اهمییت بزرگداشت اربعين برای  چيست؟

اعتبار اربعين امام حسين (ع) از قديم ‏الايام ميان شيعيان و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين (ع) شناخته شده بوده است.
دراين روز زيارت امام حسين (ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است شيخ طوسي متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق (ع) آورده است: السلام علي ولي الله وحبيبه، السلام علي خليل آله و نجيبه، السلام علي صفي الله و ابن صفيه...
در اينجا و در ارتباط با اربعين چند نکته را بايد توضيح داد:
1.عدد چهل
نخستين مسأله اي که در ارتباط با «اربعين» جلب توجه مي کند، تعبير اربعين در متون ديني است. ابتدا بايد نکته اي را به عنوان مقدمه يادآور شويم:
اصولاً بايد توجه داشت که در نگرش صحيح ديني، اعداد نقش خاصي به لحاظ عدد بودن درالقاي معنا و منظوري خاص ‏ندارند؛ به اين صورت که کسي نمي تواند به صرف اين که در فلان مورد يا موارد، عدد ‏ هفت يا ‏دوازده يا چهل يا ‏هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصي ‏داشته باشد. اين يادآوري، از آن روست که برخي از فرقه هاي مذهبي، بويژه
آنها که تمايلات «باطني گري » ‏داشته يا دارند و گاه وبيگاه خود را به شيعه نيز منسوب مي کرده اند،و نيز برخي از شبه فيلسوفان متأثر ‏از انديشه هاي انحرافي ‏و باطني و اسماعيلي، مروج چنين انديشه اي درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.
‏‏در واقع، بسياري از اعدادي که در نقل هاي ديني آمده، مي تواند بر اساس يک محاسبه الهي باشد، اما اين که اين عدد در موارد ديگري هم کاربرد دارد و بدون يک مستند ديني مي توان از آن در ساير موارد استفاده کرد، قابل قبول نيست. به عنوان نمونه، در ده ها مورد در کتاب هاي دعا، عدد صد بکار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه ‏بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان نمي شود. همين طور سايرعددها. البته ناخواسته براي مردم عادي، برخي از اين اعداد طي روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده هايي هم از آن ها مي شود. تنها چيزي که درباره برخي از اين اعداد مي شود گفت آن است که آن اعداد معين نشانه کثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنين اظهار نظري شده است. بيش از اين هرچه گفته شود، نمي توان به عنوان يک استدلال به آن نظر کرد.
‏مر حوم اربلي، از علماي بزرگ اماميه، در کتاب کشف الغمه في معرفة الائمة در برابر کساني که به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده گانه براي اثبات امامت ائمه اطهار (عليهم السلام) استناد کرده اند، اظهار مي دارد، اين مسأله نمي تواند چيزي را ثابت کند؟ چرا که اگر چنين باشد، اسماعيليان يا هفت امامي ها، مي توانند ده ها شاهد - مثل هفت آسمان- ارائه دهند که عدد هفت مقدس است، کما اين که اين کار را کرده اند.

ادامه نوشته

راز ماندگاری قیام حسینی

امام صادق علیه السلام فرمود: نبی اکرم به حسین علیه السلام نگاهی کرد در حالی که در مقابلش بود؛ پس او را روی دامن نشاند و فرمود: همانا بر اثر کشته شدن حسین گرمایی در دل های مؤمنان ایجاد می شود که هرگز خاموش نخواهد شد.

وقتی محرم فرا می رسد و حتی قبل از شروع آن یک شور وصف ناپذیری در بین عاشقان آقا اباعبدالله ایجاد می شود. و این شور سال به سال بیشتر می شود. چه راز و سرّی در این قضیه وجود دارد که انسانها را همانند آهن ریایی ناخودآگاه بسوی خود می کشد تا دوباره برای مصیبت های حضرت و یارانش و خاندانش به عزا و ماتم بنشیند و به سر و سینه بزنند. یک وقت بحث از این است که چه ویژگی هایی در قیام حسینی بود که جلب توجه می کند و باعث ترغیب و تشویق انسانهای آزاده می شود تا برای عاشورا عزاداری کنند. یعنی اول در واقعه کربلا تأمل کافی می شود  و بعد به این نتیجه می رسند که باید برای چنین مصیبتی گریست. اما یک وقت بحث این است که چگونه است که انسان ها بی اختیار جذب مجالس عزاداری شهدای کربلا شده اند؟ بزرگان می فرمایند: هر عملی در عالم یک عکس العملی دارد. اما متناسب با آن عمل، یعنی اگر عمل انسان عمل بزرگی باشد چه خوب و چه بد به نسبت، عکس العملش هم شدیدتر خواهد بود. در این صورت اثر چنین عملی دوام بیشتری دارد. در ثانی هر عملی یک کمیت دارد و یک کیفیت و هر دوی اینها نیز در دوام اثر و ماندگاری عمل نقش دارد.
خداوند متعال نیز اگر بنده ای برای او و در راه او قدمی بر دارد در قبال عمل الهی بنده محبت وی را در دل ها قرار می دهد؛ همانگونه که محبت حسین بن علی را در درون جان ها به ودیعه نهاده است

ادامه نوشته

آنچه زینب علیها السلام کرد

گذشت ایامی چند از واقعه كربلا، باعث فراموش کردن بزرگی مصیبت و غفلت از عبرت‌آموزی از پیامدهای آن نمی‌شود. واقعیت این است كه تأثیر مصیبت پس از وقوع آن، از احساس مصیبت پیش از وقوع آن دامنه‌دارتر است.

روز عاشورا امام حسین علیه السلام و مردان همراهش، حتی جوانان و پاره‌ای از خردسالان نیز كشته شدند. از اهل بیت ایشان تنها دو مرد زنده ماندند. امام سجاد، اولین فرد بود. او بیمار بود و گمان بردند كه عمر او دیری نمی‌پاید. او را رها كردند و نیازی به كشتن او احساس نكردند.

جوان دیگری كه از مرگ نجات یافت، حسن مثنی، فرزند امام حسن علیه السلام بود. او به شدت مجروح شده، و در میان كشته‌شده‌ها بی‌هیچ حركتی بر زمین افتاده بود؛ پس از آنكه آتش نبرد فرو نشست، او را زنده یافتند. درمانش كردند و بدین ترتیب در میان اسرا ماند.

اما غیر از این دو، همه كشته شدند، و نقش اصلی برای به سرانجام رساندن رسالت امام حسین علیه السلام به عهده حضرت زینب علیهاالسلام افتاد، و او آن را به بهترین شكل ممكن به انجام رساند.

