بچه دوست ندارم ؟

 

  چرا برخی زوج‌های امروزی تمایل به بچه‌دار شدن ندارند؟
    قدیم‌ترها از این مشکلات نبود. همین که یکی دو سال از ازدواج جوان‌ها می‌گذشت صدای و نگ و ونگ بچه در خانه می‌پیچید و  نه زن و نه مرد شرط و شروطی برای بچه‌دار شدن نمی‌گذاشتند اما حالا بعد از گذشت چهار پنج سال از ازدواج زوجین تازه  تصمیم می‌گیرند بچه‌دار  شوند یا نه! خیلی از دعواهای زندگی نیز از همین جا آغاز می‌شود. بچه‌دار شدن اتفاق بزرگی در زندگی مشترک است که هر یک از زوجین بنابر دلایلی ممکن است این اتفاق را نپذیرد یا به تعویق بیندازد. در این صورت باید راهکاری اندیشید که هم دغدغه‌ها و نگرانی‌های طرف مقابل رفع شود و هم فرصت بچه‌دار شدن از دست نرود.

اول: برکات فرزند صالح
یکی از ثمرات ازدواج، آماده شدن برای پذیرش نقش پدر و مادری، فرزند‌آوری و تداوم نسل است. فرزندآوری در اسلام تا جایی مورد توجه قرار گرفته که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: «در روز قیامت حتی به فرزندانی از امتم که در شکم مادر از بین رفته‌اند نیز افتخار می‌کنم». فرزند صالح هدیه‌ای از جانب خداوند است که طبق احادیث و روایات اسلامی، با انجام عمل صالح زمینه‌ی آمرزش و مغفرت پدر و مادرش را فراهم می‌کند. پیامبر اکرم در همین خصوص فرموده: «پنج نفر از دنیا رفته‌اند اما هنوز پرونده‌ی اعمال آنها بسته نشده و دائم به آنها ثواب و حسنه می‌رسد: 1. کسی که در زمان حیاتش درختی کاشته. 2. کسی که چاه آبی را حفر کرده. 3. کسی که مسجدی ساخته. 4. کسی که قرآنی نوشته. 5. کسی که فرزند صالح و نیکوکاری از خود به جا گذاشته».
با نگاهی به قرآن می‌توانیم دریابیم یکی از دعاهای پیامبران و اولیاء الهی به درگاه خداوند طلب فرزند شایسته است. چنانچه در آیات پنجم و ششم سوره‌ی مبارکه‌ی مریم، از زبان حضرت زکریا می‌گوید: «خدایا از بستگانم بعد از خود بیمناکم و همسرم عقیم و نازاست. تو از جانب خودت به من جانشینی (فرزندی) ببخش که وارث من و دودمان یعقوب باشد و او را مورد رضایت قرار ده». در آیه‌ی 39 سوره‌ی مبارکه‌ی ابراهیم هم حضرت ابراهیم (علیه السلام) پروردگار را به خاطر مستجاب کردن دعایش که درخواست فرزند بوده حمد و سپاس می‌گوید؛ «شکر خدایی را که در پیری اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. مسلماً پروردگار من اجابت کننده‌ی دعاهاست».

ادامه نوشته

آیا كودكان از دور بودن  والدین رنجیده میشوند ؟

 

هیچ كس والد بودن از راه دور را دوست ندارد. بچه‌ها نیز از آن نفرت دارند. آنها در مورد درد دور بودن از یك والد با قاطعیت صحبت می‌كنند. بعضی‌های‌شان درد را بیش از دیگران احساس می‌كنند. بعضی‌ها اوقات سخت‌تری را برای سازگار شدن با جدایی گذرانده‌اند. بعضی‌ها توانسته‌اند بیشتر غم خود را حاشا و در اكثر اوقات از فكر كردن به آن اجتناب كنند، اما همه‌ی آنها دوست دارند كه موقعیت‌شان با وضع فعلی متفاوت باشد. همه‌ی آنها به داشتن والد راه دور، به شكل منفی نگاه می‌كنند.
«می‌دانم كه مادرم فكر می‌كرد بهترین كار را انجام می‌دهد؛ اما وقتی مرا مجبورم كرد كه با او بروم و از پدرم جدا شوم، این بدترین چیزی بود كه در همه‌ی عمر برای من اتفاق افتاد. این بی‌رحمی‌ای بود كه هیچ وقت آن را نخواهم بخشید.» -جیسون، شانزده ساله
«بچه‌های دیگر فكر می‌كنند كه من یك زندگی عادی دارم، زیرا می‌توانم سالی سه بار به كالیفرنیا بروم؛ اما این زندگی كه آدم بیشتر ایام سال از مادرش دور باشد، ایده‌آل نیست. درواقع خیلی هم مزخرف است.» -ساتیا، پانزده ساله
«من خیلی عصبانی و دلخورم، زیرا پدرم نزد من نیست. او واقعاً نسبت به زندگی روزانه من بی‌توجه است.» - جولیان، پانزده ساله
«من مدت زیادی غصه خوردم، اما الان زیاد اهمیت نمی‌دهم؛ زیرا مدت مدیدی است كه از پدرم دور بوده‌ام.» - نائومی، هشت ساله
«من اغلب شب‌ها برای مادرم احساس دلتنگی می‌كنم. ما عادت داشتیم كه با هم بنشینیم و كلی حرف بزنیم، ولی حالا این كار عملی نیست.» -كریسا، دوازده ساله
این گفته‌ها همگی منعكس كننده‌ی غصه و دلتنگی عمیقی است كه بچه‌ها در اثر احساس كمبود، خلأ و طرد شدن، دارند. در بعضی بچه‌ها می‌توان خلأ را به شكل كمبود محبت دید. برخی دیگر غم خود را به خوبی آشكار می‌كنند و درباره‌ی ظلمی كه به آنها شده، حرف می‌زنند و از این كه باید بین استان‌ها و كشورها سرگردان باشند تا به مقدار مساوی از وجود هر دو والد استفاده كنند، رنج می‌برند. بچه‌های والدین راه دور مجبورند از یك والد جدا شوند تا بتوانند با دیگری باشند. آنها همیشه از دیدن یك والد خوشحال و از ترك كردن دیگری غمگین می‌شوند. ملاقات هر دو والد برای آنها همیشه با احساس اندوه و احساس كمبود همراه است.

ادامه نوشته

مشکلاتی که  برای کودکان تک فرزند  بوجود می آید

 

تک فرزند بودن یعنی مرکزتوجه تمامی مهر و محبت والدین بودن، دیگر نیازی نیست اسباب بازی های خود را با خواهر یا برادری تقسیم کرد، نیازی به سازش بر نحوه ی تقسیم غذا در ظروف فرزندان نیست، با همه ی اینها تک فرزند بودن همیشه هم چندان رضایتبخش نیست.

همه چیر تنها در یک بشقاب
تک فردزند بودن ممکن است منجر به ناز پرودی بیش از اندازه شود، که این امر می تواند مانع از پیشرفت شما در تبدیل شدن به فردی مستقل و مسئولیت پذیر گردد. برای مثال خواستن آخرین بازی کامپیوتری تنها بدین دلیل که کودکی دیگر آنرا داراست، این ناز پروی ممکن اثرات دراز مدتی داشته باشد به طوری که حتی وقتی فرد بزرگ می شود باز هم برای بدست آوردن خواسته هایش به سمت پدو و مادر خود می رود.

خواهر و برادری نیست که فرآیند اجتماعی شدن را با آنها تجربه کرد
بازی کردن با آنهمه اسباب بازی می تواند لذتبخش باشد اما در نهایت آن احساس شادی که در تقسیم کردن چیزی با دیگری وجود دارد بیشتر خواهد بود. داشتن خواهر و برادر چه کوچک تر چه بزرگ تر یعنی شما کسی را دارید که افکار و خاطراتتان را با آنها تقسیم کنید. گاهی اوقات تک فرزند بودن تنهایی به همراه می آورد.

کانون توجه و نظارت والدین بودن
والدین ممکن است فشار زیادی بر کودک وارد آورند که از لحاظ آموزشی همواره در سطح بالا باشد، چرا که تنها امید آنها به تک فرزندشان محدود شده است. شاید این فشار مستقیم روی کودک نباشد، ولی او این فشار را در زمانی که روز امتحان نزدیک است یا قرار است یک گردهمایی اجتماعی اتفاق بیوفتد احساس می کند اینجاست که این توجه بیش از حد والدین می تواند شخصیت او را پایمال کند.

ادامه نوشته

علت بی حجابی دختران در جامعه

یکی از مهمترین عوامل گسترش ناهنجاری بی حجابی در سطح جامعه سست شدن پایه های فکری و مذهبی افراد است. ریشه و علت اصلی برهنگی اجتماعی و بی توجهی به پوشش اسلامی را به راستی می توان در ضعف معاد باوری و اعتقاد به حضور خدای متعال و فرامین الهی دانست.


خداوند متعال در توصیف ایمان واقعی می فرماید: « فَلا وَ رَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً؛[نساء، آیه 65] نه، سوگند به پروردگارت كه ایمان نیاورند، مگر آنكه در نزاعى كه میان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حكمى كه تو مى دهى هیچ ناخشنود نشوند و سراسر تسلیم آن گردند


برای معتقد کردن دختران و زنان به پوشش مناسب تنها وضع قوانین و گذراندن واحدهای درسی و برپایی سمینارهای دانش افزایی کافی نیست، هر چند که همه ی این تلاش ها در جهت ارتقاء سطح کیفی باورهای دینی و مذهبی است، ولی آنچه مسلم است، باور به وجود خدای متعال و زندگی روز واپسین چیزی فراتر از اندوخته های نظری و انباشت های فکری است. تا سطح آگاهی و دانش افراد به قلب و دل آنها سرایت نکند.
 این انباشت های فکری شاید نتواند موجبات نجات اجتماعی افراد از ناهنجاری های دینی را فراهم نماید.
کم نیستند افرادی که در قالب عبارات و الفاظ به راحتی می توانند خدا و معاد را اثبات نمایند؛ ولی آیا به راستی ایشان به دانش خود ایمان و باور نیز دارند؛ ایمان و باوری که ایشان را به تسلیم و عدم تکبر در برابر خواست و اوامر الهی منتهی نماید.
بی جهت نیست که خداوند متعال اقرار بعضی افراد را به ایمان باور ندارد چرا که ایمان نوع خاصی از دانش و معرفت است که به عمل  و رفتار منجر می شود خداوند متعال در توصیف ایمان واقعی می فرماید:« فَلا وَ رَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً؛ [نساء، آیه 65] نه، سوگند به پروردگارت كه ایمان نیاورند، مگر آنكه در نزاعى كه میان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حكمى كه تو مى دهى هیچ ناخشنود نشوند و سراسر تسلیم آن گردند». به راستی آیا بعضی از زنان رضایت به حجاب -این فرمان صریح خدا در قرآن- دارند.

ادامه نوشته

چند حکایت از سبک زندگی امام باقر علیه السلام

 


دوستى خود را در قلب برادرت به آن اندازه‏ بدان كه تو او را دوست مي دارى
سلمى كنيز حضرت باقر علیه السلام می گوید: هر يك از برادرانش كه به خانه آن جناب مى ‏آمدند، آنها را با غذاى خوب پذيرایى مي کرد و لباسهاى عالى به ايشان مي داد و پول نيز مي بخشيد. من عرض مي كردم، خوب است كمتر مصرف كنيد! مي فرمود: سلمى، نيكى و ارزش دنيا، كمك به برادران و دوستان است. سلمی می افزاید: جايزه‏هایى كه امام مي داد از پانصد درهم تا ششصد درهم و هزار درهم بود. از نشستن با برادران دلتنگ نمي شد. مي فرمود: دوستى خود را در قلب برادرت به آن اندازه‏ بدان كه تو او را دوست مي دارى. هيچ وقت از خانه‏اش شنيده نمي شد كه به گدا بگويند: خير باد تو را. يا بگويند، گدا اين را بگير. مي فرمود آنها را با بهترين اسمهايشان بخوانيد. (کشف الغمه 2 : 320)

گریه با صدای بلند در مسجد الحرام


افلح غلام حضرت باقر علیه السلام می گوید: در خدمت آن جناب به مكه رفتم. همين كه وارد مسجد الحرام شد نگاهى به خانه خدا كرده، با صداى بلند شروع به گريه كرد. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت، مردم متوجه شمايند آرام‏تر گريه كنيد. فرمود: وای بر تو ای افلح! چرا گريه نكنم؟ شايد خداوند تعالی با لطف و مرحمت به من نگاه كند و اين توجه او سبب رستگارى فردايم نزد او شود. گفت، آنگاه به گرد خانه خدا طواف كرد و بعد در مقام ابراهيم به نماز ايستاد. وقتى سر از سجده برداشت، محل سجده ‏اش از اشك چشمش تر شده بود. و هر وقت خنده مي كرد مي گفت:‏ خدايا بر من خشم مگير. (کشف الغمة 2 : 319)

زینت و خود آرایی برای همسر


حسن زيّات بصرى می گوید: من و دوستم خدمت حضرت باقر عليه السلام رسيديم، ديديم در خانه ای آراسته، يك جامه گلى رنگ بر تن نموده و سر و ريش خود را روغن زده و سرمه كشيده است. پس چند مسأله پرسيديم، همين كه خواستم حركت كنم، فرمود: حسن! فردا با رفيقت پيش من بيا! من عرض كردم: بسيار خوب فدايت شوم. فردا خدمتش رسيدم، ديدم در خانه ‏اي است كه جز حصير چيزى ندارد و يك جامه خشن پوشيده. رو كرد به دوست من و فرمود: برادر بصرى! تو ديروز آمدى و من در خانه یکی از همسرانم بودم و آن روز نوبت او بود و خانه متعلق به خودش بود. تمام وسائل نيز به او تعلق داشت. او خود را براى من زينت كرده بود من نيز لازم بود خود را برايش بيارايم، مبادا خيالى بكنى. رفيقم گفت: به خدا از خاطرم چيزى گذشت ولى اكنون ديگر هر چه خيال كرده بودم از بين رفت و فهميدم حق با شما است. (کافی 6 : 448)

کرامات حضرت محمد(صلی الله علیه و اله و سلم)

سروده ی مولوی
بازنویسی: مهرداد آهو

... در زمان پیغمبری حضرت محمد(صلی الله علیه و اله و سلم)، روزی کاروانی از مکه به مدینه می‌آمد، اما در راه آب و آذوقه اش تمام شد و از قضا در وسط صحرای بی آب و علف هم گیر کرده بودند و تا آبادی هم راه زیادی بود و در آنجا بیم هلاکتشان می‌رفت. به همین دلیل ناامید شده بودند، چرا که مشکهای آب همه خالی بود و قطره ای آب هم در آن صحرا وجود نداشت.
پس از دور کسی را دیدند که به آن سمت می‌آمد، و او رسول گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم) بود که به آنجا می‌آمد، پس حضرت نزد آنها آمد و به آنها گفت: ای در راه ماندگان، شما غلام سیاه خود را به همراه شتران و مشکهای آب به نزدیک آن تپه که می‌بینید بفرستید تا من به شما آب بدهم، پس کاروانیان به غلام گفتند: ای غلام سیاه! با این مرد بزرگوار به هر کجا که می‌گوید، برو، تا آب به ما برساند، عجله کن که وقت تنگ است و همه ما از تشنگی رو به مرگ هستیم.
پس غلام گفت: من او را نمی‌شناسم و شاید او بخواهد ما را فریب دهد، پس همگی کاروانیان به دنبال آن حضرت به نزدیک آن تپه رفتند، و حضرت مشکش را که آنجا بود، برداشت و تمام مشکهای آنها و هر چه ظرف داشتند، پر کردند، سپس همه آنها شتران و اسبان خود را سیراب نمودند و هنوز مشک پر از آب بود و غلام سیاه متعجب ماند و همه از این کرامت حضرت در شگفتی بودند، پس غلام سیاه پیش حضرت ماند و کاروانیان به راه خود ادامه دادند.

ادامه نوشته

بیشترین عبادت ابوذر چه بود؟

امام صادق(علیه السلام) فرمود: بیشترین عبادت ابوذر که رحمت خدا بر او باد اندیشیدن و عبرت گرفتن بود و احادیث فراوانی که عبادت ، به زیادی نماز و روزه نیست، بلکه به تفکر است و ساعتی تفکر از هفت سال یا هفتاد سال عبادت بهتر است و...

ابوذر

خلقت آسمان و زمین، تفاوت شب و روز، کشتی و حرکت آن در دریا، باریدن باران، حیات دوباره گیاهان بادها و ابرها و ... همه و همه آیات الهی هستند که باید درباره آنها اندیشه کنیم و درس بگیریم.

این سوال وجود دارد که از چه چیزی نباید غفلت کرد و از چه چیزی می‎توان عبرت گرفت؟ قرآن کریم می‎فرماید: خلقت آسمان و زمین، تفاوت شب و روز، کشتی و حرکت آن در دریا، باریدن باران، حیات دوباره گیاهان بادها و ابرها و ... همه و همه آیات الهی هستند که باید درباره آنها اندیشه کنیم و درس بگیریم (بقره 164)

چنان که ذکر شد مطابق با جهان بینی الهی، در و دیوار و زمین و آسمان و همه چیز با ما حرف می‏زنند. به عبارت دیگر تمام پدیده‏ها، ظاهری دارند و باطنی، سخن گفتن از ظواهر می‏شود موعظه؛ و شنیدن سخن پدیده‏ها، یا عبور از ظاهر به باطن، می‏شود عبرت. و عبرت گیری کار ماست، کار دشوار اندیشه، و با این اندیشه و عبرت گیری است که آن موعظه کارکرد مۆثر می‎شود. اما اگر دنیا را دارای ظواهر و باطن ندانیم و یا از این ظواهر به دنبال باطنی نباشیم، اهل غفلت خواهیم بود.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: بیشترین عبادت ابوذر که رحمت خدا بر او باد اندیشیدن و عبرت گرفتن بود و احادیث فراوانی که عبادت ، به زیادی نماز و روزه نیست، بلکه به تفکر است و ساعتی تفکر از هفت سال یا هفتاد سال عبادت بهتر است و...

