نحوه ثواب گریه بر امام حسین (ع) چگونه است؟

صرف شركت در مجلس امام حسین علیه السلام به معنای مورد تایید بودن و مورد عنایت بودن نیست زیرا چه بسا افرادی با اغراض شیطانی در این مجالس شركت می كنند.
گریه بر امام حسین علیه السلام شاه بیت اعمال است. دستگاه امام حسین علیه السلام نقطه اتصال خوبی برای وصل شدن به خداست.

در کتاب کامل الزیارات روایت آمده است که گریه برای امام حسین علیه السلام، اولیای دین مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها السلام را خوشحال می کند. شاد کردن دل ایشان مانند مرحمی است که بر دل ایشان گذاشته می شود.

بر این اساس می توان به اهمیت مجالس روضه اهل بیت علیهم السلام اذعان بیشتری داشت.
اصلاً چرا ما برای اباعبدالله علیه السلام اشک می ریزیم؟

1. چون سید الشهدا علیه السلام مظهر اعتقادات ماست، امامت جزء لاینفک دین ماست؛

2. چون امام حسین علیه السلام مظهر فضیلت است، ما بر فقدان این همه فضایل اشک می ریزیم؛

كسی كه عاشق امام حسین علیه السلام شده و بر مظلومیت او می گرید، نسبت به نماز بی اعتنا نیست و نسبت به نمازهایی كه قبل از آن از وی فوت شده نیز، احساس وظیفه می كند

سید بن طاوس می فرماید: اگر به ما فرمان عزاداری نمی دادند، عاشورا جشن داشت. بعد حفظ عاشورا جشن دارد اما بعد مصیبتی آن چنین نیست. اگر تیر به دست کسی بخورد شما متأثر می شوید. چگونه ممکن است جلوی چشم انسان بچه ای قطعه قطعه شود، آدم ساکت بنشیند و به حال او اشک نریزد. این گریه ها، گریه ضعف نیست، گریه بیچارگی نیست، این است که برای گریه بر امام حسین این قدر ثواب وارد شده است. (به نقل از حجة الاسلام فرحزادی)

بهشتی شدن بدون قید و شرط ممکن نیست

روایات ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام فراونند. اما در هیچ روایتی نیامده كه اگر كسی بر امام حسین علیه السلام گریه كند بدون شرط و قید و قطعاً بهشتی است تا با آیات و احادیث ذكر شده منافات داشته باشد، بلكه گریه بر امام حسین علیه السلام كه یك كار بسیار ارزشمند است، مانند دیگر اعمال صالح زمانی قبول در گاه خدا می باشد كه از فرد با تقوا سر بزند و گریه كننده را به بندگی و همرنگی با امام حسین علیه السلام سوق دهد.

ادامه نوشته

سه "گناهی" که کیفر آن ها تا قیامت نمی ماند

توجه ویژه داشتن، به ارزش و مقام پدر و مادر و احترام به آنها ، محترم دانستن حق دیگران و ترس از ظلم به طرق مختلف به مردم ، شکرگزار بودن در مقابل پروردگار و صدها مورد دیگر از مواردی هستند که با دیدن خلاف این ها، آهی بلند را از ما بلند می کند و با گفتن جمله ی "یاد قدیم ها بخیر" افسوسمان را دو چندان می کند.

در روایتی پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله، به مواردی که در بالا به عنوان مثال اشاره شد ، متذکر شده اند و در این رابطه فرموده اند:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می شود.)

1 - عاق پدر و مادر         2 - ظلم و تجاوز به مردم     3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی. (بحار الانوار، ج 74، ص 74)    

در ادامه در باب این موضوع با ما همراه باشید ...                                                           

این روزها همه چیز عوض شده، خیلی از چیزها  رنگ و بوی سابق را ندارد؛ یکی از آنها هم احترام به پدر و مادر است ...

گاهی ما چنان با پدر یا مادر خود صحبت می کنیم که گویی طلبکار هستیم و حق و حقوقمان را خورده اند.

گاه در پاسخ محبت بی حد و حصرشان چنان ناسپاسی می کنیم که قلبشان به درد می آ ید.

جوانانی دیده می شوند که سریعاً به پدر و مادرشان پرخاش می کنند، گاه جواب پرسش هایشان را نمی دهند و گاه با بی اعتنایی از کنارشان رد می شوند و بی مهابا انگار نه انگار که خداوند متعال به صراحت گفته است که حتی یک «اف» هم به ایشان نگو.

به رفتار خودمان و اطرافیانمان نگاه کنید " اف" که خوب است بعضی ها حتی دست تعرض به سمت ایشان دراز می کنند. چه بسیار افرادی که به راحتی به آنها ناسزا می گویند و حتی کتکشان می زنند. این خیلی دردناک است ولی واقعیتی است که وجود دارد.