ادامه نوشته

یزید کیست و کارنامه او چیست؟

چهره‏هایی در تاریخ بشریت ظهور کرده‏اند که یک بار دیدن یا شنیدن توصیفی از آنان، برای اطلاع از وقاحت و بی‏شرمی بی‏نهایت و شدت مبارزه آن‏ها با حق و حقیقت که یک انسان‏نما می‏تواند داشته باشد، کفایت می‏کند.

بی‏تردید یزید یکی از آن چهره‏هاست که به تنهایی مجمع خباثت نسل و رذالت خانوادگی و نشو و نمای خودمحوری و لذت‏پرستی و کامجوییِ حیوانی را در وجود خود جمع کرده است. نخستین جمله را از عبدالرحمن ابن خلدون مؤلف مقدمه تاریخ معروف می‏شنویم. او می‏گوید:

«اما درباره امام حسین چه بگویم؛ وقتی که فسق و انحراف یزید بر همه مردم دورانش آشکار شد، پیروان اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله در کوفه، از حسین‏بن علی درخواست کردند که به کوفه برود و آنان در قیام علیه یزید یاری‏اش کنند».(1)

این جمله مختصر می‏تواند شخصیت یزید را به تمام معنی آشکار کند، زیرا فساد و تبهکاری و انحراف یک شخصیت تا به حد نهایی نرسد، گفته نمی‏شود که اوصاف قبیح مزبور آن شخص برای همه ثابت شده است، زیرا صدها احتمال و تأویل و تفسیر و اغراض شخصی و عمومی، مانع از آن است که همه مردم در بیش از ده جامعه بزرگ اسلامیِ آن روز، از کوچک و بزرگ و دانا و نادان و خوب و بد ... همه و همه، فساد و تبهکاریِ شاخص‏ترین فردشان را بپذیرند.
ادامه نوشته

حسين نوري که هرگز خاموش نخواهد شد

حضرت امام حسين(ع)در سال 61هجري قيام کرد و نهضت عاشورايي او براي احقاق حق و عدالت بود عاشوراي حسيني براي نمايان کردن انوار توحيد و خداپرستي از پس پرده هاي ظلماني کفر و جهل و تزويري بود که حکومت ظالمانه معاويه و فرزند نابخرد او يزيد برچهره اسلام راستين و ناب و برسنت پاک رسول خدا(ص)کشيده بودند.

قيام الهي و خونين حسين بن علي(ع)براي بيرون آوردن خورشيد تابناک حقيقت و امامت از پشت ابرهاي سياه باطلي بود که معاويه و پس از او يزيد با خدعه و نيرنگ خلافت مسلمين را غصب کرده بودند و با حکومت ظالمانه خود نمي گذاشتند که نور حقيقت و ولايت بردل و جان و افکار مردم و مسلمانان بتابد. تاريخ گواهي مي دهد که يزيد همواره مي کوشيد تا مردم عراق در مستي و در عالم بي خبري باشند و به حقايق هستي و آفرينش لحظه اي نينديشند و سرگرم خوشگذراني هاي نامشروع باشند. امتي باشند غفلت زده که نه تنها ازامام زمان خويش پيروي نکنند بلکه در مقابل او نيز بايستند و بجنگند حسين(ع)در چنين زمانه اي قيام کرد او با الهام از قرآن کريم و سنت جد بزرگوارش رسول خدا(ص)نه تنها دست بيعت با يزيد نداد بلکه با سخنان کوبنده و شعارهاي خود و گفتارهاي پندآموز و مهربانانه اش در شهر مدينه و مکه و در راه کوفه برستمگران نهيب زد و براي برپا کردن قسط و عدل تا آخرين نفس و قطره خون خود جانانه ايستاد و عاشورايي را پديد آورد که تا قيام قيامت آثارانسان سازي، عدالت خواهي و آزادگي و برکات معنوي آن پايدار است و نور حسين(ع)هرگز خاموش نخواهد شد و پرچم نهضت او هميشه در اهتزاز و برافراشته خواهد ماند.

ادامه نوشته

امام حسين عليه السلام،الگوی انسانها

تشبه به بزرگان و انتساب به اولياء، کار زيرکان عالم است. هر کس الگويي مي خواهد؛ دنبال نمونه و اسوه يي مي گردد؛ اما همه در جستن الگو، راه صواب نمي روند. بعضي افراد در عالم هستند که اگر از آنها بپرسيد کدام چهره ذهن شما را به خود متوجه مي کند، مي بينيد که سراغ انسانهاي حقير و کوچک و پستي مي روند که عمرشان به عبوديت هواي نفس گذشته است؛ تنها هنرشان چيزي است که جز غافلان را خوش نمي آيد - تنها سرگرم کردن چند لحظه ي انسانهاي کوچک و غافل- اينها براي عده يي ازانسانهاي معمولي عالم، الگو مي شوند. بعضي سراغ سياستمدارها و شخصيتهاي تاريخي و امثال آن مي روند و آنان را الگو قرار مي دهند چون بزرگترين خصوصيت اولياءالله را الگو قرار مي دهند. چون بزرگترين خصوصيت اولياءالله اين است که تا آن حد شجاع و قوي و مقتدرند که مي توانند امير نفس خود باشند؛ ذليل نفس خود نشوند. 

به يکي از فيلسوفان و حکماي قديم منسوب است که به اسکندر رومي - مقدوني -گفت: تو غلام غلامان من هستي. اسکندر تعجب کرد و خشمگين شد. گفت: خشمگين نشو؛ تو غلام شهوت و غضب خود هستي. وقتي چيزي را بخواهي، بي تابي؛ وقتي هم از چيزي خشمگين بشوي، بي تابي؛ اين بردگي در مقابل شهوت و غضب است؛ درحالي که شهوت و غضب غلام من هستند. 

ممکن است اين داستان راست باشد و ممکن است واقعيت نداشته باشد؛ اما نسبت به اولياي خدا، پيغمبران و شاخصهاي راه هدايت الهي بشر، راست است. نمونه هاي آن يوسف، ابراهيم و موسي هستند و نمونه هاي متعدد نيز در زندگي اولياي خدا وجود دارد. زيرکترين انسانها کساني هستند که اين بزرگان، اين انسانهاي شجاع و مقتدر را الگو قرار مي دهند و از اين طريق براي خودشان، در باطن و معنا کسب اقتدار و عظمت مي کنند. 

ادامه نوشته

آثار سیاسی عاشورا

تفسير و احياى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر

از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حياتبخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود.

خاندان بنى اميه در تبليغات خود، خويش را از خاندان رسول خدا (ص) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ايشان را در امور دين به ادعاى اينكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حيرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسين (ع) با قيام خود همه اين توطئه‏ها را بهم ريخت و اسلام اموى و دين يزيدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونين خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود.