اگر قدری بیندیشیم، مشمول دعای خیر امیرمۆمنان علی(علیه السلام) می‏شویم که فرمود: رحمت خدا بر انسانی باد که بیندیشد و عبرت گیرد و بینا شود.

در قرآن كریم مكرراً از ما دعوت به تفكر شده است و خداوند روی این قضیه خیلی تأكید داشته‌اند. خداوند بندگانی را كه اهل فكر هستند بسیار دوست دارد و یكی از عبادات بزرگ و ارزنده اولیاء خدا تفكر است. در داستان سفر پیامبر در ایام نوجوانی در خارج از مكه راهب نصرانی از حضرت سۆال می‌كند؟ به چه چیزی بیشتر علاقه داری؟ حضرت می‌فرماید: به تفكر كردن

هركس به هر جایی رسیده در درجه اول اهل تفكر بوده است. پرواز و جهش با تفكر آغاز می‌شود.

ادامه نوشته

نه بی حیا، نه چشم و گوش بسته

«همه اینها حرف است؛ بچه 7، 6 ساله مگر چه می فهمد که حالا بخواهیم رختخوابش را از خودمان جدا کنیم یا برای تماشای برنامه های فیلم ها برایش حد و مرز بگذاریم و...» چنین تصوراتی امروز در جامعه ما به وفور دیده می شود. برخی از پدر و مادرها سعی می کنند مسائل جنسی را از کودکی برای بچه شان عادی کنند و گروهی دیگر اصلاً جرأت نمی کنند به این موضوع نزدیک شوند. جالب آنکه هر دو تفکر از نظر اسلام مردود است. بنابر دستورات اسلامی، در زمینه تربیت جنسی بچه ها باید موارد بسیاری را رعایت کرد. البته نباید فکر کنید که اسلام هر نوع اطلاعاتی را که مربوط به مسائل جنسی است، ممنوع کرده بلکه برعکس تأکید دارد باید به سوالات بچه ها در این زمینه به صورت منطقی پاسخ داد. در واقع دین آسمانی ما صورت مسئله را پاک نمی کند بلکه برای آن اصول و قواعدی تعریف کرده که اگر والدین به آن توجه کنند. مسلماً بسیاری از مشکلات جامعه حل می شود. دکتر زهرا حاجی عبدالباقی در این مقاله با استفاده از آیات و روایات، پنج مهارت در زمینه تربیت جنسی بچه ها به خانواده ها ارائه داده است.

1. با اجازه پدر و مادر وارد اتاق شود
بر اساس آموزه های دین اسلام، انسان در زمان کودکی خود تمایلات جنسی ندارد اما برای اینکه در سن بلوغ بتواند غریزه های جنسی اش را کنترل کند، باید از زمان کودکی به درستی تربیت شود. در عین حال، یکی از شیوه های مهم تربیت دینی در قرآن کریم، پیشگیری است. به عنوان مثال خدا در آیه 58 سوره مبارکه نور در چند مورد به این موضوع اشاره کرده؛ آنجا که به تربیت کودکان اشاره می کند و درباره اجازه ورود به اتاق زن و شوهر می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! باید بردگان و کودکانتان که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، در نیمروز هنگامی که لباس های خود را در می آورید و بعد از نماز عشا». در واقع یکی از موارد تربیت جنسی این است که کودک را از زمانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده با رعایت نکاتی در این زمینه آشنا کرد. باید به کودک نابالغ آموزش داد که برای وارد شدن به اتاق پدر و مادر به ویژه در زمان های خاصی که در قرآن اشاره شده است اجازه بگیرد. این شیوه تربیتی، نوعی پیشگیری و آموزش است تا کودک قبل از اینکه به سن بلوغ برسد و نیازهای جنسی را در وجود خود درک کند، بداند که لازم است مواردی را رعایت کند. از سوی دیگر، چون بسیاری از رفتارهای کودکان بر اساس الگوبرداری و تقلید از رفتار بزرگ ترهاست، آنها باید مراقب رفتار خود باشند و طوری رفتار نکنند که در تربیت کودکان تأثیر منفی بگذارد.

2. بزرگ ترها هم رعایت کنند!
در آغوش گرفتن نامناسب کودک یا نوجوان، بوسیدن آنها به طرزی نامناسب، حمام بردن پسر در سنین بلوغ توسط مادر یا خانم های فامیل و یکی بودن مکان خواب کودکی که توانایی تشخیص دارد با والدین، از مواردی است که غریزه جنسی کودک را تحریک کرده و باعث ناهنجاری رفتاری او می شود.
در همین زمینه در کتاب «مکارم الاخلاق» از پیامبر اسلام (ص) نقل است که می فرمایند: « پسربچه، دختربچه 6 ساله را نبوسد. همچنین زنان از بوسیدن پسر بچه ای که سنش از 7 سال بیشتر است پرهیز کنند.» همچنین آن حضرت درباره جدا کردن محل خواب کودکان فرموده اند: « بستر خواب پسربچه با پسربچه و پسربچه با دختربچه و دختربچه با دختربچه، در 10 سالگی باید از هم جدا شود.» این روایت در کتاب «وسائل الشیعه» در حدود 7 سالگی کودکان هم نقل شده است.
امیرالمؤمنین (ع) هم فرموده اند: « زمانی که دختربچه 6 ساله شد، مرد نامحرم حق ندارد او را ببوسد یا در آغوش بگیرد.» ( وسائل الشیعه، ج 5)

البته شبیه این روایت هم از امام صادق (ع) نقل شده که می فرمایند: « وقتی دختربچه به 6 سالگی رسید، برای تو شایسته نیست او را ببوسی».

ادامه نوشته

سوالاتی برای شناخت بهتر زندگی

زوج ها در اوایل ازدواج، تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله تغییرات شیمیایی خون و ترشح هورمون هایی چون «اکسی توسین» و ... به سوی یکدیگر جذب و کشیده می شوند و تصور می کنند که نیمه گمشده خود را پیدا کرده اند.
سوالاتی برای شناخت بهتر زندگی

اما با توجه به متفاوت بودن باورها، اندیشه ها، بینش ها، تصورات، تعبیر و تفسیرها، داوری ها و پیش داوری ها و به طور کلی، کنش ها و واکنش های هر یک از زوج ها در برابر رخدادها، مسائل، موانع و مشکلات زندگی ممکن است در زندگی مشترک خود دچار مشکل شوند. برای این که بدانید زندگی زناشویی شما در چه وضعیتی قرار دارد و ارزیابی تقریبا درستی از زندگی مشترکتان داشته باشید، پیشنهاد می کنیم این تست را به دقت تکمیل کنید.

سعی کنید به سوالات مطرح شده صادقانه پاسخ دهید تا به ارزیابی به نسبت درستی از زندگی مشترک خود دست یابید و دریابید که آیا زندگی مشترکتان همچنان در مسیر عشق طی مسیر می کند یا به بیراهه هایی چون بی تفاوتی، طلاق عاطفی، نفرت و متارکه و جدایی نزدیک شده است؟ به هر سوال از صفر تا 5 امتیاز تعلق می گیرد. اگر پاسخ شما «همیشه» است امتیاز 5 دهید، برای پاسخ «اغلب» امتیاز 3، برای پاسخ «به ندرت» امتیاز یک و برای پاسخ «هرگز» امتیاز صفر را در نظر بگیرید.

این تست با مختصر تغییر از کتاب «رازهایی درباره عشق» نوشته «باربارا دی آنجلس»، ترجمه «هادی ابراهیمی» انتخاب شده است تا به شما کمک کند ارزیابی تقریبا درستی از زندگی مشترک خود داشته باشید و قبل از این که زندگی زناشویی تان دچار مشکلات و بحران شود، به کمک مشاوران و روان شناسان باتجربه، پیش گیری های لازم را به عمل آورید تا به سرعت برای رفع مشکلات و بحران ها اقدام کنید. دکترمیرعماد الدین فریور

 صادقانه پاسخ دهید

1. همواره با صدای بلند و در حضور دیگران یا پیش خودتان، از همسرتان انتقاد می کنید.

2. همواره گرایش دارید کارها را بدون حضور همسرتان انجام دهید و دوست دارید که آزادی و خلوت شخصی خود را حفظ کنید.

3. به جز همسرتان، نسبت به زن ها (مردهای) دیگر کشش دارید.

4. از روابط زناشویی به بهانه های مختلف (سردرد، خستگی و ...) سر باز می زنید و حوصله همسرتان را ندارید.

5. به دلایلی توان گذشت از اشتباهات و چشم پوشی از خطاهایی را که همسرتان در گذشته مرتکب شده است ندارید و به همین دلیل از او عصبانی هستید یا هر بار که این اشتباهات را به خاطر می آورید، از دست او عصبانی می شوید و یا نسبت به او احساس انزجار می کنید.

ادامه نوشته

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

بسیار شنیده ایم كه دوران نامزدی در ساختن زندگی مشترك موفق بسیار تاثیرگذار و مهم می باشد.  در واقع در این دوران سنگ بناهای اصلی زندگی مشترك گذاشته می شود و زندگی آینده بر پایه این سنگ بناها شكل گرفته و پیش می رود.

اختلافات کوچک در نامزدی

یقینا در این دوران به دلیل عدم آشنایی كامل طرفین از یكدیگر، وجود استرس های فراوان، عدم استقلال دختر و پسر و... كشمكش ها و اختلافات ریز و درشت بسیاری اتفاق می افتد. اختلافات بزرگ از آن جهت كه بزرگ و مهمند كاملا مشخص بوده و زنگ خطر را برای افراد به صدا در می آورند. اما در مورد اختلافات و دلخوری های كوچك چنین نیست. معمولا افراد به راحتی از كنار اختلافات و درگیری های كوچكشان می گذرند بدون آنكه تلاشی برای رفع این تنش ها كرده باشند. در حالیكه از نظر منطقی  همین مسایل کوچک و بی اهمیت، بیشترین ضربه را به زن و مرد و زندگی زناشویی شان وارد می كنند. به بیان دیگر که همیشه افراد با تمام نیرو برای غلبه بر مشکلات اصلی شان تلاش می کنند، ولی سرانجام مشکلات کوچک آنان را مغلوب می سازد؛ چیزهای بی اهمیتی که فرصت وخیم تر شدن یافته اند و علت این مسئله نادیده گرفتن بسیاری از اختلافهای کوچک در زندگی است که منجر به انزجار از یکدیگر میشود.

در واقع زن و مرد بر سر مسائل بسیار كوچك و پیش پا افتاده ای چون عدم توجه به علایق فرد مقابل، عدم توجه به حساسیت های فرد مقابل، بی اهمیتی به ویژگی های فرد مقابل و... با یكدیگر دچار اختلاف می شوند و كم كم این اختلافات كوچك بر روی هم تلنبار شده و زندگی نوپا را به جای باریک كشانده و اختلاف و تنش را جدی و بزرگ می كند.

راه های پیشگیری از ایجاد تنش های بزرگ از اختلافات و تفاوت های كوچك

-همیشه به یاد داشته باشید كه پاك كردن صورت مسائل در زندگی ساده ترین و بی ارزشترین كاری است كه می توانید انجام دهید. افراد موفق همیشه سعی می كنند كه چه در برخورد با اختلافات كوچك و چه در برخورد با تنش های بزرگ مسئله را ابتدا حل كنند و سپس از آن عبور نمایند.

- اگر دچار اختلاف و دلخوری كوچكی شدید ساده از كنارش عبور نكنید، حتما در مورد آن با همسرتان صحبت نموده و او را از ناراحتی تان باخبر نمایید. از این طریق به او اجازه می دهید كه هم شمار ا بهتر بشناسد و هم اشتباهش را جبران كرده و دیگر تكرار ننماید.
اگر دچار اختلاف و دلخوری كوچكی شدید ساده از كنارش عبور نكنید، حتما در مورد آن با همسرتان صحبت نموده و او را از ناراحتی تان باخبر نمایید. از این طریق به او اجازه می دهید كه هم شمار ا بهتر بشناسد و هم اشتباهش را جبران كرده و دیگر تكرار ننماید

ادامه نوشته

حجاب از چند سالگی؟

اكنون بسیاری از خانواده‌ها از وضع پوشش فرزندانشان راضی نیستند و اغلب نارضایتی خود را با تحمیل پوشش‌های افراطی به فرزندان خود نشان می‌دهند و در مقابل هم با پافشاری و مقاومت‌های خودسرانه فرزندان نسبت به این امر الزام‌آور اسلامی روبه‌رو می‌شوند.

به اعتقاد روان‌شناسان، مهم‌ترین دوران شكل گیری شخصیت كودك اززمان تولد تا هفت سالگی اوست و اثرات این دوران تا سالیان سال همچنان باقی می‌ماند. كودك از سال‌های نخستین زندگی، رفتارها، برخوردها، ارتباطات، اعمال و حركات اعضای خانواده بویژه والدین را اقتباس كرده و درصدد درونی ساختن آن برمی‌آید.

این موضوع بتدریج جای خود را به همانندسازی با والد همجنس می‌دهد و به این طریق كودك رفتار جنس خویش را از پدر یا مادر می‌آموزد. بنابراین كوتاهی والدین در تربیت اصولی كودك در این دوران موجب سركشی، نافرمانی، ناسازگاری و بروز هرگونه ضعف و آسیب تربیتی در آینده كودك می‌شود و بی‌تردید ظهور این ناهنجاری‌ها نشان‌دهنده ناتوانی والدین در تربیت صحیح فرزندان است.یكی از این كوتاهی‌ها بی‌توجهی والدین به باورهای دینی و انجام رفتارهای خارج از محدوده مجاز شرعی است كه زمینه را برای ضربه‌زدن به شخصیت دینی كودك آماده كرده و او را در بزرگسالی به فردی مخالف و حتی ستیزه‌جو با اركان دینی تبدیل می‌كند.

اكنون بسیاری از خانواده‌ها از وضع پوشش فرزندانشان راضی نیستند و اغلب نارضایتی خود را با تحمیل پوشش‌های افراطی به فرزندان خود نشان می‌دهند و در مقابل هم با پافشاری و مقاومت‌های خودسرانه فرزندان نسبت به این امر الزام‌آور اسلامی روبه‌رو می‌شوند. اما بنا به گفته حجت‌الاسلام و‌المسلمین نصیر عابدینی، كارشناس ارشد روان‌شناسی، مهم‌ترین دوران برای آشنا كردن فرزندان با مقوله حجاب كودكی است. او با اشاره به این‌كه چهار یا پنج سالگی بهترین زمان برای آشنایی كودك با مفهوم حجاب است، می‌گوید: هرچند حجاب از سن تكلیف بر دختر واجب می‌شود، ولی بسیار منطقی به نظر می‌رسد كه یك دختر 9 ساله به یكباره نتواند باحجاب شود، بلكه باید از سنین كودكی بسته به شرایط روحی، روانی، عاطفی و همچنین خانوادگی به جذاب‌سازی حجاب در نظر دختر پرداخت و هر از گاهی از او خواست چادر یا روسری را همچون سایر لباس‌ها تجربه كند. عابدینی به خانواده‌ها تاكید می‌كند از تحمیل اجباری حجاب در سنین قبل از بلوغ به فرزندان پرهیز كنید، اما ترغیب و تشویق به آن را پشت گوش نیندازید.

ادامه نوشته

آداب ازدواج در‌ دنیا

همه مردم هر جای این كره خاكی كه زندگی كنند، برای هر كار و رفتارشان آدابی دارند. آدابی كه گاه می‌شود از كنارش گذشت و زمانی هم باید به آن پای‌بند بود، اما وقتی پای عروسی و مراسم ازدواج پیش می‌آید، هیچ كس نیست كه بدون آداب و رسوم خاص این كار را تمام كند؛ در این مورد همه افراد از هر كشور و ملیتی با هر دین، مذهب و آئینی، آداب خاص خودشان را اجرا می‌كنند و بسیار هم به آن اهمیت می‌دهند.

آداب ازدواج در‌ دنیا

البته قواعد و قوانین خاصی كه برای عروسی و قبل یا بعد از آن باید اجرا شود در كشورهای مختلف متفاوت است. این تفاوت هم مانند بسیاری دیگر از این نوع موارد به فرهنگ آن منطقه و تاریخ و عقاید مردمش بر می‌گردد. در میان این همه تنوع، آنچه یكسان به نظر می‌رسد، جالب و خواندنی بودن این رسم‌ها و آیین‌هاست.

گلی برای آقای داماد

یكی از آداب جالبی كه تقریبا در تمام كشورها می‌توان شاهد آن بود، گذاشتن یك شاخه گل كوچك داخل جیب یا روی یقه كت داماد است البته مردم برخی كشورها، خیلی بیشتر و دقیق‌تر به این موضوع توجه می‌كنند و اگر داماد محترم گلی متفاوت با دسته گل عروسش انتخاب كند، برایشان معنای چندان خوبی ندارد!‌ مثلا در انگلستان، داماد حتما باید گلی را در جیب كتش بگذارد كه نمونه آن در دسته گل عروس هم وجود داشته باشد.

این رسم قدیمی از قرون وسطی نشأت گرفته است؛ از آن زمان كه شوالیه‌ها با پوشیدن لباسی همرنگ لباس همسرشان، عشق و علاقه خود را نسبت به او نشان می‌دادند.

