حسين نوري که هرگز خاموش نخواهد شد

حضرت امام حسين(ع)در سال 61هجري قيام کرد و نهضت عاشورايي او براي احقاق حق و عدالت بود عاشوراي حسيني براي نمايان کردن انوار توحيد و خداپرستي از پس پرده هاي ظلماني کفر و جهل و تزويري بود که حکومت ظالمانه معاويه و فرزند نابخرد او يزيد برچهره اسلام راستين و ناب و برسنت پاک رسول خدا(ص)کشيده بودند.

قيام الهي و خونين حسين بن علي(ع)براي بيرون آوردن خورشيد تابناک حقيقت و امامت از پشت ابرهاي سياه باطلي بود که معاويه و پس از او يزيد با خدعه و نيرنگ خلافت مسلمين را غصب کرده بودند و با حکومت ظالمانه خود نمي گذاشتند که نور حقيقت و ولايت بردل و جان و افکار مردم و مسلمانان بتابد. تاريخ گواهي مي دهد که يزيد همواره مي کوشيد تا مردم عراق در مستي و در عالم بي خبري باشند و به حقايق هستي و آفرينش لحظه اي نينديشند و سرگرم خوشگذراني هاي نامشروع باشند. امتي باشند غفلت زده که نه تنها ازامام زمان خويش پيروي نکنند بلکه در مقابل او نيز بايستند و بجنگند حسين(ع)در چنين زمانه اي قيام کرد او با الهام از قرآن کريم و سنت جد بزرگوارش رسول خدا(ص)نه تنها دست بيعت با يزيد نداد بلکه با سخنان کوبنده و شعارهاي خود و گفتارهاي پندآموز و مهربانانه اش در شهر مدينه و مکه و در راه کوفه برستمگران نهيب زد و براي برپا کردن قسط و عدل تا آخرين نفس و قطره خون خود جانانه ايستاد و عاشورايي را پديد آورد که تا قيام قيامت آثارانسان سازي، عدالت خواهي و آزادگي و برکات معنوي آن پايدار است و نور حسين(ع)هرگز خاموش نخواهد شد و پرچم نهضت او هميشه در اهتزاز و برافراشته خواهد ماند.

ادامه نوشته

امام حسين عليه السلام،الگوی انسانها

تشبه به بزرگان و انتساب به اولياء، کار زيرکان عالم است. هر کس الگويي مي خواهد؛ دنبال نمونه و اسوه يي مي گردد؛ اما همه در جستن الگو، راه صواب نمي روند. بعضي افراد در عالم هستند که اگر از آنها بپرسيد کدام چهره ذهن شما را به خود متوجه مي کند، مي بينيد که سراغ انسانهاي حقير و کوچک و پستي مي روند که عمرشان به عبوديت هواي نفس گذشته است؛ تنها هنرشان چيزي است که جز غافلان را خوش نمي آيد - تنها سرگرم کردن چند لحظه ي انسانهاي کوچک و غافل- اينها براي عده يي ازانسانهاي معمولي عالم، الگو مي شوند. بعضي سراغ سياستمدارها و شخصيتهاي تاريخي و امثال آن مي روند و آنان را الگو قرار مي دهند چون بزرگترين خصوصيت اولياءالله را الگو قرار مي دهند. چون بزرگترين خصوصيت اولياءالله اين است که تا آن حد شجاع و قوي و مقتدرند که مي توانند امير نفس خود باشند؛ ذليل نفس خود نشوند. 

به يکي از فيلسوفان و حکماي قديم منسوب است که به اسکندر رومي - مقدوني -گفت: تو غلام غلامان من هستي. اسکندر تعجب کرد و خشمگين شد. گفت: خشمگين نشو؛ تو غلام شهوت و غضب خود هستي. وقتي چيزي را بخواهي، بي تابي؛ وقتي هم از چيزي خشمگين بشوي، بي تابي؛ اين بردگي در مقابل شهوت و غضب است؛ درحالي که شهوت و غضب غلام من هستند. 

