شام غريبان ترسيم آن لحظاتى است كه شمع وجود سيد الشهدا در راه هدايت خلق آب گشته بود و جسمش عريان روى خاك كربلا. و يا نگاه به شمع شام غريبان تجسم اين بيت است كه:

زينب اى شمع تمام افروخته / يادگار خيمه‏هاى سوخته

و يا يادآور آن لحظاتى است كه زينب عقيله‏ى بنى هاشم، دختر مولا اميرالمؤمنين به راه افتاد تا در تاريكى شب گل‏هاى حرم پيامبر و اطفال حسين را پيدا كند، نور شمع‏ها نشانه‏ى ابراز ارادت و هم‏دردى با زينب است، دختر على! مى‏خواهى با شمع‏هايمان پيش پايت را روشن كنيم تا شايد آسان‏تر در كنار خارهاى مغيلان طفلان حسين را كه از شدت ترس و گرسنگى بيهوش گشته‏اند بيابى؟ شام غريبان، هياهو ندارد، حتى كمتر نوحه مى‏خوانند و به سينه مى‏زنند، بيشتر زمزمه است و بر سر زدن، آن هم آرام، آن گونه كه اطفال خسته حسين در زير خيمه نيم سوخته، شايد لحظاتى آرام بگيرند و در پرتو سكوت شب، فارغ از دردهاى تازيانه و سيلى، لحظاتى بياسايند. در شام غريبان، دشمن خواست كه همه چيز را محو كند، حتى جنايات خويش را، خواست كه كربلا در كربلا بماند و نخواست كه حتى خيمه‏هاى بى صاحب نيز برپا باشد و خواست كه پرتو نور قيام حسين را در تندباد حوادث خاموش كند، غافل از آن كه:

كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زينب نبود/ خيمه‏ها بى پاسبان مى‏ماند اگر زينب نبود

و شمع‏هاى در دست عزاداران، حاكى از خيال خام و شكست دشمن است كه:

دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت / آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست