مرا فراق و غمت می کشد


دلم گرفته از این جمعه های تکراری

دلم گرفته از این انتظار اجباری

چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟

چه دیده ایی که از این دل شکسته بیزاری!؟

نیا! به درد خودم گریه می کنم، باشد

شما که از بدی حال من خبر داری

«صلاح مملکت خویش خسروان دانند»

از این به بعد غزل، من ندارم اصراری

نیا! که وُسع خرید کلافِ نخ هم نیست

شما که با خبر از نرخ هایِ  بازاری

امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم

به سینه مانده چه ناگفته هایِ  بسیاری

به جان مادرت آقا به کار می آیم

مرا اگر تو در این روضه ها  نگه داری

به درد می خورم آقا، مرا تحمل کن

به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»

تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد

گمان کنم که به من اندکی بدهکاری

ببخش، حرف زیادی زدم، غلط کردم

شما امامی و من هم غلام، مختاری

مرا فراق و غمت می کشد، تو خواهی دید

که خورده برگه ترحیم من به دیواری

 

اشعار و رباعیاتی در ولادت امام حسین(علیه السلام)

شمع مى خندد ومى گريد وشاد است وغمين
نور شادى همه آميخته با هاله غم
شمع نور ازلى قلب همايون نبى است
اين چه رازى است خدايا كه محمد امشب
دانى از چيست كه احمد شب ميلاد حسين
بيند آينده او را چو در آئينه غيب
شاد از اين است كه آخر ثمر عشق رسيد
آمد آن سايه رحمت كه پناه همه اوست
آمد آن يكه سوارى كه بوقت جولان
آمد آن لاله خونين رخ صحراى بلا
ميزبان دو جهان فاطمه را مهمان است

 

ادامه نوشته

اشعار عاشورایی

ادامه نوشته

شعر ویژه ولادت حضرت ابالفضل و روز جانباز

جهد كن جهد دلا شايد از اينجا برويم

طالب كعبه عشقيم بيا تا برويـــــــم

سوزد ار بال و پر ما كششي باشد از او

بال و پر سوخته تا عرش معلا برويم

گر بميريم ز درد تو مپندار كه ما

به شفاخانه جانبخش مسيحا برويــــم

كوه اندوه و ملاليم نه خار و خاشاك

ما به هر سيل محال است كه از جا برويم

در ياري زند ار ز آب بقا مژده دهد

همره خضر دو گامي به مدارا برويــم

همه جا زمزمه عاشقي ماست شريف

بشكند رونق عشاق اگر ما برويـــــم

شعر ویژه بعثت پیامبر

حضرت محمد (ص)

متن شعر اول در مورد مبعث پیامبر اکرم (ص)

بعثت نور

از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید                        یا نخستین حرف قرآن كریم آمد پدید

صوت اقرأ بسم ربك مى‌رسد بر گوش جان               یا كه از كوه حرا خُلق عظیم آمد پدید

بانگ توحید است از هر جا طنین افكن به گوش         فانى اصحاب شیطان رجیم آمد پدید

سید امى لقب، بر دست قرآن مى‌رسد                  یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید

فاش گویم عقل كل فخر رسل مبعوث شد               آن كه گردد ز اعجازش دو نیم، آمد پدید

قصه لولاك باشد شاهد گفتار من                          یعنى امشب عالم آرا از قدیم آمد پدید

در حرا بر مصطفى امشب شد از حق جلوه‌گر           آنچه اندر طور سینا بر كلیم آمد پدید

نغمه اللهُ اكبر از حرا تا شد بلند                            بت پرستان را به تن لرزش ز بیم آمد پدید

گر قریش او را یتیمش خواند اما در جهان                 بس شگفتى‌ها ازین دُرّ یتیم آمد پدید

منجى نوع بشر داراى آیات مبین                           صاحب خُلق خوش و لطف عمیم آمد پدید

گفته «ما اوذى مثلى» به عالم روشن است             پیشواى خلق با قلب سلیم آمد پدید

بود اگر باغ جهان پژمرده از طوفان جهل                  حال بر این بوستان خرّم نسیم آمد پدید

گشت مبعوث آن كه عالم زنده شد از كیش او          فاش گویم محیى عظم رحیم آمد پدید

حب و بغض او نشانى از بهشت و دوزخ است           قصه كوته، صاحب نار و نعیم آمد پدید

زد تفأّل «ثابت» از قرآن به نام مصطفى                   حرف "بسم الله الرحمن الرحیم" آمد پدید