ممکن است اين داستان راست باشد و ممکن است واقعيت نداشته باشد؛ اما نسبت به اولياي خدا، پيغمبران و شاخصهاي راه هدايت الهي بشر، راست است. نمونه هاي آن يوسف، ابراهيم و موسي هستند و نمونه هاي متعدد نيز در زندگي اولياي خدا وجود دارد. زيرکترين انسانها کساني هستند که اين بزرگان، اين انسانهاي شجاع و مقتدر را الگو قرار مي دهند و از اين طريق براي خودشان، در باطن و معنا کسب اقتدار و عظمت مي کنند. 

ادامه نوشته

سه دوره ي زندگي امام حسین(ع)

اوّلاً حادثه را بايد فهميد که چه قدر بزرگ است، تا دنبال عللش بگرديم. کسي نگويد که حادثه ي عاشورا، بالاخره کشتاري بود و چند نفر را کشتند. همان طور که همه ي ما در زيارت عاشورا مي خوانيم: « لقد عظمت الرّزيّه و جلّت و عظمت المصيبه »، مصيبت، خيلي بزرگ است. رزيّه، يعني حادثه ي بسيار بزرگ. اين حادثه، خيلي عظيم است. فاجعه، خيلي تکان دهنده و بي نظير است. 

براي اين که قدري معلوم بشود که اين حادثه چه قدر عظيم است، من سه دوره ي کوتاه را از دوره هاي زندگي حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام اجمالاً مطرح مي کنم. شما ببينيد اين شخصيتي که انسان در اين سه دوره مي شناسد، آيا مي توان حدس زد که کار اين شخصيت به آن جا برسد که در روز عاشورا يک عده از امت جدش او را محاصره کنند و با اين وضعيت فجيع، او و همه ي ياران و اصحاب و اهل بيتش را تقل عام بکنند و زنانشان را اسير بگيرند؟

اين سه دوره، يکي دوران حيات پيامبراکرم است. دوم، دوران جواني آن حضرت، يعني دوران بيست و پنج ساله ي تا حکومت اميرالمؤمنين است. سوم، دوران فترت بيست ساله ي بعد از شهادت اميرالمؤمنين تاحادثه ي کربلاست. 

ادامه نوشته

جایگاه امام حسین(ع) در احادیث

پاداش زائر حسيني

شيخ صدوق در كتاب «امالي» از عبدالله بن فضل مي‌گويد: روايت كرده است كه گفت:‌ نزد امام صادق(ع) بودم كه مردي از اهل طوس وارد شد و از آن حضرت سؤال كرد: اي فرزند رسول خدا! كسي كه قبر مبارك امام حسين(ع) را زيارت كند، چه پاداشي خواهد داشت؟

امام(ع) به او فرمود: «اي طوسي! كسي كه به زيارت قبر اباعبدالله الحسين(ع) برود و او را بشناسد كه امام واجب‌الإطاعه است يعني خداوند بر همة بندگان واجب كرده كه از او فرمانبرداري كنند، خدا گناهان گذشته و آيندة او را مي‌آمرزد، و شفاعت او را در مورد هفتاد گنه‌‌كار مي‌پذيرد، و در كنار آن قبر مبارك حاجتي را از خدا درخواست نمي‌كند مگر آنكه براي او برآورده 

مي‌كند».1

عصارة خانوادة فضايل

روزي رسول خدا(ص) نشسته بودند و امام علي(ع) نزد آن حضرت حضور داشتند كه ناگاه امام حسين(ع) وارد شد، پيغمبر اكرم(ص) او را گرفت و در دامان خود نشانيد، پيشاني و لب‌هاي مبارك او را بوسيد، و در آن زمان شش سال بيشتر از سنّ مبارك او نگذشته بود. 