در این كشور هر گلی هم معنای خاص خودش را دارد به عنوان مثال گل‌های نارنجی رنگ كوچك نشانه پاكی و عشق است و گل داوودی قرمز یعنی این كه زن و شوهر یكدیگر را بسیار دوست دارند.
 

انگلیسی‌ها به هیچ وجه حاضر نیستند در ماه می ازدواج كنند. آن طور كه می‌گویند ملكه ویكتوریا فرزندش را از ازدواج در این ماه منع كرده است. مردان انگلیسی در گذشته‌ای نه‌چندان دور هم برای برگزاری مراسم ازدواج در ماه آوریل شتاب زیادی داشتند؛ چون می‌دانستند كه هیچ دختری در ماه می جواب مثبت به آنها نخواهد داد. ‌

بسیاری از مردم، خورشید را سمبل باروری می‌دانند، عروس‌های اسكاتلندی حتما باید در روز عروسی همراه با خورشید راه بروند بنابراین آنها در روز عروسی‌شان در قسمت جنوبی كلیسا از شرق به سمت غرب حركت می‌كنند و پس از آن سه بار خلاف جهت حركت خورشید دور كلیسا می‌چرخند؛ آنها باور دارند این كار برایشان شانس و خوشبختی می‌آورد.

ادامه نوشته

دوران عقد؛ کوتاه یا طولانی؟

مشاوران می گویند فرآیند شروع زندگی مشترک شامل چهار مرحله است: آشنایی، شناخت، صمیمیت و سپس زندگی در زیر یک سقف. در مرحله اول شما با هم آشنا می شوید، خصوصیات مشترک اخلاقی خود و همسرتان را ارزیابی و نسبت به یکدیگر شناخت پیدا می کنید و این شناخت به صمیمیت و سرانجام به زندگی در زیر یک سقف می انجامد. دوران عقد، فرصتی برای این شناخت به شما می دهد. همه چیز یا حداقل بسیاری چیزها به این بستگی دارد که این دوران را چه طور سپری می کنید.

مشکلات دوران عقد

شما در این دوران فرصت دارید که شخصیت همسرتان را کشف کنید، عادت ها، تکیه کلام ها و خصوصیات منحصر به فرد او را بشناسید، رفتار اجتماعی اش را ارزیابی کنید، سطح توقع و انتظاراتش را برآورد کنید، با خیال آسوده به او دل ببندید و از مسافرت ها، مهمانی ها و همه لحظه های با هم بودن تان لذت ببرید، با این حال نگذارید این مدت خیلی طولانی شود.عشق همه آن چیزی نیست که ما برای شاد زیستن احتیاج داریم؛ برای یک زندگی شاد در کنار یک شریک و یک همراه ابدی به درایت، خلاقیت، انگیزه، تلاش و هوشمندی محتاجیم.

در دوران عقد، سعی کنید هوشمندانه و آگاهانه زندگی کردن را فرا بگیرید اما یادتان باشد: نه در مدت زمانی بیشتر از 2 سال.

مشاوران طول دوران عقد کمتر از 4 ماه و بیشتر از 2 سال را توصیه نمی کنند به این دلیل که شما و همسرتان را دچار 6 چالش جدی می کند:

* در دوران عقد شما و همسرتان در حقیقت زن و شوهرهای واقعی هستید که زیر سقف خانه پدری زندگی می کنید. بنابراین مجبورید هم توقعات همسر و هم توقعات خانواده را برآورده کنید در حالی که این توقعات و انتظارات گاهی در نقطه مقابل هم قرار دارند. اینجاست که دچار دوگانگی می شوید و ممکن است زیر فشارهای خانواده و همسرتان کنترل اوضاع را از دست بدهید.

* در رفت وآمدهای دوران عقد طولانی، ممکن است بین اعضای خانواده تنش هایی ایجاد شود. علاوه بر این بار اقتصادی این رفت و آمدها ممکن است فشار مضاعفی برای برخی خانواده ها ایجاد کند و زمینه ساز نارضایتی و ناراحتی آنها باشد.

ادامه نوشته

دلبندم پینوکیو نباش!

چند پیشنهاد کاربردی برای حل مشکل دروغگویی کودکان
یادش بخیر؛ عروسک چوبی بیچاره همین که دروغ می گفت دماغش به اندازه ای دراز می شد که پدر ژپتو متوجه می شد پسرک چوبی اش راست نمی گوید. برای همین پینوکیو خیلی وقت ها سعی می کرد دروغ نگوید تا دماغ درازش او را رسوا نکند. اما اگر بخواهیم بچه هایمان پینوکیو نباشند، باید از چه زمانی شروع کنیم و چه کارهایی انجام دهیم؟ اصلاً چند درصد از رفتارهای ما روی کودک اثر می گذارند؟ دروغ گفتن از کارهایی است که روی صفحه پاک ذهن کودک نقش می بندد و او که توان تشخیص خوب از بد را ندارد، این کار را یاد می گیرد و تکرار می کند. اصلاً ضمیر کودک مثل صفحه ای سفید می ماند که هر چه رویش بنویسی، تا سال های سال با او خواهد بود. پس باید مراقب باشی غلط ننویسی اگر این کار را کردی، پاک کردن و صحیح نوشتنش سخت می شود.

1. تصویر روی آینه ها
خانواده ها برای اینکه مشکل دروغگویی کودک خود را حل کنند یا مانع از دروغ گفتن او شوند، باید در نخستین مرحله مراقب رفتار و گفتار خودشان باشند. درواقع والدین و بزرگ ترهای اطراف کودک، برای او به منزله ی الگویی هستند که رفتارشان را تکرار و مانند یک آینه، تصویر کارها وحرف هایشان را منعکس می کنند. بنابراین برای اینکه آینه، تصویر زیبایی خالی از هر نوع دروغ و فریب را نشان بدهد، باید بزرگ ترها خودشان را اصلاح کنند.
در جلد سوم کتاب «کنزالعمال» از عبدالله عامر روایت است: « یک روز پیامبر اسلام (ص) به خانه ما آمدند. من در حضور حضرت ایستاده بودم و بازی می کردم اما مادرم که نمی خواست من آنجا باشم، صدایم زد و گفت بیا اینجا تا چیزی به تو بدهم. پیامبر اکرم(ص) پرسیدند، می خواهی به او چه بدهی؟ و مادرم جواب داد خرما. حضرت فرمودند اگر چیزی را که به او گفته ای ندهی، به او دروغ گفته ای.»
نکته مورد توجه این است که اگر کودکی برای جلب توجه، از روی ترس یا به هر دلیل دیگری دروغ گفت، بزرگترها نباید به سادگی در مورد او اغماض کنند و بگویند اشکال ندارد؛ بچه است! چرا که اصل تربیت فرزند در دوران کودکی او انجام می شود. در این دوران است که والدین و اطرافیان کودک باید مراقب رفتار و گفتار خود باشند و بدانند کودک از آنها الگو برداری می کند و رفتاری را که یاد می گیرد، همیشه تکرار خواهد کرد. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه به فرزندش امام حسین (ع) می فرمایند: «دل جوان مانند زمین کشت نشده است. آنچه در آن افکنده شود، می پذیرد. بنابراین پیش از آنکه دلت سخت گردد و عقلت سرگرم شود، به تربیت تو همت گماشتم.»

2. به قولتان وفا کنید
در جلد ششم کتاب «کافی» به نقل از پیامبر اکرم (ص) آمده است: « کودکان را دوست بدارید و با آنها مهربان باشید و هرگاه به آنها وعده دادید، به آن وفا کنید.»

وفا به وعده هایی که والدین به کودک می دهند، به منزله تأیید راستگویی و صداقت آنهاست. مثلاً مادری به فرزند خود می گوید اگر فلان کار مثبت را انجام بدهی، بعد از ظهر تو را به پارک می برم. کودک هم به شوق رفتن به پارک، کاری را که مادرش گفته انجام می دهد اما متوجه می شود از پاداش (رفتن به پارک) خبری نیست. این کار وقتی چندین بار تکرار شود، کودک والدین خود را دروغگو می داند و تصور می کند او را فریب داده اند و بعد از آن به سختی از امر و نهی پدر و مادرش اطاعت می کند. وفای به عهد و صداقت داشتن در برخورد با کودکان نکته بسیار مهمی است که آثار و تبعاتش در رفتار کودک دیده می شود.

ادامه نوشته

با افکار گناه آلود و شیطانی چه کنیم؟

كنترل ذهن و خطورات گناه‏ آلود، یكى از مراتب مشكل خودسازى است. اما ذهن واردات خویش را از چشم و گوش مى‏گیرد. بنابراین این صادرات و واردات، باید كنترل شود. پس بهترین راه این است كه آنچه را به ذهن منتقل مى‏كنیم، از فیلتر عبور دهیم.

گناه

اگر مى‏ بینید گفته‏ اند چشم را از نامحرم و گوش را از شنیدن مطالب نامناسب حفظ كنیم، براى این است كه بعدا ذهن از این مناظر عكس‏بردارى كرده و با آن مأنوس مى‏شود. اگر ظرف ذهن را از مطالب سازنده، عبرت‏ انگیز و صحنه ‏هایى كه آیات و نشانه‏ هایى كه در رابطه با مبدأو معاد دارد، انباشته كنیم، دیگر ذهن پریشان و مشغول نمى‏شود.

تلاوت قرآن و تدبر در آیات آن و نیز اندیشه در روایات و احادیث معتبر در این زمینه راهگشا است؛ مثلاً در جلد پنجم كافى صفحه 542 باب الزانى آمده است كه حضرت مسیح(علیه السلام) فرمودند: اگر موسى(علیه السلام) از زنا نهى نمود، من از اندیشه درباره زنا نهى مى‏كنم، زیرا اندیشه سوء همانند آن است كه در اتاقى مزین و پاك، آتشى دودآلود برافروزند كه آتش نزند اما همه جا را سیاه مى‏كند... گرچه فكر بد، مجازات‏ و عقوبتى ثابت ندارد؛ اما محاسبه دارد؛ چنان كه در قرآن آمده است: اوتخفوه یحاسبكم به اللّه‏... ؛(بقره، آیه 284). شاید سرّ تدبّر و تفكر بزرگان در حقایق، عبرت‏ها و... جایگزین عمل بوده است؛ زیرا كه روح و ذهن آدمى ظرفى است كه اگر با مثبت‏ها پر نشود، منفى‏ها را جذب مى‏كند.

انسان پیوسته محل خطور خواطر و ورود خیالات و افكار است گرچه گاهی به آنچه در خواطر او می گذارد التفاوت نداشته باشد و چون هر فكر و خیالی را سببی و منشأیی است پس منشأ خیالات بد و افكار باطله، شیطان و منشأ خواطر محموده و افكار خوب ملائكه است. در روایتی از پیامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم است كه فرمودند: در دل آدمی دو نوع افكار و خواطر وارد می شود یكی از جانب ملك و آن افكاری است كه مشتمل است بر عزم امورخیر و دیگری از جانب شیطان و آن خواطری است كه متضمن عزم بر امور شر است. وساوس شیطان و خواطر نفسانی از جمله اموری است كه باعث تیرگی و ظلمت و كدورت نفس و مانع وصول به سعادت و ضایع كننده روزگار و اوقات است زیرا سرمایه انسان یعنی عمر را صرف امور باطل و بیهوده می كند كه درنتیجه سیاهی دل و نابودی دین و دنیای انسان را به دنبال دارد. غفلت از خدا و اقبال به دنیا و تعلقات دنیوی سبب وسوسه شیطان است و راه علاج و نجات از وسوسه ها و خواطر ذكر و یاد خداست.

از خدا حیاء کن! شرم کن! انجام نده! حتی فکر معصیت هم نکن! چون عمل، برای خداوند دیگر بیرونی و درونی ندارد. آیه‏اش را خواندم. یادت نرود که هیچ عملی نیست که ما آن را شهود می‎کنیم. اینها همه مقدّمه «حق حیاء» بود و چون من در جلسه گذشته گفتم که بعداً درباره حق حیاء صحبت می‏کنم اینها را گفتم

ادامه نوشته

اهمیت و جایگاه محبت

گستره محبت و مراتب آن در آموزه های دینی
مفهوم محوری و کلیدی مناجات المریدین، مفهوم محبت است که با واژگانی چون «حب»، «وُدّ»، «صبابت»، «همّت»، «رغبت»، «وصل»، «شوق»، «وله»، «هوی» مطرح می شود. در زبان فارسی، به جز واژگان «محبت» و «عشق» که هر دو از زبان عربی به زبان فارسی راه یافته اند، واژگانی چون «مهرورزی»، «دل بستگی»، «دلدادگی»، «شیفتگی» و «شیدایی» دلالت بر محبت و دوستی دارند و هر یک از آن واژگاه مرتبه ای از دوستی را می رسانند. اما در زبان عربی، حدود بیست واژه برای «محبت» وضع شده اند و نُه واژه در همین مناجات مطرح گردیده که هر یک مرتبه ای از محبت را می رساند و واژه «محبت» لفظ عام و جامع آن مراتب است. چنان که واژه «دوستی» در زبان فارسی، لفظ عام و جامع واژگانی است که هر یک مرتبه ای از دوستی را می رساند. در بسیاری از دعاها و مناجات های دیگر، مفهوم محبت و مراتب آن مورد توجه قرار گرفته است، چنان که در مناجات المطیعین با تعابیری ادبی به محبت و مراتب آن پرداخته شده است؛ از جمله امام سجاد (ع) می فرمایند: وَ اَورِدنا حِیاضَ حُبِّک، وَ اَذِقنا حَلاوَهَ وُدِّک وَ قُربِک؛ «ما را بر جویبارهای محبت وارد ساز و شیرینی دوستی و مقام قربت را به ما بچشان».
حضرت در طلیعه مناجات المحبین نیز می فرمایند: اِلهی مَن ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوَهَ مَحَبَّتِک فَرامَ مِنک بَدَلاً؛ «خدایا، کیست که شیرینی محبتت را چشید و جز تو کسی را برگزید؟»

یا در همان مناجات، حضرت به مرتبه ای از محبت که «هیام» نام گرفته است - و حاکی از عالی ترین مرتبه محبت و حالتی از عشق و محبت آتشین است که عاشق چون دیوانگان سرگشته محبوب و معشوق می گردد - اشاره دارند و می فرمایند: وَهَیَّمتَ قَلبَهُ لإرادَتِک، وَ اجتَبَیتَهُ لِمشاهَدَتِک؛ «و قلب او را سرگشته و دل باخته محبت خود قرار دادی و برای مشاهده خویش برگزیدی».

ادامه نوشته

برقراري ارتباط مؤثر با نوجوانان

خانواده به عنوان يک کانون مهم، در دوران مختلف رشد، بخصوص در دوران نوجواني از اهميت ويژه يي برخوردار است. نوع روابط موجود در خانواده، شيوه هاي تربيتي والدين، شرايط و امکانات مختلف اقتصادي، فرهنگي، و... خانواده، ويژگي هاي نوجواني را تحت الشعاع قرار مي دهد و تفاوت هاي شخصيتي بسياري را مي آفريند. شيوه ي سازگاري نوجوانان با تغييرات حاصل از بلوغ در آنها متفاوت است و طول زمان نوجواني و ورود به مرحله ي بزرگسالي در خانواده هاي مختلف نيز يکسان نيست.

در خانواده هايي که شرايط مناسبي براي اين دوران بحراني مهيا مي کنند، فرزندان با ايمني بيشتري اين دوران را مي گذرانند، مشکلات نوجواني کمتري را شاهد هستند و سريعتر از بقيه به پختگي و کمال فکري، عاطفي و اجتماعي مي رسند. در حالي که در خانواده هاي نابسامان، خانواده هاي زياد سخت گير يا برعکس آسان گير، دشواري هاي دوران بلوغ بيشتر بوده و اغلب رسيدن به يک هويت کامل فکري، عاطفي و اجتماعي با تأخير همراه است.

رابطه ي افقي والدين با نوجوان

يکي از تدابيري که در جهت بهبود ارتباط با نوجوانان با خانواده ها توصيه مي شود، تغيير چارچوب روابط در اين دوره است. معمولاً خانواده ها با کودکان رابطه يي برقرار مي کنند که مشتمل بر امر و نهي هاست و در برگيرنده ي دستورات مشخصي از انضباط و رعايت موازين اخلاقي است. لازمه ي برقراري اين نوع رابطه آن است که خانواده ها در موضع بالا حاکميت قرار گرفته و کودک در موقعيت کسي که دستورات مشخصي را دريافت مي کند، واقع مي شود و به عبارت ديگر رابطه ي خانواده و کودک، رابطه يي است عمودي، مشتمل بر ارتباطات دستوري و تحکمي که از بالا به پايين اعمال مي شود. (انواع روش هاي تربيتي کودکان).

ادامه نوشته

زنهاى وسواسى

بد نیست زن نسبت به شوهرش مختصر مراقبتى داشته باشد لیکن نه به حدى که به بدگمانى و وسواسیگرى منتهى شود، بدبینى یک بیمارى خانمانسوز و صعب العلاجى است، متاسفانه بعضى خانمها بلکه بسیارى ازآنها به این مرض مبتلا هستند.