ادامه نوشته

راه نجات از افکار شیطانی

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّه هوَ السَّمیع الْعَلیم»؛ «و هر گاه وسوسه هایى از شیطان متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنوده و داناست!» [فصلت، آیه 36]
بنابراین، بهترین کار این است که در آن لحظه به جای پناه بردن به شیطان و انجام گناه، به خدای متعال پناه برد و از او یاری بجوییم. البته برای این که بتوانید در آن لحظات بحرانی واقعا از خداوند یاری بجویید، لازم است که در زمان های دیگر هم مراقبت کنیم و اهل ذکر باشیم. شیطان هیچ وقت دست بردار انسان نیست، پس باید همواره مراقب بود و با ذکر کثیر، دل و جان خود را به سوی بندگی خداوند سوق داد: «یا أَیّهَا الَّذینَ آمَنوا اذْکروا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً»؛ اى کسانى که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید.» [احزاب، آیه۴۱]



استغفارهایی هم که برای طول روز بیان شده انجام دهید. این استغفارها موجب می شود که هر روزه خود را شستشو دهید و اجازه ندهید که شیطان به شما نزدیک شود: (بعد از نماز صبح، صد بار بعد از نماز عصر، هفتاد بار قبل از خواب، صد بار) .افکار انسان ها مانند اتومبیلی است، که اگر کنترل نشود ممکن است به هر طرف برود، اما یک راننده ماهر می تواند آن را در یک مسیر صحیح به حرکت در آورده و به سر منزل مقصود برساند. برای کنترل و هدایت افکار سعی و تلاش زیادی لازم است تا دچار وسوسه های شیطانی نشود. اگر انسان اثرات و عواقب افکار ناپسند را در نظر داشته باشد سعی خواهد کرد فکر خود را در مسیر صحیح هدایت کند.

ادامه نوشته

«ان شاء الله» گفتن کجای قرآن آمده؟!

در کدام آیه قرآن کریم اشاره به گفتن ان‌شاء الله گفتن در هر کار شده است؟

پروردگار کریم در آیات 23 و 24 سوره کهف سفارش می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ ...‏»؛ و هیچ‌گاه با قاطعیت مگو که فردا چنین کاری را انجام خواهم داد، مگر آن ‌که آن‌ را وابسته به خواست و مشیت پروردگار نمایی.

از این آیه می‌توان برداشت کرد که گفتن ان‌شاء الله در هر کاری مطلوب است.

علاوه بر این، آیات بسیاری وجود دارند که همین عبارت «ان‌شاء الله» در آنها به نقل از خود پروردگار و پیامبرانش آمده است .

بعضی وقت ها متاسفأنه پیش می آید که برخی افراد خیلی راحت در مورد آینده تصمیم گیری های جدی ای را انجام می دهند و مثلا می گویند در فلان زمان من حتما فلان کار را انجام خواهم داد، با اینکه حتی از پنج دقیقه بعد خود هم خبر ندارند که اصلاً زنده هستند یا نه و یا در آن زمان خاص، آیا شرایط مختلف امکان انجام آن کار را برای آن فرد محقق می سازد یا نه و مسائلی از این قبیل ...

لذا یک دستور کلّی در این آیه به مۆمنین گوشزد شده که:

هرگز در مورد كارى نگو «من بعدا آن را انجام مى دهم» وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْء إِنِّی فاعِلٌ ذالِكَ غَداً ؛ ‌بلکه کمی آینده نگر باش و بگو : «مگر اینکه خدا بخواهد : إن شاءَ اللّهُ»

حداقل فایده این کار علاوه بر اینکه خود را در مقابل خداوند متعال خاضع نشان می دهیم آن است که اگر بر فرض در تحقق آن فعل تلاش نمودیم، اما به هر دلیل ممکن نشد که آن را انجام دهیم، خُلف وعده و یا دروغی از ما سر نزده زیرا تحقق آن فعل را مشروط به خواست و اراده خداوند متعال نموده بودیم .

حال بر فرض به علت فراموشی، قولی نسبت به آینده دادیم (به دیگران و یا حتی به خودمان) و تصمیمی گرفتیم ولی بعد به یادمان آمد (با اینکه حتی از چند دقیقه آینده خود نیز آگاه نبودیم) تصمیمی را گرفتیم که هیچ از تحقق آن مطمئن نیستیم ؛در این هنگام که یادت افتاد، پروردگارت را به خاطر بیاور، و بگو: «امیدوارم كه پروردگارم مرا به راهى روشن تر از این هدایت كند.»

 

ادامه نوشته

جایگاه خدای متعال در زندگی ما

بعضی وقت ها ما برای دیگران تو زندگی هامون، نقش هایی قائل می شویم که شایسته آن نیستند ،و اصلاً در حدی نیستند که ما براشون اونقدر جا باز می کنیم، و گاهی هم به بی راهه می رویم و خدا را تا حدی کم رنگ می بینیم که حتی یادمان می رود نفس های ما دست او است .

می خواهم از خود قرآن کریم یک مقایسه ای بین نقشی که خدای متعال تو زندگی هایمان دارد و در مقابل جایگاه و نقش غیر خدا داشته باشم تا تفاوت بین این دو را ببینیم،و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این نقش ها وجود دارند.