ادامه نوشته

هدف عالی قیام حسین (ع) از زبان خود امام

قيام مقدس و پرشكوه امام حسين(ع)ريشه در انحراف هاى بـنيادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. اين انحراف ها زائيده انحراف حكومت اسلامى از مسير اصلى خود از سقيفه به بـعد بـود. كه پس از شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفيانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاريخى, سران اين حزب هيچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسيدن پيامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پيروزى تـيره بـنى هاشم بـر تـيره بـنى اميه, در جريان كشمكش قبيلگى در درون طايفه بـزرگ قريش مى دانستند(2).

ادامه نوشته

علل به وقوع پیوستن قیام عاشورا

مسؤوليت ديني

اسلام، مسؤوليت بزرگي را در مورد آنچه در کشور مسلمين اتفاق مي افتد، حوادث و بحرانهايي که با دين آنان منافات دارد و با منافعشان سازگار نيست، برعهده هر مسلمان گذاشته است؛ زيرا هيچ پذيرفته نيست در اسلام که مسلمان، در برابر حوادث تکان دهنده اي که بر امّت يورش مي آورد و منافع آن را نابود مي سازد، موضعي غير مسؤولانه و لا اباليگرانه داشته باشد، در حالي که پيامبر صلي الله عليه و آله اين مسؤوليت را اعلام کرده و فرموده است: «کلکم راع و کلّکم مسؤول عن رعيّته» «هرکدام از شما در مورد اجتماع و مردمش مسؤوليت دارد»، پس مسلمان در برابر خداوند مسؤول است که اجتماعش را مورد توجه خود قرار دهد و براي حفظ منافع کشور و دفاع از امتش، بيدار بماند.

ادامه نوشته

ثمره نهضت کربلا چه بود؟

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»نيز رسيدند.
ادامه نوشته

نخستین زائر امام حسین(ع)

 اربعین آمد و اشکم  زبصر میاید

                                        گوئیا زینب محزون زسفر میاید

بازدرکرب وبلا شیون وشینی برپاست      

                                          کزاسیران  ره  شام خبر میاید

در نخستین اربعین شهادت امام حسین‏«ع‏»، جابر بن عبد الله انصاری و عطیه عوفی‏ موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند.برای ادامه نوشته روی در ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه نوشته

نقش حضرت زینب از کربلا تا شام

نقش حضرت زینب (علیها السلام)ازکربلا تا شام

در تاريخ اسلام زنان مؤمن و فداكار بسيارى بودند كه با حضور فعّال در صحنه‏هاى حسّاس سياسىو اجتماعى، مسير تاريخ را تغيير دادند. از جمله اين زنان، حضرت زينب(س) بود كه با حضور درنهضت كربلا، مسؤوليت بزرگى را بر عهده گرفت. 

به اعتقاد نويسنده، حضرت زينب(س) براى ايفاى مسؤوليت بزرگ پيام رسانى از دوران كودكىتحت تربيت پيشوايان معصوم قرار گرفت و امام حسين(ع) نيز در مسير حركت به كربلا، با سخنان وتوصيه‏هايى، خواهرش را آماده‏تر كرد. مقاله در تبيين نقش حضرت زينب در روز عاشورا و نيز پس ازآن در دفاع از جان امام سجاد(ع) و حمايت از زنان و كودكان به تفصيل سخن گفته است و در پايان بهنقش آن حضرت در كوفه و شام و در برابر ابن‏زياد و يزيد به اجمال پرداخته است. 

حضور زنان در صحنه اجتماع

مشاركت و حضور زنان در صحنه‏هاى گوناگون جامعه از مسائلى است كه در زمانحاضر پيرامون آن فراوان سخن گفته مى‏شود. اصل حضور بانوان در صحنه اجتماع مسأله‏اىمورد توافق است اما در شرايط و محدوده آن اختلاف است. آنچه در اين باره به طور بسيارفشرده و مختصر مى‏توان گفت؛ اين است كه، هر كار جمعى و گروهى نيازمند افرادى با 

تخصص‏ها و مهارت‏هاى گوناگون است كه به هر يك از آنان مسئوليتى متناسب با تخصصو مهارتش واگذار شود. به كار گرفتن اعضاى يك مجموعه در كارى بر خلاف تخصص ومهارتش سبب ناكارآمدى آن گروه و به هدر رفتن تلاش آنان خواهد شد. شادابى و نشاط هرجامعه و تربيت نسل جديد در گرو اين است كه بشر از دو جنس مخالف زن و مرد، باساختمان وجودى و روحيات متفاوت و گوناگون آفريده شوند، و هر يك از آنان متناسب باشرايط جسمى و روحى خود عهده‏دار انجام مسئوليتى گردند. در اين صورت است كه پيوندخانواده مستحكم مى‏گردد، در پرتو آن به جامعه روح نشاط و شادابى دميده مى‏شود، وفرزندانى با شخصيت، با ايمان، لايق، نوعدوست، راستگو و درستكار به جامعه تحويلمى‏گردد؛ ولى اگر هر يك از زن و مرد وظيفه‏اى را كه جهان تكوين و نظام آفرينش بر اساسشرايط جسمى و روحى به عهده آنان گذاشته، به خوبى انجام ندهند و به كارى ديگر مشغولشوند، بنيان خانواده متزلزل مى‏گردد و در نتيجه جامعه گرفتار اختلال فرهنگى و تربيتىخواهد شد.

ادامه نوشته

سید الشهداء علیه السلام فقط در حادثه کربلا تفسیر و خلاصه نمی‌شود

سید الشهداء فقط در حادثه کربلا تعریف و تفسیر نمی‌شود. حادثه کربلا یکی از هزاران هزار جلوه و ظهور اوست. مسأله کربلا با آن وسعت و عظمت و مراتبی که دارد (که حتّی در تصوّر و تخیّل کسی نمی‌گنجد) باز در مقایسه با منصب امامت و ولایت و شؤونات یک امام معصوم علیه السّلام یمی است از اقیانوس،‌ و قطره‌ای است از بحار رحمت و فیضان امام علیه السّلام.
اگر سید الشهداء علیه السّلام دارای افکاری همچو افکار ما، و روشی همچو روش و ممشای ما می‌بود، در همان هنگام که در مکّه معظّمه بسر می‌برد و شنیده بود که یزید عدّه‌ای را برای اغتیال و ترور او فرستاده است[7]، در مکّه می‌ماند و شهادت خود را با ریختن خون خود در حرم الهی و بیت الله الحرام رقم می‌زد تا بدینوسیله قباحت و وقاحت شخصیّت یزید پلید را هرچه بهتر و بیشتر به همه عالم اعلان کند و بگوید: این سفّاک جنایت پیشه آنقدر وقیح و بی‌شرم است که حاضر است حتّی به قیمت هتک حرم امن الهی و مهبط وحی، خون فرزند رسول خدا را بریزد و از هیچ ستم و ظلمی إبا نداشته باشد.
ولی باید دانست که سید الشهداء قبل از هر چیز یک امام است؛ آنهم امام معصوم که: الَّذینَ أذهَبَ اللهُ عَنهُم الرِّجْسَ أهلَ البیتِ و طَهَّرَهُم تَطهیرًا. و برای او احترام بیت الله الحرام و حفظ حرمت و حریم کعبه معظّمه و خانه خدا از این مقصد مهم‌تر و ارزشمندتر است. او در هر حادثه و پدیده‌ای اوّل خدا را می‌بیند و آخر نیز خدا را می‌بیند؛ بعکس ما که اوّل خود را می‌بینیم و شؤونات و شخصیّت خود را، و بعد با یک رنگ و لعاب الهی می‌خواهیم فعل و عمل خود را به او مرتبط کنیم، و خدا را به عنوان سپر بلا برای پیشبرد مقاصد و اهداف خود بکار گیریم. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!