یک زن وسواسى خیال مى کند شوهرش به طور مشروع یاغیر مشروع به او خیانت مى کند، فلان زن بیوه را گرفته یا مى خواهد بگیرد، با منشى خود سر و سرى دارد، به فلان دختر دل بسته است، چون دیر به منزل مى آید لابد دنبال عیاشى مى رود، چون با فلان زن صحبت کرد به اونظر دارد، چون فلان خانم به او احترام کرد لابد با هم رابطه دارند، چون نسبت به فلان زن بیوه و کودکانش احسان مى کند مى خواهد او را بگیرد، چون در اتومبیلش یک سنجاق سر پیدا شد معلوم مى شود محبوبه اش را به گردش برده است، چون فلان زن برایش نامه نوشت معلوم مى شود زن اوست، چون فلان دختر از او تعریف کرد که مرد خوش تیپ و خوش اخلاقى است معلوم مى شود عاشق و معشوقند، چون فلان وقت به حمام رفت معلوم مى شود خیانت کرده است، چون اجازه نمى دهد نامه هایش رابخوانم معلوم مى شود نامه هاى عاشقانه است، چون به من کم محبت شده معلوم مى شود معشوقه دیگرى دارد، چون به من دروغ گفت معلوم مى شودخیانتکار است، چون در فال شوهرم نوشته بود:با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند معلوم مى شود زن دیگرى دارد، چون دوستم به من گفت: شوهرت به فلان خانه رفت حتماً در آنجا زنى دارد، چون فالگیرگفت:یک زن مو بور چشم سیاه قد بلند با تو دشمنى مى کند معلوم مى شود هووى من است.

خانمهاى وسواسى با این قبیل شواهد پوچ خیانتکارى شوهرشان را باثبات مى رسانند، حس بدبینى تدریجا در آنها تقویت شده به یقین تبدیل مى گردد، از بس در این باره فکر مى کنند از در و دیوار قرینه مى تراشند، شبانه روز فکر و ذکرشان همین مطلب است، با هر که مى نشیننددم از خیانت و بى وفایى مى زنند، با هر دوست و دشمنى مطلب را در میان مى گذراند، آنها هم فکر نکرده به عنوان دلسوزى گفتارش را تایید نموده صدها داستان و حکایت از خیانت مردها نقل مى کنند.

ادامه نوشته

دوستی و اعتماد در اینترنت

با پیدایش تکنولوژی فناوری اطلاعات و شبکه جهانی اینترنت مردم دنیا توانسته‌اند، با زدن چند کلیک به جهان پیرامون خود سفر کنند و با فرهنگ و رسوم ملت‌ها آشنا شوند به همین منظور مردم خواستار دوستی با افراد مختلف در هر نقطه‌ای از جهان می‌باشند.

این چنین شد که سایت‌های مختلف دوست‌یابی و چت‌روم‌ها برای پاسخ به این نیاز شکل گرفته و گسترش یافتند. این پدیده همچون هر پدیده تازه تکنولوژی معاصر در ابتدای راه و با مشکلاتی رو به روست. بسته به نوع نیاز کاربران، هر کس از این سایت‌ها استفاده های متفاوتی می‌کنند. بعضی از مردم در این سایت‌ها به دنبال شریک جنسی و دوستی با جنس مخالف خود هستند یا حتی اقداماتی خلافکارانه و بهره جویی از افراد کم تجربه و ساده می‌کنند. این سایت‌ها همچنین می‌توانند مکانی مناسب برای افراد تنها و سرخورده و کم رو باشد تا تنهایی خود را غیر از محیط اجتماعی التیام بخشند. برخی از افراد نیز با هدف مشاوره و راهنمایی علمی و شغلی با افرادی در سطح علمی خود و یا بالاتر دوست می‌شوند. سوال عمده ای که اینجا مطرح است این است که آیا می‌توان این روابط را دوستی به معنای واقعی و فلسفی نامید؟ آیا اعتماد متقابل بین طرفین وجود دارد؟

ادامه نوشته

مردان بدبین

درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند لیکن نه بحدیکه به وسواسیگرى منتهى شود.بعض مردها به بیمارى بدگمانى و سوءظن مبتلا هستند.بى جهت نسبت به همسرانشان بدبین هستند.درباره آنان احتمال خیانت میدهند.

هر مردیکه بدین بیمارى خانمانسوز مبتلا شد زندگى را به خودش و خانواده اش تلخ میکند. ایراد و بهانه جویى میکند.نسبت به اعمال وحرکات همسرش به نظر بدبینى نگاه میکند و مانند سایه او را تعقیب مینماید.چون سوءظن دارد از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا میکند.

چیزهایى را که اصلا دلیل خیانت نیستند به منزله ادله قطعیه غیر قابل انکارمیشمارد.مثلا: چون فلان مرد برایش نامه نوشته لابد با هم سر و سرى دارند.چون با فلان مرد سلام و تعارف کرد معلوم میشود خیانتکار است.

چون جوان همسایه از پشت بام باو نگاه کرد معلوم میشود خواهان یکدیگرهستند.چون از فلان مرد تعریف کرد معلوم میشود دل بسته اوست.چون نامه اش را از من مخفى نمود لابد از معشوقش بوده است.چون کمتر ازسابق اظهار محبت میکند معلوم میشود زیر سرش بلند است.چون قیافه دخترم با همسرم شباهت ندارد معلوم میشود خیانت کرده است.

این قبیل امور بلکه کوچکتر از آنها را دلیل قطعى خیانت میشمارد.

ادامه نوشته

تربیت فرزند از تولد تا 14 سالگی

اسلام از دیرباز به تربیت کودک اهمیت خاصی قائل بوده و همواره رهنمودهایی برای والدین در امر تربیت کودک ارائه داده است.

مناسب ترین و معروف ترین طبقه بندی مراحل تربیتی کودک، توسط مولای بزرگوار، امام صادق(ع) ارائه گردیده است.

آن بزرگوار بطور تلویحی در این روایت، تمام مسایل رشد جسمی، روانی، عاطفی وشخصیتی را مورد توجه قرار داده اند.

با مطالعه این روایت، ویژگیهای رشد کودکان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

مولای بزرگوار، امام صادق(ع) می فرمایند:

کودک خود را رها کن تا هفت سال بازی کند.

سپس او را به مدت هفت سال تربیت کن،

و به مدت هفت سال دیگر مشاور و ملازم خود قرار بده.

اگر در این امر موفق گشتی چه بهتر، در غیر اینصورت هیچ خیر و ثمری در او نخواهد بود. »(1)

در این روایت، امام بزرگوار(ع) مراحل تربیتی کودک را تا رسیدن به مرحله نوجوانی به سه مرحله هفت ساله طبقه بندی می فرمایند. هرکدام از این مراحل دارای ویژگیهای خاصی می باشد که براساس رهنمودهایی از سوی آن بزرگواران توصیه گردیده است. با آگاهی از این رهنمودهای ارزشمند، می توان انتظار داشت که والدین و مربیان بتوانند آنچنان که شایسته است، فرزندانی تربیت کنند که فردی لایق برای خود و جامعه و خانواده خود باشند.

ادامه نوشته

الگوی جاویدان اخلاق

امام علی علیه السلام فرمودند: الفقیه کل الفقیه من لم یقنط الناس من رحمه الله و لم یویسهم من روح الله و لم یومنهم من مکر الله؛ فقیه حقیقی کسی است که مردم را از رحمت خدا ناامید نسازد و از تفضلات او مایوس شان نکند و از مکر الهی ایمن شان نگرداند. (نهج البلاغه حکمت 90)
امسال بیست و سوم رمضان (22 مرداد 1391) در مسجد بازار تهران غوغایی از شور و شعور روحانی بر پا بود. مرشدی سپید مو از فراز منبر ضجه می زد که" هیچ نمی خواهم؛ فقه و اصول و عرفان و اخلاق به کنار، من نوحه گر و روضه خوانم. مرجعیت به کنار من به هیچ کدام از این عناوین امید ندارم جز نو کریِ سرای این خاندان. همگان باید می فهمیدند که امسال، سال آخر عمر با برکت استاد اخلاق حضرت آیت الله العظمی مجتبی تهرانی رحمت الله علیه است . خداوند ایشان را با اولیایش محشور فرماید که ولایت را عاشقانه دریافته بود.
شیوه اختصاصی حضرت آیت الله العظمی مجتبی تهرانی رحمت الله علیه در تربیت نفوس دارای مزایای مهم زیر بود:

اخلاق مداری:

مکتب اخلاقی آیت الله مجتبی تهرانی نه از جنس معراج السعاده و جامع السعادات بود و نه از جنس نصیحت های معمول . در هنگام طرح مباحث اخلاقی مبانی عقلانی و کاربردی بودن را مد نظر داشت . از این رو بود که تقدم اخلاق بر همه امور در صدر آموزه های او قرار گرفت. جوانانی که در درس او حضور مستمر داشتند می دانستند که او اخلاق مضاف را هرگز باور نکرد و از اصطلاحاتی چون تقوای سیاسی و ... متنفر بود او یکپارچه بودن روح و رفتار انسان را باور داشت و معتقد بود تعدد چهره های بیرونی ریشه در سرگشتگی درونی دارد.

ادامه نوشته

فرزند شما زنده نمی ماند مگر با معجزه

معجزه های کوچک و بزرگ زیادی در مسیر زندگی هریک از ما اتفاق می افتد اما بدون آنکه متوجه باشیم به راحتی از کنار بسیاری از آنها می گذریم؛ اتفاقاتی که ممکن است سبب نزدیکی بیشتر ما با خدا بشوند. در این بین شفای بیماران لاعلاج که خارج از یافته های علم پزشکی است، معجزه ای بیش نمی تواند باشد. یکی از این معجزات شفای کودکی است که به لطف و کرم آقا صالح بن موسی الکاظم(ع)شفا گرفته. داستان بهبودی « پیمان قدرتی» پر از نکته هایی است که می تواند برای ما آموزنده و جالب باشد. او اکنون سال هاست که نوزدهم ماه مبارک رمضان به آستان مقدس امامزاده صالح(ع) می آید تا نذر مادرش را ادا کند.

1- تصادف مرگبار
همه چیز از یک تصادف مرگبار شروع شد؛ تصادفی که «پیمان قدرتی» را به کما برد. پیمان در آن زمان کودکی چندساله بود. به همین دلیل حادثه ای را که برایش اتفاق افتاده به یاد نمی آورد اما برادر بزرگ تر پیمان(پژمان) که شاهد آن روزهای سخت بود تعریف می کند: « در آن زمان در محله خوش، خیابان طوس تهران زندگی می کردیم. مادرم من و پیمان را برای خرید به سوپرمارکت آن طرف خیابان طوس فرستاد. در همان هنگام ماشینی با سرعت زیاد در خیابان باریک و یک طرفه طوس حرکت می کرد. من کمی جلوتر از پیمان در حال حرکت بودم که ناگهان صدای ترمز ماشین بلند شد. به عقب که برگشتم، پیمان را دیدم که بین آسمان و زمین بود و چند متر جلوتر پرتاب شد. این آخرین صحنه ای بود که از آن حادثه به یاد دارم. بعد از آن پدر و مادرم سراسیمه و آشفته پیمان را به بیمارستان لولاگر رساندند اما کادر پزشکی آنجا وضعیت او را حاد تشخیص داد و او را با آمبولانس به بیمارستان سینا فرستادند. پزشکان بیمارستان سینا نیز شرایط پیمان را بد تشخیص دادند و او را پذیرش نکردند. کم کم علائم حیاتی پیمان به حداقل می رسید، تا اینکه به کمک یکی از مسئولان بیمارستان سینا و نامه ای که به رئیس بیمارستان پارس نوشت، پیمان را به این بیمارستان واقع در بلوار کشاورز منتقل کردند. درمان پیمان از همانجا شروع شد و کادر پزشکی قوی ای از پزشکان فیلیپینی تشکیل می شد. آنها سعی کردند او را از شرایط اضطراری و حادی که داشت نجات دهند و به زندگی برگردانند.»

ادامه نوشته

شیب تند انحطاط اخلاقی سینمای ایران

                                    نقدی اخلاقی بر فیلم « من مادر هستم»
در ذیل داستان فیلم، نکات برجسته‌ای وجود دارد که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد. اولاً محور فیلم یک حیاستیزی آشکار است. واقعاً باید پرسید که تصویرسازی از زنا چه مشکلی از مشکلات این جامعه را حل می‌کند؟ چه منفعتی از طرح بی‌حیاگونه‌ی چنین موضوعاتی عاید فرهنگ جامعه‌ی اسلامی ما می‌شود؟ آیا با چنین داستان‌هایی ما یک قدم به بی‌حیایی جوامع حیوان‌صفت غربی نزدیک می‌شویم یا به جامعه‌ی باحیای اسلامی؟! به هر حال، شکستن قبحِ عملِ شنیعِ زنا، که از گناهان کبیره است، بدون هیچ اشاره‌ای به زشتی و معصیت آن، اصلی‌ترین لکه‌ی سیاه فیلم است.
ثانیاً این فیلم تخطئه‌ی‌ موذیانه‌ای بر حکم الهی قصاص است. قهرمان داستان، که در عین حال شخصیت مظلوم و ترحم‌برانگیز داستان نیز هست، به جرم قتل، با حالتی رقت‌بار و سوزناک، در حالی که مخاطب فیلم با او همزادپنداری می‌کند، به چوبه‌ی دار سپرده می‌شود. آیا چنین تصویرسازی‌ای از یک اعدامی، مؤید قصاص است یا تخطئه‌ی آن؟!
نکته‌ی دیگر اینکه ولیِ دم دخترکِ مظلومِ داستان، خودش یک زانیه است! یادمان باشد که همسر سعید، سال‌ها پیش، با نادر عمل منافی عفت انجام داده بوده است. با این وصف، مقتول قصاص، شخصیت مظلوم و قهرمان داستان است. قاتل قصاص هم خودش زانیه‌ای است که از فرط جنون تحت درمان یک روان‌پزشک است! حالا قصاص در فیلم چهره‌ای مثبت دارد یا منفی؟!
ادامه نوشته

دلائل پسرانه، دلائل دخترانه

ازدواج سنت پیامبر(ص)است. این جمله را بارها و بارها از زبان بزرگان دین، رسانه ها و پدر و مادرانمان شنیده ایم اما نگاه دقیقی به وضعیت امروز جامعه و بررسی آمار ازدواج ها نشان می دهد که سنت پیامبر(ص)این روزها آن قدر دیر انجام می شود که داد جامعه شناسان و آسیب شناسان را آورده و مقالات و گزارشات مختلفی از دلایل ازدواج دیرهنگام ارائه می دهند. بعضی از صاحب نظران، شرایط اقتصادی را دلیل بی رغبتی جوانان قلمداد می کنند و برخی هم تغییر ارزش ها و فرهنگ جامعه را در ایجاد این معضل سهیم می دانند. در این گزارش، سراغ دکتر سیدحسن حسینی، رئیس کمیته مصالح اجتماعی انجمن جامعه شناسان ایران رفته ایم تا در گفت و گو با او دلایل ازدواج دیرهنگام جوانان ایرانی را بررسی کنیم؛ موضوعی که چند سالی است همه تحقیقات و مطالعات او را تشکیل می دهد. رئیس گروه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران معتقد است دلایل ازدواج دیرهنگام را می توان به دلایل دخترانه، پسرانه و دلایل مشترک تقسیم کرد.

                                                                   الف. دلایل پسرانه

1. قانونی که قابل بررسی است
از زمانی که قانون خدمت دو ساله سربازی برای پسران تصویب شده سال ها می گذرد؛ مسئله ای که به گفته دکتر حسینی قابل بررسی است. خدمت سربازی وقفه ای در دوران جوانی پسران ایجاد می کند که به قول خودشان آنها را دو سال از زندگی عادی عقب می اندازد و شاید بسیاری از پسران از زیر بار سربازی شانه خالی کنند اما کارت پایان خدمت یکی از شروط اصلی والدین دختر برای رضایت به ازدواج است و آمارهای بسیاری در دست است که نشان می دهد بسیار از پسران به دلیل نداشتن کارت پایان خدمت، اجازه ازدواج برایشان صادر نمی شود چرا که در شرایط امروز، نداشتن کارت پایان خدمت با بسیاری از محرومیت های اجتماعی و اقتصادی مثل استخدام نشدن در ادارات دولتی و بسیاری از مشاغل دیگر همراه است.

ادامه نوشته

بچه ها را به ورزش عادت دهید

فقط شش نفر از هر ده کودکی که در سنین میان پنج تا ۱۴ سال هستند، خارج از مدرسه ورزش می کنند و به اندازه کافی تحرک دارند. براساس تحقیقات متعددی که در کشورهای مختلف انجام شده است، محققان دریافتند دانش آموزان چندان تمایلی به ورزش کردن ندارند و این کار را خیلی مهم نمی دانند. به همین دلیل هم کودکان در این دوران با مشکلات متعددی مانند چاقی و اضافه وزن روبه رو هستند و همین موضوع نشان می دهد در این زمینه باید فرهنگسازی شده و به شیوه های مختلف کودکان را به ورزش و فعالیت جسمی بیشتر تشویق کرد.
البته ورزش کردن و فعالیت داشتن، فقط مخصوص کودکان نیست و همه افراد در هر سن و سالی می توانند از آن بهره ببرند؛ همان طور که بارها گفته شده ورزش خطر بروز بیماری های مختلف مانند مشکلات قلبی و پوکی استخوان را کاهش می دهد و استرس و افسردگی را هم تا حد خوبی درمان می کند، اما نکته مهم این است که عادت های انسان در دوران کودکی شکل می گیرد و از همان روزها باید بچه ها را با ورزش آشنا کرد.

