان مخالفان و منکران قيام مهدي (ع) است و ابن خلدون به آن اشاره کرده است، درحالي که مطلب کاملا برعکس است و انتظار اين ظهور بزرگ آثار بسيار سازنده‏اي دارد که در ذيل به طور فشرده مي‏آوريم تا معلوم شود آنها که چنين قضاوت کرده‏اند قضات عجولانه و حساب نشده‏اي است در برابر مساله‏اي که هم در قرآن مجيد به آن شاره شده و هم در احاديث متواتره که در کتب معروف اهل سنت و منابع مشهور شيعه آمده با صراحت مطرح شده است.

روز ظهور مهدي(ع) مقارن با عاشوراست

يکي از مطالب اسرار آميز حضرت ولي عصر (عج) تقارن روز ظهور آن حضرت با روز عاشوراي حضرت سيدالشهدا (ع) و روز شهادت جانگداز آن امام مظلوم و پيشواي آزادي است. اصل تقارن اين دو جريان و مصادف بودن روز ظهور با روز شهادت امام حسين (ع) مطلبي است که در عده اي از روايات اهل بيت عليهم السلام وارد شده است. ابوبصير مي گويد حضرت ابوجعفر امام باقر (ع) فرمود:

«يخرُجُ القائِمُ (ع) يومَ السَّبت يئمَ عاشُورا اَليوم الذِي قُتِلَ فِيهِ الحُسَين (ع)»(1)

قائم آل محمد عليهم السلام در روز شنبه روز عاشورا همان روزي که حسين (ع) در آن کشته شد، خروج خواه کرد.

و نيز از حضرت صادق (ع) نقل کرده که فرمودند:

«اِنَّ القائِمُ صَلواتُ الله عَلَيه ينادِي اِسمَهُ لَيلَهَ ثَلاثَ وَ عِشرِين وَ يقُومُ يومَ عاشُورا يومُ قُتِلَ فِيهِ الحُسَين بن عَلِي عليهماالسلام»(2)

حضرت ولي عصر (ع) در شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان به نام شريفش ندا مي شود و در روز عاشورا روزي که حسين بن علي عليهماالسلام در آن کشته شد، قيام خواهد کرد.

ادامه نوشته

نشانه هاي ظهور حضرت قائم

در اين مقاله از برخي نشانه ها که پيش از ظهور حضرت قائم (ع) تحقق مي يابد ، سخن مي گوييم .
نشانه هائي همچون فراگير شدن فساد و ستم در تمام زمين و گسترش فحشا و گردنکشي و دگرگونيهاي آسماني و قحط شديد و جنگهاي خونين که دو سوم از ساکنان روي زمين را در کام خود فرو مي برد ، و ظهور کسي که دجال خوانده مي شود و مردم را به باطل دعوت مي کند و آنها نيز به گرد وي جمع مي شوند و بالاخره ادعاي بعضي که مي گويند او مصلح اکبر است و سپس ناکامي او در متحقق ساختن مدعايش . ما در ذکر اين نشانه ها به استناد رواياتي که از پيامبر گرامي و ائمه اطهار (ع) تکيه مي کنيم .

1. رسول خدا (ص) فرمود :

«مهدي اين امت از ماست ، هنگامي که هرج و مرج دنيا را فراگير و فتنه ها آشکار گردند و راهها نا امن شود و برخي از مردم بر برخي ديگر هجوم برند . پس بزرگ به کوچک رحم نکند و کوچک بزرگ را احترام نکند در اين هنگام خداوند مهدي ما را مبعوث فرمايد . او نهمين کس از فرزندان حسين (ع) است . دژهاي ضلالت و دلهاي بي خبر را بگشايد ، در آخر الزمان به کار دين پردازد چنانکه من در اول الزمان بدان پرداختم ، زمين را از عدل و داد پر کند ، چنانکه از ظلم و بيداد پر شده باشد».

ادامه نوشته

قيام مهدي (عج) در قرآن

در قرآن آيات متعددي وجود دارد كه براساس روايات بسياري كه از امامان (ع) به دست ما رسيده ، تأويل آن آيات ، يعني معني باطني آن آيات به حكومت جهاني حضرت مهدي (ع) اشاره مي كند ، مانند : آيات 5 و 6 سوره قصص، 56 سوره نور ، 105 انبياء ، 33 توبه ، و 9 صف .
به عنوان نمونه در آيه 5 سوره قصص مي خوانيم :
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين.
‹‹ما بر اين اراده كرديم كه به مستضعفان نعمت فراوان بخشيم و آنها را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم.››

ظاهر اين آيه مربوط به حضرت موسي و فرعونيان است ، ولي معني باطني آيه ، اشاره به حكومت حضرت مهدي (ع) است .


امیر مومنان علي (ع) فرمود : ‹‹منظور از مستضعفان در اين آيه كه خداوند آنها را رهبران مردم قرار مي دهد ما خاندان هستيم ، خداوند مهدي اين خاندان را مي فرستد ، و آنها را عزت مي دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار خواهد كرد.››

در نهج البلاغه ، نيز به اين مطلب اشاره شده است ، آنجا كه امير مومنان علي (ع) فرمود :
لتعطفن الدنيا علينا بعد شما سها عطف الضروس علي ولدها :
‹‹دنيا پس از چموشي ، همچون شتري كه از دادن شير به دوشنده اش خودداري مي كند و آن را براي بچه اش نگه مي دارد ، به ما روي مي آورد.›› سپس آيه مذكور را خواند .

ادامه نوشته

دوره امامت ، چگونه آغاز شد؟

دوره امامت ، چگونه آغاز شد؟

خلفاي عباسي بنابر عادت معمول خويش ، هرگاه فرصتي براي کشتن اولياء الله مي يافتند ، فورا آنها را به زهر از پاي در مي آورند .
معتصم نيز ، امام حسن عسکري (ع) را به زهر شهيد کرد و سپس درصدد يافتن فرزند آن حضرت برآمد تا او را نيز از ميان بردارد و به خيال خويش دنباله امامت را نيست و نابود گرداند .
معتصم عده اي را به خانه امام فرستاد تا هر که و هر چه در آنجاست توقيف کنند . بهتر است خبر اين ماجرا را از زبان احمد بن عبد الله بن يحيي بن خاقان پسر وزير معتصم بشويم . او در اين باره مي گويد :
چون امام حسن عسکري بيمار شد . پدرم به من پيغام داد که امام بيمار شده . آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس با پنج نفر از خادمان اميرالمومنين معتصم شتابان بازگشت . همه آنان از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند . يکي از آنها هم «نحرير» بود. پدرم به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن علي باشند و اوضاع و احوال او را زير نظر بگيرند . همچنين در پي عده اي از پزشکان فرستاده بود و به آنان دستور داده بود که در خانه امام حسن عسکري رفت و آمد کنند و هر بام و شام از او پرستاري و مراقبت کنند .
ادامه نوشته

امام مهدي (عج) کيست؟

امام مهدي (عج) کيست؟

پدرش امام حسن فرزند علي ، فرزند محمد ، فرزند موسي ، فرزند جعفر ، فرزند محمد ، فرزند علي ، فرزند حسين ، فرزند علي بن ابيطالب (درود خداوند بر تمامي آنان باد) بود و مادرش کنيزي ترک و از سلاله پاکي بود که با اوصياي عيسي بن مريم پيوند مي يافت . نام اين کنيز ، نرجس يا صيقل بود . او پيش از ازدواج با امام حسن (ع) در کشور خود ، به خاطر خوابي که ديده بود ، اسلام آورد و هنگامي که طلايه داران سپاه اسلام به ديارش هجوم بردند خود را تسليم آنان کرد تا تقدير ، او را به خانه امام عسکري بياورد و مادر حجت خدا گردد .


ميلاد امام مهدي
در شب نيمه شعبان سال 255 و يا 256 هجري و در شهر سامراء پايتخت خلافت در روزگار معتصم عباسي ، امام مهدي چشم به جهان گشود .
ولادت او را شواهدي بود که نشان مي داد خداوند براي اين نوزاد با سعادت چه اثري بر زندگي بشر مقدر نموده است .
اجازه دهيد با هم به سخنان حکيمه دختر امام جواد و عمه امام حسن گوش فرا دهيم و ماجرا ولادت آن حضرت را از زبان او بشنويم :
امام حسن عسکري مرا خواست و گفت :
حکيمه ! امشب نزد ما افطار کن . امشب نيمه شعبان است و خداوند تبارک و تعالي حجت را در اين شب آشکار فرمايد . او حجت خدا بر زمين است .
حکميه گويد : پرسيدم مادر اين نوزاد کيست؟ فرمود : نرجس .
ادامه نوشته

ويژگي هاي امام زمان (عج) از ديدگاه امام حسین(ع)

امام حسین (علیه السلام) در روایتی ویژگی های حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را اینگونه بیان می فرماید:

«في القائم منا سنن من الانبياء(ع): سنة من نوح، و سنة من ابراهيم، و سنة من موسي، و سنة من عيسي، و سنة من ايوب و سنة من محمد(صلي الله عليه و آله وسلم).

فاما من نوح: فطول العمر.

و اما من ابراهيم: فخفاء الولادة و اعتزال الناس.

و اما من موسي: فالخوف و الغيبة.

و اما من عيسي: فاختلاف الناس فيه.

و اما من ايوب: فالفرج بعد البلوي.

و اما من محمد (صلي الله عليه و آله وسلم): فالخروج بالسيف»(1)

ادامه نوشته

ویژگی های منتظر واقعی چیست ؟

ویژگیهای فرد منتظر قائم عج الله تعالی فرجه الشریف چیست؟

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا بسلامت دارش

منتظر کیست؟  انتظار چیست؟ از کجا بفهمیم منتظر آقائیم؟ این سؤالات زیبایی است که دلدادگان مهدی (عج) بارها از خود می پرسند و می خواهند بدانند چه باید بکنند تا آنها هم از منتظران واقعی امام (عج) باشند. خدا را شکر کنید که این اشتیاق را در شما نیز قرار داده است.


به طور خلاصه می توان گفت که: منتظر واقعی کسی است که تمام حرکات و سکناتش حکایت از انتظار داشته باشد. کسی که انتظار مهمانی را می کشد. به نظافت خانه می پردازد، لباس مرتب می پوشد و همه چیز را فراهم می کند تا به محض ورود مهمان، به بهترین نحو از او پذیرایی کند. انتظار امام زمان (عج) لحظه به لحظه است. باید به گونه ای منتظر بود که هر لحظه خبر ظهور آقا به گوش رسد، آماده باشیم. اهل گناه و دلبسته به دنیا نمی تواند نام خود را منتظر بنامد.

ادامه نوشته