ادامه نوشته

ويژگي‌هاى بزرگ اخلاقى‏ اباعبدالله

بخشنده و بزرگوار
1 - روزى يك اعرابى نزد امام حسين آمد و عرض كرد: اى فرزند رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله من پرداخت ديه ‏اى كامل را ضمانت كرده‏ ام امّا از اداى آن ‏ناتوانم. با خود گفتم كه از بزرگوارترين مردم، آن را تقاضا می‏كنم و از خاندان رسول اللَّه كسى را بزرگوارتر و بخشنده ‏تر نيافتم.
پس امام حسين به وى فرمود: "اى برادر عرب از تو سه پرسش مى‏كنم ‏اگر يكى از آنها را پاسخ گفتى ثلث آن ديه را به تو میدهم و اگر دو پرسش ‏را جواب دادى دو ثلث آن را به تو مى‏پردازم و اگر هر سه پرسش را پاسخ‏ گفتى تمام مالى را كه مى‏خواهى به تو مى‏دهم".
اعرابى عرض كرد: آيا كسى مانند تو كه اهل علم و شرف است از چون‏ منى مى‏خواهد بپرسد؟
حضرت فرمود: "آرى. از جدّم رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله شنيدم كه مى‏فرمود.معروف به اندازه معرفت است".
اعرابى عرض كرد: آنچه مى‏خواهى بپرس اگر پاسخ دادم (كه هيچ) و گرنه جواب آنها را از تو فرا خواهم گرفت. و لا قوة الا باللَّه.
امام عليه السلام پرسيد: "برترين اعمال چيست؟"
اعرابى گفت: ايمان به خدا.
حضرت سؤال كرد: "راه رهايى از نيستى و نابودى چيست؟"
اعراى گفت: اعتماد به خداوند.
امام حسين پرسيد: "زينت دهنده انسان چيست؟"
ادامه نوشته

نقش کودکان در بالندگی حماسه عاشورا

نويسنده:ابوالفضل هادی منش
حماسه شکوهمند روز دهم سال 61 هجری، نگارینه‏ای از زیباترین طرح‏ها و نقش‏ها را در تاریخ حک نمود. حماسه از سرخی خون برترین رادمردان خدا، خامه گرفت و دست نقاش چیره شهادت که از آستین بزرگ آموزگار آن، حضرت حسین(علیه‏السلام) بیرون آمده بود، بر پرده کربلا، در آن ساعتی که عقربه‏های آفرینش لحظه عروج را نشان می‏دادند، چشم نوازترین تصویر را به نقش کشید.
منشور درخشنده عاشورا که تابناکی خود را از درخشش خورشید کربلا و ستارگانی که گرد منظومه آن نورافشانی می‏کردند. با عرفان و حماسه خود چراغ فرا راه بشر روشن نمودند که تا روز رستاخیز، راه آزاد زیستن و سربلند رهیدن را به بشریت نشان داد.
در این رهگذر، هر یک از آزاد مردان و شیر زنان عاشورا، به سهم خود بر اعتلا و سربلندی این حماسه افزودند اما کربلا از حماسه کودکانی که در این سفر جاودانه، هم پای ایثارگران و جانبازان عاشورا، چکامه حضور سرودند، خاطره‏ها بر لوح سینه دارد. کودکان بی گناهی که طعمه آتش افروزی پست‏ترین آفریدگان خدا شدند. کودکانی که در جنگی نابرابر قربانی زراندوزی و زور مداری حریص‏ترین شغالان بیشه طمع ورزی گشتند. کودکانی که در خون طپیدن پدران و برداران خود را پیش روی خویش دیدند، مبارزه با ستم و فریاد در برابر تفرعن را آموختند و به پدران و برادران خویش اقتدا نمودند. آنان اگر چه نجنگیدند اما حضور و شهادتشان نقش مهمی در عزت و عظمت ابعاد قیام و نیز شتاب بخشیدن در فروپاشی بنیان ظلم و استبداد در جامعه اسلامی گردید. 
عاشورا، بالنده‏ترین و پاکترین حماسه‏ای است که در خاطره تاریخ نقش بسته و تابناک‏ترین سرمشقی است که مادر فرتوت تاریخ آن را در کتاب کهن خویش نگاشته است، اما نقش زیبایی را که کودکان عاشورا، بر این کتاب افزودند: نباید از یاد برد. هر یک نمادی بالنده بر این نگار بودند که دختر خورشید کربلا، حضرت رقیه(علیهاالسلام) بهانه‏ای به دست داد تا به دیگر کودکان سربلند عاشورا نیز اشاره‏ای بکنیم و نقش برخی از آنان را در قالب نمادی از آموزه‏های بزرگ تربیتی که در دامان اهل بیت(علیهم‏السلام) فرا آموخته بودند، مورد بررسی قرار می‏دهیم.
ادامه نوشته

شیعه شدن اهل سنت به واسطه گریه بر حسین (ع)

حجت الاسلام والمسلمین شریف زاهدی طلبه نوشیعه زاهدانی جریان شیعه شدن خود را اینگونه برای دانشجویان بیان نمود: «...کنجکاو شدم تا بدانم سخنران چه می‏گوید؛ زیرا به ما گفته بودند که هر چه روحانیون شیعه می‏گویند، دروغ است. به این نیت رفتم که ببینم چه دروغ‏هایی می‏گوید. نزدیک حسینیه شدم. می‏خواستم وارد حسینیه شوم ولی خجالت کشیدم؛ چون لباس مولوی‏ها بر تن من بود...»