● ورزش به نفع بچه هاست
ورزش کردن برای تمام افراد مفید است؛ ولی برخی از ویژگی های ورزش مخصوص کودکان بوده و روی آنها تاثیر بیشتری می گذارد. به عنوان مثال، ورزش موجب رشد سالم استخوان ها و عضلات شده و هماهنگی و تعادل کودک را بهبود می بخشد. علاوه بر این، ورزش موجب می شود کودکان خواب بهتر و مناسب تری را تجربه کرده و از نظر وضع سلامت روح و روان نیز موقعیت خوبی داشته باشند. همچنین، مشخص شده مهارت های اجتماعی کودکانی که ورزش می کنند

ادامه نوشته

خانواده ایده آل اسلامی

چکیده:

یکی از موضوعات بسیار مهم در اسلام موضوع خانواده است. خانواده سنگ بنای اجتماع می باشد و تنها با خانواده های سالم، استوار و صالح، می توان انتظار جامعه ای سالم، استوار و صالح را داشت.

از مجموع موضوعات و معارف اسلامی چنین بر می آید که در میان نهادهای اجتماعی، خانواده در تربیت و تکامل آدمی بزرگترین نقش و وظیفه را بر عهده دارد. اسلام می خواهد زن و مرد در کمال صفا و صمیمیت و حسن نیت در جوار هم زندگی کنند و محیط خانه از هر جهت برای تربیت نسل خوب و شایسته آماده باشد. برای نیل به این هدف والا مقررات و قوانینی برای اعضای خانواده در روابط متقابل بین آنها وضع شده که بر اساس معیارهای قرآنی در سه محور قابل بررسی است:

1- وظایف متقابل زن و شوهر نسبت به هم

2- وظایف پدر و مادر در برابر فرزند

3- وظایف فرزند در برابر والدین

قرآن برخی پدران، مادران و فرزندان نمونه را به عنوان الگوهای برتر معرفی می نماید که عبارتند از:

ابراهیم، زکریا، لقمان، شعیب، نوح، یحیی، عیسی، مریم، مادر موسی، مادر یحیی، مادران اسماعیل و اسحاق و.....

در این مقاله برخی ویژگیهای خانواده برتر اسلامی از دیدگاه قرآن و سنت معرفی می گردد. و در خلال آن به تبیین برخی وظایف مهم اعضای خانواده در روابط متقابل آنها با یکدیگربا استعانت از آیات قرآنی و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام همراه با معرفی برخی الگوهای شایسته قرآنی پرداخته می شود.

ادامه نوشته

سبک زندگی آقا روح الله

خردادماه برای همه ایرانی ها یک مناسبت ویژه تلخ دارد. 14 خرداد سال 68 روزی بود که مردم با یکی از محبوب ترین شخصیت های دنیای معاصر وداع کردند؛ پیرمردی دوست داشتنی که با یک حسینیه ساده و محقر و نیم ساعت سخنرانی می توانست همه معادله های سیاسی و دیپلماتیک دنیا را به هم بریزد. اما محبوبیت پیرمرد ساکن جماران فقط به موضع گیری های سیاسی و پیام های تاریخی و پیش بینی های شگفت انگیز و فتواهای شورانگیز جهاد و خانه محقر نبود. مردم امام خمینی کبیر (ره) را از هر جهت یک الگوی کامل می دانستند و می دانند. یک نمونه کوچکش هم رفتار امام (ره) در خانه و با خانواده بود. امام همان قدر که با شجاعت و جدیت مثال زدنی اش پشت ابرقدرت ها را می لرزاند، در خانواده شخصیتی منحصر به فرد داشت. مرور این چند روایت از زندگی خانوادگی پیرمرد دوست داشتنی کوچه های جماران شما را با خمینی دیگری آشنا می کند که در خانه اسمش «آقا» بود؛ آقای دوست داشتنی خانواده مصطفوی.

ادامه نوشته

مراقب خورد و خوراکت باش

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که در کنار طب کلاسیک و غربی گه گداری سری به داروخانه های گیاهی بزنیم و از گیاهان دارویی برای درمان بسیاری از امراض استفاده کنیم. بدون اینکه از چگونگی مصرف آن اطلاعی داشته باشیم و بگوییم چون داروی گیاهی است پس هیچ ضرری ندارد. در حالی که در طب سنتی ایران هر یک از گیاهان دارویی بنابر اصولی برای بیماران تجویز می شوند. اما شاید جالب باشد بدانید که حکمای بزرگ طب سنتی ایران در گذشته وظیفه اصلی خود را حفظ تندرستی و سلامت افراد جامعه می دانستند؛ طبی که در سالیان نه چندان دور بعد از یک دوره دور بودن از دیگر رشته های پزشکی اکنون توانسته جایگاه ویژه ای در دانشگاه های علوم پزشکی ایران پیدا کند. در این زمینه شاید صحبت های دکتر ابراهیم خادم، پزشک و مسئول کلینیک طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره اصول طب سنتی ایرانی جالب و خواندنی باشد.

ادامه نوشته

الگوهای رفتاری حضرت زهرا (س) در خانواده

چکیده
در این مقاله سعی شده حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان الگویی نمونه برای خانواده‌ها به ویژه خانم‌ها معرفی شود. رفتارها و خصوصیات حضرت در شش بخش بیان شده است. در بخش اول به کودکی ایشان پرداخته شده که حضرت در آن سنین کودکی وقتی مادر را از دست دادن مایه آرامش پدر شدند و در زمانی که مردان قوی یارای دفاع از پیامبر را نداشتند حامی و پشتیبان پدر بودند. بخش دوم در رابطه با ازدواج و انتخاب همسر ایشان می‌باشد. حضرت در انتخاب همسر در مرحله اول رضایت پدر و بعد هم‌کفوی از لحاظ اعتقادی و ایمانی را مد نظر داشتند نه عوامل دنیوی و مادی را. در بخش سوم نحوه همسر داری این بانوی بزرگوار بیان شده است. عشق، محبت، جهاد، از خود گذشتگی، هم دلی، هم رازی، صبر و استقامت و جلب رضایت همسر از نمونه های بارز زندگی مشترک حضرت بیان شده است. در بخش چهارم مسئله حجاب فاطمی، وجوب حجاب و مصونیت بودن آن برای بانوان بیان شده است. حضرت در این رابطه می‌فرمایند بهترین چیز برای خانم‌ها این است که نه نامحرمی او را ببیند و نه او نامحرمی را. در بخش پنجم رفتارهای گفتاری و کرداری حضرت در تربیت فرزندان بیان شده است. ایشان همیشه فرزندانش را با الفاظ محبت آمیز خطاب می‌کردند و هیچگاه آنان را تنبیه بدنی نمی‌نمودند و همیشه خود را اولاتر از دیگران در نگهداری فرزندان خود می‌دانستند. زهد فاطمه زهرا (س) در بخش ششم بیان شده است. زهد یعنی وارستگی از امور دنیوی. سرور زنان عالم زندگی را در کمال زهد و دوری از تجملات دنیا سپری کردند علاوه بر آن در این بخش اثرات نامطلوب تجمل گرایی بیان شده است.

ادامه نوشته

بیماری های تابستان

با شروع فصل گرما و آغاز مسافرت هاي تابستاني، بيماري هاي مخصوص اين فصل هم شيوع پيدا مي کنند و باعث ايجاد مشکلاتي براي افراد مي شوند. اسهال، استفراغ و مسموميت غذايي از شايع ترين بيماري هاي فصل گرم سال هستند. وارد شدن ميکروب و ويروس به دهان از طريق غذا، منجر به عفونت دستگاه گوارش مي شود که معمولا به صورت اسهال و گاهي به صورت درد شکم، تهوع، ضعف و بي حالي خود را نشان مي دهد. از آن جا که عوامل اين بيماري از طريق دهان وارد بدن مي شوند، بهترين راه مقابله با آن ها رعايت بهداشت تغذيه يي است.

اسهال مسافرتي
 
بيماري اسهال با دردهاي شکمي، تهوع، سردرد، تب خفيف و استفراغ همراه است و کمتر از پنج درصد بيماران دچار تب بالا، مدفوع خوني يا هر دو مي شوند. اشخاصي که در معرض خطر بيشتري هستند. شامل افراد جوان، افراد داراي سيستم ايمني ضعيف شده، ديابتي ها و بيماران دريافت کننده ي آنتي اکسيدان مي شوند. منبع اوليه عفونت نيز خوردن غذا يا آب آلوده است.
در فصل تابستان به علت افزايش سفر، مصرف غذا در خارج از منزل متداول تر است و همين امر افراد را بيشتر در معرض بيماري هاي عفوني قرار مي دهد.
پزشکان متخصص عفونت در اين باره مي گويند، عامل عفونت هاي گوارشي که به اسهال مسافرتي معروفند ميکروب هايي مانند «ايکولاي» هستند که علايم آن به شکل تب خفيف، درد شکمي و اسهال غيرخوني بروز مي کند. اسهال هاي ويروسي نيز که در کودکان شش ماهه تا دو ساله ديده مي شود. در فصل تابستان شيوع پيدا مي کنند.
 

ادامه نوشته

با 15 روش بی حوصلگی را از خود دور کنیم

برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد
عوامل مختلفی همچون، نداشتن هدف، نداشتن برنامه صحیح، ضعف و سستی اراده، داشتن افکار منفی و عدم توجه به توانایی‌ها و استعدادهای خویش، خودکم بینی و غیره در ایجاد کم حوصلگی نقش دارند. بنابراین برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد، بدین منظور به نکات و مطالب زیر توجه کنید:
1 - قبل از هر چیز با توجه به توانایی‌ها و استعدادهای خویش هدفی معقول و قابل دسترسی و مطابق با شرایط و امکانات موجود برای خود ترسیم کنید.
2 - به منظور رسیدن به هدف مورد نظر از یک برنامه مدون و جدول زمان بندی شده‌ای استفاده کنید و خود را مقید به انجام آن کنید.

ادامه نوشته

برداشت كودكان از خدا

كودكان با محدوديت‌هايي در زمينه شناخت روبه‌رو هستند. آنان به تناسب سن و ميزان تحول عقل و شناخت خود، از مفاهيم برداشت‌هايي دارند. آشنايي با اين مفاهيم، سبب درك بهتر آنان و برخوردي درست در رويارويي با سخناني است كه از كودكان درباره مفاهيم ديني مي‌شنويم.

پژوهش‌هاي روان‌شناسان در زمينه رشد ديني، اطلاعات مفيدي را در اختيار ما ـ والدين و مربيان ـ قرار مي‌دهد. نحوه درك و فهم كودكان و نوجوانان از مفاهيم مجردي مثل خدا، شيطان و بهشت روشن مي‌كند كه براساس آن نگراني‌هايمان را در بُعد تربيت ديني مي‌كاهيم و مي‌توانيم براساس ظرفيت فرزندمان روش‌هاي آموزشي مذهبي را در پيش گيريم. در ذيل به سير تفكر مذهبي كودكان و نوجوانان مي‌پردازيم. 

اين سير با مسير شناخت و تفكر در آميخته است و به روشني قابل تفكيك نيست. بنابراين، اين دو را در كنار هم بررسي مي‌كنيم. 

ادامه نوشته

تأملی بر مُدگرایی

چکیده
مد واژه‌ای فرانسوی است که در لغت به معنای سلیقه، روش، شیوه و ... به کار می‌رود؛ و بعضی آن را به معنای الگوی رفتاری می‌دانند؛ یعنی فرد، نمونه رفتار و کردار مطلوب یا نامطلوب را در دیگران مشاهده می‌کند و خود را با آن تطبیق می‌دهد. گستره‌ی این مد، به اندازه‌ی گستری زندگی انسان است و همه شئونات او را از قبیل پوشش، آرایش، محیط آرایی و ... در برمی گیرد. مدگرایی به دو قسمت تقسیم می‌شود، یکی مثبت و دیگری منفی و هر کدام دارای شاخصه‌هایی است، که خودآگاهی و بینش صحیح مردم در انتخاب هر کدام از آن‌ها نقش بسزایی را ایفا می‌کند.
کلیدواژگان: مد، مدگرایی، نوگرایی، نقش رسانه، آراستگی، پیشگیری.
مقدمه
جهان طبیعت با تغییر و نو شدن عجین است پس انکار این مطلب بیهوده است. بدیهی که هر نوع تغییر و تحولی را نمی‌توان مطلوب دانست و هر نو شدنی را مورد تأئید قرار داد، از این رو باید دانست شخص نوگرا در حالی که پیشروی و تکامل را نیاز دارد باید بیاندیشد که در این نوگرایی فساد و انحراف وجود نداشته باشد. اگر مشاهده کرد که مدهایی که وارد بازار می‌شوند آیا حقیقت گرا و منطقی گرا هستند یا هیچ نوع پیشرفت و رشد را به دنبال ندارند و فقط ظاهری آراسته را به انسان می‌دهند ولی با سنت‌های کهنه و قدیمی در حال مبارزه است و باعث درخطر انداختن هویت انسانی و ملی می‌گردد از این رو فرد نوگرا، به خصوص جوانان باید بیاندیشند تا درعین ارضای نیاز تنوع طلبی، ثبات رفتاری و شخصیتی آن‌ها مورد تزلزل واقع نشود که نوخواهی آن‌ها تهدیداست نه پشتوانه منفعت و ترقی و تجدّد.


ادامه نوشته

من مي توانم اضطراب را از زندگي حذف کنم

اضطراب و تشويش ممکن است براي هر يک از افراد در هر زمان و مکاني رخ دهد، اما خيلي از کاهش دهنده هاي استرس و اضطراب سيستم عصبي ما را تنظيم مي کنند. در آن صورت مي توان نگاهي داشت به اينکه، چگونه اضطراب در ما ايجاد مي شود و چطور مي توانيم از روشهاي درماني براي آرام کردن سيستم عصبي خود و کاهش اضطراب استفاده کنيم.
هر کسي اضطراب را در طول زندگي خود تجربه کرده است. شايد وقتي که در اتاق انتظار دکتر نشسته ايد و فکر مي کنيد که پزشکان با يک سوزن خيلي بزرگ در تزريقات منتظر شماست و يا زماني که تمام روز را صرف آشپزي کرده ايد، اما خانواده ي شما از دستپخت تان راضي نيست و مي پنداريد که تمام تلاشتان بيهوده بوده است، دچار اضطراب و استرس مي شويد.
اين تجربيات مختلف مي تواند در افراد موجب اضطراب شود و علائم و نشانه هاي متفاوتي را نشان دهد مثل تپش قلب، داشتن احساس ناخوشايند، نداشتن تمرکز، تنش هاي عضلاني، خشکي دهان، عرق کردن، احساس دردهاي عصبي در حفره ي شکمي، نفس نفس زدن و...
اضطراب مي تواند هم کوتاه مدت باشد و هم بلند مدت که بستگي به منبع ايجاد کننده ي اضطراب دارد. البته بيشتر اضطراب ها بلند مدت هستند و علائم بسياري را در شما ايجاد مي کنند.
اگر اضطراب شما در نتيجه ي واکنش به يک دوره ي طولاني باشد، در اين حالت بعضي از علائم از قبيل اسهال، يبوست و کج خلقي در افراد به شدت ايجاد مي شود. ممکن است اضطراب شما ناشي از شغل باشد، منبعي که هرگز شما را رها نمي کند، مي ترسيد که صبح بيدار شويد چون مجبور خواهيد بود که به سر برويد.

ادامه نوشته

ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر

ه عقيده ي بسياري از فلاسفه و دانشمندان، انسان موجودي مدني است. به همين دليل محتاج به پناه و ياور و نيز يار و دلداري است تا با او معاشرت داشته و در مسير پر پيچ و خم زندگي، غمخوارش باشد. ازدواج با رعايت اصول و شرايط لازم، استفاده از اصول و شرايط لازم، استفاده از کمک مشترک را براي دختر و پسر جوان تسهيل کرده و به آنها کمک مي کند تا در زندگي فردي و اجتماعي موفقيت هاي بيشتري بدست بياورند. حال آنکه دختران و پسران جوان مجرد، از کمکهاي همسر خود بي نصيب مانده و از بسياري موقعيت ها و فرصت هاي مناسب که در زندگي بوجود مي آيند، بي بهره مي مانند. بنابراين امر ازدواج براي زوجهاي جوان امري ممدوح و پذيرفتني است، به گونه يي که دختران و پسران جوان به محض رسيدن به شرايط و سن ازدواج بايد مبادرت به آن کنند. با اين وجود آمارهاي نگران کننده يي که از اختلافات و جدايي ها در ميان زوج هاي جوان حکايت دارند، نشان دهنده ي اين نکته است که بسياري از دختران و پسران جوان راه و رسم همسرداري و همسرگزيني را نيافته و نمي دانند و اين بر عهده ي بزرگترهاي خانواده است که الگوهاي موفق را براي زوجهاي نمونه آورده و راه و رسم زندگي آنها را بازگو کنند. علاوه بر اين، همسران جوان بايد به نکاتي توجه داشته و آنها را رعايت کنند تا زندگي شان در همان آغاز راه دچار تلاطم و تلخي نشود. برخي از اين نکات که لازم است دختر و پسر جوان بکار گيرند و آنها را آويزه ي گوش دارند به ترتيب زير است:

ادامه نوشته

آداب صحیح غذا خوردن

ته مانده غذا در بشقاب: بهتر است غذا را به اندازه ای در بشقاب بکشید که تمام آن را استفاده کنید. ماندن غذا دربشقاب نه تنها بی‌احترامی به میزبان به شمار می رود، بلکه به طور غیر مستقیم به او می گویید که غذای شما مطلوب و خوش طعم نبوده، ضمن اینکه شما با این عمل مرتکب اسراف می شوید. برکت را از زندگی خودتان کم می کنید.
تربچه: اگر تربچه به صورت درسته در سبزی بود، هنگام مصرف بهتر است آن را با کارد برش داده و استفاده کنید. گاز زدن به تربچه درسته، عمل مناسبی نیست.
میوه: میوه‌هایی مثل خربزه، هندوانه، طالبی و امثال آن‌ها را نباید یکجا در بشقاب به تکه های کوچک تقسیم و آماده خوردن کنید. بلکه پسندیده‌تر است که هر بار فقط قسمتی از آن را با کمک کارد بریده و استفاده کنید
توت فرنگی: توت فرنگی را از دم آن گرفته و میل کنید. اگر دم آنها از قبل گرفته شده، باید از چنگال استفاده کنید.
گیلاس و آلبالو: در هنگام خوردن گیلاس یا آلبالو اگر موجود زنده‌ای در آن مشاهده کردید، این موضوع را در میان جمع مطرح نکنید. چون شاید دیگران بدون توجه، تعدادی از آنها را خورده باشند.