خدا

خدا برای ما

1- آفریدگار ماست:

خَلَقَ الْإِنسَانَ : انسان را آفرید .(الرحمن:3)

2- پروردگارتمام دنیاست: رَبِّ الْعالَمینَ(حمد:2)

3- ما را خیلی دوست دارد:

... إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَۆُوفٌ رَّحِیمٌ : ... همانا خداوند به مردم رئوف و مهربان است .(بقره:143)

4- دعاهای مارا می شنود

... إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعَاء : ...تو شنواى دعایى . (آل عمران:38)

5-به داد ما می رسد:

أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ ... : (آیا آن شریكان بهترند) یا كسى كه (دعاى) شخص گرفتار را هنگامى كه او را مى‏خواند، پاسخ مى‏دهد و آسیب و گرفتاریش را برطرف مى‏سازد .... .(نمل:62)

6- ما را به خوبی ها راهنمایی می کند:

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ : و كسانى كه در راه ما (با نفس خود و دشمن ما) جهاد كردند به یقین آنها را به راه‏هاى (وصول به مقام قرب) خود راهنمایى مى‏كنیم، و براستى خدا با نیكوكاران است. (عنکبوت:69)

 

ادامه نوشته

توصیه طلایی قرآن مجید به دختران

خانوووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟؟ خانوم  برسونمت؟؟؟؟؟؟؟ خانوم چند لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟

اینها جملاتی بود که  هر روز دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا”‌ اهل این حرفـــــها نبود… این قضیه به شدت آزارش می داد.تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.

دختران

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت… شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….! دخترک وارد حیاط امامزاده شد…خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…دردش گفتنی نبود….!!!!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد… وارد حرم شدو کنار ضریح نشست. دیوارهای اطراف ضریح توجه دخترك را به خودش جلب كرد روی یكی از آنها این آیه از قران مجید نوشته شده بود:

(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُۆْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُۆْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً: اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مۆمنان بگو: «پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیكتر است، و خدا آمرزنده مهربان است.)(الأحزاب :  59)

چندین بار این آیه را زیر لب و با صدای گریان خواند و اشك از چشمانش سرازیر بود  و از خداوند برای حل مشكلش كمك می خواست تا اینكه خواب چشمانش را فرا گرفت و چند لحظه ای خوابید. ساعتی بعد دخترك با صدای خادم حرم از خواب بیدار شد (خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!)

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت 8 خود را به خوابگاه برساند… به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…

امــــا…اما انگار چیزی شده بود… دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..! انگار محترم شده بود… نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد! دیگر خبری از متلك های شیطانی نبود .

برای اولین بار بود كه این قدر احساس امنیت می كرد.با خود گفت: مگه میشه این قدر  زود دعایم مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود! یک لحظه به خود آمد… دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!

ادامه نوشته

3 عامل در پوشاندن گناهان

در وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) آمده است :‌ سه چیز باعث پوشاندن گناهان است: آشکارا سلام کردن، طعام دادن، خواندن نماز شب در حالی که مردم خوابند.

سلام

سلام کردن یکی از سنت های اسلامی است که بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. لازم است یک مسلمان این سنت حسنه اسلامی و دینی را زنده نگه دارد. اما سلام کردن هم مثل هر کار دیگری آداب و اصول خودش را دارد! این کار که سبب می شود میان برادران و خواهران دینی الفت و دوستی شکل بگیرد روش و آدابی دارد که بزرگان دینی آن را به روشنی طرح نموده اند تا هم از مزایای دنیوی و هم اجر اخروی آن برخوردار شویم و چیزی را از دست ندهیم ولو به قدر یک سر سوزن!

 
«سلام» اسم خداست

خداوند متعال اسامی و نام هایی دارد که هر یک از آنها حاکی از یک صفت و حقیقتی در ذات حق تعالی است. «سلام» هم یکی از این اسامی و صفات است که به معنای سلامتی و سلم و دوستی است. خداوند متعال در سوره مبارکه حشر خود را به این نام خوانده است؛ آنجا که می فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ » ؛ اوست خداوند یگانه ای که جز او معبودی نیست، مالک و حاکم است و از هر عیبی منزّه می باشد، به کسی ستم نمی کند. (حشر/23)

 
اجازه مخصوص سلام!

خداوند متعال به بندگان خود اجازه داده است که در هنگام ملاقات با یکدیگر نام او را به هم هدیه دهند که با این کار همه ی خوبی ها و خیرات را نصیب هم می گردانند. از این رو سلام کردن بسیار مورد توصیه است به طوری که بر آغاز گر سلام و کسی که در احیاء این سنّت الهی پیشی بگیرد، برکات و نصیب برتر و بهتری وجود دارد.

امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل فرمودند که حضرت فرمودند: شایسته ترین مردم نزد خدا و رسولش کسی است که سلام را آغاز کند. همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: آغاز کننده ی به سلام به خدا و رسولش نزدیکتر است.

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل فرمودند که سلام کردن مستحب و پاسخ آن واجب است. و شاید بشود مثال این روزگار ما را ایمیل و تلفن و چت و غیره هم دانست (البته با رعایت موازین شرعی!!)