طلبه اهل‏ سنت: روضه امام حسین(علیه السلام) شیعه‏ ام کرد حجت الاسلام والمسلمین "شریف زاهدی" طلبه نوشیعه زاهدانی که بیش از ده سال است به تشیع گرویده در دانشکده علوم قرآنی قم جریان شیعه شدن خود را اینگونه برای دانشجویان بیان نمود: بنده محمد شریف زاهدی اهل نیک‏شهر استان سیستان و بلوچستان هستم. بعد از 11 سال تحصیل در مدارس و حوزه‏های علمیه اهل سنت، با شنیدن روضه امام حسین (علیه السلام) بارقه هدایت در دلم پدید آمد و پس از تحقیقات مفصل در سال 1382 به مکتب نورانی اهل‏بیت علیهم السلام مشرف شدم. یکی از اساتیدم «مولوی عیسی ملازهی» امام جماعت مسجد محمد رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود. گاهی که برایشان مشکلی ایجاد می‏شد و نمی‏توانست به مسجد برود، بنده را به جای خود می‏فرستاد تا نماز جماعت را اقامه کنم. شب عاشورای سال 1375 بود و من به جای استادم به مسجد رفتم و نماز عشاء را خواندم. همه مردم از مسجد بیرون رفتند. من آخرین نفری بودم که از مسجد بیرون آمدم و درب مسجد را قفل کردم. می‏خواستم به مدرسه برگردم که صدای سخنرانی از حسینیه شیعیان مهاجر چابهار که در فاصله پنجاه متری مسجد بود، توجهم را جلب کرد.

ادامه نوشته

درسهايي از مکتب عاشورا

جوانان در مکتب امام عاشقان
در ماه محرم و در ايام عزاداري سالار شهيدان، چه بهتر که نسل جوان با دو وظيفه خود بيشتر و گسترده¬تر آشنا شود: از يک‌سو عزاداري و بر پا کردن مجالس حسيني، که به فرموده رهبر کبير انقلاب «اگر چنانچه واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسئله چه هست و اين عزاداري براي چه هست و اين گريه براي چه اين¬قدر ارج پيدا کرده و اجر پيش خدا دارد، آن‌وقت ما را ملت گريه نمي‌گويند؛ ما را ملت حماسه مي-خوانند».[1] امام خميني (ره) در وصيت¬نامه الهي- سياسي خود، باز هم بر لزوم آشنايي با نتايج اين برنامه تأکيد کرده است: «همه بايد بدانيم که آنچه موجب وحدت بين مسلمين است، ... مراسم عزاداري ائمه اطهار و به ويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است».[2]
از سوي ديگر، نسل جوان در مکتب حسيني به فراگيري مي¬پردازد و مي¬آموزد که راه امام حسين(ع)، راه آزادگي و عزت است. راه نور در برابر ظلمت. معرفت در برابر جهالت. فضيلت در برابر رذيلت. خدمت در برابر خيانت. هدايت در برابر ضلالت و سعادت در برابر شقاوت.

ادامه نوشته

چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟

چرا باید خاطره حادثه‌ای را که چند قرن پیش اتفاق افتاده است، زنده کرد و مراسمی به یاد آن خاطره برگزار کرد؟
به سادگی می‌توان به هر نوجوانی تفهیم کرد که حوادث گذشته هر جامعه می‌تواند در سرنوشت و آینده آن جامعه آثار عظیمی داشته باشد. تجدید آن خاطره‌ها در واقع نوعی بازنگری و بازسازی حادثه است، تا مردم از آن جریان استفاده کنند. اگر حادثه مفیدی بوده است و در جای خود منشأ آثار و برکاتی به شمار می‌رفته است، بازنگری و بازسازی آن نیز می‌تواند مراتبی از آن برکات را داشته باشد.
علاوه بر این، در همه جوامع انسانی مرسوم است که به نوعی، از حوادث گذشته خود یاد می‌کنند؛ آن‌ها را بزرگ شمرده و به آن‌ها احترام می‌گذارند. خواه مربوط به اشخاصی باشد که در پیشرفت جامعه خود مؤثر بوده‌اند.

ادامه نوشته

احکام عزاداری امام حسین علیه السلام

مقدمه:
تمام اعمال و رفتار انسانها; چه فردی و چه اجتماعی، مشمول حکمی از احکام شرعی می‏باشد و تمام موضوعاتی که به گونه‏ای با رفتار آدمی ارتباط پیدا می‏کند، در فقه اسلامی دارای قانون و مقرراتی است . عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز همچون سایر اعمال انسان دارای احکامی است که در این مختصر بدان می‏پردازیم .
لازم به ذکر است که برای جمع آوری این احکام، از فتاوا و سخنان مراجع معظم تقلید و عالمان بزرگوار تا آنجا که مقدور بوده ست‏سود برده‏ایم و از آنجا که دررساله‏های عملیه و استفتائات همه مراجع بزرگوار، درباره عزاداری در ابعاد مختلف بحث نشده است، فقط به فتاوا و استفتائات موجود بسنده کرده‏ایم .


ادامه نوشته

قیام الهی سيدالشهدا (ع) از منظرامام راحل

*سيدالشهدا (عليه السلام) ، با چند نفر از اصحاب،چند نفر از ارحامشان،از مخدراتشان قيام كردند. چون قيام لله بود اساس سلطنت آن خبيث را به هم شكستند. در صورت،ايشان كشته شدند،لكن اساس سلطنت را شكستند،اساس سلطنتي كه مي خواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتي درآورد. (1)
*سيدالشهدا (عليه السلام) مذهب را بيمه كرد. با عمل خودش اسلام را بيمه كرد. (2)
*شخصيت عظيمي كه از عصاره ي وحي الهي تغذيه و در خاندان سيد رسل،محمد مصطفي (صلي الله عليه وآله وسلم) و سيد اولياء،علي مرتضي (عليه السلام) تربيت و در دامن صديقه ي طاهره (سلام الله عليها) بزرگ شده بود،قيام كرد و با فداكاري بي نظير و نهضت الهي خود،واقعه ي بزرگي را به وجود آورد كه كاخ ستمگران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات بخشيد.(3)

ادامه نوشته

اشعار عاشورایی

ادامه نوشته

آسیب های مداحي

مقدمه

مداحان اهل بيت سرمايه عظيمي در دست دارند که بايد در حفظ آن کوشا باشند. مداحي مي تواند احساسات عاشورايي را بسيج کند و اهداف امام حسين(ع) را در قالب شعر در دل‌هاي عزاداران به خصوص جوانان جاي دهد. به همين خاطر ائمه(ع) فرمودند: "لک بيت بيت في الجنه." اما اين سرمايه ممکن است دچار آفاتي شود که به مواردي از آن‌ها اشاره مي کنيم:
1- خارج بودن اشعار از زبان "قال" يا زبان "حال"