ادامه نوشته

می خواهم گناه نکنم اما نمی توانم

نویسنده: علامه جوادی آملی
 
عارف، عالم را محضر خدا می داند و او را شاهد، حاضر و ناظر بر جمیع امور. این اعتقاد نه تنها مانع صدور گناه و خلاف از او می شود بلکه سبب آسان شدن تحمل مصائب نیز می گردد.
مردی خدمت امام حسین علیه السلام آمد و گفت: می خواهم گناه نکنم ولی نمی توانم. موعظه ای کن (تا مانع صدور گناه از من شود). امام علیه السلام فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستی گناه کن(وگرنه دست از گناه بکش). جاء رجل الی حسین علیه السلام و قال أنا رجل عاص و لا أصبر عن المعصیة- فعظنی بموعظة- فقال علیه السلام: «افعل خمسة أشیاء و أذنب ما شئت».
1.روزی خدا را نخور و هرچه خواستی گناه کن. «فأول ذلک لا تأکل رزق الله و أذنب ما شئت».
2.از ولایت خدا خارج شو و هرچه خواستی گناه کن. «والثانی اخرج من ولایة الله و اذنب ما شئت».
3.جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن. «و الثالث اطلب موضعا لا یراک الله و أذنب ما شئت».
4.آن گاه که ملک الموت برای قبض روح تو می آید، اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا کنی، هر چه می خواهی گناه کن. «والرابع إذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و أذنب ما شئت».
5.وقتی مامور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند، اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه کن. «والخامس إذا أدخلک مالک فی النار- فلا تدخل فی النار و أذنب ما شئت».بحارج 75 ص 126
ریشه قرآنی حدیث آن است که قرآن کریم نیز از همین عامل به عنوان یکی از اهرم های تربیتی استفاده کرده است: «و قل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون».سوره توبه آیه 105
ادامه نوشته

آیا گمان بد گناه است؟!

معنای لغوی
سوء ظن به معنای بدگمانی بوده و یکی از رذائل اخلاقی است که در دین اسلام و در قرآن کریم به شدت از آن نهی شده است.
بد گمانی در قرآن
این صفت رذیله نتیجه ترس و ضعف نفس است، و اصولا افرادی که توان مقابله با دیگران را ندارند به این کار عادت می کنند. ترس از دیگران گاهی سبب می شود که انسان با تهمت زدن و با عینک بدبینی به دیگران نگاه کند. خود بزرگ بینی نیز گاهی از این روش خود را نشان می دهد.
خداوند مى‏فرماید: «یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیرا مِنَ الظَّنِّ انَّ بَعْضَ الظَّنِّ اثْمٌ» (سوره حجرات، آیه 12 ) یعنى: اى گروه مؤمنین، اجتناب کنید از بسیارى از گمان به درستى که بعضى از گمانها گناه است.
و در جای دیگر مى‏فرماید:«وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السُّوْءِ وَ کُنْتُمْ قَوْما بُورا» (سوره فتح، آیه 12) یعنى: گمان بد بردید، و شما قومى بودید به هلاکت رسیده».
حضرت امیر المؤمنین علیه السلام مى‏فرماید: «باید امر برادر مؤمن خود را به بهترین محامل حمل کنى. و باید به سخنى که از برادر تو سرزند گمان بد نبرى مادامى که محمل خوبى از براى آن بیابى».
همیشه باید به انسانها گمان خوب ببریم یعنی اگر مومنی را در معرض یک تهمت دیدیم بهترین احتمال را بدهیم.حتی اگر این احتمال بسیار ضعیف باشد
در روایت آمده است که: «خداوند متعال حرام کرده است از هر مسلمى خون او را و عرض او را و ظن بد به او بردن را». و همین مذمت از براى ظن بد کافى است که آن را قرین کشتن مسلم و دست‏اندازى به حریم و عرض او نموده. و شکى نیست که هر کس در باطن، بد به دیگرى برد و او را به شر و فساد نسبت دهد در ظاهر به نظر حقارت او را مى‏بیند، و اکرام او را آنگونه که سزاوار است بجا نمى‏آورد. و در حقوق او کوتاهى مى‏کند. بلکه مضایقه از غیبت، و اظهار آنچه گمان به او برده نمى‏کند. و همه این امور منشأ هلاکت او مى‏شود.


ادامه نوشته

نقش اخلاص در خوشبختي خانواده

عارف نامدار معاصر رجبعلي خياط تاکيد مي‌کرد: «وقتي خدا را شناختي، هرچه مي‌کني بايد خالصانه و عاشقانه باشد، حتي کمال خود راهم درنظر نگير. انسان تا وقتي که خود را مي‌خواهد و توجه به خود دارد، کارهاي او نفساني است و اعمالش بوي خدا نمي‌دهد. اگر خودخواهي را کنار گذاشت و خداخواه شد،کارهاي او الهي مي‌شود و اعمالش بوي خدا مي‌دهد».
اخلاص مثل فرشته‌اي زيباست که همه انسان‌ها عاشق اويند. به راستي چه بهشتي است محضر انساني که پاک، خالص و بي‌رياست.
مادر ترزا، آن عارفه مسيحي هم راجع به اخلاص آدمي چنين نظري دارد. او مي‌گويد: در پايان زندگي، از روي تعداد مدرك‌هايي كه گرفته‌ايم و كار‌هاي بزرگي كه به انجام رسانده‌ايم، درباره‌ ما داوري نخواهد شد، بلكه از ما خواهند پرسيد: آيادر راه خدا گرسنه‌اي را سير كردي؛ برهنه‌اي را لباس پوشاندي، و بي‌خانه‌اي را پناه بخشيدي؟ نه فقط گرسنه لقمه‌اي نان كه گرسنه عشق، برهنه نه فقط از تن‌پوش كه برهنه‌اي از عزت و احترام انساني. و بي خانه‌اي نه فقط از خشت و گل، كه بي‌خانمان به سبب طرد و رانده شدن.کوچک‌تر که بوديم هرکارخوبي که از ما سر مي‌زد، با تشويق بزرگ‌ترها روبرو مي‌شديم مانند دست زدن، شکلات دادن و.... کم‌کم براي هرکار خوبي از آنها انتظار تشويق داشتيم. اما حالا اگر واقعاً بزرگ شده باشيم خيلي از کارهاي نيک را بدون توجه و انتظار تشويق ديگران انجام مي‌دهيم. چرا که دريافته‌ايم خشنودي خداوند از همه عطاهاي دنيايي از جانب مردم شيرين‌تر و لذت بخش‌تر است.
ادامه نوشته

چطور آداب گوش دادن و صحبت کردن را به فرزندانمان بياموزيم؟

با کودکي که وسط حرف شما مي‌پرد چه مي‌کنيد؟ سر او داد مي‌زنيد؟ دعوايش مي‌کنيد و او را تنبيه مي‌کنيد و يا ترجيح مي‌دهيد به او بي‌محلي کنيد تا دنبال کارش برود؟ فکر مي‌کنيد بالاخره با جيغ و داد و کشيدن دست شما بتواند به خواسته‌اش برسد؟ وقتي تلفني صحبت مهمي با کسي داريد چه حسي به شما دست مي‌دهد اگر فرزند نوپاي شما مدام در گوشتان شما را صدا بزند و چيزي از شما بخواهد؟ آيا او را به بي‌ادبي متهم مي‌کنيد يا اينکه سر او را گرم مي‌کنيد و وقتي او مشغول شد به کارتان ادامه مي‌دهيد؟ همه اين‌ها چالش‌هايي است که اگر شما هم فرزنداني داشته باشيد در دوره‌اي تجربه آن را داشته‌ايد. اگر فکر مي‌کنيد لازم است در رفتارتان با کودک پابرهنه‌اي که وسط حرفتان مي‌دود، تجديد نظر کنيد با ما در اين مقاله همراه شويد.
کودک 2 ساله شما انگار که آسمان شکاف خورده و او به اين دنيا پا گذاشته، فکر مي‌کند که دنيا و تمام آنچه در آن است از جمله خود شما همه به خاطر او و در خدمت او هستيد. البته اين خودخواهي او تنها علت پريدنش وسط حرف شما نيست بلکه او هنوز به قدري کوچک است که هنوز حافظه کوتاه مدتش تکامل کافي پيدا نکرده و به همين علت مجبور است حرفش را همين الان قبل از اينکه يادش برود، به شما بگويد.

ادامه نوشته

در ازدواج سن عقلی مهم است یا سن شناسنامه ای؟

در بررسی سن ازدواج باید توجه داشته باشیم که فقط سن تقویمی و شناسنامه ای برای ما مهم نیست بلکه وقتی صحبت از سن ازدواج می شود، ما به سن عقلی و سن عاطفی زوج موردنظر توجه می کنیم...
البته فردی که سن تقویمی یا شناسنامه ای مثلا ۲۵ سال دارد از نظر عقلی، شناختی و عاطفی باید در حد ۲۵ ساله ها باشد ولی احتمال دارد که این گونه نباشد. یعنی در بعضی مواقع ما شاهد این موضوع هستیم که فردی از نظر شناسنامه ای، سن پایینی دارد اما از نظر عاطفی و شناخت اجتماعی در سطح بالایی است و به قولی بزرگ تر از سنش رفتار می کند؛ گاهی حتی یک خانواده را نیز مدیریت می کند. بعضی افراد هم نسبت به سن شناسنامه ای شان پختگی لازم را نداشته و مانند کودکان رفتار می کنند مثلا مرتب شغلشان را تغییر می دهند و هدف مشخصی در زندگی ندارند.

ادامه نوشته

شهید بابایی در قامت یک همسر

گفت و گو با خانم صديقه حکمت، همسر سرلشگر خلبان، شهيد عباس بابايي

درآمد
 
«دوشان تپه» همان جايي است که هلي کوپتر حامل همسر شهيد بابايي به زمين نشست. او که سفر حج ر انيمه تمام رها کرده بود، از هلي کوپتر پياده شد. باورش برايش خيلي سخت بود. نمي خواست نگاه مستقيم اش را تعقيب کند؛ اما انگار اين چشم هاي منتظر ساليان دور، اختيارش را از دست او خارج کرده است. در امتداد نگاهش، دختر 11 ساله اش را ديد که با دسته گلي به استقبال مادر آمده است و جمعيتي که پشت فرزندش ايستاده اند. دختر جلو مي آيد. مادر توان حرکت ندارد و انگار پاهايش را به زمين دوخته اند. دختر نزديکتر
مي شود. چشمانش سرخ شده و موهايش پريشان است. واي خداي من! لباس سياه به تن دارد. پاهاي مادر
مي لغزد و بدون اينکه از زمين جدا شود، او را به زمين مي کشد و ديگر هيچ نمي فهمد. با صديقه (مليحه) حکمت، همسر آن بزرگوار به گفت و گو نشستيم تا بتوانيم گوشه اي از بزرگي هاي روحي را به تماشا بنشينيم که به وسعت آسمان ها است. حکمت، اکنون عضو شوراي اسلامي شهر قزوين است.

خانم حکمت، از شما مطالب زيادي تاکنون نقل شده است؛ اما دوست دارم امروز از شما حرف هايي را بشنوم که کمتر گفته شده باشد و شايد هم اقتضاي گذشت زمان باشد. در ضمن بنا دارم گفت و گو را در دوساحت پيش ببرم. بک بخش اختصاص دارد به زندگي مشترک شما با ايشان وبخش بعد درباره دوران مبارزات ايشان است. پس اول بگوييد که تاريخ دقيق تولدخودتان و عباس کي بوده است؟
 
عباس که پسر عمه ام بود 14 آذر 1329 به دنيا آمد و من هم اول خرداد 1337 در بيمارستان بوعلي قزوين به دنيا آمدم و آن موقع هر دو در قزوين، خيابان سعدي زندگي مي کرديم.

ادامه نوشته

صفات همسر خوب از ديدگاه قرآن

هر انساني به دنبال اين است که همسر خوبي داشته باشد. از اين رو دغدغه ي هر دختر و پسري دستيابي به همسري شايسته است و پس از ازدواج نيز نخستين پرسش ديگران اين است که آيا همسري خوب دارد يا نه؟
برخي ها در نگاه به اين مساله دچار اشتباه فاحش شده و ميان همسر خوب و همسر آرماني تفاوتي نمي بينند و در جستجوي همسري آرماني هستند که به نظر مي رسد براي بيشتر مردم، نشدني يا حتي محال باشد. البته همسر آرماني با توجه به بينش و نگرش و خواسته هاي شخص متفاوت است و نمي توان معيار يگانه واحدي براي آن بيان داشت. با اين همه، همسر آرماني را مي توان همسري دانست که از هيچ نظر با خواسته هاي مرد مخالفت نورزد و همه ي آنچه را که او نياز دارد برآورده کند. بطور طبيعي چنين چيزي شدني نيست؛ زيرا هر کسي مي کوشد تا خواسته هاي خود را برآورده کند که در اين ميان تفاوت هايي در سليقه و علاقه و اموري ديگر ولو جزيي وجود دارد که اجازه ي چنين تحرکي را نخواهد داد. بنابراين آنچه مي تواند مطلوب هر کسي باشد همسر خوب است که آن نيز با توجه به بينش، نگرش و گرايش اشخاص متفاوت بوده و از اموري دست نيافتني است و مي توان همسري يافت که به مفهوم واقعي همسر خوبي باشد.
در نوشتار حاضر با توجه به آموزه هاي قرآن کوشش شده تا همسر خوب شناخته و صفات و ويژگي هاي او بازگو شود و بر پايه ي معيارهاي قراني شيوه ي همسرداري خوب بيان شود.

ادامه نوشته

چگونه بدون عطر و اسپری بوی خوب بدهیم؟

برای تمام انسانها اهمیت دارد که بدنشان بوی خوبی بدهد بویژه زمانی که یک قرار ملاقات مهم یا سرنوشت ساز دارند و به همین خاطر بسیاری از آنها هزینه‌های زیادی صرف تهیه عطر و اسپری مناسب می‌کنند تا این نیازشان تامین شود.
هرچند دئودورانت‌ها و اسپری‌ها می‌توانند تا حدودی مشکل بوی نامطبوع بدن را حل کنند اما در این مقاله به ۵ عادت طبیعی و سالم اشاره شده است که انجام آنها می‌تواند به شما کمک کند تا به طور معمول و طبیعی بدنتان بوی خوب بگیرد. به گزارش سایت اینترنتی ارگانیک در این مقاله آمده است:
۱-‌ با تمرینات یوگای گرم، خود را از بوی نامطبوع بدن خلاص کنید. کارشناسان تاکید دارند که تعریق برای بدن مفید و ضروری است چون مواد سمی را دفع می‌کند بنابراین به جای استفاده از محصولات دئودورانت حاوی مواد شیمیایی سمی و فلزات سنگین مثل آلومینیوم که برای بدن مضر هستند و مانع از فرآیند طبیعی تعریق می‌شوند بهتر است انجام تمرینات یوگای گرم را در دستور کار روزانه خود قرار دهید تا به طور منظم در طول این تمرینات عرق کنید و پس از دوش گرفتن در باقی ساعات روز از بوی نامطبوع عرق خلاص شوید.
ادامه نوشته

یک خانواده خوشحال

تابستان و تعطیلاتش بهانه خوبی است تا ما بیشتر در جمع خانواده مان حضور داشته باشیم.برای همین خانواده و ارتباطات خانوادگی، نقش پررنگ تری در این زمان پیدا می کند. اما همیشه این ارتباطات، ارتباط درست و موثری نیست و گاهی می تواند فضای آرام و شاد یک خانواده را به فضایی ناآرام و پر استرس تبدیل کند. شاید دلیل اصلی اش این است که ما هیچ وقت ارتباطات خانوادگی مان را جدی نمی گیریم! می شود در کنار افراد خانواده از با هم بودن مان لذت ببریم و زندگی شادی داشته باشیم تنها به این شرط که بلد باشیم چگونه ارتباط درستی با اعضای خانواده مان برقرار کنیم.

● نکاتی برای ارتباطات درست!
 
شاید گاهی به ارتباط بین اعضای یک خانواده، به مهر و محبتی که بین آن ها وجود دارد، به آرامشی که در خانواده آن ها حکم فرماست، حسودی کرده باشیم. در عوض از محیط خانواده خودمان خوش مان نیاید چون افراد خانواده دائم در نقش مرغ و خروس، سر کوچک ترین اتفاق ممکن است به جان هم بپرند و دائم روی اعصاب و روان هم راه بروند. آن وقت است خانه مان چیزی کم از یک جهنم ندارد! تحقیقات نشان داده است برخلاف تصور همگان روابط خانوادگی مهم ترین عامل شادی در بین نوجوانان و جوانان است پس در کنار اهمیت وجود خانواده در زندگی، بهداشت روانی و روابط درست بین افراد یک خانواده می تواند شادی و نشاط ما را تضمین کند. برای این که شما هم بتوانید خانواده آرامی داشته باشید لازم نیست نقش پدر و مادر را داشته باشید. فقط کافی است در ارتباط با اعضای خانواده تان، به یک سری نکات و ظرافت ها دقت بیشتری کنید:

● احترام بگذارید
 
آدم هایی که ارزش وجودی خودشان را می دانند، هیچ وقت حاضر نمی شوند به خودشان بی احترامی کنند و به هیچ وجه به دیگران هم بی احترامی نخواهند کرد. کسانی که برای خودشان ارزش قائل باشند برای نظر و اعتقاد دیگران هم ارزش قائل اند و به آن ها احترام می گذارند. یکی از مهم ترین کلیدهای آرامش و شادی در خانواده، همین احترام به یکدیگر است که اگر در خانواده وجود نداشته باشد واویلا می شود! و جمع خانوادگی تبدیل می شود به میدان جنگ و مبارزه، هر کسی هم در آن تلاش می کند حق خودش را از دیگران بگیرد و حرف خودش را به کرسی بنشاند.