شاعر : ثابت خراسانی

ادامه نوشته

شعری در وصف امام جواد علیه اسلام

بر سر آنم زبان بگشايم و آوا كنم

خويش را در محضر مولاي خود پيدا كنم

تا بگويد سر گذشت غربتش را بهر من

سر گذارم بر قدومش با دلش نجوا كنم

او امام هشتم و آئينه ذات خداست

عالمي را من فقط با نام او شيدا كنم

تا كه مولانا رضا از دست من گردد رضا

از زبان حال او گويم روايت اي خدا

سالها من منتظر بودم كه آيد گوهرم

اين مبارك كودك و نور دو چشم مادرم

او مباركتر بود از هر چه مولود است وبس

او محمد يا جواد است وبود تاج سرم

او امامت را برايم تا ابد تثبيت كرد

كرد رسوا فتنه ي خصم لعين و ابتر م

او مسيح عترت صديقه ي اطهر بود

در مقام عصمتش همپايه ي كوثر بود

كودك است اما چو لب وا كرد غوغايي نمود

خطبه اي كوتاه خواند و كار زيبايي نمود

آنچنان شيوا سخن گفت و عدو را پست كرد

آنكه اهلش بود گفتا كار زهرايي نمود

رفع تهمت كرد، از آن كه ز مريم برتر است

بهر مادر كودك نازم مسيحايي نمود

گفت من  از نسل زهرايم عزيز حيدرم

من جواد ابن الرضا آئينه پيغمبرم

گر نمي آمد بناي دين حق كامل نبود

دشمن من شاد مي شد گر مرا حاصل نبود

گر نمكي آمد اگر چه بعد عمري انتظار

تهمت ديرينه ي ابتر مرا باطل نبود

 بهر ديدار جمال نازنين كودكم

كس شبيه من چنين آشفته و بيدل نبود

پيش زهرا سر فرازم اين جواد من بود

ني كه بهر شيعه اين باب المراد من بود

دست از او بر مداريد اين گل زهرا بود

دست او باز است وكارش حل مشكل ها بود

ني فقط آبادي دنيا بخواهيد از جواد

در قيامت كار او زيباتر از دنيا بود

كم از او هرگز مخواهيد اين جفا بر او شود

عاشق ديدار سائل چشم اين  آقا بود

هستي ام دار وندار من همين دردانه است

هر كه صاحب عقل باشد بهر او ديوانه است

با چه جرات شرح او صاف كمالش مي كنيد

با قياس يوسفي وصف جمالش ميكنيد

يوسف از درياي زيبايي او يك قطره است

از خدا گو ئيد گر نشر خصالش مي كنيد

اين جواد من شبيه من غريب وبي كس است

منعم از گريه چرا وقت وصالش مي كنيد

گو ئيا مي بينم اينك در جواني دلبرم

مي شود مظلوم كشته مثل زهرا مادرم

ماهيان بحر و مرغان هوا گريان او

جمله ذرات دو عالم ميشود نالان او

از شرار زهرو از سوز عطش پرپر زند

كف زند شادي نمايد زوج بي ايمان او

در شب ميلاد او من روضه خواني مي كنم

جان من كه باب او هستم فداي جان او

اولين مرثيه خوان و روضه خوان او منم

هر كه گويد از غم او ميزبان او منم

سروده جواد حيدري

شعر زيبای اخوان ثالث در وصف امام رضا(ع)

اى على موسى الرضا! اي پاکمرد يثربى، در توس خوابيده! من تو را بيدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشيد عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم
گر چه پندارند: ديرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
ليکن اى پاکيزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

ادامه نوشته

شعر قيصر امين‌پور درباره امام رضا(ع)

«قيصر امين‌پور»، شاعر بزرگ عصر انقلاب، درباره حضرت رضا(ع)، هشتمين امام شيعيان جهان، غزلي را سروده است.

متن شعر زيباي مرحوم قيصر امين پور در وصف امام رضا(ع) به اين شرح است.

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

ادامه نوشته

شعر زیبایی از استاد شهریار به مناسبت اربعین امام حسین (ع)

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین


از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه ژشت سر نهاد  اما صفا دارد حسین

ادامه نوشته

اشعاری در باره شام غریبان

زبان حال یکی از دختران امام

هر کسی گوشش به حرفای منه

دیگه از تشنگی فریاد نزنه‏

هر چی مرد تو ماها بود، فدا شده
بچه‏ها بابا دیگه تنها شده‏

ادامه نوشته