توجه داشته باشيد که اشعاري که مي‌خوانيد از زبان قال يا زبان حال خارج نباشد. زبان قال يعني مطلب مدرک معتبري داشته باشد و زبان حال يعني واقعاً حال امام حسين(ع) و اصحابش اقتضاي اشعاري که مي خوانيد داشته باشد. بايد شأن و منزلت امام حسين(ع) در محتواي اشعار حفظ شود. مثلاً وقتي مي شنويم مداحي خطاب به امام حسين(ع) مي‌گويد:" يقين دارم که در دل آرزويي به جز دامادي اکبر نداري"! عاشورا از آن علو مقامش چقدر پايين مي آيد؟! اين مداح نه تنها بر خلاف تاريخ حرف زده، چرا که آن حضرت ازدواج کرده بود، بلکه خودش را جاي امام حسين(ع) حساب کرده و در واقع فکر و آرزوي خودش را بر زبان مي آورد. و يا مداحي درباره امام زمان(ع) مي گويد: نمي دانم تو آواره ي کدام بيابان هستي که من هم در آن آواره شوم. امام زمان(عج) که آواره نيست، آن حضرت در ميان ما است، در ميان محبان و شيعيان است. البته جا دارد از اشعار بعضي از شاعران متعهد معاصر قدرداني کنم که اشعار بلندي سروده اند و مداحان عزيز از اشعار بلند آنها استفاده کنند. به هر حال الحمدلله مداحاني با فکر بلند داريم که اشعار بسيار زيبايي مي خوانند و اهداف مقدس امام حسين(ع) و مکتب اهل بيت و عشق به امام زمان(عج) را کاملاً پرورش مي دهند.

ادامه نوشته

زنان و نهضت‏ حسينى

كوثر زلال «عاشورا» در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و در طول چهارده قرن سيراب كننده جانها بوده است.
اينك نيز عاشورا پرگارى است كه عشق را ترسيم مى‏كند و كانونى است كه ارزشها، احساسها، عاطفه‏ها، خردها و اراده‏ها برگردش مى‏چرخند.
بى‏شك، محتوا، انگيزه‏ها، اهداف و درسهاى آن، حماسه عظيم فرهنگى ناب و الهام بخش را تشكيل مى‏دهد. از اينرو در حوزه وسيع تشييع و دلباختگان اهل بيت، پيروان عترت همه با «فرهنگ عاشورا» زيسته‏اند و براى آن جان باخته‏اند. آنان در آغاز تولد كام نوزاد را با تربت‏سيدالشهدا(ع) و آب فرات بر مى‏دارند و هنگام خاكسپارى، تربت كربلا را با ميت همراه مى‏كنند.آنان از روز ولادت تا هنگامه مرگ به حسين بن‏على(ع) عشق مى‏ورزند و براى شهادتش اشك مى‏ريزند و اين مهر مقدس، با شير وارد جان مى‏شود و از جان به در نمى‏رود.
عاشورا از ديرباز تجلى‏گر روز درگيرى حق و باطل و روز فداكارى و جانبازى در راه دين و عقيده، شناخته شده است. حسين(ع) در اين روز با يارانى اندك ولى با ايمان و صلابت و عزتى بزرگ و شكوهمند، با سپاه سنگدل و بى‏دين كومت‏ستم يزيدى به مقابله برخاست و كربلا را به صحنه هميشه زنده عشق خدايى و آزادگى مبدل ساخت.

ادامه نوشته

دانستنی های عاشوراى حسينى

اشاره
دهم محرم‏الحرام، عاشوراى حسينى، نهضت حسينى، قيام 72 ستاره پرفروغ در كنار خورشيد امامت. كاروانى كوچك از بزرگ‏ترين انسان‏هاى تاريخ، عازم كوفه به دعوت كوفيان و كوفيان در انتظار، ولى نه با مشك و گل و ريحان، كه با شمشيرهاى آخته و نيزه‏هاى فولادين، رو در رو فرزندان پيامبر و بهترين ياران تاريخ. آن‏قدر دين نداشتند كه حرمت پيكرهاى پاك شهدا را حفظ كنند؛ حتى آن‏قدر آزاده نبودند كه به زنان و كودكان بى‏دفاع حرم رحم كنند. لشكرى در پستى بدتر از درندگان كوهستان و تا دندان مسلح، در برابر برترين انسان‏هاى دوران. سلام بر سالار شهيدان و ياران شهيدش. سلام بر عباس و بر قاسم. سلام بر على‏اكبر و على‏اصغر. سلام بر خاك كربلا، آرام‏گاه پيكرهاى به خون خفته. سلام بر خورشيد عاشورا، نظاره‏گر ايثار جوان‏مردترين مردان تاريخ. سلام بر عاشورا كه دفتر تاريخ و عرصه هستى را از آن خود نمود كه «كُلُّ يَوْمٍ عاشُورا وَ كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلا».

ادامه نوشته

دانستنی های تاسوعاى حسينى

شاره
نينوا، نام ديگر كربلا؛ منطقه‏اى در كوفه، سرزمينى كوچك. هيچ انقلابى در تاريخ اسلام از نظرگاه جغرافيايى كوچك‏تر از كربلا نيست.
72تن؛ همه لشكر حسين عليه‏السلام ، روياروى سى هزار كس. هيچ انقلابى در تاريخ اسلام از نظر كميت، كمتر از كربلا نيست.
هشت روز؛ از اول رسيدن به اين سرزمين و شايد هشت ساعت، همه واقعه. هيچ انقلابى در تاريخ اسلام از نظر طول زمان وقوع حادثه كوتاه‏تر از كربلا نيست.
اين حادثه، بحق، بزرگ‏ترين، شگفت‏ترين و پرارج‏ترين بخش تاريخ اسلام و تاريخ شيعه است. اين جغرافيا، جغرافياى كشف همه زيبايى‏ها و عظمت‏ها و بايسته‏هاى زندگى انسان است.
اين مقاله، جرعه‏اى است از اقيانوس اين همه كرامت و شكوه، با نگاهى ويژه به جان‏سوزى و عطش‏ناكى روز نهم؛ تاسوعا، و سقاى تشنه‏لبى كه اين روز را به حرمت و معرفت او سينه مى‏زنند؛ حضرت ابوالفضل.