ادامه نوشته

ورزش و سرما خوردگي

آيا ورزشکاران به هنگام ابتلا به سرماخوردگي و آنفلونزا بايد به تمرين خود ادامه دهند؟
عفونتهاي مجاري تنفسي فوقاني مانند سرما خوردگي ،سرفه ، عفونتهاي گلو و گوش مياني از دلايل اصلي مراجعان به پزشکان عمومي در سطح جهان است. از آنجا که افراد بالغ به طور متوسط 2 تا 5 بار در سال دچار سرماخوردگي مي شوند، تعجب آور نيست که پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي اين بيماريها از نظر شمار روزهاي کاري از دست رفته و هزينه هاي مشاوره و مراقبت هاي پزشکي و داروهايي که بدون تجويز پزشک مصرف مي شود، بسيار قابل توجه باشد. سرما خوردگي و آنفلوانزا با انتقال ويروس ها از فردي به فرد ديگر ايجاد مي شود. در فصل زمستان اين بيماري شيوع بيشتري دارد. نشانه هاي سرماخوردگي شامل عطسه،آبريزش بيني ،سردرد و گلودرد است که چند روز طول مي کشد. آب ريزش بيني ناشي از افزايش ترشح مخاط از مجاري ملتهب بيني است، وسردرد به دليل بسته شدن سينوس ها رخ مي دهد که موجب فشار سينوسي و درد در بالا و پايين چشمها مي شود.

ادامه نوشته

تنبيه بدني کودکان از منظر روايات

با مسلم بودن اصل عدم جواز تبيه بدني اطفال، اين عمل به حکم دلايل شرعي در سه صورت جايز است که عبارت اند از: 1.ولي نسبت به فرزند، 2. ولي نسبت به يتيمي که تحت سرپرستي اوست، 3. معلم نسبت به شاگرد. ودر هر مورد، محدوديت هايي وجود دارد که از جمله مهم ترين آنها، رعايت هدف تأديب وتربيت و پرهيز از انگيزه هاي نفساني، مانند غضب است که در صورت انجام اين عمل با هدفي غير از تأديب وتربيت، تنبيه کننده مرتکب عمل حرام شده وقابل مجازات تعزيري است.
علاوه براين محدوديت، محدوديت سني هم مطرح است وآن، اين که کودک درسني باشد که اين عمل بر روي او اثر تربيتي داشته باشد واگر درسنيني باشد که قدرت تشخيص او کامل نشده ، تنبيه بدني با هدف تربيتي صورت نمي گيرد. واز اين رو، حرام خواهد بود واما نسبت به معلم نيز اين محدوديت مطرح است که حداکثر تنبيه بدني مجاز از سوي او به مقدار سه ضربه است وبيشتر از آن، جايز نيست. با توجه به اين که تنبيه بدني مجاز، فقط با هدف تأديب وتربيت است، اين مسأله شکل، نحوه ودفعات را نيز با محدوديت مواجه کرده؛ چنان که دراين خصوص رعايت شرايط ويژه هم الزامي است.
کليد واژه ها: زدن کودک، تأديب، تنبيه بدني، تعزير، حدّ.

درآمد
 
امروزه بسياري از صاحب نظران، بويژه روانشناسان، با تنبيه بدني به طور کلي، اظهارمخالفت مي نمايند واين مخالفت، بخصوص درمورد اطفال با تأکيد بيشتري همراه است.
دراينجا بايد ديد که از نقطه نظر شريعت اسلام، براساس منابع فقهي، تنبيه بدني چه حکمي دارد؟ درصورت جواز، چه محدوديت هايي دراين باره وجود دارد؟ محدوديت هايي احتمالي از جهات مختلف قابل طرح است که هر يک بايد جداگانه وبه صورت تفصيلي بررسي شود؛ محدوديت هايي چون جنسيت، سنّ،عمل خلافي که به خاطر آن تنبيه صورت مي گيرد، شکل تنبيه بدني، ونوع آن، نسبت ميان تنبيه کننده وکودک و... که سعي مي شود دراين نوشتار، به صورت مختصر ، مورد بررسي وتحقيق قرار گيرد.

مقتضاي اصل اولي
 
براساس آيات متعددي از قرآن کريم، حاکميت تنها از آن خداست وحکم هيچ کس مشروعيت واعتبار ندارد، مگر آن که مستند به حکم الهي باشد. براين مطلب، آيه اي نظير (اِنِ الحُکمُ إلا لِلهِ) - که به صورت مکرر، در سوره هاي انعام، آيه ي پنجاه وهفتم وسوره ي يوسف، آيه ي چهلم وشصت وهفتم آمده وآياتي ديگر دلالت دارند.
از اين رو، با توجه به اين که حق حاکميت وقانون گذاري به صورت انحصاري دراختيار ذات اقدس خداي متعال است، بايد ديد که مقتضاي اصلي اولي، وقتي که شک کنيم که آيا تنبيه بدني به طور کلي جايز است يا خير، چيست؟
درپاسخ مي توان گفت که اصل، عدم جواز تنبيه بدني است؛ چراکه جايز شمردن اين امر نيازمندبه حکم شارع است وزماني مي توان حکم به جواز کرد که حکم شارع به جواز، احراز گردد وتا حکم به جواز احراز نشود، نمي توان به شارع نسبت جواز داد؛ چرا که اين عمل مصداق افترا ودروغ بستن به اوست که براساس آيات فراواني از قرآن کريم منع وتحريم شده است.
از اين رو، اصل برعدم جواز اين عمل است، مگر آن که دليلي از طرف شارع مقدس رسيده باشد وبه مسأله جواز دلالت داشته باشد که در ادامه، ضمن طرح ادله احتمالي، به ارزيابي دلالت آن برجواز حکم شرعي پرداخته مي شود.

ادامه نوشته

بررسي خنده در آيات و روايات

در اين مقاله بعد از تعريف لغوي کلمه ي «ضحک»به معناي خنديدن، مطلبي تحت عنوان فاعل خنده آورده شده که اختياري بودن خنده را اثبات مي کند. در بخش بعدي مقاله با توجه به آيات قرآن، موارد خنده به عناوين فرعي:1-تعجب2-استهزاء3-شادي در روز رستاخيز4-محروميت از خنده به جهت مجازات تقسيم گشته است . در هر عنوان آيات مربوط به آن موضوع با توجه به تفاسير و تا حدودي روايات بررسي شده و در انتهاي هر قسمت، نتيجه گيري مربوط به آن موضوع بيان گرديده است. در انتهاي مقاله نيز بعد از بررسي تمام آياتي که خنده و گريه در آنها به کار رفته، و با توجه به روايات وعلم روانشناسي به اين نتيجه رسيده شده، که تبسم پسنديده ترين نوع خنده مي باشد. و در خنده هاي بکار رفته در آيات قرآن، تعجب را مي توان علت اصلي براي آنها دانست. و در آخر مقاله نيز مطلبي تحت عنوان خنده در سيره ي ائمه بيان گرديده است .
کليد واژه : خنده ، آيات، روايات، تبسم
در ميان بحث هاي مربوط با قرآن تا کنون به موضوع هاي متنوعي در قالب تحقيق پرداخته شده است. اما با وجود گستردگي مفاهيم آيات که نشأت گرفته شده از معجزه بودن اين کتاب آسماني است، هنوز بحث هايي وجود دارد که در ميان هاله اي از ابهام به شرح آن پرداخته نشده است . در اين مقاله، سعي گشته، به موضوع خنده با محوريت آيات ، روايات و تا حدودي علم روانشناسي پرداخته شود .
در ابتدا بعد از بررسي لغوي کلمه «ضحک» که براي مفهوم خنديدن از اين کلمه در قرآن استفاده شده، آياتي که اين ريشه در آنها بکار رفته، شناسايي و با توجه به نوع خنده ي اشاره شده در هر آيه، در طبقه مخصوص به خود مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است .

بررسي لغوي «ضحک»:
 
الضحک:باز شدن و شادابي چهره و ظاهر شدن دندان ها از سرور و شادي روح است .2در لسان العرب آمده که «الضحک» ظهور دندان هاي ثنايا از شادي است.3و در مجمع البحرين ذيل اين کلمه نوشته شده، ظهور دندان ها هنگام امر عجيب و ضحک، به هنگامي است که مسخره کند يا متعجب شود و سپس ضاحک گردد.4
ضاحکه: همه ي دندان هاي جلو و کنار که هنگام خنده آشکار مي شوند .
ضواحک:دندان هايي که هنگام تبسم ظاهر مي شوند.5
رجل ضحکه: به معناي اين است که مردم به او مي خندند ،
و ضحکه:براي کسي استعمال مي شود که مي خندد و گاهي هم تنها براي سرور و شادي استفاده مي شود. مثل «مسفره ضاحکه»گاهي نيز براي تعجب بکار مي رود. مانند آيه ي 19در سوره ي نمل .6
در باب کاربرد خنده براي تعجب اين نکته بدست مي آيد ، که خنده اختصاص به انسان دارد و در غير انسان يافت نمي شود، و بايد همچنين اضافه کرده : العجب يا تعجب از سبب هاي خنده است، که در نهايت به خنده ختم مي شود و آن به اراده ي خدا و انسان بستگي دارد. پس خنده اي که به اراده از بنده صادر مي شود. مانند ساير افعال انسان بايد در جهت صلاح و نيکي لحاظ گردد.7
در باب کلمه ي «خنده» در لغت نامه ي دهخدا آمده است؛ حالتي که انسان به واسطه ي شعف و خوشحالي و بشاشت پيدا مي کند و در آن لب ها و دهان به حرکت در مي آيند و اين حالت با آواز مخصوصي همراه است.
اما در باب تبسم در همين کتاب آمده :«مجمل اللغة:دندان برهنه کردن وقت خنديدن»،«غياث اللغات:اندک خنديدن بدون آواز»و«اقرب الموارد:کمترين حد خنديدن و نيکوترين آن»و در تداول فارسي زبانان خنده ي بي صدا به نحوي که دندان هاي پيشين نمايان گردد .
در کتاب معجم مقايس اللغه در باب تبسم آمده : شروع و آغاز دهان براي خنده، غير ضحک مي باشد.8

فاعل خنده :
 
1ـ نجم /43:«وانه هو اضحک و ابکي؛و هم اوست که مي خنداند و مي گرياند .»
در اين آيه، اين مسئله که آيا خنده و گريه از اعمال خود انسان است يا برطبق آنچه که از معناي اين آيه برمي آيد، تنها عامل خنده و گريه ي ما خداوند مي باشد، مورد بررسي قرار گرفته است .
در تفسير الميزان، اشاره خوبي به اين موضوع گرديده ، با اين مضمون که خداي تعالي تنها کسي است که خنده را در شخص خندان و گريه را در شخص گريان ايجاد کرده است، و اين منافات ندارد با اينکه، خنده و گريه را به خود انسان ها نسبت دهيم . براي اينکه نسبت دادن، گريه و خنده و هر کار ديگري به انسان به اين جهت است که او آن کار را انجام داده و به خدا، به اين علت که او آن را ايجاد کرده، و بين اين دو فرق زيادي مي باشد، که با وجود اين فرق هم باز بين اراده خدا و اراده انسان به خنديدن و گريه کردن منافاتي نيست. زيرا اراده الهي به خنده ارادي و به اختيار قرار گرفته است، نه هر خنده اي، اگر چه به اجبار باشد. پس اراده انسان در خنديدن موثر است و آن سببي است که در طول، سببيت اراده خدا قرار گرفته، نه در عرض آن، تا منافاتي پيش آيد . و بگويند، چون دو علت در عرض هم هستند. پس چگونه دو سبب يک مسبب را بوجود مي آورند.9
در بعضي از تفاسير، اين موضوع مطرح شده، که اگر خنده و گريه بطور مطلق فعل خدا بود، ديگر امر و نهي به آن نمي شد، چنانکه در آيه 82سوره توبه خداوند نمي فرمود:«فليضحکوا قليلا و ليبکوا کثيرا»و يا در سوره نجم، آيه 60«و تضحکون و لا تبکون» سبب خنده و گريه به انسان داده نمي شد.10
در تفسير انوار درخشان آمده که خنده و گريه دو حالت رواني است، که انسان در صورت تحقق شرايطي به اختيار مرتکب آن دو مي شود و برحسب ايجاد فعل اختياري به شرط اراده پروردگار است. زيرا خداوند، انجام کاري را با لوازم تشخيص آن خواسته است که بوجود آيد.11
در تفسير في ظلال آمده که خنده اسراري از سرهاي تکويني خداوند مي باشد. که ما چگونگي آنها را نمي دانيم. همچنين عواملي که ايجاد خنده و گريه در انسان مي کند در شعور او ثبت نمي گردد، زيرا عواملي که امروز باعث خنده ما مي شود، شايد فردا باعث گريه ي ما گردد. و اين دو حالت در ذات انسان مي باشند و کاملاً غير قابل شناخت هستند. 12
در باب اين آيه روايتهايي وارد گرديده و سبب نزولهايي به آن نسبت داده شده، از جمله آنها روايتي است، از قول عايشه که گفته: سبب نزول آيه آن بود، که رسول الله به قومي از صحابه گذشت که مي خنديدند، گفتند : «لو تعلمون ما اعلم لبکيتم کثيرا و لضحکتم قليلا»:اگر شما مي دانستيد، آنچه را که من مي دانم خنده تان اندک بود و گريه تان بسيار . بعد از مدتي رسول الله به پيش آنها بازگشت و آيه 43،سوره نجم را برآنان خواند و گفت:چهل گام نرفته بودم که جبرئيل آمد و اين آيه را خواند.13
مجاهد نيز در معني اين آيه گفته است، که يعني اهل بهشت را در بهشت خدا بخنداند و اهل دوزخ را در دوزخ بگرياند. همينطور روايت شده که فردي يهودي از حضرت امير(ع)درباره اين آيه پرسيد و گفت:خندانيدن و گريانيدن، کار حکيمان نباشد و کار سفيهان باشد؟حضرت امير گفتند:معني آن، اين است که او خدايي است، که ابر را مي گرياند به باران، و باغ را مي خنداند در بهاران به شکوفه هاي رنگارنگ. ذوالنون مصري نيز گفته :دلهاي کافران را به انکار و کفران بگرياند.14

ادامه نوشته

تعطيلات و اوقات فراغت

ه آخرين ماه از فصل تابستان رسيده ايم .در اين ايام به دليل بلند شدن روزها،امكان جمع شدن افراد خانواده،به دورهم بيشتر از قبل شده كه مي توانند اوقات فراغت بيش تري رابا هم سپري كنند .البته شايد براي خيلي ها اوقات فراغت فقط به معناي انجام يك كار يا فعاليت خاص باشد كه در زمان معيني به آن بپردازند .اما حقيقت اين است كه اوقات فراغت،صرفا به معناي انجام يك كار خاص نيست؛بلكه بدين معني است كه بعد از ساعات و لحظات كاري ،ازاوقاتي كه دراختيار داريم ،به خوبي استفاده كنيم و لحظاتمان را بدون دغدغه و عاري از هر گونه تنش سپري كنيم ،راهكارهاي زير،به شماردرپديد آوردن ساعاتي شيرين براي اوقات فراغت باقيمانده در كنار خانواده كمك مي كند.
شما خانم خانه ،حال كه در كنار فرزندانتان تعطيلات تابستاني را سپري مي كنيد و فعلا مجبور نيستيد كه صبح ،زودتر ازافراد خانواده از خواب بيدار شويد و يكي يكي آن ها را راهي مدرسه کنيد، بد نيست در اين اوقات فراغت ،دقايقي به پياده روي اختصاص دهيد و يا در صورت مهيا بودن شرايط ،در طول هفته ساعاتي را به شنا و هر ورزش ديگري كه علاقه مند هستيد ، صرف كنيد. البته با برنامه ريزي مناسب خود شما و همفكري با همسر و فرزندانتان ،مي توانند صبح هاي جمعه را در كنار خانواده به كوهپيمائي بپردازيد ؛ چرا كه ورزش غذاي روح است پس در فصل تابستان ، بخوبي مي توان در كنارخانواده ها ،با انجام يك رشته تمرين هاي ورزشي ،روح و روان را تقويت كرد و شادابي را به جمع خانواده پيوند زد.
رفتن به سفر و فراهم ساختن شرايط براي مسافرت و گردش ،يكي ديگر از برنامه هائي است كه شما مي توانيد در ايام فراغت تابستان ،براي جمع خانوادگي خود در نظر بگيريد .البته در صورت مهيا نبودن سفر،مي توانيد مسافرت هاي يك روزه ي خارج از شهر را برنامه ريزي كنيد و در روزهاي تعطيل،هر روز به يك جاي خاص برويد و در كنار عوض كردن آب و هوا،از يك جاي جديد هم ديدن نمائيد كه همين خود كلي خاطره براي شما به جا مي گذارد .البته گردش چند ساعته در مناطق خوش آب و هوا و گذراندن ، ساعاتي در فضاي سرسبز و خنك پاره اي از بوستان ها هم،خالي از لطف نيست ،حتما امتحان كنيد .چون كه براي آسايش و آرامش روان ،به تجربه كردنش مي ارزد.