سلام را فراموش نکنید!

در این سنت حسنه نه تنها آغاز کننده بودن یک توصیه ی خوب است بلکه بلند سلام کردن هم یکی دیگر از ادبهای این رسم نیکوست. امام محمدباقر (علیه السلام) فرمودند: خدای عزّو جل بلند سلام کردن را دوست دارد. همچنین امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارشان نقل فرمودند که در وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) آمده است: سه چیز باعث پوشاندن گناهان است: آشکارا سلام کردن، طعام دادن، خواندن نماز شب در حالی که مردم خوابند.

امام صادق (علیه السلام) در حدیث شریف دیگری فرمودند: هر کس چهار چیز برای من تعهد کند من چهار خانه در بهشت برای او تضمین می کنم (که یکی از آنها) آشکارا سلام کردن در همه جاست.

 
سلام نکنی بخیلی!

اهمیت احیاء این سنت نیکو و این پدیده ی اجتماعی تا بدانجاست که خودداری از سلام کردن از نشان های بخل شمرده شده است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خدای عز و جل فرمود: بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.

این موضوع تا جایی اهمیت دارد که سلام کردن بر همه حتی بر کودکان توصیه شده است. امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل کرده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: پنج چیز را تا آخر عمر رها نخواهم کرد. (که یکی از آنها) سلام کردن بر کودکان است تا بعد از من سنّت (رسم) باشد.

پس نباید بخل ورزید حتی در مقابل کودکان و این از آموزه های گرانقدر اسلامی است.

همچنین نباید در سلام کردن میان افراد تفاوت قائل بود. امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر کس فقیر مسلمانی را ملاقات کند و به گونه ای بر او سلام نماید که با سلام بر ثروتمند فرق داشته باشد در روز قیامت خداوند را در حالی ملاقات می کند که خداوند بر او خشمگین است.

ادامه نوشته

بهترین و بدترین مخلوقات چه کسانی هستند؟

آیه خیر البریة و شر البریه به چه آیه‌ای در قرآن می‌گویند؟ آن‌ را توضیح دهید که چرا به این نام خوانده شده است؟

گناه

در قرآن کریم بدترین و بهترین مخلوقات این‌گونه بیان شده‌اند: «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ، إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ»؛[1] کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ‌اند، جاودانه در آن می‌مانند آنها بدترین مخلوقات‌اند! (امّا) کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات خدایند.

این دو آیه بدترین و بهترین مخلوقات را بیان می‌کنند. در برخی از روایات، مصادیقی برای این آیه ذکر شده است:

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «امام على(علیه السلام) پیش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در خانه‌ی ام سلمه رسید، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هنگامى که على(علیه السلام) را دید فرمود: اى على! حالت چگونه خواهد بود در آن هنگام که همه ملت‌ها جمع شوند و میزان‌هاى عدل نصب گردند و مردم را براى حساب و محاکمه آماده سازند. در این هنگام، اشک از دیدگان امام على(علیه السلام) جارى شد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اى على! چرا گریه می‌کنی؟ به خداوند سوگند، تو و شیعیانت در آن روز با چهره‌هاى سفید و سیراب در محشر حاضر می‌شوید، صورت‌هاى آنها نورانى، شاداب و خندان هستند. در آن روز دشمنانت را حاضر می‌کنند در حالى ‌که صورت‌هاى آنان سیاه‏ است آنها افرادى شقى و بدعاقبت و معذب هستند، مگر نشنیده‌ای که خداوند فرموده: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ»، اینها تو و شیعیانت می‌باشند، ولى آنهایى که کافر شدند و آیات ما را انکار کردند، بدترین مردم هستند (أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ) و این گروه دشمنان شما می‌باشند».[2] در این روایت برای «شرّ البریّة» و «خیر البریّة» مصداقی بیان شده است.

این مضمون در بسیاری از روایات ذکر شده است[3] که در این‌ جا به ذکر روایت بالا بسنده می‌شود.

حق و حقیقت که همان اسلام باشد آشنا شدند، ولی از پذیرش آن خودداری کردند. آنها حق را دیدند و فهمیدند ولی برای نفس و منافع خود، از پذیرش آن خودداری می‌کنند؛ آری اینان شایسته صفت بدترین مخلوقات خداوند ‌هستند

نکته دقیقی در این ‌جا وجود دارد که لازم به ذکر است؛ ایمان و به تبع آن مومنان، دارای مراتبی هستند که هر یک از آنها را در رتبه‌ای قرار می‌دهد و برای هر یک جایگاهی را مشخص می‌کند. بنابر روایات مذکور، امیرالمومنین علی(علیه السلام) و شیعیان آن حضرت در صدر این گروه، بعد از نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار دارند، یعنی بعد از این ‌که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) به پیامبری مبعوث شد و اسلام، ادیان پیشین خود را نسخ کرد؛ مسلمانان صاحبان ایمان واقعی شدند و در میان اینها نیز حضرت علی(علیه السلام) و شیعیان ایشان قرار دارند که بدان‌ها می‌توان خیر البریه را اطلاق کرد. البته در میان اینها نیز مراتبی وجود دارد؛ امام علی(علیه السلام) از شیعیان خود برتر است و در میان شیعیان ایشان نیز مراتبی وجود دارد که برخی را بر برخی دیگر برتری می‌بخشد. با این حال، اینان گروهی را تشکیل می‌دهند که می‌توان آنها را خیر البریه دانست. همچنین باید توجه داشت پیامبر‌(صلی الله علیه و آله) از تمام مومنان، حتی آنها که خیر البریه نامیده شده‌اند، برتر است ولی این بیان مصداق خیر البریه، در مقام بیان بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌باشد.

به ‌علاوه؛ برخی از کلمات این آیه باید مورد دقت بیشتری قرار گیرد؛ برای نمونه، از تعبیر «کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ» به دست می‌آید که همه مشرکان و اهل کتاب مورد نظر روایت نیستند، بلکه منظور مشرکانی هستند که با حق و حقیقت که همان اسلام باشد آشنا شدند، ولی از پذیرش آن خودداری کردند. آنها حق را دیدند و فهمیدند ولی برای نفس و منافع خود، از پذیرش آن خودداری می‌کنند؛ آری اینان شایسته صفت بدترین مخلوقات خداوند ‌هستند.

ادامه نوشته

انسان نادم در قیامت هر دو دستش را می‌گزد

قرآن کریم می‌فرماید: انسان در قیامت، دستش را و بلکه هر دو دستش را به دندان می‌گزد که کنایه از شدت ندامت و حسرت است.

قیامت

یکی از سۆالات اساسی که هر انسان عاقلی حداقل یک بار باید از خود پرسیده باشد این است که کار خود را روی چه پایه‌ای استوار سازیم؟ مبنا و اساس زندگی‌ ما چیست؟

با این سۆال مشخص می شود که یک انسان چه قدر می تواند عاقل باشد و فهمیده است که که آمدنش به این دنیا لغو و عبث نبوده که چند سالی بخورد و بخوابد و اعمال شهوات حیوانی بنماید و بعد بمیرد و بپوسد. او فهمیده که اینجا مدرسه و دانشگاه است. آمده‌ایم اینجا تحصیل معارف کنیم و خود را برای حیات ابدی و زندگی جاودانه‌ پس از مرگ آماده سازیم. بنابراین نیاز به برنامه‌ خاصی داریم که زندگی خود را با آن تنظیم کنیم و آن برنامه را نیز باید از کسانی بگیریم که هم عالم به آن برنامه هستند و هم عامل به آن. یعنی آنها علماً و عملاً الگو و سرمشق ما هستند.

خدا درباره‌ رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرموده است: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ رسول خدا اسوه و الگو برای شماست که باید در تمام اعمال از عبادات و معاملات و معاشرات در زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی، از او سرمشق بگیرید. آنگاه فرموده است: «... لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ»

البته کسانی این تأسی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را وظیفه‌ خود می‌دانند که امید و رحمت و مغفرت از خدا و ایمان به حساب و کتاب روز جزا دارند و اعتقاد به این پیدا کرده‌اند که این عالم، خدا دارد و آن خدا برنامه‌ای برای تنظیم زندگی عالم انسان مقرّر فرموده است و انسان پس از مرگ هم در عالم دیگری زنده است و سعادت آن جهانی‌اش در گرو اعمال و اخلاقی است که با اتباع از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در همین دنیا به دست آورده است؛ از این رو خداوند متعال فرموده است:

«وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا»؛

«... آنچه را که رسول(صلی الله علیه وآله) از جانب خدا آورده است بگیرید و بر طبق آن عمل کنید و از آنچه که نهی فرموده‌ است، از ارتکاب آن خودداری نمایید...»

 
حسرت بی‌پایان در روز قیامت

و این اسوه‌ها یعنی رسول خدا و امامان معصوم(علیه السلام) و بعد از آنها، علما و بزرگان دین چقدر ارزنده‌اند و سعادت بخش به زندگی ما در دنیا و آخرتند ولی ما الان پی به ارزش آنها نمی‌بریم، تا وقتی که بمیریم؛ روز قیامت که برپا شد، آن روز می‌فهمیم، عجب! چه الگوها و سرمشق‌هایی داشته‌ایم و دنبالشان نرفته‌ایم و اکنون به این بلا و عذاب دائم مبتلا شده‌ایم که قرآن مجید می‌فرماید:

«وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا»؛

ظاهرا مراد از "ظالم" جنس ستمگر باشد، و آن عبارت است از هر کسى که به هدایت رسول به راه راست نرود، و نیز مراد از رسول هم جنس رسول است، هر چند که از نظر مورد مراد از "ظالم" ستمگران این امت است، و مراد از"رسول" رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است

از جمله صفات صحنه قیامت و سرگذشت بیگانگان آن است که از نظر ندامت و پشیمانى و آتش حسرت روانى نیروى تفکر را از دست داده دو دست خود را با دندان هاى خود مى گزد و فریاد برمى آورد اى کاش با رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و رسولان رابطه اعتقادى و دوستى و آشنائى داشته و بر قرار مى نمودم تا اینکه در این صحنه خطرناک از رابطه و دوستى با او استفاده مى نمودم و از پیشگاه کبریائى از من شفاعت و وساطت مى نمود و از عقوبت مرا رهائى مى بخشید.