ادامه نوشته

عوامل تحریف در تاریخ عاشورا

تحریف تباکی
از حرفهای عجیب و غریبی که پیرامون عزاداری گفته شده، یکی هم آن حرفی است که از تحریف معنای «تباکی» سرچشمه گرفته است؛ به این ترتیب که می‏گویند:
«در لفظ تباکی هم اشاره فرموده که ترتّب ثواب اخروی، موقوف بر گریه حقیقی نیست بلکه همین که قاصد، گریه است و خود را به صورت گریه کنندگان وامی‏دارد همان ثواب گریه را دارد. در تمام عبادات حقیقت مطلوب است ولی در دعات حسینیّه دائره وسیع است و لعلّ از این جهت مرحوم شیخ جعفر صاحب خصائص الحسینیه ـ طاب ثراه ـ ریاء را در گریه، در عزاداری حضرت امام حسین علیه‏السلام جایز می‏دانست.»1
به راستی که باورکردنش بسیار سخت است و اگر این سخن تنها در میان عوام بود و انسان تنها از دهان مردم می‏شنید، به هیچ وجه باور نمی‏کرد. اما می‏بینید که در کتابها هم نوشته شده است و نویسنده نه فقط خود قائل به این قول عجیب و غریب است که شیخ جعفر شوشتری را نیز هم رأی خود می‏داند و برای تثبیت تحریف خود، به فتوای وی نیز استناد می‏جوید و گمان می‏برد که کلمه تباکی در حدیث می‏تواند مبنی و مستند افتاء به تجویز ریا در عزاداری امام حسین علیه‏السلام باشد!
ادامه نوشته

نهضت كربلا از ديدگاه اهل سنت

نهضت امام حسين(ع)از نادرترين رخدادهايى است كه تفكر انسانهارا به خود معطوف داشته است و در تاريخ اسلام ارزش والايى دارد. شهادت حسين بن على(ع)حيات تازه‏اى به اسلام بخشيده، خونها رابه جوشش آورد و تنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسين(ع)باحركت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده و احساس ذلت وزبونى و اسارت را كه از اواخر حكومت عثمان بر روح جامعه‏اسلامى حكمفرما شده بود، تضعيف كرد.
آنچه امت اسلامى از زمان وقوع اين حادثه عظيم تا امروز بر آن‏متفق است، اين است كه انقلاب كربلا هيبت و ابهت اسلام را كه به‏علت‏حاكميت فرمانروايان ضعيف النفس و تحقير ارزشها و مقدسات‏دينى رو به افول گذارده بود، احيا كرد. حركت امام حسين(ع)،حركتى است مستمر براى همه نسلها و همه عصرها است.
اين انقلاب تنها انقلابى است كه اگر كليه صحنه‏هايش چنان كه‏بوده، تصوير شود، هيچ كس نمى‏تواند از بروز احساسها و عواطف‏فطرى‏اش جلوگيرى كند; زيرا اين فاجعه به قول شافعى دنيا رالرزانده و نزديك است قله كوهها را آب كند.

ادامه نوشته

پیری كه آبروی معاویه را برد!

معاویه: ای شیخ! آیا در صفین حاضر بودی تا خون ریزیهای علی را ببینی؟ شیخ: حاضر بودم و چه بسیار كودكان را از سپاه تو یتیم كردم و چه بسیار زنان را بیوه نمودم و مانند شمشیر غضبناكی گاهی با تیر و گاهی با نیزه رزم می‎كردم و هفتاد و سه تیر به سوی تو رها كردم. دو تیر به سپر تو فرود آمد و دو تیر بر سجده‎گاهت و دوتیر بر بازوی تو كه اگر جامه باز كنی نشان آن دیده می‎شود.
--------------------------------------------------------------------------------
جابر بن عبدالله انصاری گوید:
روزی به شام سفر كرده بودم و در آنجا معاویه و دو پسرش خالد و یزید و نیز با عمرو بن العاص ملاقات كردم. ناگاه مردی سالخورده كه از طرف عراق می‎آمد نمودار شد. او پیری فرتوت بود كه كمربندی از لیف خرما بر میان بسته و نعلی از لیف خرما در پای داشت و لباسی بسیار مندرس بر تن داشت و دیدگانش فرو رفته بود.
معاویه گفت: خوب است كه این پیرمرد را به حرف بگیریم و اندكی تفریح كنیم.
معاویه: ای شیخ! از كجا می‎آیی و به كجا می‎روی؟
ادامه نوشته

القاب و نام های حضرت زینب علیهاالسلام

القاب و نام های حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت زینب(س) به واسطه کمالات و شایستگی های بسیاری که داشتند، القاب و نام های گوناگونی همچون صدّیقه، موثّقه، عارفه، فاضله، کامله و عابده خاندان علی(ع) دارند. او را عالمه غیر معلّمه ـ دانشوری که استاد ندیده است ـ و عقیله بنی هاشم هم می گفتند.

چگونگی تربیت و پرورش حضرت زینب(س)

حضرت زینب کبری(س) در بین خاندان رسالت و در خانه شریف امام علی(ع) به دنیا آمد و در دامان پر مهرحضرت زهرا(س) بزرگ شد. پرورش قُدسی آن حضرت در خانه ای بود که ایمان و پرهیزکاری و شجاعت وعفاف در آن موج می زد. در واقع پنج تن آل عبا مربیان آن حضرت بودند و پرورش او را به عهده داشتند. از این رو، از چنین بانویی چندان شگفت نیست که مصیبت های کربلا و پس از آن را آن گونه تحمل کرده دلاورانه دربرابر ستمگران بایستد و شکوه و شوکتشان را به سُخره گیرد و با افشای جنایت های ستمگران اموی، آنها را رسوای زمین وزمان سازد.
سخنوری و شجاعت حضرت زینب

عمر ابونصر، دانشمند لبنانی، در کتاب فاطمه دخت پیامبر می نویسد: «کاملاً روشن است که زینب(س) دخترفاطمه زهرا(س)، در میان خاندان پیامبر، از شجاع ترین و سخنورترین افراد بود و فصاحت و بلاغت بسیاری در کلامش داشت. شهرت حضرت زینب(س)، به خصوص، پس از ماجرای کربلا و وقایع بعد از آن است که در آن، زینب اوج دلاوری، نترسی، استواری و بلاغت خود را نشان داد».
زینب بانوی نمونه

حسن قاسم پژوهشگر عرب در کتاب حضرت زینب می نویسد: «بانوی پاک و بزرگوار، زینب دختر امام علی بن ابیطالب(ع) و خواهر حسنین(ع)، از خانواده ریشه داری بود و گوهر ارجمند، روح کامل و جان پاکی داشت.گویی در قالب و ساختاری آفریده شده بود که به فضایل و نیکی ها عطرآگین شده بود. هر کس در آثاروجودی و زندگی آن بزرگوار تحقیق کند، در برابر خود زنی را می بیند که نُماد حق، فضیلت، شجاعت،جوانمردی، فصاحت، قدرت روحی و پاکی و پرهیزگاری است».
امام سجاد(ع) فرمودند: «عمه ام زینب، در مسیر کوفه به شام نیز نمازهای واجب و نافله خود را به طور کامل به جا می آورد ودر برخی از منزل ها نماز خود را نشسته به جا می آورد. علت این کار را از او پرسیدیم، فرمود: به دلیل شدت ضعف و گرسنگی است که نشسته نماز می خوانم؛ زیرا حضرت زینب(س) سهم غذای خود را که یک قرص نان بود، بین کودکان تقسیم می کرد»
نیابت خاص حضرت زینب(س)