ادامه نوشته

چرا زبان گير مي کند؟

قتي صحبت از ‌گير کردن زبان مي شود اغلب ما حالتي را تصور مي کنيم که در اثر ترس يا هيجانات روحي شديد، فرد قادر به تکلم نيست.
اما منظور ما در اين مقاله حالت نسبتاً شايعي است که در آن زبان به کف دهان چسبيدگي دارد و نمي تواند خوب حرکت کند.
جلوي آيينه دهان خود را باز کرده و زبان خود را به طرف بالا ببريد. خواهيد ديد که رشته و پرده‌ اي از زير زبان به کف دهان چسبيده است. به اين رشته فرنولوم مي گويند.
وقتي نوزادي به دنيا مي آيد فرنولوم زبان او نسبتاً ضخيم است و قسمت زيادي از زبان را به کف دهان متصل مي کند.
با رشد کودک، فرنولوم نازک ‌تر شده و پس روي مي کند؛ يعني چسبيدگي زبان به کف دهان به قسمت ‌هاي عقبي زبان محدود مي شود.
در بعضي از کودکان ممکن است فرنولوم محکم به زبان چسبيده باشد و مانع حرکت کامل زبان شود که به آن ‌گير زبان مي گوييم
ادامه نوشته

علائم بی اشتهایی را بشناسیم

سال هاست کارشناسان نسبت به شيوع اختلالات تغذيه در کشور هشدار مي دهند. اين هشدارها به علت پيچيده تر شدن اين اختلالات و پيوند آن ها با اختلالات رواني بايد جدي گرفته شود. نمي توان از الگوي صحيح تغذيه و راه هاي پيش گيري از چاقي که پديده ناميمون زندگي شهري است، سخن گفت اما از آن سو اختلالات خوردن را ناديده گرفت. چه بهتر که اطلاعات مردم را از اين اختلالات که طيف وسيعي را در بر مي گيرد، بالا ببريم تا بهتر بتوانند به رژيم غذايي ايده آل و سبک زندگي دلخواه دست پيدا کنند. در اين مطلب به بي اشتهايي رواني که يکي از اختلالات نسبتا رايج در کشور ماست، مي پردازيم و با يکي از کارشناسان تغذيه در اين باره به گفت و گو مي نشينيم. دکتر حميدرضا فرشچي متخصص تغذيه از انگلستان درباره بي اشتهايي رواني به خراسان چنين مي گويد: يکي از مشکلاتي که در بسياري از جوامع ازجمله ايران شيوع پيدا کرده، اختلالات خوردن است. اين اختلالات که تحت عنوان eating disorder از آن ياد مي شود از يک طرف مي تواند به پرخوري عصبي و از طرفي به بي اشتهايي عصبي تبديل شود.افراد ۲ سر اين طيف به دليل مسائل رواني يا به پرخوري بيش از حد گرايش پيدا مي کنند يا دچار بي اشتهايي شديد مي شوند. درباره بي اشتهايي عصبي بايد گفت که افراد مبتلا به اين عارضه معمولا بسيار لاغر هستند، از خوردن هراس دارند يا نگاه واقع بينانه اي نسبت به وزنشان ندارند. با اين که وزن فرد ممکن است از وزن طبيعي پايين تر باشد اما تصور فرد اين است که وزنش بالاست و رژيم هاي سخت براي کاهش وزن را ادامه مي دهد. عده اي ممکن است بيشتر دچار اين عارضه شوند ازجمله کساني که سابقه اضافه وزن داشته اند اما با کنترل وزن و رژيم موفق شده اند که به وزن ايده آل برسند. با اين وجود هم چنان عقيده دارند که وزنشان هنوز بالاست.

ادامه نوشته

کودکان را به حساب آوريم

شانزدهم مهرماه در ايران«روز جهاني کودک» نام گرفته است، به اين بهانه نگاه گذرايي بر اين مقوله خواهيم داشت:
پرداختن به بحث روانشناسي و ادبيات کودکان و نوجوانان در ايران، کار سهل و ساده اي نيست زيرا مبنا و معياري ثابت و بستري مناسب در اين راستا وجود ندارد و کتابها و ريفرانس هايي که در اين ارتباط به زيور طبع آراسته شده، قبل از اينکه يک مأخذ و منبع علمي مؤثق باشد، بيشتر تصاويري است مبهم از ذهنيات و تجارب شخصي نويسنده و صاحب اثر. و بديهي است که عقايد مختلف و برداشت ها متفاوت مي باشد و نمي توان همه ي نظرات را بدون کم و کاست پذيرفت. ضمناً در اين مقاله سعي شده مطالبي نقل شود که باور عمومي داشته و مورد تأييد اکثريت اهل فن واقع گردد. حال به قول شاعر: «تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد!»
در ايران حدود شش يا هفت دهه بيشتر نيست که ادبيات و روانشناسي کودک مورد مطالعه و تحقيق پژوهندگان فارسي زبان قرار گرفته است و اوج آن، دو سه دهه ي اخير مي باشد. البته اگر با نگرشي عميق و بينشي جامع به مسأله کودکان بنگريم، در مي يابيم که هنوز در ابتداي راهيم و سالها تلاش و کوشش لازم است تا ابعاد مختلف شخصيت کودک و نوجوان به تصوير کشيده شود و نيازها و خواست هاي آنان - آن گونه که شايسته ي شخصيت کودکان است - تحقق يابد.
اروپاييان از اوايل سده ي نوزده ميلادي به اين مهم پي بردند و از همان روزگار، حساب کودک و بزرگسال را از هم جدا کردند و شايد بتوان گفت سال 1861 ميلادي نقطه ي عطفي در تاريخ آموزش و پرورش اروپاست. زيرا در آن زمان براي اولين مرتبه کتابخانه ي ويژه ي کودکان درشهر «منچستر» انگليس تأسيس شد و طولي نکشيد که ساير کشورهاي اروپايي به تبعيت از منچستر، گام هايي در اين راستا برداشته، نسبت به رشد و اعتلاي روانشناسي و ادبيات کودکان، اهتمام نمودند.
رفته رفته چهره ي فرهنگي اروپا تکامل يافت و شمارگان و آمار نشريات، منابع، ريفرانس ها و ساير کتابهاي اين گروه سير صعودي پيدا کرد به طوري که ساليانه ميليون ها کتاب براي گروه هاي سنتي مختلف در کشورهاي اروپايي و امريکايي به چاپ رسيده و خواهد رسيد.

ادامه نوشته

چه چيز باعث مي شود برخي زنان بدحجاب شوند؟

انسان در پناه محافظ، احساس آرامش مى‏كند. پوشش اسلامى نيز نگهبان زن است و به او امنيت و آرامش مى‏بخشد. پس هر چه اين پوشش كامل‏تر شود، درصد امنيت و حفاظت زنان بالاتر مى‏رود. زحمت حجاب، حق بيمه‏اى است كه زن براى تأمين سلامت خود مى‏پردازد؛ زيرا حجاب، مانع جريان يافتن هواى نفس و نگاه‏هاى آلوده و فسادآميز، به حريم پاك زنان مى‏شود. پوشش، سدّى بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جايگاه والاى زن مى‏طلبد كه اين گوهر آفرينش، در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش‏هاى انسانى‏اش در امان بماند. فلسفه نگهبانى و پوشش اشيا، ارزش آنهاست و هر قدر اين ارزش بالاتر باشد، نسبت نگه‏دارى آنها نيز بيشتر مى‏شود.
پوشيدگى زن، نماد پرهيزكارى اوست. وقتى زن تقواى جنسى را رعايت كند و خود را بپوشاند، وعده‏هاى الهى كه براى پرهيزكاران داده شده است، درباره او نيز محقق مى‏شود. در واقع، چيرگى بر هواهاى نفسانى و چشم‏پوشى از لذت‏هاى حرام، به انسان هيبت و وقار مى‏بخشد. به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانى كه پوشش ناقصى دارند، برخوردى شهوانى و ابزارى است، ولى برخوردشان با زنان پوشيده و با حجاب اسلامى، برخوردى همراه با احترام و تكريم قلبى است.
نوع پوشش زن، معرّف شخصيت عفيف يا هوس‏انگيز اوست كه موضع‏گيرى مرد را در برابر او مشخص مى‏كند. تا وقتى بانوان، خود را از ديد چشم‏هاى حريص مردان مى‏پوشانند، درياى نفس آنها آرام است، ولى وقتى به جلوه‏گرى دست مى‏زنند، تلاطم روحى و نابسامانى روانى را براى مردان فراهم مى‏آورند.

ادامه نوشته

چطور براي نماز صبح بيدار شوم

چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد ؟ در حالي كه اينقدر كار سختي است و در اغلب اوقات قضا مي شود؟ خواب دم صبح خيلي شيرين و سنگين است چطور مي توان از آن دل كند و مشغول نماز شد؟
عامل اصلي و زيربنايي سستي در نماز و خواب ماندن براي نماز صبح و يا هر كوتاهي اي كه در زمينه دين و عبوديت پيدا مي شود در ضعف ايمان است. البته همه ما كم و بيش از اين عارضه رنج مي بريم و ايمان كامل براي انسان مومن يك ايده آل و آرزوي نهايي است ولي بايد بكوشيم هر چه بيشتر آن را تقويت نماييم. در روايت هست كه ايمان ده درجه دارد و وظيفه مومن حركت در اين مسير و افزودن به اين درجات است. گناه بودن در صورتي است كه اراده خودش در اين زمينه دخيل باشد.
اما براي بيدار شدن شرايط ظاهري هم كمك كار است. خواندن نماز صبح در اول وقت آن شايد از نمازهاي ديگر مشكل تر باشد ؛ چرا كه كندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتداي راه سخت است ولي نماز گزار مي تواند با كمي تمرين و ممارست از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فيض نماز اول وقت ( بالاخص نماز صبح ) بي نصيب نماند . پيامبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) فرمودند : هيچ بنده اي نيست كه به اوقات نماز و مواضع خورشيد اهتمام ورزد مگر اينكه آسودگي در هنگام مردن و از بين رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برايش ضمانت كنم . (ميزان الحكمه / ج 7 / ص 3129)

ادامه نوشته

•اونایی که میخواند حافظه خود را تقویت کنند

راه های تقویت حافظه

تکنيک هاي تقويت حافظه

   همان گونه كه مي دانيم تعريف علمي يادگيري عبارت است از ايجاد تغييرات نسبتاً پايدار در رفتار بالقوه ي ياد گيرنده كه بر اثر تجربه رخ مي دهد. حافظه نيز در يك تعريف ساده عبارت است از فعاليت ذهني كه طي آن اطلاعاتي را كه آموخته ايد يا تجربه كرده ايد فراخواني شود، بنابراين حافظه و يادگيري ارتباط بسيار نزديك با يكديگر دارند به طوري كه اگر حافظه، يعني توانايي نگهداري وجود نداشته باشد يادگيري نيز اتفاق نمي افتد و بر عكس اگر به درستي مطلبي را نفهميده باشيد حفظ كردن آن نيز مشكل خواهد بو

استفاده از ياديارها (ياد آورنده ها)
 

اين تكنيك به شما كمك مي كند تا اطلاعاتي را كه به ياد آوردن آن ها سخت و دشوار است را كد گذاري كنيد تا اطلاعات را بهتر و آسان تر به ياد آوريد.

كلمه ي «ياديار» به معني كمك كننده ي حافظه است و با بهره گيري از اين تكنيك به حافظه كمك مي شود تا فرآيند يادسپاري و يادآوري راحت تر و سريع تر صورت پذيرد.

*انواع ياديارها
 

الف)مخفف ها:در اين روش براي به خاطر سپردن يك مجموعه كلمات با استفاده از حروف ابتدايي كلمات يك كلمه ي مخفف (اختصاري) ساخته مي شود.مثلاً براي يادسپاري رنگ هاي تجزيه شده توسط منشور (يا رنگ هاي رنگين كمان) از كلمه ي مخفف «قنز سانب» استفاده مي شود كه به ترتيب حروف اول رنگ هاي قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش است.
ب)وزن و قافيه:استفاده از وزن و قافيه در به ياد سپاري بسياري از مطالب كاربرد دارد. مثلاً براي يادگيري انواع اسم آلت مي توان شعر زير را حفظ كرد:
اسم آلت كه بر آلت دال است
مِفعَل و مِفعَله و مفعال است
ادامه نوشته

خوش اخلاق ها چي مي خورند؟

خوش اخلاق ها چي مي خورند؟

ترجمه :آناهيتا دروديان
محققان مي گويند اين شش غذا احساس بهتري به شما مي دهند و خلق و خوي شما را بهتر مي کنند
آيا احساس مي کنيد هر روز اخلاقتان بد وبدتر مي شود، به تازگي زودآزرده شده و زودرنج شده ايد؟ شايد زمان آن رسيده که به رژيم غذايي تان نگاهي بيندازيد و به غذاها و نوشيدني هاي داخل يخچالتان بيشتر توجه کنيد. متخصصان تغذيه معتقدند انتخاب درست غذاها به شما کمک مي کند احساس بهتري داشته باشيد. از سوي ديگر اشتباهات رايج در مصرف مواد غذايي مي تواند در خلق و خوي شما تاثير داشته باشد و شما را در کوتاه مدت يا بلند مدت بد اخلاق و ناراحت کند. بنابراين به اين نکات کوچک در زندگي تان توجه کنيد تا از زندگي بيشتر لذت ببريد.

شش ماده غذايي اي که شما را خوش اخلاق تر مي کنند
 

براي اينکه از همين امروز اخلاق خوش تري داشته باشيد، اين شش توصيه غذايي را مدام به خاطر داشته باشيد:
ادامه نوشته

نصایح لقمان به فرزندش

سعی لقمان بر این بود كه در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد. لقمان فرزندش ناتان را خطاب قرار داد و گفت: فرزندم همیشه شكر خدا را به جای آور، برای خدا شریك قائل مشو، زیرا مخلوقی ضعیف و محتاج را با خالقی عظیم و بی نیاز برابر نهادن، ظلمی بزرگ است.

فرزندم: اگر عمل تو از خردی چون ذره ای از خردل در صخره های بلند كوه یا آسمانها و یا در قعر زمین مخفی باشد از نظر خدا پنهان نخواهد بود و در روز رستاخیز در حساب اعمال تو منظور خواهد شد و به پاداش و كیفر آن خواهی رسید.

ادامه نوشته

نمونه هایی از حكمت لقمان

لقمان در آغاز، برده خواجه ای توانگر و خوش قلب بود. ارباب او در عین جاه و جلال و ثروت و مكنت دچار شخصیتی ضعیف و در برابر ناملایمات زندگی بسیار رنجور بود و با اندك سختی زبان به ناله و گلایه می گشود، این امر لقمان را می آزرد اما راه چاره ای به نظر او نمی رسید، زیرا بیم آن داشت كه با اظهار این معنی، غرور خواجه جریحه دار شود و با او راه عناد پیش گیرد.

روزگاری دراز وضع بدین منوال گذشت تا روزی یكی از دوستان خواجه خربزه ای به رسم هدیه و نوبر برای او فرستاد. خواجه تحت تأثیر خصائل ویژه لقمان، خربزه را قطعه قطعه نمود به لقمان تعارف كرد و لقمان با روی گشاده و اظهار تشكر آنها را تناول كرد تا به قطعه آخر رسید، در این هنگام خواجه قطعه آخر را خود به دهان برد و متوجه شد كه خربزه به شدت تلخ است. سپس با تعجب زیاد رو به لقمان كرد و گفت: چگونه چنین خربزه تلخی را خوردی و لب به اعتراض نگشودی؟ لقمان كه دریافت زمان تهذیب و تأدیب خواجه فرا رسیده است، به آرامی و با احتیاط گفت: واضح است كه من تلخی و ناگواری این میوه را به خوبی احساس كردم اما سالهای متمادی من از دست پر بركت شما، لقمه های شیرین و گوارا  را گرفته ام، سزاوار نبود كه با دریافت اولین لقمه ناگوار، شكوه و شكایت آغاز كنم.

ادامه نوشته

از لقمان حكیم بیاموزیم...

لقمان حكیم، غلام سیاهی بود كه در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فكری باز و ایمانی استوار برخوردار بود. او كه در آغاز جوانی برده ای مملوك بود، به دلیل نبوغ عجیب و حكمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد.

او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می كرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می كرد.

اوقات فراغت خود را به سكوت و تفكر در امور جهان و معرفت حق تعالی می گذراند و برای گذراندن امور زندگی به حرفه خیاطی و یا درودگری مشغول بود. (بعضی گویند لقمان بنده ای بود حبشی كه از راه شبانی معیشت خود را می گذراند.)

لقمان از خنده بی مورد و استهزاء دیگران پرهیز می كرد و هیچگاه اراده  خود را تسلیم خشم و هوای نفس نمی كرد. از كامیابی در دنیا مغرور و از ناكامی اندوهگین نمی شد و صبر و شكیبایی او به حدی بود كه با از دست دادن چند فرزند، از سر زبونی دیدگان خود را به سرشك غم نیالود.

در اصلاح امور مردم و حل نزاع و مرافعه آنها سعی وافر داشت و هرگز به دو كس كه با یكدیگر مخاصمه و منازعه یا مقاتله داشتند نگذشت، مگر آن كه در میان ایشان اصلاح كرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می كرد و آنها را از كبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت.

ادامه نوشته