قرآن از روزی خبر می دهد که تبه کار از حسرت تباهی عمر دست خود را گاز می گیرد: "ویوم یعض الظالم علی یدیه یقول یلیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا * یویلتی لیتنی لم أتخذ فلانا خلیلا * لقد أضلنی عن الذکر بعد إذ جاءنی و کان الشیطن للإنسان خذولا " سوره ی فرقان، آیات 27 ـ 29؛روزی که ستمگر دست حسرت به دندان گرفته گوید: ای کاش من در دنیا با رسول خدا راه دوستی و طاعت پیش می گرفتم. وای بر من ای کاش فلان بدکردار را دوست نمی گرفتم که دوستی او مرا از پیروی قرآن و رسول محروم ساخت و گمراه گردانید. آری دوستی شیطان برای انسان مایه ی گمراهی است.

ادامه نوشته

بالاخره با ترس دعا کنیم یا با آرامش؟!

قرآن کریم یکی از حالات دعا را، اضطرار، پریشانی و ترس ذکر کرده، و از سوی دیگر آمده: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» چگونه انسان با ترس و پریشانی دعا کند، در حالی که یاد خدا مایه آرامش است؟

پاسخ :

یكی از مسائلی كه در همه ادیان به خصوص دین اسلام مورد توجّه خاصّ قرار گرفت، مسئله دعا و راز و نیاز با خالق جهان است، انگیزه دعا این است كه بشر چون از هر نظر ناتوان محض، و نیازمند و ... بوده، و از طرفی در محیطی زندگی می‌كند كه محلّ حوادث و هدف بلاها و عوارض جسمی و روحی و دچار اذیّت‌های انسانی و حیوانی و درونی و بیرونی می ‌باشد؛ و با توجّه به این كه آرزوی او ترقّی و تكامل و رسیدن به كمالات دنیوی و اخروی است، و بالاترین هدفش آن است كه به درجه اعلایی از انسانیت و عبودیّت برسد، چاره‌ای نیست جز این‌ كه دست به دعا بردارد، و از خالق هستی مدد طلبد.

تضرّع به طوری كه راغب در مفردات گفته به معنای اظهار بیچارگی، و درماندگی است. به همین جهت در مقابل آن، خفیه را به كار برده كه معنای پوشیدگی است.[1] به عبارت دیگر؛ تضرّع به معنای اظهار ضعف و ذلّت است، و خفیه به معنای پنهانی و پوشیده داشتن است. بنابراین آیه اول، دو آداب از آداب دعا را متذكّر شده است: 1. خشوع و تواضع داشتن در برابر خدا،

2. پنهانی دعا كردن تا مبادا دچار ریا شویم.

امّا ذكر؛ یعنی حضور و ظهور چیزی در قلب، یا گفتار و در مقابل آن نسیان و فراموشی است، و ذكر مراتبی دارد: ذكر زبانی و ذكر قلبی.[2]

و اطمینان قلبی به معنای سكون و آرامش قلب است.[3] كه با دفع كردن خطوراتی كه منافی خلوص و حضور قلب است، حاصل می‌شود. با توجّه به معانی الفاظ یاد شده، معلوم می‌شود كه از آیات ذكر شده در سۆال معنا و مفهوم اضطرار و پریشانی و ترس استفاده نمی‌شود، تا تناقض حاصل شود.

منظور از آرامش همان آرامش در برابر عوامل مادّی است، كه غالب مردم را نگران می‌سازد، ولی مسلّماً افراد با ایمان در برابر مسئولیّت‌های خویش، نمی‌توانند نگران نباشند. و به تعبیر دیگر آنچه در آنها وجود ندارد، نگرانی‌های ویرانگر است كه غالب نگرانی‌ها را تشكیل می‌دهد، امّا نگرانی سازنده كه انسان را به انجام وظیفه در برابر خدا و خلق و فعالیّت‌های مثبت زندگی وامی‌دارد، در وجود آنها هست و باید هم باشد، و منظور از خوف از خدا نیز همین است.

ادامه نوشته

ایام نوروز فرصتی برای پر کردن کوله بار ایام حسرت

راجع به ایام فراغت خیلی آیه و حدیث داریم. پیغمبر فرمود: «یَا أَبَاذَرٍّ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ» (بحارالانوار/ج74/ص75) قدر پنج چیز را داشته باش، قبل از پنج چیز دیگر. یکی از آن 5 چیز جوانی است.

جوانی

قدر جوانی تان را بدانید!

«شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ» قدر جوانی‌تان را داشته باشید. تعطیلات عید است. من سراغ دارم آدمی را كه در تعطیلات عید یك كتاب نوشت. كتابش هم الآن چند صد هزار تا چاپ شده است. كتاب مفید كه به چند زبان دنیا ترجمه شده است. فقط هم در ایام عید نوشت. یك مقدار خودمان را جمع و جور كنیم . اتلاف وقت نداشته باشیم.