شیخ صدوق(ره) می فرماید: «حضرت زینب(س)، از برادر بزرگوارش سیدالشهدا(ع) نیابت خاص داشت و پس از شهادت سالار شهیدان(ع)، تا هنگامی که امام سجاد(ع) در بیماری بود، مردم در مسائل حلال وحرام به آن بانو رجوع می کردند».
حضرت زینب(ع) از راویان حدیث بود

شیخ طبرسی می گوید: «حضرت زینب(س) روایات بسیاری از مادر گرامی اش نقل کرده است. هم چنین گفته اند:ایشان از پدر و مادر و برادران بزرگوارش و نیز از ام سلمه و ام هانی و برخی از زنان حدیث نقل کرده است واز جمله راویانی که از او حدیث شنیده و نقل کرده اند می توان به ابن عباس، امام سجاد(ع)، همسرش عبداللّه بن جعفر و فاطمه صغری دخت گرامی امام حسین(ع) اشاره کرد».
عبادت حضرت زینب(ع)
حضرت زینب
ادامه نوشته

زینب نماد صبر ، اسوه پایداری

ثمره پیوند عرشی فاطمه(س) وعلی(ع)را که روح و جان پیامبرند،جز پیامبر(ص)نمی شناسد و جز او شایسته نامگذاری نیست و چنین است که پیغمبر خدا(ص)سومین نوه خود را در آغاز ولادت می بوید ،می بوسد و نام زیبای’زینب’را برایش برمی گزیند ،امین وحی او را’زینب’می نامد،’زین اب’،یعنی’زینت پدر’.
کمتر از پنج سال از عمر شریف حضرت زینب(س) در کنار پیامبر(ص) و در دامن پرمهر فاطمه (ع) گرانبهاترین اندوخته های معنوی و عرفانی او را برای بیش از ۵۰ سال مبارزه و استقامت فراهم می آورد.

زینب خردسال پس از شهادت مادر ،حامل رسالت ایشان می شود و صبر و پایداری را از همان دوران خردسالی می آموزد .

زندگانی او پس از شهادت پیغمبر (ص) و شهید شدن مادر، اگر چه همواره در مظلومیت و محرومیت می گذرد، ولی هرگز سازش و تسلیم نمی پذیرد و چه در زمان خانه نشینی پدر و چه در دوران حکومت پنج ساله حضرت علی (ع) آرام نمی نشیند و آنچه را که از مادر به ارث برده و از علم،مدیریت و اخلاق پدر فرا گرفته است،برای بیداری خفتگان و آگاهی فریب خوردگان و هدایت رهجویان به کار می گیرد.

ادامه نوشته

واجب بودن زیارت امام حسین (ع)

راى زيارت‏ هيچ امامى، به اندازه زيارت حسين بن على(ع) در ( كربلا ) تاكيد نشده است.

حتى براى زيارت رسول خدا(ص) هم آن همه سفارش و دستور نيست.

گاهى در روايات،زيارت ( كربلا )، از زيارت ( كعبه ) هم برتر و بالاتر به حساب آمده است و براى زيارت سيدالشهدا، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است، بايد راز قضيه را فهميد.

لحن و بيانى‏كه در احاديث مربوط به زيارت سيدالشهدا(ع) به كار رفته است، بسيار جدى و آميخته با تاءكيدات فراوان است.

ضرورت‏زيارت را در هر حال و همواره مطرح مى‏كند، آن را براى يك شيعه و پيرو امام، در حد يك ( فريضه ) مى‏شمارد، ترك آن را بسيار ناپسند مى‏داند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمى‏آورد و به رسميت نمى‏شناسد.

ادامه نوشته

روز ظهور مهدي(ع) مقارن با عاشوراست

يکي از مطالب اسرار آميز حضرت ولي عصر (عج) تقارن روز ظهور آن حضرت با روز عاشوراي حضرت سيدالشهدا (ع) و روز شهادت جانگداز آن امام مظلوم و پيشواي آزادي است. اصل تقارن اين دو جريان و مصادف بودن روز ظهور با روز شهادت امام حسين (ع) مطلبي است که در عده اي از روايات اهل بيت عليهم السلام وارد شده است. ابوبصير مي گويد حضرت ابوجعفر امام باقر (ع) فرمود:

«يخرُجُ القائِمُ (ع) يومَ السَّبت يئمَ عاشُورا اَليوم الذِي قُتِلَ فِيهِ الحُسَين (ع)»(1)

قائم آل محمد عليهم السلام در روز شنبه روز عاشورا همان روزي که حسين (ع) در آن کشته شد، خروج خواه کرد.

و نيز از حضرت صادق (ع) نقل کرده که فرمودند:

«اِنَّ القائِمُ صَلواتُ الله عَلَيه ينادِي اِسمَهُ لَيلَهَ ثَلاثَ وَ عِشرِين وَ يقُومُ يومَ عاشُورا يومُ قُتِلَ فِيهِ الحُسَين بن عَلِي عليهماالسلام»(2)

حضرت ولي عصر (ع) در شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان به نام شريفش ندا مي شود و در روز عاشورا روزي که حسين بن علي عليهماالسلام در آن کشته شد، قيام خواهد کرد.

ادامه نوشته

خاك كربلا در دست على عليه السلام

حرثمه مى گويد:

چون از جنگ صفين همراه على عليه السلام برگشتيم ، آن حضرت وارد كربلا شد. و در آن سرزمين نماز خواند. آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آنرا بوئيد سپس فرمود:

واها لك يا تربة ليحشرنَّ منك قوم يدخلون الجنّة بغير حساب

آه اى خاك ! حقّا كه از تو مردمانى برانگيخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند.

وقتى حرثمه به نزد همسرش كه از شيعيان على عليه السلام بود بازگشت ماجرائى را كه در كربلا پيش آمده بود براى وى نقل كرد، و با تعجب پرسيد: اين قضّيه را على عليه السلام از كجا و چگونه مى داند؟

ادامه نوشته

هشت خاصّيت بی همتای تربت كربلا

تربت حضرت سيد الشّهداء بر اساس روايات موثّق آثار فراوانى دارد، از آن جمله :
1 - طبق روايات رسيده سجده كردن بر تربت حضرت حسين عليه السلام موجب قبولى نماز است ، كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
السُّجُودُ عَلى تُربَة الحُسين عليه السلام يَخرِقُ الحُجبُ السَّبعة .
سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام هفت حجاب را از (منع قبولى آن ) نماز بر مى دارد.
ادامه نوشته