اميرالمؤمنين عرض كرد:‌ اي رسول خدا! آيا فرزندم حسين را دوست داريد؟

ادامه نوشته

امام حسین(ع) در برابر معاویه

بخش اول 

امام حسن(ع) در اثر توطئه اى شوم كه از سوى معاويه تـدارك ديده شد بـه شـهادت رسـيد و جـلوه هاى شـكوهمند امامت در ديگر يادگار فاطمه و على ـ عليهماالسلام ـ متجلى گشت. 

استبـداد اموى جهت هدم امامت راستين و ياران دلبـاخته آن عزم را دو چندان كرد و با تهديد و ارعاب و ترفندهاى عوامفريبانه به نابـودى مكتـب و راه امام على و فرزندانش ـ عليهم السـلام ـ همت گماشت. بدين جهت، رهبرى و هدايت امت شرايط دشوار و طاقت فرسايى يافـت. دوران دهسـاله امامت ابـى عـبـدالله(ع) بـيانگـر مواضـع و برنامه هاى آن حضرت در مقابـل اين تحولات است كه پيامها و درسهاى ارزشمندى را فرا راه عاشقانش قرار مى دهد و از سـوى ديگر، سـيره اخلاقى تربـيتى آن بـزرگوار را ازذخائر ازرشمند جهان اسلام و از بـايستـه هاى پـژوهشى است كه بـخش مهمى از آن ظهور و درخشش همين دوران مبارك است. نوشته حاضر نگاهى است اجمالى به يكى از مواضع و ابـعـاد زندگى سـياسـى آن حـضـرت بـا عـنوان ((مبـارزات امام حـسـين(ع) در دوران معـاويه كـه محـورهاى زير بـيانگر جـوانب آن مى باشد. 

اعلام منشور ولايت در سرزمين منا 

شيعيان امام على(ع) روزهاى سخـتـى را در حـكومت معاويه سـپـرى مى كردند. تـعداد زيادى از آنان تـوسط معاويه بـه شهادت رسيده و بسـيارى ديگـر فـرارى يا منزوى و در اضـطراب و نگـرانى بـه سـر مى بـردند. در منابـر و اجتماعات اهانت بـه امام على(ع) بـه صورت رسمى رواج يافته بود و دلهاى عاشقان و دوستداران اميرمومنان را سخت جريحه دار كرده بود. 

ادامه نوشته

خانواده ایده آل اسلامی

چکیده:

یکی از موضوعات بسیار مهم در اسلام موضوع خانواده است. خانواده سنگ بنای اجتماع می باشد و تنها با خانواده های سالم، استوار و صالح، می توان انتظار جامعه ای سالم، استوار و صالح را داشت.

از مجموع موضوعات و معارف اسلامی چنین بر می آید که در میان نهادهای اجتماعی، خانواده در تربیت و تکامل آدمی بزرگترین نقش و وظیفه را بر عهده دارد. اسلام می خواهد زن و مرد در کمال صفا و صمیمیت و حسن نیت در جوار هم زندگی کنند و محیط خانه از هر جهت برای تربیت نسل خوب و شایسته آماده باشد. برای نیل به این هدف والا مقررات و قوانینی برای اعضای خانواده در روابط متقابل بین آنها وضع شده که بر اساس معیارهای قرآنی در سه محور قابل بررسی است:

1- وظایف متقابل زن و شوهر نسبت به هم

2- وظایف پدر و مادر در برابر فرزند

3- وظایف فرزند در برابر والدین

قرآن برخی پدران، مادران و فرزندان نمونه را به عنوان الگوهای برتر معرفی می نماید که عبارتند از:

ابراهیم، زکریا، لقمان، شعیب، نوح، یحیی، عیسی، مریم، مادر موسی، مادر یحیی، مادران اسماعیل و اسحاق و.....

در این مقاله برخی ویژگیهای خانواده برتر اسلامی از دیدگاه قرآن و سنت معرفی می گردد. و در خلال آن به تبیین برخی وظایف مهم اعضای خانواده در روابط متقابل آنها با یکدیگربا استعانت از آیات قرآنی و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام همراه با معرفی برخی الگوهای شایسته قرآنی پرداخته می شود.

ادامه نوشته