حضرت امام(ره) می‌فرماید: دور ریختن نصف لیوان آب اسراف است. در بحث اسراف می‌گوید: دور ریختن نصف لیوان آب اسراف است. بعد می‌فرماید: اسراف گناه كبیره است و گناه كبیره انسان را فاسق می‌كند.

این یعنی چه؟ یعنی وقتی بنده وضو می‌گیرم، زیاد برای وضو آب ریختم، چون آب زیاد ریختم اسراف كردم، حالا چه رسد به بنزین و نفت و چه رسد به كاغذ و كتاب و چه رسد به و الی آخر... دور ریختن نصف لیوان آب اسراف و اسراف گناه كبیره است. گناه كبیره سبب فسق است، یعنی شما دیگر پشت سر او نمی‌توانی نماز بخوانی. چون او در وضو زیاد آب می‌ریزد. اسراف می‌كند، اسراف گناه كبیره است، آن فرد از عدالت می‌افتد .

استفاده از فرصت جوانی

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نوجوان‌ها را دریابید، قبل از آنكه دیگران كله‌های اینها را از حرف انحرافی پر كنند. یعنی نوجوانی یك فرصت است. دو نعمت است كه قدر آن معلوم نیست. یكی سلامتی، یكی فراغت. سلامتی و فراغت! به هر حال تفریح و عید و دید و بازدید سر جایش، اما غافل نشویم.

روز قیامت، روز حسرت

امام سجاد در صحیفه می‌فرماید: «و استفرغ ایامی فی ما خلفتنی له» خدایا این فرصت‌هایی كه من دارم در یك فرصتی قرار دهم، كه بتوانم روز قیامت جواب بدهم. حدیث داریم روز قیامت لحظه‌های عمر جلوی آدم نشان داده می‌شود، مثل نوار قلب هست كه نشان می‌دهند. در بیمارستان قلب نوار قلب را نشان می‌دهند. می‌گوید: لحظه‌ها می‌آید از جلوی چشم آدم می‌رود، آن لحظه‌هایی كه هدر رفته و فرصت‌هایی كه از دست داده یك حسرتی می‌خورد.

ادامه نوشته

راهکارهایی برای جلوگیری از بدحجابی

قرآن کریم به عنوان کتاب مقدس مسلمانان، آگاهی دهنده در بسیاری از امور و رازهای هستی است این کتاب نه تنها درباره مسائل دینی که در مورد مسائل اجتماعی هم دارای برنامه و راهکار است.

بدحجاب

قرآن کریم درباره رعایت حجاب که به عنوان یک امر ضروری در اسلام، شناخته می شود، نیز راهکارهای متعددی را ارائه داده است. بکارگیری این راهکارها در جوامع اسلامی می تواند تبعات ناشی از بی حجابی و بدحجابی را تقلیل داده یا به طور کلی از میان بردارد. این راهکارها که بخشی از آن مربوط به نوع پوشش زنان در جامعه است شامل:

1- ارائه یک چهار چوب صحیح برای پوشش زن

2- معرفی افراد محرم و نامحرم در قران کریم در سوره نور (24) آیه 31 ، که شامل محارم رضاعی نسبی و سببی می باشد.

3- آشکار نکردن زینت ها

که در این باره می توان گفت که اسلام دستور به زینت نکردن نداده است بلکه از زینت که باعث جلوه گری و خودنمائی زن در برابر مردان نامحرم می شود نهی نموده است.

قران کریم در این باره می فرماید:

«... لایبدین زینتهن ...»

زنان زینت های خود را آشکار نکنند

4- تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد

که به سه قسم تقسیم می شود:

الف: زینت برای غیر محارم که آشکار نکردن زینت های پنهان است و نگاه به زینت های آشکار در صورتی خالی از اشکال است که خالی از هر گونه قصد لذت و ریبه باشد این حد زینت در آیه مبارکه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زیر با الالتبعولتهن از دستور لایبدین زینتهن استثنا شده است.

ادامه نوشته

چه زمان خوردن و آشامیدن ارزشمند می شود؟

خوردن و آشامیدن با رنگ الهی یكی از گرایش‏های اصلی انسان گرایش به لذت است و یكی از موارد لذت، خوردن و آشامیدن است که فطری است و از نظر اخلاق، حكم به خوب و بد آنها نمی‏توان كرد، چون خوب و بد اخلاقی مخصوص افعال اختیاری است كه برای رسیدن به هدف خاصی انجام می‏گیرد. اما این‏ها افعال نیستند، میل‏های فطری و طبیعی‏اند كه خدا در سرشت انسان قرار داده است.

