ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرد
او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد
مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل
از روي شوق در ره جانانه جان سپرد
*******
گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه
كرده زهرا ناله بر پا از براى جوادالائمه
يوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم
مى‏ دهد جان در ميان حجره ‏ى در بسته مظلوم
*******
یاجواد الائمه! اي خورشيد عشق
اي مولاي جوان من
چه زود غروب کردي!
*******
گشته عالم، غرق ماتم
در عزاي جواد الائمه
کرده زهرا ناله برپا
در عزاي جواد الائمه
شد ز بيداد، شهر بغداد
کربلاي جواد الائمه


امام جواد(ع):
بدان که از ديد خداوند پنهان نيستي
پس بنگر که چگونه هستي!
*******
در ميان حجره يا رب کيست غوغا ميکند
شکوه زير لب ز بي رحمي دنيا ميکند
همسرش از فرط شادي و شعف کف ميزند
زين عمل خود را به عالم خوار و رسوا ميکند

می زنم امروز در کوی توَلاّیت قدم
تا بگیری دست این افتاده را فردا جواد
در گلستان محمد، نخل سرسبز رضا
میوه قلب علی، ریحانه زهرا جواد
*******
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت
آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبم
از سوز عطش، طاقت فریاد نداشت