خوردن

فطری بودن خوردن و آشامیدن علاقه به لذتِ خوردن و آشامیدن یك امر فطری است و مورد مدح و ذم نیست. برای این مطلب شواهد زیادی از آیات كریمه قرآن می‏توان به دست آورد که به نمونه ای از آن ها اشاره می نماییم :

1- آیاتی كه نعمت‏های مختلفی از گیاهان و حیوانات دریایی و خشكی را كه برای رزق و روزی انسان آفریده شده ذكر می‏فرماید. نظیر این آیه : و زمین مرده كه ما آن را زنده كردیم و دانه‏اى از آن خارج ساختیم كه از آن مى‏خورند، براى آنان نشانه‏اى است (بر امكان معاد).و در آن، باغ‏هایى از درختان خرما و انگور قرار دادیم و در آن چشمه‏ها شكافته و روان ساختیم.(1)

2- آیاتی که در آن صریحا به استفاده از مأكولات و مشروبات امر شده، نظیر آیه : از پاكیزه‏هایى كه روزى شما كرده‏ایم، بخورید(2) منتها این گونه امرها فقط جواز و رخصت استفاده از آن ها را می‏رساند.

3- آیاتی كه حاکی از خوردن و آشامیدن در قیامت است. پس در قیامت نیز، چنین میلی وجود دارد. نظیر آیه: اهل تقوا در زیر سایه‏ها و بر كنار چشمه‏سارانند، با هر میوه‏اى كه خوش داشته باشند(3) برای مۆمنین و آیه: قطعاً از درختى كه از زقّوم است خواهید خورد. و از آن شكم‌هایتان را خواهید آكند. و روى آن از آب جوش مى‏نوشید. [مانند] نوشیدن اشتران تشنه. (4) برای مجرمین.

 
بعد اخلاقی خوردن و آشامیدن

به طور كلی آن چه از آیات قرآن به دست آمده این است كه اصل خوردن و آشامیدن و لذت بردن از مأكولات و مشروبات فی حد نفسه از نظر اخلاقی نه ارزش مثبت دارد نه منفی.

پس ببینیم علل ارزش و ضد ارزش شدن خوردن و آشامیدن در چیست؟

مردی خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) گفت : دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمود: غذای خود را پاکیزه کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز. لذا بـه مـۆ مـنـان دسـتـور داده شـده فـقـط از غـذاهـای پـاکـیـزه و حـلال اسـتـفـاده کـنـنـد. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ؛ ای مومنان! از روزی پـاکـیـزه کـه بـه شـمـا دادیم بخورید

ادامه نوشته

اگه گناهی داری که نمی توانی ترکش کنی بخوان!

انسان ها با توجه به محیطی که در آن به دنیا می ایند تربیتی که در خانواده می شوند خصوصیاتی که اصطلاحا ارثی هستند، مدرسه ای که می روند، معلمان و اساتیدی که خواهند داشت، دوستانی که در آینده با آنها نشست و برخواست می کنند و ... یک سری صفات خوب و بد را ممکن است بدون زحمت داشته باشند.

نفس

یک نکته ی قرآنی: برسد به دست هرکسی که فکر می کنه گناهی داره که نمی تونه ترکش کنه

شح نفس یعنی بخل شدید قلب که با حرص همراه است.

تعبیر قرآن این است : شح را برای انسان به منزله یک دشمن تلقی کرده‏ است. در آیه 14 سوره تغابن قرآن می خوانیم: «ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم، برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند ، و بعد خداوند چنین فرمود: «انما اموالکم و اولادکم فتنه، اموال شما و فرزندانتان صرفا (وسیله) آزمایشند» (تغابن/15)

در اینجا دیگر ازواج ذکر نشده است. اولاد دو بار، ازواج یک‏بار و اموال هم یک بار ذکر شده است. در آیه‏ مورد بحث می‏فرماید: «و من یوق شح نفسه» شح باز مربوط به مال‏ است. هر کسی که نگهداشته بشود از شر شح، یعنی از این دشمن.

می‏بینیم‏ شح که صفتی مربوط به مال است مانند یک دشمن تلقی شده است. نتیجه این‏ می‏شود که همان‏طور که ازواج و اولاد عملا گاهی به‏صورت دشمن درمی‏آید، مال و ثروت هم گاهی به‏صورت دشمن درمی‏آید ولی آن که دشمن است خود وجود عینی مال نیست بلکه آن صفت قائم به نفس انسان است که نامش ''شح'' است. کسانی که از شر این دشمن نگهداشته بشوند آنها رستگاران‏ هستند، یعنی درصورتی که کسی از این شر نگهداشته نشود هیچ وقت رستگار نمی‏شود.

یادمه چند سال پیش در یک کارگاه تفسیر ، استاد وقتی می خواستند این عبارت قرآنی رو معنا کنند و برای اینکه حسابی مطلب جا بیفتد ماجرای جالبی رو نقل کردند که در حدی که یادم مانده باشد -نقل به مضمون - برایتان تعریف می کنم:

ایشان می گفتند: چند سال قبل که برای ضبط تفسیر با صدا و سیما همکاری می کردم رسیدم به آیه ای در مورد حجاب

خب مطلب را گفتم وقتی ضبط برنامه تمام شد ، خانمی از آن مجموعه که در مصرف پارچه صرفه جویی کرده بود،  آمدند و گفتند امکان دارد چند لحظه وقتتان را بگیرم؟

گفتم: بفرمایید.

ادامه نوشته